گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:101102

سواد رسانه‌ای در عصر حقیقت‌های مصنوعی؛ وقتی «دیدن» دیگر به معنای «باور کردن» نیست

سواد رسانه‌ای در عصر حقیقت‌های مصنوعی؛ وقتی «دیدن» دیگر به معنای «باور کردن» نیست

سپهرغرب، گروه تیک- زهره پوروهابی: با گسترش هوش مصنوعی مولد و تولید محتوای فوق‌واقع‌گرایانه، مرز میان واقعیت و جعل بیش از هر زمان دیگری فرو ریخته است؛ وضعیتی که مدل‌های کلاسیک سواد رسانه‌ای را ناکافی کرده و ضرورت بازتعریف آن را به یک مطالبه جدی بدل ساخته است. در گفت‌وگویی تخصصی با دکتر الهه خوانساری، پژوهشگر و مدرس سواد رسانه، به بررسی این تحول، لایه‌های جدید تحلیل پیام، مسئولیت پلتفرم‌ها، و راهکارهای شناختی برای مواجهه با جنگ اطلاعاتی پرداخته‌ایم.

در جهان رسانه‌ای امروز، دیگر مسئله صرفاً «تشخیص دروغ» نیست، بلکه «تشخیص حقیقت‌نما» به مسئله‌ای پیچیده‌تر تبدیل شده است. هوش مصنوعی مولد، با قابلیت بازتولید دقیق واقعیت، نه‌تنها ابزارهای تولید محتوا را متحول کرده، بلکه بنیان‌های ادراک مخاطب از حقیقت را نیز به چالش کشیده است. در چنین شرایطی، سواد رسانه‌ای دیگر نمی‌تواند به چارچوب‌های کلاسیک خود—مانند تحلیل نیت فرستنده یا تکنیک‌های اقناع—بسنده کند. بلکه نیازمند جهشی مفهومی به‌سوی ارزیابی «هستی‌شناسی پیام» و «اصالت ساختاری» آن است. گفت‌وگوی پیش‌رو با دکتر الهه خوانساری، پژوهشگر و مدرس سواد رسانه تلاشی است برای واکاوی این گذار و ارائه راهکارهایی عملی برای مواجهه با یکی از پیچیده‌ترین میدان‌های نبرد معاصر: جنگ ادراک‌ها.

* با توجه به ظهور هوش مصنوعی مولد و توانایی آن در تولید محتوای فوق‌واقع‌گرایانه، مدل‌های سنتی سواد رسانه‌ای تا چه حد کارآمد هستند؟ به‌نظر شما چه «لایه جدیدی» از تحلیل باید به آموزش‌های تخصصی اضافه شود تا کاربران بتوانند فراتر از نیت فرستنده، «اصالت ساختاری» پیام را نیز ارزیابی کنند؟

مدل‌های سنتی سواد رسانه‌ای که بر پایه پرسش‌هایی مانند «چه کسی این پیام را ساخته؟» و «چه تکنیک‌هایی برای جلب توجه استفاده شده؟» بنا شده‌اند، همچنان لازم هستند، اما دیگر کافی نیستند. در مواجهه با محتوای فوق‌واقع‌گرایانه، تمایز میان واقعیت و ساخته‌های ماشین به‌شدت کمرنگ شده است.

این مدل‌ها در شناسایی دروغ‌های انسانی عملکرد خوبی دارند، اما در برابر حقیقت‌نماهای مصنوعی که هیچ انسان مشخصی مستقیماً آن‌ها را نساخته، دچار محدودیت می‌شوند. به همین دلیل، ما نیازمند افزودن لایه‌ای جدید به نام «ردیابی هستی‌شناسی پیام» هستیم؛ لایه‌ای که فراتر از نیت، به «ماده اولیه» و «نشانه‌های حیات» پیام می‌پردازد.

این لایه شامل چند مؤلفه اساسی است. نخست، بررسی نشانگان حیات؛ یعنی کاربر باید بتواند شواهد حضور یک عامل انسانی را در لحظه خلق اثر جست‌وجو کند. برای مثال، آیا این رویداد توسط چند منبع انسانی مستقل تأیید شده است؟ آیا زاویه دید دوربین با حضور فیزیکی یک خبرنگار همخوانی دارد؟

دوم، تحلیل هماهنگی با قوانین فیزیک و منطق است. هوش مصنوعی هنوز در بازنمایی دقیق پدیده‌هایی مانند بازتاب نور، سایه‌ها، ریتم طبیعی گفتار یا توالی منطقی رویدادها دچار خطا می‌شود. بنابراین، آموزش «بازیابی خطاهای مدل» باید بخشی از سواد رسانه‌ای باشد.

و سوم، منبع‌یابی مصنوع؛ به این معنا که پرسش «آیا این محتوا اساساً در بستر فیزیکی وجود خارجی دارد؟» به پرسش محوری تبدیل شود. کاربر باید بتواند با استفاده از ابزارهایی مانند ردیابی متادیتا یا جستجوی معکوس تصاویر، به نسخه اصلی محتوا و تأییدیه‌های معتبر دست پیدا کند.

در همین راستا، می‌توان واحد درسی مستقلی با عنوان «کالبدشکافی محتوای دیجیتال» طراحی کرد تا کاربران با نمونه‌های واقعی دیپ‌فیک کار کرده و مهارت تشخیص خطاهای الگوریتمی را به‌صورت عملی تمرین کنند.

* بسیاری معتقدند سواد رسانه‌ای نباید تمام مسئولیت را بر دوش «کاربر» بگذارد. از دیدگاه شما، چگونه می‌توان تعادلی میان «آموزش کاربر» و «مطالبه‌گری از پلتفرم‌ها» ایجاد کرد؟

ایجاد این تعادل تنها از طریق یک الگوی «مسئولیت‌پذیری لایه‌ای» امکان‌پذیر است. نمی‌توان تمام بار امنیت اطلاعاتی را بر دوش شهروندان عادی گذاشت، اما در عین حال، کاربر منفعل نیز راه‌حل نیست.

در این چارچوب، یک مدل سه‌وجهی پیشنهاد می‌شود. نخست، کاربر باید به سطحی از «بدبینی حرفه‌ای» برسد؛ یعنی توانایی توقف پیش از بازنشر و فعال‌سازی تفکر انتقادی را در خود تقویت کند. اما این تنها بخشی از ماجراست.

در سطح دوم، پلتفرم‌ها باید به شفافیت الگوریتمی و برچسب‌گذاری اجباری محتوای مصنوعی ملزم شوند. اگر پلتفرمی محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را با نشانه‌هایی مانند واترمارک مشخص نکند، باید پاسخگو باشد. همچنین الگوریتم‌های پیشنهاددهنده نباید بر اساس تحریک هیجانات منفی مانند خشم طراحی شوند.

در سطح سوم نیز، ایجاد نهادهای مستقل راستی‌آزمایی ضروری است؛ نهادهایی که دسترسی مستقیم به داده‌های پلتفرم‌ها داشته باشند و بتوانند در شرایط بحرانی، مانند جنگ، هشدارهای فوری و معتبر صادر کنند در مجموع، پلتفرم باید بستر را ایمن کند و کاربر باید بیاموزد در این بستر، هوشمندانه حرکت کند.

* در مواجهه با سوگیری‌های تأییدی و بازنشر اخبار جعلی همسو با باورهای فردی، چه راهکارهای شناختی یا روان‌شناختی برای تبدیل «دانش» به «مهارت رفتاری پایدار» پیشنهاد می‌کنید؟

برای تبدیل دانش سواد رسانه‌ای به رفتار پایدار، باید از سطح آموزش‌های صرفاً عقلانی عبور کرده و وارد حوزه «بازآموزی هیجانی» شویم. سوگیری تأییدی در واقع یک سازوکار ذهنی برای کاهش تنش روانی است.

در این زمینه، می‌توان از الگوی «واکسیناسیون شناختی» استفاده کرد. همان‌طور که بدن با دریافت دوز ضعیف ویروس ایمن می‌شود، ذهن نیز باید در معرض نمونه‌های کنترل‌شده‌ای از تکنیک‌های فریب قرار گیرد. به‌جای اینکه پس از مواجهه با خبر جعلی به کاربر هشدار دهیم، باید پیش از آن، سازوکارهای دستکاری را به او نشان دهیم. استفاده از بازی‌های شبیه‌سازی که کاربر را در نقش تولیدکننده خبر جعلی قرار می‌دهد، در این زمینه بسیار مؤثر است.

