شناسه خبر:22580
1399/3/12 00:07:07

لبخند نداشت، داس در دستش بود

تا کِشته‌ی خویش را درو کرد پدر

سپهرغرب، گروه دُرهای دَری: میلاد عرفان‌پور از شعرای کشورمان، چند رباعی راجع‌به ماجرای غم‌انگیز قتل رومینا اشرفی، توسط پدرش سروده که آن‌ها را از نظر می‌گذرانید:

***

دستان مرا بگیر بابا... سردم...

یک‌بوسه... که از فرارها برگردم

مِهری که دریغ کردی از من، بابا!

از هرکس و ناکسی گدایی کردم

***

آرام گرفته‌ام، بیا باباجان

از حال دلم بپرس...ها... باباجان

آن بوسه که خرج من نکردی، آخر

داسی شد و بوسه زد مرا، باباجان

***

آه از گل سرخ بی‌گناهی که منم

بر غربت خویشتن، گواهی که منم

بی مهر پدر، هیچ نفهمید از عشق

آن دختر بی‌پشت و پناهی که منم

***

سنگی شده بود... ساکت و سرد، پدر

پیغام محبتی نیاورد، پدر

لبخند نداشت، داس در دستش بود

تا کِشته‌ی خویش را درو کرد پدر

***

ای حسرت احساس کبودم! بابا!

ای مِهر تو خواهش وجودم! بابا!

دیشب یکی آمده، سرم را برده‌ست...

ای کاش هنوز خواب بودم، بابا

***

از مزرع غم، فتنه درو خواهد کرد

پشت سرهم، فتنه درو خواهد کرد

داس‌ است به‌دست غرب وحشی، داس است

از خون تو هم فتنه درو خواهد کرد

***

این درد، چه دودمان تلخی دارد

این جوهر خون، زبان تلخی دارد

سوغاتی دست‌های بی‌ایمان است

این داس، که داستان تلخی دارد

شناسه خبر 22580