«سواد زندگی»، مهمترین مهارت برای عبور از بحرانها و ابهامهای زندگی
یک روانشناس با تأکید بر اینکه بیثباتی و ابهام بخشی جداییناپذیر از زندگی است، گفت: سلامت روان به معنای حذف ناپایداریها نیست، بلکه در توانایی انسان برای سازگاری با شرایط و ایجاد ثبات درونی معنا پیدا میکند؛ مهارتی که با کسب سواد زندگی و آموختن شیوه درست زیستن، حاصل میشود.
از نخستین لحظات زندگی تا آخرین نفس، انسان همواره با ابهام و ناتوانی در پیشبینی قطعی آینده روبهرو است. بسیاری از اتفاقات زندگی خارج از اختیار ما هستند و به همین دلیل، هیچگاه نمیتوان برای آینده با قطعیت برنامهریزی کرد. گاهی نیز شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این ابهام را بیشتر و پیشبینی آینده را دشوارتر میکند.
بااینحال، برخی افراد در دام این ناپایداری گرفتار میشوند و به بهانه نامعلوم بودن آینده، برنامهریزی، تلاش و حرکت رو به جلو را متوقف میکنند؛ اما واقعیت این است که زندگی همیشه بر پایه احتمالها پیش میرود و نه قطعیت. آنچه بیش از خودِ رویدادهای احتمالی به سلامت روان آسیب میزند، از بین رفتن نظم و ریتم زندگی است.
به همین دلیل، داشتن مهارت و سواد زندگی اهمیت زیادی دارد؛ مهارتی که به ما میآموزد حتی در شرایط مبهم نیز مسیر رشد، تلاش و برنامهریزی را ادامه دهیم. در همین زمینه با دکتر تقی ابوطالبی، روانشناس، مشاور و استاد دانشگاه، گفتوگو کردهایم تا ابعاد مختلف این موضوع را بررسی کنند. وی ابعاد مختلف این موضوع را تبیین و واقعیتهای مرتبط با آن را تشریح کرد. در ادامه متن این گفتوگو تقدیم شما خواهد شد:
این روانشناس در تشریح راهکارهای مواجهه با ابهامهای زندگی با تکیه بر رویکرد روانشناسی اسلامی و تجربه سالها فعالیت در حوزه مشاوره، تأکید کرد: انسان برای زندگی کردن، همانند هر حرفه و تخصص دیگری، به سواد زندگی نیاز دارد.
تقی ابوطالبی گفت: تجربه سالها مشاوره با افراد مختلف نشان داده است که بسیاری از مشکلات انسانها ناشی از ناآشنایی با مهارتهای زندگی است. همانگونه که یک پزشک، قاضی، معلم یا مهندس برای موفقیت در حرفه خود به دانش و تجربه نیاز دارد، زندگی نیز قواعد و مهارتهای خاص خود را میطلبد و بدون آموختن این مهارتها، دستیابی به آرامش و رضایت، دشوار خواهد بود.
ابوطالبی با تأکید بر تفاوت میان زندگانی و زندهمانی، اظهار کرد: زندهمانی تنها ادامه حیات است، اما زندگانی به معنای زندگی هدفمند، آگاهانه و معنادار است.
وی فرمول زندگانی را درس گرفتن انسان از گذشته، استفاده از فرصت ها، امکانات و شرایط موجود به بهترین شکل و بهکارگیری استعدادهای ذاتی در مسیر تحقق فلسفه آفرینش عنوان کرد و گفت: خداوند انسان را با توانایی سازگاری و رشد آفریده است تا بتواند در شرایط مختلف خود را با واقعیتهای زندگی تطبیق دهد و به کمال برسد.
این استاد دانشگاه با اشاره به ماهیت ناپایدار دنیا، تصریح کرد: هیچچیز در زندگی ثبات دائمی ندارد و هیچ انسانی نمیتواند نسبت به آینده خود اطمینان کامل داشته باشد. از همین رو، سلامت روان به معنای حذف بیثباتیهای زندگی نیست، بلکه به معنای ایجاد ثبات درونی در دل همین ناپایداریها است. انسان سالم کسی بهشمار میآید که بتواند در شرایط متغیر، آرامش روانی و تعادل خود را حفظ کند.
این روانشناس با استناد به فرمایش حضرت علی (ع) در نهجالبلاغه مبنی بر اینکه دنیا دو روز است روزی به سود انسان و روزی به زیان او، افزود: اگر روزگار بر وفق مراد انسان باشد، نباید مغرور شود و اگر شرایط دشوار باشد، نباید ناامید شد. زندگی همواره میان امید و ناامیدی، سلامت و بیماری، فقر و غنا، پیروزی و شکست، زیبایی و سختی در نوسان است و هنر انسان آن است که در هیچیک از این شرایط، تعادل روانی خود را از دست ندهد.
ابوطالبی خاطرنشان کرد: بسیاری از مشکلات روانی از جمله اضطراب، استرس، یأس و احساس پوچی، زمانی شکل میگیرند که انسان نتواند خود را با واقعیتهای زندگی سازگار کند. برخی هنگام برخورداری از امکانات دچار غرور میشوند و برخی دیگر در مواجهه با مشکلات، امید خود را از دست میدهند، درحالی که سلامت روان در حفظ تعادل میان این دو وضعیت معنا پیدا میکند.
این مشاور در ادامه به دیدگاههای دیل کارنگی در کتاب آیین زندگی اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین آموزههای این کتاب، تمرکز بر امروز است. گذشته باید منبع تجربه باشد و آینده نیز نیازمند برنامهریزی است، اما انسان نباید در گذشته یا آینده زندگی کند. زندگی واقعی در زمان حال جریان دارد و کسی که امروز خود را بهدرستی مدیریت کند، آینده بهتری خواهد ساخت.
به گفته این مشاور، داشتن هدف و برنامهریزی از مهمترین عوامل ایجاد امید در زندگی است. افرادی که بدون هدف زندگی میکنند، معمولاً در برابر مشکلات آسیبپذیرتر هستند، اما کسانی که برای آینده خود برنامه دارند، حتی در شرایط دشوار نیز انگیزه حرکت را حفظ میکنند.
وی تأکید کرد: امید، یک سرمایه روانی و نگرش ذهنی است که کیفیت زندگی را افزایش میدهد و انسان را برای ادامه مسیر توانمند میکند.
ابوطالبی با اشاره به اهمیت لذت بردن از زندگی، گفت: انسان باید از زیباییهای طبیعت، روابط انسانی، ارتباط با خداوند، خانواده و لحظههای زندگی بهره ببرد، اما درعینحال آینده را نیز از نظر دور نداشته باشد.
وی با استفاده از مثال رانندگی، توضیح داد: همانگونه که یک راننده موفق هم مسیر نزدیک و هم افق پیش رو را میبیند، انسان نیز باید میان توجه به امروز و نگاه به آینده، تعادل برقرار کند.
این استاد دانشگاه درباره نگرانی برخی افراد نسبت به شرایط بحرانی و جنگ اظهار کرد: اگر انسان به بهانه وجود بحران، درس، کار و تلاش را رها کند، اساس زندگی از بین خواهد رفت. زندگی همواره با مبارزه همراه بوده است؛ همانگونه که بدن انسان برای حفظ سلامت خود هر لحظه با ویروسها و میکروبها مبارزه میکند، انسان نیز باید با مشکلات، فقر، تنبلی و دشواریهای زندگی مقابله کند. از همین رو، کار و تلاش نیز نوعی جهاد محسوب میشود و در آموزههای دینی ارزش فراوانی دارد.
ابوطالبی افزود: طبیعت نیز بر همین اساس شکل گرفته است؛ شب و روز، فصلهای سال و همه پدیدههای طبیعی درحال تغییر و حرکت هستند و زندگی بر پایه همین تغییرات ادامه پیدا میکند؛ بنابراین، وجود سختیها نباید موجب توقف حرکت انسان شود.
وی با اشاره به پیامدهای جنگ، تصریح کرد: جنگ بیتردید خسارتها و آسیبهای فراوانی به همراه دارد و بهترین وضعیت برای ملتها، صلح، آرامش و گفتوگو است، اما زمانی که جامعه با جنگ یا هر بحران دیگری روبهرو میشود، انسان باید توان سازگاری خود را افزایش دهد و اجازه ندهد زندگی متوقف شود.
ابوطالبی با اشاره به مقاومت مردم غزه، فلسطین و لبنان، گفت: این مردم سالها است با جنگ و ویرانی روبهرو هستند، اما همچنان به زندگی ادامه میدهند، خانههای خود را بازسازی میکنند و امیدشان را از دست نمیدهند. این رفتار نشان میدهد که امید، مهمترین عامل ادامه زندگی در سختترین شرایط است.
وی با تأکید بر اینکه آموزههای دینی نیز انسان را به امید دعوت میکنند، اظهار کرد: قرآن کریم بارها وعده داده است که پس از هر سختی، آسانی خواهد آمد. در نگاه دینی حتی اگر انسان در مسیر ارزشهای الهی جان خود را از دست بدهد، زندگی او پایان نمییابد، بلکه حیات حقیقی و جایگاه والایی نزد خداوند خواهد داشت؛ از همین رو، باورهای دینی یکی از مهمترین منابع ایجاد امید و آرامش در انسان هستند.
این مشاور با بیان اینکه امید تنها یک احساس نیست، افزود: امید باید با تلاش، برنامهریزی و حرکت همراه باشد. ذهن انسان باید به کار، سازندگی، خدمت و فعالیت مشغول باشد، زیرا همین فعالیتها احساس مفید بودن و رضایت را در انسان افزایش میدهند.
به اعتقاد وی، امید و انگیزه همان نقشی را برای انسان ایفا میکنند که سوخت برای حرکت یک خودرو ایفا میکند.
ابوطالبی همچنین تأکید کرد: افرادی که هدف، برنامه، باورهای دینی و انگیزه دارند، معمولاً از سلامت روان بیشتری برخوردارند و کمتر دچار اضطراب، استرس و ناامیدی میشوند، زیرا خداوند را بزرگترین تکیهگاه خود میدانند و زندگی را براساس ارزشها مدیریت میکنند.
این مشاور در بخش دیگری از سخنان خود به نقش خانواده در ایجاد امید در دل فرزندان پرداخت و گفت: کودکان بیش از آنکه به سخنان والدین گوش دهند، رفتار آنان را مشاهده میکنند؛ بنابراین بهترین شیوه آموزش، الگوی عملی والدین است. اگر پدر و مادر در شرایط دشوار آرامش خود را حفظ کنند، به زندگی عادی ادامه دهند، برای آینده برنامه داشته باشند و از مسئولیتهای خود شانه خالی نکنند، فرزندان نیز همین رفتار را خواهند آموخت.
وی افزود: پذیرش واقعیتهای زندگی به معنای تسلیم شدن در برابر ترس نیست. انسان باید خطر را بشناسد و برای محافظت از خود اقدام کند، اما نباید از واقعیت فرار یا زندگی را متوقف کند. همانگونه که در دوران شیوع کرونا مردم ضمن رعایت اصول بهداشتی، زندگی خود را ادامه دادند، در سایر بحرانها نیز باید ضمن رعایت احتیاط، مسیر زندگی، کار، تحصیل و فعالیتهای اجتماعی را حفظ کرد.
به گفته این استاد دانشگاه، اگر خانواده بتواند در شرایط سخت امید، آرامش، نظم و برنامهریزی را حفظ کند، فرزندان نیز خواهند آموخت که در مواجهه با ابهامها و بحرانهای زندگی، بهجای اضطراب و انفعال، با امید، مسئولیتپذیری، تلاش و سازگاری، به مسیر خود ادامه دهند.
ابوطالبی در پایان سخنانش امید، هدفمندی، برنامهریزی، باورهای دینی، تلاش مستمر، سازگاری با شرایط و الگو بودن والدین برای فرزندان را مهمترین عوامل عبور موفق از ابهامها و دشواریهای زندگی عنوان کرد و ادامه داد: انسانی که این اصول را در زندگی خود به کار گیرد، حتی در سختترین شرایط نیز میتواند آرامش روانی، معنای زندگی و انگیزه حرکت را حفظ کند.