یک پاتولوژیست مطرح کرد:
خودارزیابی ماهانه؛ کلیدیترین اقدام پیشگیرانه در سرطان سینه
کنترل وزن؛ سدی در برابر ابتلا به بیماری
یک پاتولوژیست با تأکید بر اینکه خودارزیابی ماهانه، راهبردیترین اقدام برای پیشگیری از سرطان سینه است، گفت: تمامی بانوان باید از 20 سالگی، انجام منظم این معاینه را در اولویت خود قرار دهند؛ چراکه شناسایی هرگونه تغییر غیرعادی در بافت سینه در مراحل اولیه، شانس موفقیت در درمان را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
سرطان سینه که امروزه یکی از شایعترین انواع سرطان در میان زنان در سراسر جهان محسوب میشود، زنگ خطری جدی برای سلامت عمومی است. این بیماری که با رشد کنترلنشده سلولها در بافت پستان مشخص میشود، در صورت عدم تشخیص و درمان بهموقع، میتواند تهدیدی جدی برای زندگی باشد. بااینحال، پیشرفتهای چشمگیر در علم پزشکی، بهویژه در زمینه تشخیص زودهنگام و روشهای درمانی نوین، امید به بهبودی و بقا را برای مبتلایان به میزان قابلتوجهی افزایش داده است.
در این خصوص با دکتر لیلا موسوی، پاتولوژیست و مسئول فنی آزمایشگاه فارابی همدان گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید:
** مهمترین نشانههای اولیه سرطان سینه که بانوان باید به محض مشاهده به پزشک مراجعه کنند، چیست؟
سرطان سینه یکی از شایعترین سرطانها در میان زنان، بهویژه در سنین باروری و پس از آن است. یکی از مهمترین علائمی که در بیماران مشاهده میشود، ترشحات غیرطبیعی از نوک سینه است.
فرورفتگی غیرطبیعی و تازهایجادشده در نوک سینه یا پوست آن نیز از دیگر نشانههایی است که باید جدی گرفته شود. علاوه بر این، ممکن است تغییراتی در پوست پستان ایجاد شود که در اصطلاح پزشکی به آن حالت «پوست پرتقالی» میگویند. در این وضعیت، پوست سینه سفت و ناهموار شده و ظاهری شبیه به پوست پرتقال پیدا میکند. این حالت معمولاً بر اثر اِدِم (تجمع مایع) در بافتهای زیرین پوست رخ میدهد؛ به این صورت که محل فولیکولهای مو روی پوست به سمت داخل کشیده شده و بخشهای اطراف آن برجسته به نظر میرسند.
گاهی نیز ممکن است فرورفتگی موضعی در بخشی از پوست سینه ایجاد شود. از سوی دیگر، بروز ضایعاتی شبیه به اگزما، پوستهریزی یا خشکی در نوک پستان اهمیت زیادی دارد و نباید نادیده گرفته شود. در صورت مشاهده این علائم، فرد باید از سوی پزشک متخصص معاینه شود تا در صورت نیاز، نمونهبرداری (بیوپسی) انجام گیرد. تشخیص دقیق این ضایعات بسیار حیاتی است؛ چراکه باید مشخص شود تغییرات نوک پستان ناشی از وجود توده در بافتهای زیرین است یا صرفاً یک ضایعه پوستی و اگزمای ساده است که با درمان دارویی برطرف میشود.
یکی دیگر از علائم کلیدی، وجود توده در پستان است. این توده ممکن است در جریان معاینه تخصصی پزشک تشخیص داده شود یا خود فرد هنگام لمس متوجه آن شده و به پزشک مراجعه کند.
البته مشاهده هر یک از این علائم لزوماً به معنای ابتلا به سرطان نیست، اما ضروری است فرد جهت بررسیهای تکمیلی و تشخیص دقیق، در نخستین فرصت به پزشک مراجعه کند.
** آیا معاینه شخصی (خودارزیابی) ماهانه واقعاً در تشخیص مؤثر است؟
بله، خودارزیابی یکی از کلیدیترین اقدامات مراقبتی است که توصیه میشود تمامی خانمها از سن 20 سالگی، آن را بهصورت ماهانه و منظم انجام دهند. این معاینه را میتوان در حالتهای مختلفی از جمله خوابیده، ایستاده یا زیر دوش آب (که به دلیل لغزندگی پوست، لمس بافت راحتتر است) انجام داد.
هرچند جستوجو در اینترنت و الگوبرداری از تصاویر برای یادگیری روش لمس مفید است، اما کافی نیست؛ چرا که فرد باید یاد بگیرد چگونه تودههای مختلف را از یکدیگر تشخیص دهد.
بسیاری از ضایعاتی که در معاینات زیر دست لمس میشوند، خطرناک نیستند. تودههای خوشخیم معمولاً زیر دست میلغزند؛ به این معنا که دارای یک کپسول مجزا بوده و از بافت اصلی سینه جدا هستند. به دلیل همین عدم وابستگی به بافت اطراف، این تودهها به راحتی حرکت میکنند و در صورت نیاز، جراح میتواند آنها را به سادگی خارج کند.
*نشانههای هشداردهنده در تودههای بدخیم
تفاوت اصلی تودههای بدخیم در خاصیت چسبندگی آنهاست. برخلاف تودههای خوشخیم، توده سرطانی به بافتهای مجاور خود میچسبد. این چسبندگی مانع از حرکت طبیعی بافت سینه میشود.
یکی از بهترین روشها برای شناسایی این مشکل، «تست آینه» است: فرد باید مقابل آینه بایستد و دستان خود را بالا ببرد. در حالت طبیعی، هر دو سینه باید به صورت هماهنگ و متقارن به سمت بالا حرکت کنند. اگر تودهای با خاصیت چسبندگی در سینه وجود داشته باشد، مانع از حرکت طبیعی بافت شده و هنگام بالا بردن دستها، باعث نامتقارن شدن سینهها میشود.
مشاهده چنین حالتی یک هشدار جدی است و نشان میدهد فرد باید فوراً برای انجام آزمایشهای تکمیلی و تصویربرداری تخصصی به پزشک مراجعه کند.
**از چه سنی و با چه فاصلهای انجام ماموگرافی و سونوگرافی توصیه میشود؟
در بیشتر مقالات و کتابهای تخصصی، ماموگرافی بهعنوان یکی از روشهای اصلی بررسی و تشخیص تغییرات پستان معرفی شده است. بر اساس تازهترین دستورالعملهای مورد استناد، انجام ماموگرافی معمولاً از 50 سالگی توصیه میشود.
در سنین پایینتر، بافت سینه معمولاً متراکمتر است و از سوی دیگر، ماموگرافی فرد را در معرض اشعه قرار میدهد. به همین دلیل، تلاش میشود افراد زیر 50 سال تا حد امکان و بدون ضرورت در معرض اشعه قرار نگیرند. اگر در این گروه سنی نیاز به بررسی پستان وجود داشته باشد، معمولاً از سونوگرافی استفاده میشود.
بر این اساس، سونوگرافی سن شروع مشخصی ندارد و در صورت وجود علائم یا تشخیص پزشک، میتوان آن را در سنین مختلف انجام داد؛ اما ماموگرافی معمولاً برای زنان بالای 50 سال توصیه میشود و در شرایط عادی میتواند هر دو سال یکبار انجام شود.
البته انتخاب روش بررسی به شرایط جسمی و ویژگیهای بافت سینه نیز بستگی دارد. برای مثال، در برخی افراد دارای سینههای حجیم، ممکن است بافت سینه بهخوبی و بهطور کامل در دستگاه ماموگرافی قرار نگیرد و در نتیجه، تصویربرداری مطلوبی انجام نشود. در چنین شرایطی نیز ممکن است از سونوگرافی بهعنوان روش بررسی استفاده شود.
ماموگرافی معمولاً در زنان بالای 50 سال انجام میشود و میتواند برخی یافتههای مشکوک، از جمله رسوبات کلسیمی، را نشان دهد.
** نقش ژنتیک در مقایسه با سبک زندگی (تغذیه، ورزش، استرس) در بروز این بیماری چقدر است؟
حدود 10 درصد از موارد سرطان سینه با ژنهای مستعدکننده ارثی ارتباط دارد. در میان بیماران نیز خانوادههایی دیده میشوند که مادر، خاله و فرزند، همگی به این بیماری مبتلا شدهاند. هرچه فرد حامل این ژنها عمر طولانیتری داشته باشد، احتمال بروز اثر آنها نیز بیشتر میشود؛ بنابراین، خطر ابتلا در این گروه بسیار بالاست، هرچند این اتفاق در همه افراد و در سنین یکسان رخ نمیدهد.
