گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:100353

از گواهینامه موتورسواری تا اولویت‌های مغفول زنان ایرانی

مسئله زنان را با تصمیم‌های نمادین حل نکنیم
از گواهینامه موتورسواری تا اولویت‌های مغفول زنان ایرانی
تصویب امکان صدور گواهینامه موتورسواری برای زنان از سوی دولت در نگاه نخست تصمیمی منفی یا خلاف مصلحت جامعه تلقی نمی‌شود در ذات خود این تصمیم می‌تواند نشانه‌ای از به‌رسمیت شناختن بخشی از حقوق شهروندی زنان و پاسخ به یک مطالبه مشخص باشد با این حال هر سیاست اجتماعی زمانی معنا پیدا می‌کند که در متن اولویت‌های واقعی جامعه و در نسبت با مسائل اصلی آن ارزیابی شود. مسئله دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود آیا امروز اولویت اصلی زنان ایرانی موتورسواری است؟ و اگر نیست چرا سیاست‌گذاری حوزه زنان بیش از آنکه معطوف به حل مسائل عمیق و ساختاری باشد درگیر تصمیم‌های نمادین و کم‌اثر شده است؟
نکته نخست آن است که حتی همین تصمیم اگر قرار است به‌درستی اجرا شود نیازمند فرهنگ‌سازی قانون‌مندی و انطباق با هنجارهای اجتماعی کشور است. موتورسواری صرف‌نظر از جنسیت، یک رفتار پرخطر در فضای شهری است و تجربه نشان داده است که ضعف در آموزش، نبود نظارت مؤثر و رهاشدگی فرهنگی، می‌تواند این پدیده را به عاملی برای تشدید بی‌نظمی، آسیب‌های اجتماعی و تعارض‌های فرهنگی تبدیل کند. بنابراین اگر دولت بر صدور گواهینامه تأکید دارد باید هم‌زمان درباره آموزش، پوشش ایمن، رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و پیامدهای اجتماعی آن نیز برنامه‌ای روشن ارائه دهد امری که تاکنون کمتر نشانه‌ای از آن دیده شده است.
اما مسئله اصلی، فراتر از این تصمیم خاص، به نوع نگاه دولت به مسائل زنان بازمی‌گردد واقعیت این است که جامعه زنان ایران با وجود همه پیشرفت‌ها، توانمندی‌ها و دستاوردهای غیر قابل انکار در حوزه آموزش، علم، سلامت و مشارکت اجتماعی، با مجموعه‌ای از مشکلات جدی و اولویت‌دار روبه‌روست که بسیاری از آن‌ها یا نادیده گرفته می‌شوند یا به برنامه‌هایی سطحی و نمایشی تقلیل می‌یابند.
در یک نگاه منصفانه و واقع‌بینانه، مهم‌ترین چالش زنان ایرانی امروز، نه در حوزه نمادهای آزادی اجتماعی بلکه در امنیت اقتصادی، ثبات شغلی و کرامت معیشتی است سهم بالای زنان از بیکاری پنهان، اشتغال‌های بی‌ثبات، قراردادهای موقت، دستمزدهای پایین‌تر نسبت به مردان در مشاغل مشابه و ضعف حمایت‌های مؤثر برای زنان سرپرست خانوار از جمله مسائلی است که مستقیماً با زیست روزمره میلیون‌ها زن ایرانی گره خورده است پرسش جدی اینجاست که معاونت امور زنان ریاست‌جمهوری چه برنامه مشخص، قابل سنجش و زمان‌بندی‌شده‌ای برای بهبود این وضعیت ارائه کرده است؟
چالش دیگر فرسودگی روانی و فشار مضاعف نقش‌ها بر زنان است. زن ایرانی امروز هم‌زمان نقش‌های همسری، مادری، شغلی، مراقبتی و اجتماعی را بر دوش می‌کشد بدون آنکه نظام حمایتی متناسبی برای کاهش این فشار طراحی شده باشد. سیاست‌های حوزه زنان کمتر به موضوع سلامت روان، تعادل کار و خانواده، فرسودگی عاطفی و پیامدهای آن بر بنیان خانواده پرداخته‌اند درحالی‌که این مسئله یکی از ریشه‌های اصلی افزایش تنش‌های خانوادگی، کاهش تاب‌آوری اجتماعی و حتی افت بهره‌وری اقتصادی است.
از سوی دیگر، مسئله زنان در مناطق کمتر برخوردار عملاً در حاشیه سیاست‌گذاری‌ها قرار دارد. زنانی که در روستاها، حاشیه شهرها و مناطق محروم زندگی می‌کنند بیش از هر چیز با مشکلاتی چون دسترسی محدود به آموزش مهارتی، خدمات سلامت، فرصت‌های شغلی و حمایت‌های اجتماعی مواجه‌اند تمرکز بیش از حد سیاست‌های رسانه‌ای بر مطالبات زنان طبقه متوسط شهری، موجب شده است که بخش بزرگی از جامعه زنان از دایره توجه تصمیم‌گیران خارج بمانند.
در این میان نقش معاونت امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور، نقشی کلیدی اما کم‌اثر جلوه می‌کند انتظار از این نهاد نه صرفاً همراهی با موج‌های رسانه‌ای یا برجسته‌سازی تصمیم‌های کم‌هزینه سیاسی بلکه تبدیل مسائل واقعی زنان به دستور کار ملی است. سیاست‌گذاری در حوزه زنان نیازمند شجاعت در اولویت‌بندی، واقع‌بینی در تشخیص مسئله و پرهیز از ساده‌سازی مشکلات پیچیده اجتماعی است.
نکته قابل تأمل آن است که بسیاری از برنامه‌های ارائه‌شده در این حوزه بیشتر به بسته‌های شعاری همایش‌محور و گزارش‌پسند شباهت دارند تا سیاست‌های مسئله‌محور و اثرگذار. حل مشکلات زنان با صدور بخشنامه، تغییر نمادها یا تصمیم‌های رسانه‌ای ممکن نمی‌شود این حوزه نیازمند داده‌های دقیق، گفت‌وگو با خود زنان در لایه‌های مختلف اجتماعی، و طراحی مداخلات تدریجی اما پایدار است.
بی‌تردید، دفاع از حقوق زنان به معنای نادیده گرفتن فرهنگ، قانون و اقتضائات اجتماعی کشور نیست همان‌گونه که نمی‌توان مطالبات زنان را به چند نشانه ظاهری تقلیل داد. جامعه ایران، به‌ویژه زنان آن، بیش از هر چیز به سیاست‌گذاری عاقلانه، مسئولانه و اولویت‌محور نیاز دارد سیاست‌گذاری‌ که میان مطالبات واقعی و حاشیه‌ای تمایز قائل شود.
در چنین شرایطی تصمیم‌هایی مانند صدور گواهینامه موتورسواری برای زنان اگرچه می‌توانند در جای خود قابل بحث باشند، اما نباید به‌عنوان نشانه‌ای از پیشرفت سیاست‌های حوزه زنان معرفی شوند. پیشرفت واقعی زمانی رخ می‌دهد که امنیت شغلی زن، سلامت روان او، کرامت اقتصادی‌اش و نقش محوری‌اش در خانواده و جامعه به‌طور ملموس بهبود یابد.
اگر دولت و به‌ویژه معاونت امور زنان ریاست‌جمهوری به دنبال اثرگذاری پایدار هستند لازم است از سیاست‌های نمادین عبور کرده و به سراغ مسائل ریشه‌ای، کم‌هیجان اما حیاتی بروند مسائلی که شاید کمتر تیتر رسانه‌ای شوند، اما بیش از هر تصمیم نمادینی، زندگی زنان ایرانی را متحول خواهند کرد.
ارسال نظر

سوال: پنج منهای دو؟ 3

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار