اوقات فراغت؛ از فرصتی برای شکوفایی تا بستری برای آسیبهای اجتماعی
سپهرغرب، گروه جوانی- صبا اسدی؛ یک روانشناس و مشاور خانواده با تأکید بر اهمیت دوران فراغت گفت: اوقات فراغت یکی از کلیدیترین فرصتهای تربیتی برای کودکان و نوجوانان است؛ دورانی که بهدلیل سهمِ بالای یادگیریهای غیررسمی، نقشی تعیینکننده در رشد عاطفی، شناختی و اجتماعی آنان دارد. کارشناسان بر این باورند که مدیریتِ صحیح و هدفمندِ این دوران، نهتنها زمینهسازِ شکوفاییِ استعدادهاست، بلکه یکی از مؤثرترین راهکارها برای پیشگیری از بروز آسیبهای روانی و اجتماعی بهشمار میرود.
بخش قابلتوجهی از آموختهها و مهارتهای کودکان، خارج از محیط مدرسه و از طریق آموزشهای غیرمستقیم شکل میگیرد. این موضوع نشان میدهد که زمان خارج از مدرسه نیز به اندازه ساعات حضور در کلاس اهمیت دارد و باید برای آن برنامهریزی و مدیریت مناسبی انجام شود.
تفاوت اصلی آموختههای کودکان در اوقات فراغت با محیط مدرسه، در نوع مهارتهایی است که کسب میکنند. در این زمان، مهارتهای ضروری زندگی و روابط اجتماعی مانند مسئولیتپذیری، تصمیمگیری، حل مسئله، کار تیمی، تعهد، خلاقیت و وظیفهشناسی در آنها تقویت میشود. همچنین قوه تخیل و استعدادهایشان فرصت رشد و شکوفایی پیدا میکند.
از این رو، مدیریت اوقات فراغت اهمیت زیادی دارد و باید با در نظر گرفتن همه ابعاد رشد کودک انجام شود. گاهی خانوادهها این زمان را به ادامه برنامههای درسی یا آغاز زودهنگام سال تحصیلی اختصاص میدهند، در حالی که اوقات فراغت باید فرصتی برای فاصله گرفتن از فشارهای تحصیلی باشد؛ مگر اینکه خود کودک با علاقه، شرکت در کلاسهای آموزشی را انتخاب کند.
اوقات فراغت همچنین نقش مهمی در حفظ و ارتقای سلامت روان کودکان دارد. آنها در این زمان میتوانند تنشهای روانی خود را کاهش دهند، احساس همدلی را تقویت کنند و آمادگی ذهنی و روانی بیشتری برای بازگشت به مدرسه بهدست آورند.
در جهت شناخت دقیقتر نیازها و انتظارات نوجوانان از برنامههای اوقات فراغت، ابتدا با چهار نوجوان در گروههای سنی و مقاطع تحصیلی مختلف به گفتوگو پرداختیم؛ سپس به سراغ دکتر احمد قرهخانی؛ مشاور، روانشناس و استاد دانشگاه، رفته تا ابعاد مختلف این موضوع را بررسی کنیم. در ادامه متن این گفتگو تقدیم شماخواهد شد.
دختری 13 ساله و دانشآموز پایه هفتم که علاقهمند به فعالیتهای هنری و یادگیری زبان است؛ یک پسر 15 ساله دانشآموز پایه نهم با علاقه به ورزش و مهارتهای دیجیتال؛ یک دختر 16 ساله، دانشآموز پایه دهم که بخش مهمی از اوقات فراغت خود را به یادگیری زبان، عکاسی و تولید محتوا اختصاص میدهد و یک پسر 17 ساله، دانشآموز پایه یازدهم که علاوه بر درس، تجربه کار پارهوقت نیز دارد و به برنامهنویسی، زبان و مهارتهای مرتبط با آینده شغلی علاقهمند است. اگرچه تجربهها، علایق و شرایط این چهار نوجوان با یکدیگر متفاوت بود، اما مرور پاسخهای آنها نشان داد که در بسیاری از موضوعات، دیدگاههای مشترکی دارند و میتوان الگوهای نسبتاً مشخصی را از دل این گفتوگوها استخراج کرد. برآیند این مصاحبهها در چهار محور اصلی قابل جمعبندی است.
*تابستان؛ فرصتی برای رشد، نه صرفاً تعطیلی تحصیلی
در پاسخهای نوجوانان، تابستان بیش از آنکه بهعنوان دورهای برای استراحت مطلق تعریف شود، فرصتی برای تجربه کردن، یادگیری و کشف علایق جدید تلقی میشود. آنها تمایل دارند در این بازه زمانی مهارتهایی را بیاموزند که در طول سال تحصیلی کمتر فرصت پرداختن به آنها را دارند. علاقه به حوزههایی مانند مهارتهای دیجیتال، زبانهای خارجی، فعالیتهای هنری و ورزش در میان اغلب مصاحبهشوندگان تکرار شد و نشان داد که نوجوانان امروز، اوقات فراغت را با رشد فردی پیوند میزنند.
*کیفیت مهمتر از کمیت
یکی از موضوعات پرتکرار در گفتوگوها، انتقاد از کیفیت برخی برنامههای موجود بود. نوجوانان معتقد بودند که صرف برگزاری کلاس یا فعالیت فرهنگی، تضمینکننده استقبال آنها نیست. آنچه برایشان اهمیت دارد، کاربردی بودن محتوا، شیوه تدریس، فضای صمیمی کلاس و امکان مشارکت فعال در فرآیند یادگیری است. به همین دلیل، بسیاری از کلاسهایی که محتوای تکراری یا آموزش صرفاً نظری دارند، بهمرور جذابیت خود را از دست میدهند و حتی گاهی نیمهکاره رها میشوند.
*موانعی فراتر از هزینه
اگرچه هزینه شرکت در کلاسها و محدودیتهای زمانی ازجمله موانع مطرحشده بود، اما پاسخها نشان میدهد که این عوامل تنها بخشی از مسئله هستند. احساس بیفایده بودن برخی دورهها، نبود ارتباط میان آموزشها و نیازهای واقعی نوجوانان و همچنین ضعف در جذابیت برنامهها، نقش پررنگتری در کاهش مشارکت ایفا میکند. به بیان دیگر، نوجوانان زمانی برای حضور در یک برنامه انگیزه دارند که احساس کنند خروجی آن برای زندگی امروز یا آیندهشان ارزشمند خواهد بود.
*نوجوانان؛ طراح اصلی برنامههای اوقات فراغت
شاید مهمترین نقطه اشتراک میان هر چهار مصاحبه، تأکید بر ضرورت شنیده شدن صدای نوجوانان در فرآیند برنامهریزی بود. آنها معتقد بودند برنامههایی که بدون مشارکت مخاطبان طراحی میشوند، معمولاً با نیازها و علایق نسل نوجوان فاصله دارند. پیشنهادهایی مانند برگزاری اردوهای آموزشی، مسابقات، کارگاههای مهارتآموزی، بازدیدهای علمی، فعالیتهای گروهی و حتی فرصتهای کارآموزی کوتاهمدت، نشان میدهد نوجوانان نهتنها درباره نیازهای خود شناخت دارند، بلکه برای بهبود برنامههای اوقات فراغت نیز ایدههای مشخص و عملی ارائه میکنند. از نگاه آنها، موفقترین برنامهها آنهایی هستند که نوجوان را از یک مخاطب صرف، به یک مشارکتکننده فعال در فرآیند طراحی و اجرا تبدیل کنند.
در ادامه روانشناس و مشاور خانواده، با تأکید بر ضرورتِ توجهِ ویژه خانوادهها به مدیریت اوقات فراغت در کنار مسائل درسی دانشآموزان، اظهار کرد: بر اساس پژوهشها، یک دانشآموز از پایه اول تا پایان دوره متوسطه، در مجموع نزدیک به چهار سال اوقات فراغت در اختیار دارد؛ این بازه زمانی، فرصتی طلایی برای رشد عاطفی، جسمی، شناختی و شکوفایی استعدادهای نهفته دانشآموزان است که نباید نادیده گرفته شود.
دکتر احمد قرهخانی افزود: گاهی تصور میشود میزان اوقات فراغت دانشآموزان اندک است، اما واقعیت اینگونه نیست. محاسبات نشان میدهد دانشآموزان در طول دوران تحصیل از فرصت قابل توجهی برای فعالیتهای غیرتحصیلی برخوردارند و نحوه استفاده از این زمان، نقش بسیار مهمی در آینده آنان ایفا میکند.