از سوی دیگر، باید نظام پاداش را نیز بازطراحی کرد. بازنشر اخبار هیجانی معمولاً با پاداش فوری همراه است؛ بنابراین باید این پاداش به رفتارهای جایگزین مانند «تأیید پیش از انتشار» منتقل شود. به‌عنوان مثال، می‌توان هنجاری اجتماعی ایجاد کرد که در آن، فردی که خبر را پیش از انتشار بررسی می‌کند، دارای اعتبار بیشتری تلقی شود.

همچنین توصیه می‌شود کاربر در مواجهه با خبری که به‌طور کامل باورهای او را تأیید می‌کند، به‌صورت آگاهانه به‌دنبال منابعی بگردد که آن را رد می‌کنند. این کار به تعلیق «لذت تأیید» کمک کرده و مقاومت شناختی را افزایش می‌دهد.

* در دوران جنگ و درگیری، فضای مجازی چه تهدیدات جدیدی برای افراد عادی ایجاد می‌کند و چگونه می‌توان این تهدیدات را تشخیص داد؟

در شرایط جنگی، فضای مجازی عملاً به یک میدان مین تبدیل می‌شود. تهدیدات متعددی در این فضا شکل می‌گیرند که در شرایط عادی کمتر دیده می‌شوند.

نخست، اطلاعات شخصی به سلاح تبدیل می‌شود. داده‌هایی مانند عکس‌ها یا موقعیت‌های مکانی که در زمان صلح بی‌خطر به نظر می‌رسند، می‌توانند در زمان جنگ به ابزار شناسایی و هدف‌گیری تبدیل شوند.

دوم، پیام‌های شخصی‌سازی‌شده است. برخلاف گذشته که پیام‌های تبلیغاتی به‌صورت عمومی منتشر می‌شد، اکنون پیام‌های ترس‌آفرین بر اساس ویژگی‌های فردی طراحی می‌شوند؛ برای مثال، ارسال پیام‌های هشدارآمیز برای مادران درباره امنیت فرزندانشان.

سوم، باج‌گیری سایبری است. مهاجمان با دسترسی به حساب‌های کاربری، افراد را تهدید به افشای اطلاعات خصوصی می‌کنند.

و چهارم، ایجاد گروه‌های جعلی در شبکه‌های اجتماعی است که با ظاهر فعالیت‌های اجتماعی یا خیریه، به جمع‌آوری اطلاعات می‌پردازند.در چنین شرایطی، هر پیام بیش‌ازحد شخصی یا برانگیزاننده ترس باید به‌عنوان یک علامت هشدار تلقی شود و کاربر پیش از هر واکنشی، مکث و بررسی کند.

*در نهایت، شهروندان عادی چه ابزارها و رویکردهایی را برای راستی‌آزمایی اخبار و حفظ سلامت روانی خود در برابر جنگ اطلاعاتی باید به‌کار گیرند؟

در مواجهه با جنگ اطلاعاتی، اصل نخست «مکث پیش از بازنشر» است. کاربران باید چند اقدام کلیدی را به‌صورت منظم انجام دهند.از نظر فنی، استفاده از جستجوی معکوس تصویر در موتورهایی مانند گوگل یا Yandex برای بررسی زمان و مکان واقعی تصاویر ضروری است. همچنین باید هماهنگی صدا و تصویر در ویدئوها، و سازگاری عناصر محیطی مانند نور و سایه با ادعای مطرح‌شده بررسی شود.از نظر منبع، هیچ‌گاه نباید به یک کانال خبری اکتفا کرد و لازم است خبر از چند منبع معتبر تأیید شود.

از نظر روانی، باید «رژیم مصرف خبر» تعریف کرد؛ یعنی به‌جای مصرف مداوم اخبار، در بازه‌های زمانی مشخص به آن‌ها مراجعه کرد تا از فرسودگی ذهنی جلوگیری شود.حفظ حریم خصوصی نیز اهمیت بالایی دارد؛ از اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی یا انتشار تصاویر از اماکن حساس باید پرهیز شود. همچنین تنظیمات امنیتی حساب‌های کاربری باید به‌طور مرتب بررسی شود.

در نهایت، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های اخبار جعلی، تحریک شدید هیجانات است. اگر خبری شما را به‌طور ناگهانی بسیار خشمگین یا مضطرب کرد، بهترین اقدام، توقف کوتاه و بررسی مجدد آن است. گفت‌وگو با خانواده و دوستان و دریافت دیدگاه‌های متفاوت نیز می‌تواند به تصمیم‌گیری دقیق‌تر کمک کند.

ارسال نظر

سوال: ده تقسیم بر دو؟ 5

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار