حق انتقال توسعه؛ تجربهای جهانی برای نجات بافتهای تاریخی
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا، با بیان اینکه تا وقتی ضرر اقتصادی ناشی از سکونت و بازسازی در بافتهای تاریخی جبران نگردد، انتظار مشارکت داوطلبانه مردم در احیای این بافتها بیمورد است؛ گفت: «حق انتقال توسعه» تجربهای جهانی برای نجات بافتهای تاریخی بهشمار میرود.
قلب شهر همدان، امروز بیش از آنکه نشانه حیات شهری باشد، به آینهای از سیاستگذاریهای بلاتکلیف، تعارض نهادی و رهاشدگی تدریجی سرمایههای مردمی تبدیل شده. بافتهای قدیمی و مرکزی شهر، برخلاف تصور رایج، نهتنها فاقد زیرساخت نیستند، بلکه از مزیتی برخوردارند که بسیاری از توسعههای جدید شهری از آن محروماند، شبکه کامل و تثبیتشده معابر، تأسیسات زیربنایی، دسترسیها و پیوند تاریخی با هویت شهر.
در شرایطی که توسعه شهر به سمت اطراف، مستلزم هزینههای سنگین زیرساختی است، بافت مرکزی همدان عملاً همه این زیرساختها را از پیش در خود دارد. با این حال، این ظرفیت ارزشمند، بهدلیل نبود سیاست روشن و هماهنگ میان شهرداری، راهوشهرسازی و میراث فرهنگی، به حال خود رها شده است.
رهاشدگیای که پیامد آن فقط فرسودگی کالبدی نیست؛ بلکه بهمرور، یک قلب شهری فرسوده، ناایمن و از نظر اجتماعی آسیبپذیر شکل میگیرد. خانههایی که زمانی محل زندگی خانوادهها بودهاند، امروز یا خالی ماندهاند یا در مسیر تخریب تدریجی قرار گرفتهاند. در بسیاری از این موارد، مالکان شهروندانی هستند که تمام داراییشان همین خانههاست.
مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که این شهروندان، میان ضوابط متناقض و تصمیمگیریهای چندپاره، بلاتکلیف رها میشوند. از یکسو، محدودیتهای میراث فرهنگی؛ از سوی دیگر، عدم همراهی یا مشوق کافی از طرف شهرداری و نهادهای دولتی؛ نتیجه آن شده که حق طبیعی مردم برای نوسازی و ساختوساز، نه هدایت میشود و نه حمایت؛ بلکه عملاً مسدود میماند.
این در حالی است که مدیران شهری، همزمان در جستوجوی جذب بخش خصوصی برای مسکن استیجاری یا پروژههای جدید در بیرون از شهر هستند؛ غافل از اینکه ظرفیت واقعی توسعه، بالای سر همان خانههایی است که صاحبانشان آماده سرمایهگذاریاند، اگر تعریف درستی از ضوابط، مشوقها و مسیر قانونی وجود داشته باشد. درواقع، اگر چارچوبها شفاف شود، همین مالکان میتوانند به محرک نوسازی شهری تبدیل شوند؛ نه مانع آن.
درنهایت، چالش اصلی به یک نقطه مشترک میرسد؛ نبود هماهنگی میان نهادهای تصمیمگیر. تا زمانی که شهرداری، راهوشهرسازی و میراث فرهنگی به یک مشی مشترک نرسند، نه میتوان از مردم انتظار صبر داشت و نه میتوان هویت تاریخی شهر را حفظ کرد.
همدان، بیش از توسعه بیرونی، امروز نیازمند بازگشت به درون خود است؛ به محلاتی که هویت شهر را ساختهاند، اما اکنون در سکوت و فرسودگی، در حال از دست رفتناند. با این حال، این ظرفیت ارزشمند، بهدلیل نبود سیاست روشن و هماهنگ میان شهرداری، راهوشهرسازی و میراث فرهنگی، به حال خود رها شده است.
با توجه به اهمیت موضوع در این خصوص با عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید:
دکتر محمدرضا عراقچیان، با اشاره به مواجهه شهرها با انواع مختلف بافت، تبیین کرد: منظور از بافت فرسوده، بافتی است که کاراییهای بنیادین خود را از دست داده؛ یعنی از منظر اجتماعی، اقتصادی، ترافیکی، ایمنی و حتی تاریخی نیز کارکردی ندارد. این گونه بافت، بهعنوان یکی از اشکال محوری بافتهای مسئلهدار شهری شناخته میشود.
وی با اشاره به اینکه اصطلاح دیگری که در این حوزه بهکار میرود، بافت ناپایدار است که از نظر معنا و مفهوم، شباهت زیادی به بافت فرسوده دارد، گفت: در این نوع بافتها نیز عملاً دیگر نمیتوان انتظار بازسازی و بهسازی مؤثر و پایدار داشت.
وی افزود: در مقابل، نوع دیگری از بافتها وجود دارد که با عنوان بافتهای تاریخی یا بافتهای قدیمی دارای ارزش تاریخی شناخته میشوند که در آنها تاریخ جریان دارد؛ حرکتهای اجتماعی، زندگی شهری و آثار تاریخی همچنان فعال و زندهاند و از ارزشهای فرهنگی و هویتی برخوردارند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان در ادامه با اشاره به اینکه نوع دیگری از بافتها، بافتهای قدیمی بدون ارزش تاریخی هستند که ممکن است متعلق به 60 یا 70 سال قبل باشند، اما هیچ اثر تاریخی شاخصی در آنها وجود ندارد، ابراز کرد: با این حال، زندگی اجتماعی همچنان در آنها جریان دارد و ساکنان در این فضاها به حیات شهری خود ادامه میدهند.
عراقچیان با اشاره به بافتهای فرسوده روستایی ـ شهری توضیح داد: این نوع بافتها در اصل روستاهایی بودهاند که در حاشیه شهرها واقع شدهاند، اما با گسترش و توسعه کالبدی شهر، به درون محدوده شهری راه یافتهاند. بدینترتیب، امروز شاهد شکلگیری بافتی روستایی در دل شهر هستیم که از آن با عنوان «بافت فرسوده روستایی ـ شهری» یاد میشود.
وی با اشاره به اینکه نوع دیگری از بافتهای شهری، بافتهای حاشیهای هستند که در برخی مناطق با عنوان «زورآباد» و در برخی دیگر با عنوان «سکونتگاههای غیررسمی» شناخته میشوند، تصریح کرد: این بافتها معمولاً در حاشیه شهرها و محل سکونت مهاجران و افرادی شکل میگیرند که از تمکن مالی کافی برخوردار نبوده و نتوانستهاند از طریق قانونی در داخل شهر صاحب مسکن شوند.
به اعتقاد وی در این شرایط، افراد اقدام به تصرف یا خرید زمینهای قولنامهای، زمینهای دولتی یا اراضی تصرفی میکنند. سپس با روشهای مختلف، گاه از طریق ساختوسازهای بسیار سریع در حد 24 تا 48 ساعت، واحدهایی کوچک شامل یک اتاق، سرویس بهداشتی و آشپزخانه احداث میکنند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان ادامه داد: این ساختوسازها معمولاً با تخلفات گسترده و از مسیرهایی مانند زدوبند با برخی عوامل نظارتی، کمیسیون ماده 100، ماده 99، جهاد کشاورزی و سایر نهادها انجام میشود و درنهایت فشار سنگینی را بر ساختار و خدمات بافت شهری وارد میکند.
عراقچیان در ادامه توضیح داد: نوع دیگری از بافتها، بافتهای اقماری یا شهرکهای اقماری هستند. این شهرکها در فاصله نسبتاً دوری از شهرهای اصلی قرار گرفتهاند و از نظر کیفیت، طیف وسیعی از ضعیفترین تا قویترین وضعیتها را شامل میشوند. برخی طرحهای مسکونی مانند مسکن مهر، مسکن اقدام ملی، مسکن استیجاری و طرحهای مشابه نیز میتوانند در قالب همین شهرکهای اقماری تعریف شوند.
وی با بیان اینکه معمولاً در اطراف شهرهای بزرگ، تعدادی از این شهرکها وجود دارند، افزود: در برخی موارد، این شهرکها در ابتدا مستقل از شهر اصلی بودهاند، اما بهمرور زمان و با گسترش شهر، به آن ملحق شدهاند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان افزود: برای مثال در شهر همدان میتوان به شهرکهایی مانند شهرک بهشتی، شهرک مدنی، شهرک مدرس و شهرک فرهنگیان اشاره کرد که در گذشته از بافت اصلی شهر فاصله قابلتوجهی داشتهاند، اما اکنون قابلیت اتصال به بافت شهری را پیدا کردهاند.
عراقچیان با اشاره به اینکه بافتهای فرسوده با ایرادات و اشکالات متعددی مواجه هستند، اظهار کرد: لازم است توجه شما را به این نکته جلب کنم که حدود 15 تا 20 سال پیش، یکی از نظریههای غالب در حوزه ساختوساز شهری این بود که بافتهای تاریخی و فرسوده تخریب شوند و در عوض، طرحهایی نظیر بلندمرتبهسازی، آپارتمانسازی و پروژههایی مانند مسکن مهر، مسکن استیجاری و نمونههای مشابه در آنها اجرا شود.
وی افزود: این رویکرد در عمل وارد شهرهای ما نیز شد. برای مثال در محله جولان مشاهده میشود که خانههای قدیمی، چه دارای ارزش تاریخی و چه فاقد آن، بههمراه بافتهای فرسوده تخریب شده و بهجای آنها آپارتمانهایی احداث کردند.
به اذعان این عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان، این نظریه امروز دیگر چندان مورد استقبال قرار نمیگیرد، چراکه معنای آن چیزی جز از بین بردن تاریخ، حذف گذشته و نابودی هویتهای تاریخی شهر نیست و عملاً منجر به شکلگیری محلههایی جدید بدون توجه به هویت تاریخی و فرهنگی پیشین میشود.
عراقچیان افزود: بر همین اساس، ابتدا تلاش میکنم مشکلات و معضلات بافتهای فرسوده را بهطور خلاصه بیان کنم تا سپس به این پرسش برسیم که تا چه اندازه میتوان شکلگیری مساکنی مانند مسکن اقدام ملی، مسکن استیجاری، مسکن مهر، اجاره به شرط تملیک، مسکن حداقلی و سایر عناوینی که در دولتهای مختلف مطرح شدهاند را در بافتهای تاریخی، قدیمی یا فرسوده امکانپذیر دانست.
وی خاطرنشان کرد: نخستین مشکل اساسی این بافتها، عدم دسترسی مناسب است. معابر باریک، کوچههای پیچدرپیچ و نامناسب بودن مسیرها باعث میشود دسترسی خودروهای امدادی نظیر آمبولانس، آتشنشانی و سایر خدمات اضطراری بسیار محدود باشد. علاوه بر این، اساساً پذیرش خودرو در این بافتها امکانپذیر نیست؛ عرض معابر در حد عبور یک خودرو است و در صورت توقف یک خودرو، عملاً مسیر عبور بهطور کامل مسدود میشود.
وی دومین مشکل را ریزدانگی قطعات دانست و گفت: بر اساس تعاریف و استانداردهای موجود، حداقل 50 درصد پلاکهای مسکونی در این بافتها مساحتی کمتر از 200 مترمربع دارند. حتی قطعاتی با مساحت 40 یا 50 مترمربع، 100 مترمربع و 150 مترمربع نیز در این مناطق مشاهده میشود که عملاً با قطعات بسیار کوچک و غیراقتصادی برای نوسازی مواجه هستیم.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به اینکه مشکل بعدی، معضلات زیستمحیطی گسترده است؛ ابراز کرد: از عدم امکان تخلیه و جمعآوری بهداشتی زباله گرفته تا تجمع حیوانات موذی مانند موش و حتی افزایش حضور حیواناتی نظیر گربه و سگ. همچنین کمبود جدی امکانات و خدمات عمومی در این محلات وجود دارد؛ بسیاری از خدماتی که امروزه باید در محلات شهری فراهم باشد، در این مناطق در دسترس نیست.
عراقچیان تأکید کرد: از دیگر مشکلات، فرسودگی و آسیبپذیری تأسیسات شهری است؛ لولهکشیهای پوسیده، تیرهای برق شکسته، کابلهایی که بهطور مداوم سرقت میشوند، روشنایی نامناسب معابر، سیمکشیهای غیراستاندارد تلفن و سایر زیرساختها ازجمله این موارد هستند.
وی با بیان اینکه موضوع مهم دیگر، معضل عبور و مرور و ترافیک خودروها است، عنوان کرد: از یکسو، کوچههای باریک وجود دارد و از سوی دیگر، بهدلیل قرارگیری این بافتها در قلب شهر و مجاورت با بازارها، این مناطق به انبار یا بارانداز بازار تبدیل شدهاند.
وی ادامه داد: در نتیجه، تردد سنگین وانتبارها، کامیونها و خاورها در این محلات بهطور گسترده مشاهده میشود. در ادبیات شهرسازی، به این وضعیت «نفوذناپذیری» گفته میشود؛ به این معنا که خودروهای امدادی، خدماتی و حتی وسایل نقلیه شخصی امکان نفوذ و دسترسی مؤثر به این بافتها را ندارند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به اینکه تراکم بالای جمعیتی در برخی از این محلات، یکی دیگر از معضلات مهم است، افزود: در کنار آن، معضلات اجتماعی نیز وجود دارد که اگرچه وارد جزئیات آن نمیشوم، اما مسائل اجتماعی، امنیتی، ایمنی و حتی اخلاقی در برخی از این محلات نیازمند توجه جدی است.
عراقچیان با بیان اینکه نکته قابل تأمل دیگر این است که با وجود همه این مشکلات، مدیریت شهری توجه کافی به این مناطق ندارد؛ افزود: این بیتوجهی هم در زمینه سرمایهگذاری اقتصادی و زیرساختی و هم در زمینه نگهداری شبکهها، راهها و معابر مشهود است و در بلندمدت، مشکلات را تشدید میکند.
وی با اشاره به اینکه از سوی دیگر، این محلات اغلب مهاجرفرست هستند؛ ابراز کرد: ساکنان قدیمی و اصیل منطقه تلاش میکنند از این محلات خارج شوند. در مقابل، بهدلیل پایین بودن اجارهبها، سادگی تملک و سطح پایینتر کیفیت زندگی، مهاجران از سایر شهرها به این بافتها جذب میشوند، این موضوع بهتدریج ترکیب اجتماعی محله را دچار اختلال میکند. در عین حال، عزم ملی و اراده جدی برای مداخله مؤثر، ساماندهی و حل ریشهای مشکلات این بافتها بهطور کامل شکل نگرفته است.
به اذعان وی، این بافتها در برابر حوادث طبیعی مانند زلزله و سیل نیز بسیار ناپایدار و کمدوام هستند. افزون بر این، در بسیاری از موارد با مشکلات پیچیده مالکیتی مواجهایم؛ برای مثال، در مواردی که زیر یک پلاک، مغازهای با سرقفلی واگذار شده، مالک اولیه فوت کرده و ملک به چندین وارث رسیده است. این وارثان نیز خود فوت کردهاند و اکنون مالکیت میان دهها نفر در نقاط مختلف کشور یا حتی خارج از کشور پراکنده شده است. این وضعیت، یکی از مهمترین موانع نوسازی به شمار میرود.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان تصریح کرد: مشکلات مربوط به شکل و هندسه زمین نیز در این بافتها بسیار رایج است. در حالی که در برنامهریزیهای جدید، زمینها معمولاً به اشکال منظم مانند مربع یا مستطیل با تناسبات مشخص تعریف میشوند، در معماری قدیمی و بافتهای مرکزی و حاشیهای، زمینها به دلایل مختلفی مانند وقف، نوع مالکیت، حق عبور، حق نور، حق دسترسی سایر پلاکها، حریم رودخانهها و موارد مشابه، دارای اشکال نامنظم و ابعاد غیرمتعارف هستند. این مسئله در فرآیند تملک، تفکیک و ثبت رسمی، مشکلات حقوقی فراوانی ایجاد کرده و ادارات ثبت و نقشهبرداران را با چالشهای جدی مواجه میسازد.
عراقچیان تأکید کرد: در نهایت، طول عمر بالای بناها، نگهداری نامناسب و وضعیت اقتصادی نامطلوب مالکان، همگی دست به دست هم دادهاند تا این بافتها با مجموعهای از مشکلات پیچیده و درهمتنیده روبهرو باشند.
وی در پاسخ به اینکه با آنکه در قلب شهر همدان زیرساختهایی وجود دارد، چرا بازسازی و بهرهبرداری از بافتهای فرسوده بهطور جدی در دستور کار قرار نمیگیرد؟ گفت: شهرسازی یک امر اجتماعی است، نه یک امر دستوری. دولتها در حوزه شهرسازی باید سیاستگذاری کنند، نه اینکه صرفاً دستور بدهند.
وی ادامه داد: ایرادی که تاکنون در دولتهای مختلف تکرار شده، همین نگاه دستوری به شهرسازی است؛ این تصور که اگر وزیر، شهردار یا مقام بالادست دستور بدهد، مردم مکلفاند آن را اجرا کنند. شهرسازی بدون پذیرش اجتماعی امکانپذیر نیست. مردم باید یک سیاست یا اقدام شهری را بپذیرند؛ بنابراین قطعاً از اینکه صرفاً دستور داده شود «به قلب شهر بروید و آن را بازسازی کنید» بدون آنکه امکانات، خدمات و مشوقهای لازم فراهم شود، استقبال نخواهد شد.
این فعال شهرسازی خاطرنشان کرد: نتیجه این نگاه آن است که دولتها باید بهجای دستور، سیاستگذاری هوشمندانه انجام دهند؛ سیاستهایی که شامل مشوقهای اقتصادی و مالی، تخفیف در عوارض و بستههای حمایتی متنوع باشد، بهگونهای که این مجموعه مشوقهای مردم را بهصورت واقعی به سمت توسعه و احیای قلب شهر سوق دهد.
*قلب شهر؛ عضوی زنده که نباید با جراحی خشن از بین برود
عراقچیان با اشاره به اینکه در عین حال، باید توجه داشت که قلب شهر را نباید بیش از حد جراحی کرد. شهرهای تاریخی سابقه طولانی دارند و بافت مرکزی آنها را میتوان به انسانی سالخورده تشبیه کرد و افزود: همانطور که نمیتوان قلب یک انسان 90 ساله را برداشت و قلب یک کودک را جایگزین آن کرد، تخریب کامل قلب شهر و جایگزینی آن با بلوکهای جدید مسکونی نیز معنایی جز حذف تاریخ، خاطره و تجربه زیسته شهر ندارد.
وی با بیان اینکه زندگی مردم، خاطرات، سرگذشتها و هویت شهری با همین قلب تاریخی گره خورده، ابراز کرد: تخریب آن و ساخت مجموعههای کاملاً جدید، عملاً به معنای کشتن گذشته و قطع پیوند شهر با تاریخ خود است؛ بنابراین راهحل، تخریب قلب شهر نیست، بلکه احیای هوشمندانه و تدریجی آن است.
وی در پاسخ به این پرسش که تکلیف مردم ساکن بافت فرسوده با میراث فرهنگی و نهادهای دولتی چیست؟ چراکه فرایندی برای دریافت مجوز ساخت یا بازسازی در این مناطق تعریف نشده، گفت: فرآیند دریافت مجوز برای ساختوساز و بازسازی تعریف شده، اما ضوابط موجود چندان انگیزهبخش نیستند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر امروز در بافت فرسوده یا تاریخی شهرها، ازجمله قلب مرکزی همدان، قدم بزنیم، میبینیم که حدود 50 تا 60 درصد ساختوسازها انجام شده؛ بنابراین نمیتوان گفت هیچ اتفاقی نیفتاده؛ اتفاق افتاده، اما نه آنگونه که مطلوب بوده. آنچه کمتر رخ داده، بازسازی مبتنی بر معماری تاریخی، خاطرهانگیزی شهری و ایجاد جذابیت برای شهروندان و گردشگران است.
عراقچیان با اشاره به اینکه در حال حاضر ضوابط تشویقی برای نوسازی وجود دارد، ازجمله اعطای یک طبقه تشویقی، افزایش سطح اشغال تا حدود 10 درصد و حتی حذف الزام پارکینگ در برخی موارد اما این مشوقها کافی نیستند. برای مثال اگر در خارج از بافت تاریخی، در کنار یک معبر اصلی، امکان ساخت هفت طبقه وجود داشته باشد، اما در بافت تاریخی تنها سه طبقه مجاز باشد، روشن است که این سرمایهگذاری از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه نخواهد بود.
*حق انتقال توسعه؛ تجربهای جهانی برای نجات بافتهای تاریخی
وی افزود: برای جبران این نابرابری، در بسیاری از کشورهای اروپایی سازوکاری تحت عنوان «حق انتقال توسعه» تعریف شده، در این روش، نهادهای مختلف ازجمله شهرداری، وزارت راه و شهرسازی، استانداری و میراث فرهنگی با هم مینشینند و محاسبه میکنند که فردی که در بافت تاریخی زندگی میکند و قصد بازسازی دارد، نسبت به سایر مناطق شهر چه میزان ضرر اقتصادی متحمل میشود.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان تأکید کرد که این ضرر سرمایهگذار باید جبران شود. این جبران میتواند شامل واگذاری زمین در نقطهای دیگر از شهر، صدور پروانه رایگان در منطقهای دیگر و اعطای تراکم بیشتر در خارج از بافت تاریخی باشد، مثلاً اگر فردی میتوانسته با 60 درصد سطح اشغال هفت طبقه بسازد، به او اجازه داده شود 80 درصد سطح اشغال و 9 طبقه احداث کند.
عراقچیان ادامه داد: به این سازوکار، حق انتقال توسعه گفته میشود. اگر قرار است مردم به بازسازی بافتهای فرسوده و تاریخی تشویق شوند، اجرای این حق در کنار ضوابط موجود، امری ضروری است.
وی درباره نحوه ایجاد هماهنگی میان شهرداری و میراث فرهنگی، گفت: بخشی از این هماهنگیها باید در سطح ملی انجام شود، وزارت راه و شهرسازی میتواند با دعوت از دستگاههای مرتبط به شورای عالی معماری و شهرسازی، تصمیمات کلان کشوری اتخاذ کند؛ بخشی از این تصمیمات نیز تاکنون در قالب ضوابط تدوین شده است.
وی افزود: اما مسئله اصلی، اجرای حق انتقال توسعه است که هنوز در ایران بهدرستی جا نیفتاده، ابتدا باید اصل آن را بپذیریم و سپس مشخص کنیم مسئول اجرای آن چه نهادی است. میراث فرهنگی اعلام میکند زمین در اختیار ندارد، شهرداری مسئولیت را متوجه خود نمیداند و راه و شهرسازی نیز این وظیفه را به میراث فرهنگی نسبت میدهد. این تعارضات بینبخشی باید حل شود.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با تأکید بر اینکه در سطح استانها نیز باید توجه داشت که هر استان نسخه خاص خود را میطلبد، افزود: بخشنامههایی که از تهران صادر میشود، وحی منزل نیستند. این دستورالعملها باید متناسب با شرایط اجتماعی، اقتصادی و کالبدی هر استان بازتعریف شوند. شورای عالی معماری و شهرسازی باید اختیارات بیشتری به استانها بدهد و از نسخهنویسی واحد برای کل کشور پرهیز کند.
عراقچیان خاطرنشان کرد: در نهایت، به اعتقاد من، لازم است شورای بازسازی بافتها در استانها بهصورت واقعی فعال شود؛ شورایی ویژه بافتهای فرسوده، تاریخی و حاشیهای، با ریاست استاندار یا معاون عمرانی وی و با حضور همه دستگاههای مسئول با اختیارات کامل. این شورا باید اختیاراتی فراتر از چارچوبهای معمول داشته باشد و با همکاری دادستانها و قوه قضائیه، تصمیمات خود را عملیاتی و اجرایی کند.
وی در پاسخ به این پرسش که با توجه به هزینه بالای ایجاد زیرساخت در مناطق جدید شهری، چه راهکاری برای تخصیص بهینه بودجه و بهرهگیری از ظرفیتهای آماده در قلب شهر وجود دارد؟ گفت: این موضوع را پیشتر در بخش «مشکلات بافتهای قدیمی» نیز مطرح کردم، درست است که در بافتهای قدیمی زیرساخت وجود دارد، اما این زیرساختها به دو دلیل اساسی پاسخگو نیستند. نخست فرسودگی زیرساختها؛ لولهها پوسیدهاند، کابلهای برق و مخابرات مستهلک شدهاند و شبکهها با مشکلات جدی فنی مواجهاند. در چنین شرایطی، این زیرساختها عملاً قابلیت استفاده ایمن و پایدار ندارند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان دومین و مهمترین مشکل را نبود ظرفیت گسترش در این زیرساختها عنوان کرد و گفت: برای مثال، حتی برای احداث یک ساختمان پنجطبقه در محلات قدیمی همدان، اداره برق اعلام میکند که پست برق منطقه کافی نیست و مالک پروژه موظف است هزینه احداث پست جدید، کابلکشی و اتصال شبکه را شخصاً (حتی اگر پست در فاصلهای چندصد متری باشد) پرداخت کند.
عراقچیان خاطرنشان کرد: این یعنی در بافتهای فرسوده، ظرفیت توسعه خدمات زیربنایی وجود ندارد. شبکههای برق، آب و مخابرات در این مناطق، صرفاً متناسب با وضع موجود بافت طراحی شدهاند. خانههای یک یا دوطبقه، بناهای کوچک، حیاطهای بزرگ و جمعیت محدود. حال اگر قرار باشد حیاطهای کوچک، بناهای بزرگ و ساختمانهای چندطبقه با تراکم جمعیتی بالا جایگزین شوند، روشن است که زیرساختهای فعلی بههیچوجه پاسخگو نخواهند بود.
وی تصریح کرد: بنابراین، وقتی گفته میشود «در قلب شهر خدمات وجود دارد»، این گزاره تنها در حد تأمین نیازهای متعارف زندگی امروز درست است، نه برای توسعه و نوسازی. خدمات وجود دارد، اما ظرفیت توسعه ندارد.
این فعال حوزه شهر در پاسخ به اینکه چگونه میتوان از رها شدن مرکز شهر و شکلگیری هستههای فرسوده جلوگیری کرد؟ گفت: همانطور که پیشتر اشاره کردم، تشکیل و فعالسازی شورای بافت فرسوده و بافت تاریخی است.
عراقچیان ادامه داد: راهحل واقعی و عملی یا واقعی، فراتر از ساختار اداری است. مدیران اجرایی کشور باید بهصورت واقعی و قلبی به بافت فرسوده اعتقاد داشته باشند. من با صراحت میگویم که چنین اعتقادی در حال حاضر وجود ندارد.
وی خاطرنشان کرد: اگر بررسی کنیم، میبینیم که تقریباً هیچ مدیری در بافتهای فرسوده زندگی نمیکند. اگر مدیری را یافتید که در محلاتی مانند جولان، کبابیان، امامزاده یحیی (ع)، محله حاجی، پای مصلا، بنهبازار یا شالبافان سکونت دارد، آنگاه میتوان گفت به بافت فرسوده اعتقاد دارد.
وی اظهار کرد: مدیران ما عمدتاً در مناطق توسعهیافته و برخوردار شهر، مانند استادان، متخصصین، مهدیه، سعیدیه، پردیس و مناطق مشابه زندگی میکنند، این انتخاب سبک زندگی، بهروشنی نشان میدهد که باور عملی به زیستپذیری بافت فرسوده وجود ندارد و در این زمینه هیچ رودربایستی هم نداریم.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: البته ممکن است فردی بهدلیل نداشتن توان مالی یا بهواسطه ارث پدری، ناچار به سکونت در یک محله قدیمی باشد؛ این انتخاب، دلخواهانه نیست. چنین فردی بهمحض بهبود وضعیت اقتصادی، از آن محله خارج میشود.
عراقچیان تصریح کرد: سکونت مدیران در بافت مرکزی شهر، شرط احیای واقعی آن است. مدیری با وجود توان مالی، آگاهانه و انتخابی در بافت مرکزی شهر زندگی کند آنگاه این اقدام به یک راهکار عملی برای توسعه بافت مرکزی تبدیل خواهد شد.
وی افزود: زمانی که مردم ببینند معاون استاندار، مدیرکل، قاضی، دادستان یا نماینده مجلس در بافت فرسوده زندگی میکند، این پیام به جامعه منتقل میشود که این بافتها قابلیت زندگی دارند.
وی با بیان اینکه در چنین شرایطی، اگر امنیت محله را تأمین، دسترسیهای روزانه و شبانه برای خودرو را فراهم و اقتصاد محله را فعال کنیم و محلهای پویا و زنده شکل بگیرد، میتوان انتظار داشت که بافت از وضعیت فرسودگی خارج شود، گفت: به اعتقاد من، لازمه تحقق این رویکرد آن است که شهردار در همان منطقه سکونت داشته باشد، شهرداران مناطق در محدوده مأموریت خود زندگی کنند، مدیران شهری، مدیران اقتصادی، کارخانهداران و بازاریان نیز وارد این فرآیند شوند.
این فعال شهری در پایان تأکید کرد: تا زمانی که این تغییر نگرش و راهکارها صرفاً به برنامههای عملیاتی و اجرایی شهرداری تبدیل نشوند، نتایج ملموسی در رونق و نوسازی بافتهای فرسوده مشاهده نخواهد شد.