وی با اشاره به نتایج تحقیقات در این زمینه اظهار کرد: استفاده صحیح از اوقات فراغت، موجب رشد همهجانبه کودکان میشود و از بروز آسیبهای روانی، عاطفی و اجتماعی پیشگیری میکند. در مقابل، اگر این فرصت بهدرستی مدیریت نشود، ممکن است رشد عاطفی، شناختی و روانی دانشآموز با اختلال مواجه شود و زمینه بروز آسیبهای روانی و اجتماعی فراهم شود. به همین دلیل، اوقات فراغت را میتوان به یک شمشیر دولبه تشبیه کرد؛ فرصتی که هم میتواند عامل رشد باشد و هم در صورت مدیریت نادرست، آسیبزا شود.
این روانشناس در ادامه افزود: بیش از 90 درصد یادگیری کودکان و نوجوانان بهصورت غیررسمی اتفاق میافتد و سهم آموزشهای رسمی مدرسه در این فرآیند بسیار اندک است. این واقعیت نشان میدهد که سبک زندگی و شکوفایی استعدادهای فرزندان، بیش از هر چیز در خارج از محیط مدرسه شکل میگیرد.
قرهخانی با انتقاد از نگرش برخی والدین نسبت به اوقات فراغت فرزندانشان گفت: بسیاری از والدین، فرزند خود را صرفاً بهعنوان یک «دانشآموز» میبینند، نه یک «کودک یا نوجوان». همین نگاه باعث میشود که بهمحض پایان سال تحصیلی، نگرانی و اضطراب آنان برای سال بعد آغاز شود؛ وضعیتی که مانع از تخلیه ذهنی و هیجانی دانشآموز از فشارهای درسی میشود.
وی نسبت به تأکید افراطی والدین بر کلاسهای آموزشی در ایام تعطیلات هشدار داد و تصریح کرد: این رفتار، زمینهساز اضطراب، دلزدگی از تحصیل و فرسودگی دانشآموز میشود؛ از این رو توصیه میکنیم خانوادهها از گنجاندن برنامههای تحصیلی در اوقات فراغت فرزندان خود پرهیز کنند.
او تأکید کرد: اجبار دانشآموزان به شرکت در کلاسهای متعدد آموزشی، نهتنها کمکی به رشد آنان نمیکند، بلکه همچون یک سرعتگیر، روند شکوفایی همهجانبهی کودک را متوقف میکند.
وی ادامه داد: گاهی والدین تلاش میکنند آرزوهایی را که خود به آن نرسیدهاند، از طریق فرزندشان محقق کنند؛ در حالی که ممکن است کودک استعداد یا علاقهای به آن حوزه نداشته باشد. اجبار کودک به حضور در کلاسهایی که به آن علاقه ندارد، میتواند آسیبهای روانی متعددی برای او ایجاد کند.
این مشاور، رشد اجتماعی را یکی از اصلیترین اهداف اوقات فراغت دانست و توضیح داد: زمانی که کودکان مشارکت، همدلی و تعامل اجتماعی را تجربه میکنند، علاوه بر رشد شناختی، مسیر خودشکوفاییشان نیز هموار میشود؛ اتفاقی که تنها در بستر فعالیتهای گروهی و بازیهای مورد علاقه کودک رخ میدهد.
قرهخانی با تأکید بر نقش خانوادهها در برنامهریزی اوقات فراغت افزود: اولویت نخست والدین باید شناخت دقیق استعدادها، علایق و مهارتهای فرزندشان باشد. با این شناخت، والدین میتوانند برنامهی اوقات فراغت را متناسب با میل کودک، اعم از فعالیتهای ورزشی یا یادگیری مهارتهای مورد علاقه او، تنظیم کنند.
وی اوقات فراغت را بهترین فرصت برای آموزش مهارتهای اجتماعی و کاربردی زندگی دانست و تأکید کرد: در مباحث تربیتی همواره توصیه میکنیم والدین ابتدا استعدادها و علایق فرزندانشان را کشف کنند؛ البته این مهم تنها زمانی محقق میشود که والدین علاوه بر شناخت ویژگیهای شخصیتی فرزند، به خودشناسی کافی نیز رسیده باشند.
او هشدار داد: اگر خانوادهها برای این دوران برنامهریزی مناسبی نداشته باشند، فضای مجازی، بازیهای دیجیتال و سرگرمیهای انفرادی جای خالی آن را پر خواهند کرد؛ فعالیتهایی که عملاً کمکی به تقویت مهارتهای اجتماعی کودک نمیکنند. به همین دلیل است که بسیاری از والدین از حضور بیش از حد فرزندانشان در فضای مجازی گلایه دارند؛ زیرا برنامهریزی مناسبی برای شناسایی استعدادها و هدایت اوقات فراغت آنان انجام نشده است.
این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که چرا بسیاری از کودکان و نوجوانان از کلاسهای رسمی استقبال نمیکنند، گفت: مهمترین دلیل این مسئله، اجبار است. والدین باید مهارتهای تصمیمگیری، هدفگذاری و برنامهریزی را به فرزندان خود آموزش دهند، اما متأسفانه در بسیاری از موارد، بهجای کودک تصمیم میگیرند که در چه کلاسی شرکت کند و چه مهارتی بیاموزد.
قرهخانی ادامه داد: امروزه با پدیده اجبار والدین در برنامهریزی اوقات فراغت مواجه هستیم و اختیار کودک کمتر مورد توجه قرار میگیرد. بارها کودکانی را دیدهام که برخلاف میل خود و تنها بهدلیل اصرار والدین، در کلاسهای خاص، از جمله کلاسهای ورزشی، شرکت میکنند. این اجبار موجب اضطراب میشود و حتی توانایی کودک را برای برنامهریزی آینده تضعیف میکند.
وی افزود: والدین باید نظم فکری را در فرزندان خود تقویت کنند. این نظم از طریق آموزش برنامهریزی و هدفگذاری و همچنین واگذاری حق تصمیمگیری به کودک یا نوجوان شکل میگیرد. هنگامی که کودک هدف خود را انتخاب کند و بر اساس علاقهاش در فعالیتی شرکت داشته باشد، از آن لذت میبرد و همین لذت، انگیزه ادامه مسیر را در او ایجاد میکند.
وی تأکید کرد: این فرایند نقش مهمی در افزایش اعتمادبهنفس کودکان دارد. احساس موفقیت، تصمیمگیری مستقل و دستیابی به اهداف شخصی، اعتمادبهنفس کودک را تقویت میکند. افزایش اعتمادبهنفس نیز از بروز بسیاری از آسیبها و اختلالات روانی و عاطفی پیشگیری میکند.
این مشاور در پاسخ به پرسشی درباره مدیریت اوقات فراغت دانشآموزانی که در سالهای حساس تحصیلی، مانند سال کنکور یا آزمونهای مهم، قرار دارند، گفت: حتی در این شرایط نیز باید اصل بر اختیار کودک و نوجوان باشد و اجبار بر برنامههای آموزشی حاکم نشود؛ زیرا این مسئله میتواند سلامت روان آنان را با مشکل مواجه کند.
قرهخانی ادامه داد: برنامه اوقات فراغت باید متناسب با سن، ویژگیهای عاطفی و اهداف هر کودک تنظیم شود. استمرار بیش از اندازه در یک فعالیت و تکرار یکنواخت برنامهها، احساس اجبار را در کودک ایجاد میکند و این احساس، عزت نفس و اعتماد بهنفس او را کاهش میدهد؛ زیرا احساس میکند خودش در تصمیمگیری نقشی ندارد.
وی توصیه کرد: اگر خانوادهها برای فرزند خود کلاسهای آمادگی کنکور یا آموزشهای ضروری در نظر گرفتهاند، حتماً باید تنوع را در برنامهها رعایت کنند. نبود تنوع، موجب دلزدگی کودک یا نوجوان از درس و آموزش میشود؛ بنابراین استمرار بیش از حد و اجبار، برای رشد کودکان و نوجوانان مفید نیست و برنامهها باید متناسب با علاقه آنان و همراه با تنوع طراحی شود.
این روانشناس، ویژگیهای یک برنامه مطلوب برای اوقات فراغت تابستان را تشریح کرد و گفت: برنامهای موفق است که در کودک یا نوجوان ایجاد انگیزه و علاقه کند و انتخاب آن نیز داوطلبانه باشد؛ چراکه وجود هرگونه اجبار در انتخاب برنامه، مانع از شکلگیری علاقه و انگیزه در کودک میشود.
قرهخانی خاطرنشان کرد: والدین باید برای استقلال شخصیتی فرزندشان ارزش قائل شوند و به او فرصت تصمیمگیری بدهند. گفتوگو با فرزند و شناخت دقیق استعدادها، تواناییها و علایق او، از مهمترین وظایف خانوادههاست و مسائل تحصیلی و آموزشی باید در اولویتهای بعدی قرار گیرد.
وی در پایان تأکید کرد: اگر اوقات فراغت کودکان بر اساس علایق واقعی آنان برنامهریزی شود، سلامت روانشان ارتقا مییابد؛ اما در صورت بیتوجهی به این نیاز، احتمال بروز آسیبهای اجتماعی و روانی در کودکان و نوجوانان افزایش خواهد یافت.