گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:100616

تبارشناسی یک مغالطه رسانه‌ای؛ تبیین مرز میان «نخبگی اکتسابی» و «سیادت موروثی»

تبارشناسی یک مغالطه رسانه‌ای؛ تبیین مرز میان «نخبگی اکتسابی» و «سیادت موروثی»

سپهرغرب، گروه تیک- زهره پوروهابی: در سپهر سیاست مدرن واژه‌ها تنها ابزاری برای توصیف واقعیت نیستند بلکه خود به سلاحی برای «واقعیت‌سازی» بدل شده‌اند. یکی از مفاهیم پربسامد که این روزها توسط جریان‌های رسانه‌ای معارض با شدتی مضاعف پمپاژ می‌شود، کلیدواژه‌ «موروثی‌سازی» (Hereditarization) است. این راهبرد رسانه‌ای با هدفی فراتر از یک نقد سیاسی ساده طراحی شده است، هدف اصلی، ایجاد یک «این‌همانیِ ساختگی» میان ساختار مردم‌سالارانه جمهوری‌اسلامی و نظام‌های پادشاهی و سلطنتی پیشین است اما پرسش بنیادین این است آیا زعامت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، لزوماً به معنای عدول از آرمان‌های جمهوریت و حرکت به سمت تبارگرایی است، یا این تحلیل خود برخاسته از یک خطای شناختی و مغالطه‌ای سازمان‌یافته است؟

*کالبدشکافی مغالطه «تشابه‌سازی سطحی»

نخستین لایه برخورد با این شبهه درک ماهیت منطقی آن است. این ادعا بر پایه مغالطه تشابه‌سازی سطحی بنا شده است. در علم منطق این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که دو پدیده که تنها در یک وجه ظاهری اشتراک دارند، در تمام ابعاد و ماهیت یکسان پنداشته شوند.

در نظام‌های موروثی و پادشاهی قدرت به‌مثابه یک ملک شخصی تلقی می‌شود. در این الگو انتقال قدرت از پدر به پسر تابعی از قوانین مالکیت و وراثت خونی است فرآیندی که در آن هیچ نهاد ناظر، هیچ فیلتر نخبگانی و هیچ سازوکار انتخاباتی دخالت ندارد اما در جمهوری اسلامی ایران، قدرت نه یک «ملک» بلکه یک «امانت الهی و مردمی» است. ساختار قدرت در ایران براساس «صلاحیت‌محوری» طراحی شده نه «عصبیت‌محوری». بنابراین، شباهت ظاهری در نام‌های خانوادگی، هرگز نمی‌تواند تفاوت ماهوی در ساختار کسب قدرت را بپوشاند.

*مشروعیت قانونی و فیلتر نخبگانی؛ نقش مجلس خبرگان

برای ابطال ادعای موروثی‌سازی، باید به ستون فقرات قانون اساسی نگریست. در عالی‌ترین سطح ساختار سیاسی ایران یعنی مقام رهبری مسیر رسیدن به مسئولیت از دالان شفاف و سخت‌گیرانه مجلس خبرگان رهبری می‌گذرد.

مجلس خبرگان نهادی متشکل از مجتهدان و صاحب‌نظرانی است که خود با رأی مستقیم مردم انتخاب شده‌اند. وظیفه این نهاد، بررسی مستمر و دقیق چهار مؤلفه کلیدی در شخص رهبر یا کاندیداهای بالقوه است: 1. اجتهاد و فقاهت عالی 2. عدالت و تقوای خلل‌ناپذیر 3. بینش سیاسی و اجتماعی عمیق و 4. تدبیر و قدرت مدیریت.

در یک نظام موروثی، «ژن» تنها شرط لازم و کافی است اما در نظام اسلامی حتی اگر فردی فرزندِ رهبر یا یک مسئول عالی‌رتبه باشد باید از غربال این معیارهای سفت‌ و سخت عبور کند. اینجا «نسبت فامیلی» نه‌تنها امتیازی برای عبور آسان ایجاد نمی‌کند بلکه به‌دلیل حساسیت افکار عمومی و نهادهای نظارتی تیغ نقد و بررسی بر روی این افراد برنده‌تر است.

* مفهوم «بصیرت زیسته» و انتقال تجربه مدیریتی

یکی از مفاهیم مغفول در تحلیل‌های سیاسی موضوع جامعه‌پذیری سیاسی در خانواده‌های تراز باید در نظر داشت که محیط رشد یک فرد تأثیری شگرف بر منظومه فکری و توانمندی‌های اجرایی او دارد. کسی که در کانون تصمیم‌گیری‌های کلان و در مجاورت مستقیم با چالش‌های حکمرانی رشد یافته، به‌نوعی «بصیرت‌زیسته» دست می‌یابد که در هیچ کلاس درس یا کتابخانه‌ای قابل اکتساب نیست. این فرد از کودکی با مفاهیمی چون مصلحت عامه، امنیت ملی و پیچیدگی‌های دیپلماسی عجین شده است. در این چارچوب، حضور چنین فردی در مناصب مدیریتی – مشروط به احراز صلاحیت‌های قانونی – نه یک رانت ناعادلانه، بلکه بهره‌برداری هوشمندانه نظام از سرمایه‌های انسانی تربیت‌یافته در تراز انقلاب است. در واقع خانواده در اینجا همچون یک آموزشکده عالی سیاست‌ورزی عمل می‌کند که خروجی آن کادرهایی با کمترین ضریب خطا و بیشترین قرابت با مبانی نظام است. بنابراین، تقلیل این فرآیند پیچیده کادرسازی به واژه موروثی‌سازی، نادیده گرفتن عامدانه عنصر تخصص و تجربه در مدیریت کلان است.

* تراز جهانی؛ نگاهی به دموکراسی‌های دیرپا

یکی از محکم‌ترین استدلال‌ها علیه شبهه موروثی‌سازی، مطالعه تطبیقی الگوهای حکمرانی در جهان است. مدعیان این شبهه غالباً دموکراسی‌های غربی را به‌عنوان مدینه فاضله معرفی می‌کنند اما جالب اینجاست که در همین نظام‌ها، حضور نسل‌های متوالی از یک خانواده در رأس قدرت نه‌تنها مذموم نیست بلکه به‌عنوان نمادی از استقرار و پایداری سیاسی ستایش می‌شود.

در ایالات متحده آمریکا، خانواده «بوش» دو رئیس‌جمهور و چندین فرماندار به جامعه سیاسی معرفی کرد. در کانادا، «جاستین ترودو» مسیر پدرش پی‌یر ترودو را در مقام نخست‌وزیری ادامه داد. در هند، خاندان «نهرو-گاندی» دهه‌ها سکان‌دار مدیریت بزرگترین دموکراسی جهان بودند. در هیچ‌یک از این موارد، رسانه‌های بین‌المللی از واژه «سلطنت موروثی» استفاده نکردند چراکه پذیرفته‌اند این افراد از طریق سازوکارهای قانونی (انتخابات) و با تکیه بر برند سیاسی و تجربه خانوادگی خود به قدرت رسیده‌اند. چگونه است که حضور فرزندان مسئولان در غرب، «انتقال نخبگی» نامیده می‌شود، اما در ایران به «بازگشت به دوران پادشاهی» تعبیر می‌گردد؟ این برخورد دوگانه، نشان‌دهنده استاندارد دوگانه‌ای است که هدفش تخریب سرمایه اجتماعی نظام اسلامی است.

*«نسبت فامیلی»؛ ظرفیت تربیتی یا مجوز قدرت؟

در نظام‌های توتالیتر و پادشاهی نسبت فامیلی «علت تامه» و مجوزِ ورود به قدرت است یعنی فرد صرفاً به‌دلیل پسرِ پادشاه بودن، صاحب حق می‌شود اما در منظومه فکری و فقهی جمهوری اسلامی نسبت فامیلی تنها یک «ظرفیت تربیتی» (Educational Capacity) است. این نسبت بستر رشد را فراهم می‌کند، اما هرگز جایگزینِ «شایستگی» نمی‌شود.

تفاوت ماهوی در اینجاست که در نظام اسلامی، فردِ منتسب به یک مسئول باید در ترازوی قضاوت منتخبان ملت یا نهادهای نظارتی وزنی بیشتر از دیگران ارائه دهد تا شائبه رانت برطرف شود. در واقع، این افراد تحت نظارت مضاعف هستند. اگر در نظام موروثی، پیوند خونی «مصونیت» می‌آورد، در نظام اسلامی این پیوند، «مسئولیت» و پاسخگویی بیشتری را به همراه دارد. از این‌رو، نسبت فامیلی در ایران نه یک «حقِ پیش‌فرض» بلکه باری سنگین بر دوش فرد است که باید برای هر قدم آن استدلال نخبگانی داشته باشد.

* تحلیل شناختیِ راهبرد دشمن؛ از «ادراک» تا «براندازی»

چرا جریان رسانه‌ای معارض بر واژه «موروثی‌سازی» اصرار دارد؟ پاسخ را باید در «جنگ شناختی» جستجو کرد. هدف این جریان ایجاد «گسست عاطفی» میان توده‌های مردم و حاکمیت است. آن‌ها می‌دانند که مردم ایران هزینه‌های سنگینی برای برچیدن بساط سلطنت پرداخته‌اند بنابراین با برچسب‌زنی موروثی قصد دارند این حس را القا کنند که آرمان‌های انقلاب 57 به انحراف کشیده شده است.

این یک عملیات روانی برای جایگزینی تصویر به جای واقعیت است. آن‌ها می‌خواهند با تکرار این واژه، ذهن مخاطب را از بررسی صلاحیت‌های فردی دور کرده و تنها بر پیوندهای خانوادگی متمرکز کنند. در این راهبرد حتی اگر فردی نابغه مدیریت و سیاست باشد صرفاً به‌دلیل نام خانوادگی‌اش باید بایکوت و تخریب شود. این نوعی «نژادپرستی معکوس» در دنیای سیاست است که حقِ خدمت را از نخبگان به جرمِ انتساب به خانواده‌های اصیلِ انقلاب سلب می‌کند.

*صیانت از نظام نخبگانی در برابر پوپولیسم رسانه‌ای

درنهایت، باید تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران نه نظامی موروثی است و نه به سوی آن حرکت می‌کند. تداوم حضور چهره‌های باسابقه و فرزندان توانمند آن‌ها در مناصب ناشی از یک توالی منطقی در کادرسازی است که در تمام نظامات سیاسی باثبات جهان دیده می‌شود.

جامعه نخبگانی و رسانه‌های دلسوز وظیفه دارند با تبیین دقیق تفاوت‌های میان «وراثت خونی» و «وراثت نخبگانی»، مانع از پیروزی مغالطه موروثی‌سازی شوند. حضور فرزندان مسئولان، اگر بر پایه شایسته‌سالاری، عبور از فیلترهای قانونی و با هدف خدمت باشد، نه‌تنها تهدید نیست بلکه فرصتی برای انتقال تجربیات انباشته‌شده نظام به نسل‌های آینده و تضمین ثبات مدیریتی کشور است. ما باید بیاموزیم که افراد را نه بر اساس «شناسنامه»، بلکه بر اساس «کارنامه» و «صلاحیت‌های احرازشده» قضاوت کنیم این تنها راه صیانت از جمهوریت و اسلامیت نظام در برابر طوفان‌های سهمگین جنگ رسانه‌ای است.

ارسال نظر

سوال: جمع پنج و سه؟ 8

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار