تصمیمگیری؛ موتور محرکه زندگی
سپهرغرب، گروه خانواده- طیبه اسدبیگی: یک روانشناس، مهارت «تصمیمگیری» را یکی از حیاتیترین مهارتهای زندگی دانست و گفت: تصمیمگیری درست یا غلط، یکی از اساسیترین عوامل موفقیت یا عدم موفقیت در زندگی هر فرد است. موفقیت ما مستقیماً به کیفیت تصمیمات، افکار و برنامههایی که میچینیم وابسته است. به همین دلیل است که ما تلاش میکنیم مهارت «تصمیمگیری» را تقویت کنیم.
ما نیز در سلسله گزارشهای مهارتهای 10 گانه زندگی به خودآگاهی، ارتباط مؤثر و روابط بین فردی پرداختیم.
درخصوص «خودآگاهی» صحبت شد و گفتیم که این خودشناسی دقیق که شامل آگاهی از هیجانات و واکنشهای لحظهای است، به فرد این امکان را میدهد تا ضعفهای خود را مدیریت کرده و نقاط قوتش را برای تقویت بیشتر بهکار گیرد. نکته کلیدی اینکه این شناخت صرفاً یک تمرین دروننگر نیست؛ بلکه مستقیماً بر توانمندیهای ما در دنیای بیرون اثر میگذارد. فرد خودآگاه، کسی است که بر اساس شناخت دقیق از جایگاه فعلی خود، رفتار و تعاملاتش را تنظیم میکند؛ او منعطفتر، نقدپذیرتر و در نتیجه، مؤثرتر است.
همچنین گفتیم که مهارت «ارتباط مؤثر» یعنی توانایی برقراری ارتباط درست با خودمان و محیط اطرافمان که نخستین قدم برای انتقال هر پیام و اساس همه فعالیتهای اجتماعی بهشمار میرود.
«ارتباط بین فردی» نیز برای رسیدن به اهداف ما، تأثیرگذاری اجتماعی، ساختن یک هویت مثبت، اقدام منطقی و از همه مهمتر، بیان احساسات و عواطف بسیار ضروری است. روابط بین فردی ما مستقیماً از کیفیت ارتباطمان تأثیر میپذیرد. متأسفانه، اگر ارتباطات نامطلوب باشند، جوامع به جای تعالی و پیشرفت، دچار انحراف میشوند، به همین دلیل باید بسیار مراقب باشیم که با چه کسانی و چه نوع ارتباطی برقرار میکنیم.
اکنون در این گفتار میخواهیم بر مهارت تصمیمگیری بپردازیم. در ادامه متن گفتوگو با دکتر تقی ابوطالبی احمدی؛ روانشناس و مشاور خانواده را بخوانید.
*ابتدا مقدمهای از اهمیت کسب مهارت بگویید.
اجازه دهید توضیح دهم که در راستای بحثهای جلسات گذشتهمان درباره مهارتها، به این نتیجه رسیدیم که هر فردی برای داشتن یک زندگی متعادل و متوازن در ارتباط با خود، دیگران و پروردگارش، نیازمند دانش، مهارت، تبلیغ و تلاش است. انسان با تکرار، تبیین و تلاش مستمر در کسب دانش میتواند این چهار حوزه ارتباطی را ساماندهی کند.
آنچه مسلم است، مهارتهای زندگی در چند بخش دستهبندی میشوند؛ بخشی در ارتباط با خودمان، بخشی در ارتباط با خدا، بخشی در ارتباط با طبیعت و بخشی در ارتباط با دیگران. در حال حاضر، تمرکز ما روی مهارت ارتباط با دیگران است که در گذشته در سه محور موضوعی مورد بحث قرار گرفت. امروز قصد داریم به مهارت «تصمیمگیری» بپردازیم.
*تصمیمگیری؛ موتور محرکه زندگی
تصمیمگیری را میتوان یکی از حیاتیترین مهارتهای زندگی دانست. بسیاری از شرایط و موقعیتهایی که امروز در زندگی ما جاری است، محصول تصمیماتی است که یا در گذشته توسط خودمان یا توسط دیگران برای ما گرفته شده است.
رفتار انسانها معمولاً ناشی از ارزشها و افکاری است که در سر دارند. به عبارتی، فرد قبل از هر اقدامی، در ذهن خود تصمیم میگیرد که در چه زمینهای چه عملی انجام دهد و درباره آن تفکر میکند. بر اساس آن افکار، نقشهای طراحی کرده و برنامهریزی میکند و سپس اقدام مینماید.
بنابراین، تصمیمگیری یکی از مهمترین مهارتهاست؛ تصمیم برای انتخاب رشته، انتخاب سبک زندگی، انتخاب همسر و انواع تصمیمات دیگری که فرد باید بر اساس تفکر در زمینههای مختلف، راه درست را انتخاب کند.
بهطور مثال انسانها اغلب تمایل دارند با افرادی دوست شوند که بیشتر با آنها در ارتباط هستند یا آنها را میشناسند، اما انتخاب مسیر صحیح نیازمند فراتر رفتن از این نزدیکیهای اولیه است. اگر دقت کنید، ما باید از میان راههای مختلف، افراد مختلف و برنامههای متعدد، بهترین گزینه را انتخاب کنیم. این انتخاب مستلزم این است که به درجهای از باور برسیم که این مسیر نیاز به دانش، مطالعه و کسب تجربه دارد.
*رابطه مستقیم تصمیمگیری با موفقیت
تصمیمگیری درست یا غلط، یکی از اساسیترین عوامل موفقیت یا عدم موفقیت در زندگی هر فرد است. موفقیت ما مستقیماً به کیفیت تصمیمات، افکار و برنامههایی که میچینیم وابسته است. به همین دلیل است که ما تلاش میکنیم مهارت تصمیمگیری خود را در مسائل مختلف برای یک دانشآموز، یک دانشجوی دانشگاه، استاد، کارمند یا کاسب، تقویت کنیم.
در فرآیند تصمیمگیری، بهتر است با افراد صاحبنظر و باتجربه مشورت کنیم. برای مثال، برای انتخاب رشته یا مسافرت رفتن، پیش بنگاه املاک یا فروش ماشین نمیرویم. باید به سراغ کسی برویم که در آن حوزه تخصص و تجربه دارد؛ کسی که علاوه بر علم و دانش، تجربه نیز دارد و از طرفی، صلاحیت مشورت دادن را داشته باشد؛ چراکه ممکن است برخی افراد از نظر علمی صلاحیت داشته باشند اما در عمل مهارتی نداشته باشند و صرفاً نظری باشند.
گستره تصمیمگیری وسیع است و میتواند در سطح خانواده و مدیریت چالشهای آن، بهویژه تفاوت سلیقهها، باشد که اکنون با یک مثال به آن میپردازیم.
در واقع، در مورد تصمیمهای گروهی یا خانوادگی، بهتر است نظر تمامی افراد را جویا شویم. در محیط خانواده، بهترین کسانی که میتوانند ما را یاری کنند، پدران و مادران ما هستند. البته باید توجه داشت که والدین نیز باید خود را بهروز نگه دارند.
*تصمیمگیری گروهی و نقش والدین
بر اساس فرمایش مولای متقیان (ع)، پدر و مادر موفق کسانی هستند که فرزندان خود را به سبک و سیاق روز تربیت کنند. این بهروز بودن باعث میشود که نظرات والدین در تصمیمگیری فرزندان پذیرفته شود و در مقابل، فرزندان نیز از تجربه والدین بهرهمند گردند.
باید توانایی تشخیص داشته باشیم؛ چه خودمان و چه دیگرانی که تخصص دارند (مانند مرجعیت فکری یا مشاوران)، باید به درجهای از تشخیص و استنباط برسیم تا بتوانیم بر اساس کلام خدا و سرشت انسانی، برای زندگیمان برنامهریزی و تصمیمگیری کنیم.
*مدیریت تفاوت سلیقهها با مشارکت و شفافیت
*در تصمیمگیری گروهی تفاوت سلیقهها را چطور مدیریت کنیم؟
برای مدیریت تفاوت سلیقهها، باید با صمیمیت عمل کنیم و اجازه دهیم همه نظراتشان را بگویند. در مواجهه با تفاوت سلیقهها در خانواده، راهکار مشارکت دادن همه اعضا است. بهعنوان مثال، در برنامهریزی یک سفر با بودجه مشخص، باید تمامی گزینههای حملونقل (هواپیما، قطار، ماشین شخصی) و محل اقامت (هتل یا اقامتگاههای دیگر) با شفافیت بررسی شوند. «وقتی همه اعضای خانواده مشارکت میکنند، مقاومت در برابر اجرای تصمیم به حداقل میرسد.» اگرچه ممکن است سلیقهای خاص بر دیگری ارجحیت یابد، اما با بررسی عواقب امر و بحث صادقانه، بر اساس واقعیت تصمیمی گرفته میشود که مورد پذیرش جمع و اجرای آن با کمترین چالش همراه باشد.
* پس اینجا بحث خرد جمعی و احترام به نظرات همه افراد مطرح است.
بله، اما نباید حالت این باشد که «تو نمیدانی» و بلافاصله تصمیم اصلی را زیر سؤال ببریم یا مقاومت کنیم. مثلاً اگر فرزند بگوید «من خستهام و دلم میخواهد در فلان هتل باشم»، این خواسته باید شنیده شود. اما باید با هم به جمعبندی برسیم. برای اینکه تصمیمی بگیریم که در اجرا مقاومتی در پی نداشته باشد، باید به جوانب مثبت و منفی آن بهطور منطقی فکر کنیم.
با این روند شهامت مشورت در کارها و تصمیمگیری درست را به فرزندان نیز میآموزیم.
*پس ما متوجه شدیم که برای تصمیمگیری خوب، باید به دیگران فرصت بدهیم نظرشان را بگویند، با آگاهی و مشورت تصمیم بگیریم و مسئولیتپذیر نیز باشیم.
بله. در ادامه این مبحث باید بگویم ما در برابر تصمیماتمان باید «مسئولیتپذیر» نیز باشیم. بهعنوان مثال، اگر ازدواج کردهایم، دیگر نمیتوانیم هر شب هر جا خواستیم برویم؛ باید بهموقع به خانه برگردیم.
«مدیریت هیجانات» نیز بسیار مهم است، چراکه میتواند کمک کند ما تصمیمهای منطقیتری بگیریم. تصمیم نباید تحت تأثیر خشم یا شادی ناگهانی گرفته شود. بهعنوان مثال، تصمیمگیری پس از دریافت یک خبر خوش بزرگ (مانند برنده شدن جایزه)، باید با صبوری، آرامش و منطق همراه باشد. اگر تصمیمی بر اساس هیجانات لحظهای گرفته شود و بعداً به شکست منجر شود، فرد باید بپذیرد که در اجرای آن شتابزده عمل کرده است.
*هدفگذاری در تصمیمگیری
نوع تصمیمگیری مهم است، تصمیمگیری باید همسو با هدفگذاری باشد. این اهداف باید در قالب کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تعریف شوند. همچنین، شتابزدگی ممنوع است، چراکه پشیمانی ناشی از برگشتناپذیری تصمیمات بزرگ، آثار مخربی بهدنبال دارد.
در آخر نیز تصمیمی که گرفتیم را قبل از اجرا با افراد صاحب نظر بررسی کرده و با هوشمندی، به دور از شتابزدگی، با کنترل هیجانات و با شهامت آن را اجرا کنیم.
*اصول کلیدی تصمیمگیری
خب پس برای داشتن شرایط عالی در اجرای تصمیم، باید به این اصول توجه کنیم؛
1. مسئولیتپذیری: پذیرش نتایج خوب و بد تصمیم اتخاذ شده.
2. کنترل هیجانات: پرهیز از تصمیمگیری تحت تأثیر خشم یا شادی شدید؛ نیاز به صبر و فکر کردن قبل از اقدام.
3. مشارکت و احترام: فراهم کردن فرصت برای شنیدن نظرات اعضای خانواده یا ذینفعان و احترام به آنها.
4. بررسی جوانب: نگاه منطقی به جنبههای مثبت و منفی هر گزینه.
5. شهامت اجرا: پس از بررسی کامل، با شجاعت تصمیم نهایی را اجرا کرد.
*تصمیمگیری موتور محرکه زندگی
آنطور که دانستیم تصمیمگیری یک فرایند بسیار مهم برای هر فرد است که جوانب مختلف فردی و اجتماعی زندگی هر فرد را تحت تأثیر قرارمیدهد. این فرآیند همواره با چالشهایی همراه است. با این حال کسب آگاهی و دانش لازم برای این مهارت بسیار مهم است. چراکه هر تصمیم میتواند تجربیات ما را افزایش دهد و قضاوتهای ما را بهبود بخشد. داشتن این قابلیت به ما کمک میکند در زندگی بتوانیم بهخوبی تصمیمگیری کنیم و از دوراهیهایی که اغلب گرفتار آن هستیم نجات یابیم.