معمولاً به افرادی که سابقه خانوادگی قوی یا جهش ژنتیکی اثباتشده دارند، توصیه میشود پیش از رسیدن به سنین معمولِ بروز بیماری، تحت بررسیها و مراقبتهای تخصصی قرار گیرند. در برخی مواردِ بسیار پرخطر، بهویژه در انواعی که احتمال درگیری دوطرفه پستان وجود دارد، ممکن است جراحی پیشگیرانه برداشتن پستانها در سنین پایینتر مطرح شود. پس از این جراحی نیز امکان بازسازی و ترمیم پستان وجود دارد. البته اتخاذ چنین تصمیمی منوط به انجام آزمایشهای ژنتیکی، مشاوره تخصصی و ارزیابی دقیق میزان خطر است.
در مجموع، هنوز نمیتوان یک علت واحد را بهعنوان عامل اصلی بروز سرطان پستان معرفی کرد. این بیماری چندعاملی است و ژنتیک، محیط و سبک زندگی، همگی در ایجاد آن نقش دارند.
در میان عوامل مرتبط با سبک زندگی، چاقی و مصرف الکل اهمیت زیادی دارند. در بدن افراد چاق، بافت چربی میتواند برخی هورمونها را به استروژن تبدیل کند. این فرایند حتی در مردان چاق نیز ممکن است رخ دهد و بخشی از تستوسترون به استروژن تبدیل شود. همچنین اختلالات کبدی و کبد چرب بر تنظیم و سوختوساز هورمونها تأثیر میگذارند. رعایت نکردن اصول سبک زندگی سالم و ابتلا به کبد چرب، میتواند میزان استروژن را در بدن زنان و مردان افزایش دهد.
استروژن در زنان فواید مهمی مانند حفظ سلامت استخوانها و جوانی پوست دارد؛ اما اگر بافتهای حساس به این هورمون (مانند پستان) برای طولانیمدت در معرض سطح بالایی از استروژن قرار گیرند، خطر ابتلا به سرطان افزایش مییابد.
بنابراین، نمیتوان نقش ژنتیک و سبک زندگی را کاملاً از یکدیگر جدا کرد. این عوامل در کنار هم عمل میکنند. فردی که زمینه ژنتیکی پرخطری دارد، ممکن است با رعایت سبک زندگی سالم، کنترل وزن و کاهش سطح استروژن، زمان بروز بیماری را به تأخیر بیندازد یا بخشی از عوامل خطر را کم کند؛ اما این اقدامات، خطر ناشی از جهشهای ژنتیکی را بهطور کامل از بین نمیبرند. از سوی دیگر، داشتن عوامل خطر مانند اضافهوزن یا مصرف سیگار، هرگز به معنای ابتلای قطعی نیست؛ همانطور که نداشتن سابقه خانوادگی نیز تضمینکننده عدم ابتلا نخواهد بود.
در نهایت، هدف اصلی در حوزه سلامت باید بر پیشگیری و تشخیص زودهنگام متمرکز باشد؛ نباید منتظر بمانیم تا فرد به بیماری مبتلا شود و سپس اقدامات درمانی و توانبخشی را آغاز کنیم.
**رایجترین شایعه یا باور اشتباهی که در میان مراجعان خود میبینید چیست؟
یکی از رایجترین باورهای اشتباه این است که افراد تصور میکنند: «سرطان پستان برای دیگران اتفاق میافتد و من مبتلا نمیشوم.» این دیدگاه نادرست که درباره بسیاری از بیماریها وجود دارد، باعث میشود افراد علائم هشداردهنده و اقدامات پیشگیرانه را جدی نگیرند.
باور اشتباه دیگر این است که سرطان پستان فقط در سنین بالا رخ میدهد. برخی میگویند چون سن ما پایین است، به این بیماری مبتلا نمیشویم؛ در حالی که ما در میان بیماران خود، حتی دختر 19 ساله مبتلا به سرطان پستان نیز داشتهایم. بنابراین، سن پایین به تنهایی احتمال ابتلا را منتفی نمیکند.
همچنین باید دانست که تمام سرطانهای پستان از یک نوع نیستند و الزماً به هورمون استروژن وابستگی ندارند. بافت پستان از ساختارهای مختلفی تشکیل شده و هر یک از این بخشها، از جمله غدد پستان یا بافت همبند، میتوانند منشأ ایجاد تومور باشند؛ بنابراین، نمیتوان تمام موارد ابتلا را فقط به عوامل هورمونی یا طول دوران باروری مرتبط دانست. برای مثال، حتی ممکن است یک کودک خردسال به نوعی تومورِ بسیار بدخیم مبتلا شود که هیچ ارتباطی با هورمونها ندارد. این موارد نشان میدهند که نباید تومورهای این ناحیه را صرفاً بیماری زنان میانسال یا سالمند و وابسته به هورمون دانست.
به نظر من، تمامی زنان باید خودارزیابی پستان را از 20 سالگی آغاز کنند و روش صحیح آن را بیاموزند. این معاینه باید به یک برنامه ثابتِ مراقبت از سلامت تبدیل شود؛ به طوری که فرد ماهی یکبار، ترجیحاً حدود یک هفته پس از پایان دوره قاعدگی، پستانهای خود را معاینه کند. انجام منظم این کار به شناسایی زودهنگام تغییرات و مراجعه بهموقع کمک میکند. امروزه برای برخی افراد مستعد (در مواردی که خطر بیماری ماهیت هورمونی دارد)، پس از انجام آزمایشهای لازم، درمانهای دارویی پیشگیرانه در نظر گرفته میشود تا احتمال پیشرفت ضایعه به مراحل تهاجمی کاهش یابد.
**تأثیر داروهای هورمونی (مانند قرصهای ضدبارداری یا هورموندرمانی دوران یائسگی) بر افزایش ریسک ابتلا دقیقاً به چه صورت است؟
در این زمینه، دو هورمون استروژن و پروژسترون اهمیت زیادی دارند. هرچه بافت پستان در طول زندگی برای مدت بیشتری در معرض این هورمونها قرار گیرد، احتمال بروز برخی از انواع سرطان پستان افزایش مییابد.
برای مثال، اگر نخستین قاعدگی فرد در سنین پایینتر آغاز شود و یائسگی او در سنین بالاتر اتفاق بیفتد، مدت مواجهه بدن با این هورمونها افزایش مییابد؛ چرا که فرد سالهای بیشتری چرخههای قاعدگی و تخمکگذاری را تجربه کرده است. در مقابل، هر عاملی که تعداد چرخههای تخمکگذاری را کاهش دهد، این مواجهه تجمعی را کمتر میکند. به عنوان نمونه، بارداریهای متعدد در گذشته باعث میشد زنان ماههای زیادی را بدون چرخه قاعدگی سپری کنند و به همین دلیل، خطر ابتلا به برخی انواع سرطان پستان در آنها کاهش مییافت.
از سوی دیگر، برخی زنان پس از یائسگی برای کاهش عوارضی مانند گرگرفتگی، تعریق و اختلال خواب، از روش هورموندرمانی جایگزین (HRT) استفاده میکنند. در این روش، فرد استروژن یا ترکیبی از استروژن و پروژسترون را از بیرون دریافت میکند. این درمان، مدت مواجهه بافت پستان با هورمونها را طولانیتر کرده و در نتیجه، احتمال بروز سرطان پستان را افزایش میدهد.
** قرصهای ضدبارداری چه تأثیری دارند؟
درباره داروهای ضدبارداری، نتایج مطالعات تا حدی متفاوت و پیچیده است. ممکن است اینطور به نظر برسد که چون قرصهای ضدبارداری با مهار تخمکگذاری، حالتی شبیه دوران بارداری در بدن ایجاد میکنند، باید مانند بارداریهای متعدد باعث کاهش احتمال ابتلا به سرطان پستان شوند؛ اما موضوع به این سادگی نیست.
قرصهای ضدبارداری خود حاوی ترکیبات هورمونی، از جمله استروژن و پروژسترون با دوزهای متفاوت هستند. بنابراین، با وجود کاهش یا توقف تخمکگذاری، بدن همچنان در معرض هورمونهای خارجی قرار میگیرد و این مواجهه ممکن است احتمال ابتلا به برخی انواع سرطان پستان را افزایش دهد.
*ترکیبات گیاهی همیشه بیخطر نیستند
نکته مهم دیگر، مصرف فرآوردههای گیاهی حاوی ترکیبات شبهاستروژنی است. برخی گیاهان مانند رازیانه دارای موادی موسوم به فیتواستروژن یا استروژن گیاهی هستند. گاهی مصرف این ترکیبات برای کاهش علائم یائسگی، از جمله گرگرفتگی، توصیه میشود؛ اما گیاهی بودن یک فرآورده، لزوماً به معنای بیخطر بودن آن نیست.
اگر فرد سابقه شخصی یا خانوادگی سرطان پستان، سرطان رحم یا دیگر سرطانهای وابسته به هورمون داشته باشد، نمیتوان بدون ارزیابی پزشکی مصرف این ترکیبات را به او توصیه کرد. فردی که زمینه ابتلا به سرطانهای حساس به هورمون را دارد، ممکن است تحت تأثیر همین ترکیبات شبهاستروژنی نیز با افزایش خطر روبهرو شود.
** جدیدترین روشهای درمانی که نرخ بهبودی را افزایش دادهاند، کداماند؟
سرطانهای سینه بسیار متنوعاند و نمیتوان یک نسخه درمانی واحد برای همه بیماران در نظر گرفت. نتیجه درمان و میزان امید به زندگی بیمار به عوامل متعددی بستگی دارد؛ از جمله اینکه تومور از چه بافتی منشأ گرفته، در چه سنی و در چه مرحلهای تشخیص داده شده، تا چه اندازه گسترش یافته و آیا به برخی هورمونها حساس است یا خیر.
در برخی بیماران، توده در مراحل اولیه و زمانی تشخیص داده میشود که هنوز محدود به پستان است. در چنین شرایطی، ممکن است با تخلیه یا جراحی توده، بخش اصلی درمان انجام شود و پس از آن نیز برای از بین بردن سلولهای احتمالی باقیمانده، چند جلسه درمان تکمیلی مانند شیمیدرمانی در نظر گرفته شود. سپس بیمار برای سالها تحت مراقبت و پیگیری منظم قرار میگیرد.
بنابراین، هنگام انتخاب برنامه درمانی باید سن بیمار، نوع تومور، زمان تشخیص و مرحله بیماری بهدقت بررسی شود. همچنین باید مشخص شود که آیا سلولهای تومور دارای گیرندههای هورمونی، از جمله گیرندههای استروژن و پروژسترون هستند یا خیر. برای تعیین این ویژگیها، آزمایشهای تخصصی انجام میشود و پزشک براساس مجموعه نتایج، برنامه درمانی مناسب را طراحی میکند.
در پزشکی دو اصطلاح مهم با عنوانهای گرید و استیج وجود دارد که در تعیین وضعیت بیماری و انتخاب روش درمان نقش دارند.
گرید تومور به ویژگیهای خود تومور و میزان تهاجمی بودن آن مربوط است. در این بررسی مشخص میشود که تومور از نظر سلولی تا چه اندازه مهاجم است و با چه سرعتی میتواند رشد کند. ممکن است توموری از نظر بافتشناسی مهاجم باشد، اما هنوز تنها در داخل پستان باقی مانده باشد.
استیج یا مرحله بیماری نشان میدهد سرطان تا چه اندازه در بدن گسترش یافته است؛ برای مثال، آیا تومور فقط در پستان قرار دارد، غدد لنفاوی زیر بغل را نیز درگیر کرده یا به اندامهایی مانند استخوان گسترش یافته است.
بیمارانی که توده آنها به پستان محدود است، معمولاً میتوانند تحت عمل جراحی قرار گیرند. در مراحل پیشرفتهتر، بهویژه زمانی که بیماری به سایر بخشهای بدن گسترش یافته است، درمان بیشتر با هدف کنترل بیماری، کاهش علائم و افزایش طول و کیفیت زندگی انجام میشود. در این شرایط، ممکن است از شیمیدرمانی، پرتودرمانی، هورموندرمانی یا دیگر درمانهای تخصصی استفاده شود و امکان جراحی نیز بر اساس شرایط هر بیمار ارزیابی خواهد شد.
تصمیم پزشک درباره اینکه بیمار به جراحی، شیمیدرمانی، پرتودرمانی، هورموندرمانی یا ترکیبی از این روشها نیاز دارد، تا حد زیادی به گزارش پاتولوژی وابسته است.
در گزارش پاتولوژی باید اطلاعات مهمی مانند نام و نوع تومور، مهاجم یا غیرمهاجم بودن آن، گرید تومور، وضعیت غدد لنفاوی و سایر شاخصهای مؤثر بر درمان ذکر شود. پزشک معالج با بررسی این اطلاعات، همراه با نتایج تصویربرداری و آزمایشهای تکمیلی، مناسبترین برنامه درمانی را برای بیمار انتخاب میکند.
اصول کلی درمان سرطان پستان همچنان شامل جراحی، پرتودرمانی، شیمیدرمانی و هورموندرمانی است؛ اما داروها و روشهای درمانی بهتدریج تخصصیتر و هدفمندتر شدهاند.
یکی از مسیرهای پیشرفت پزشکی، استفاده از فناوریهای نوین مانند نانوفناوری برای رساندن دارو به سلولهای سرطانی است. هدف از این روش آن است که دارو تا حد امکان فقط سلول سرطانی یا سلولی با گیرنده مشخص را هدف قرار دهد و آسیب کمتری به بافتها و اندامهای سالم وارد شود.
در روشهای متعارف شیمیدرمانی و پرتودرمانی، ممکن است علاوه بر سلولهای سرطانی، برخی سلولهای سالمی که سرعت تکثیر بالایی دارند نیز آسیب ببینند. برای نمونه، سلولهای مغز استخوان، دستگاه گوارش و بعضی بافتهای در حال رشد میتوانند تحت تأثیر درمان قرار گیرند. درمانهای هدفمند تلاش میکنند دارو با دقت بیشتری عمل کند و تنها بر سلولهایی اثر بگذارد که دارای گیرنده یا ویژگی مولکولی موردنظر هستند.
در برخی از سرطانهای پستان که به هورمونها حساساند، از داروهای هورمونی مانند تاموکسیفن استفاده میشود. این دارو با جلوگیری از اثر استروژن بر گیرندههای موجود در بافت پستان، میتواند احتمال رشد و پیشرفت سلولهای حساس به استروژن را کاهش دهد.
برای مثال، اگر مشخص شود بیمار به نوعی سرطان «درجا» و حساس به هورمون مبتلاست، ممکن است پس از ارزیابی کامل، درمان هورمونی برای کاهش احتمال مهاجم شدن ضایعه یا بازگشت بیماری تجویز شود.
*آیا نکتهای درباره این موضوع و اهمیت آن وجود دارد که در سؤالهای مطرحشده به آن نپرداخته باشیم؟
شاید مهمترین نکته همین ضرورت توجه بیشتر به «سواد سلامت» و فرهنگسازی در حوزه پیشگیری باشد. به نظر من، وضعیت توجه به بهداشت و پیشگیری در جامعه ما هنوز مطلوب نیست و باید برای ارتقای آگاهی عمومی، اقدامات جدیتری انجام شود.
در دوران تحصیل پزشکی، سطوح خدمات سلامت را معمولاً در سه بخش تعریف میکردند: سطح نخست، پیشگیری؛ سطح دوم، درمان؛ و سطح سوم، توانبخشی. با این حال، پیشگیری شاید برای مردم جذابیت کمتری داشته باشد؛ چون نتیجه آن در کوتاهمدت دیده نمیشود و آثارش در بلندمدت بروز پیدا میکند.
برای مثال، فردی که امروز ناچار است دندان خود را عصبکشی کند، شاید پیش از آن بهطور منظم از نخ دندان استفاده نکرده یا روش صحیح مسواکزدن را رعایت نکرده باشد. رعایت بهداشت دهان و دندان، برخلاف درمان، نتیجه فوری و قابلمشاهدهای ندارد؛ به همین دلیل ممکن است فرد تصور کند این اقدامات اهمیت چندانی ندارند، در حالیکه بیتوجهی به همین مراقبتهای ساده، در آینده او را به درمانهای پیچیدهتر و پرهزینهتر نیازمند میکند.
رسانههای جمعی نیز باید در این زمینه نقش فعالتری داشته باشند و مردم را به رعایت اصول بهداشتی و پیشگیرانه ترغیب کنند. این آموزشها نباید فقط به سرطانها محدود شود، بلکه لازم است موضوعاتی مانند بهداشت دهان و دندان، بیماریهای قلبیـعروقی و سایر بیماریهای مزمن را هم دربر بگیرد.
واقعیت این است که نتیجه مراقبتهای پیشگیرانه ممکن است چند دهه بعد مشخص شود. مشکل اینجاست که گاهی برای انجام مداوم این اقدامات، حوصله و انگیزه کافی نداریم و زمانی متوجه اهمیت آنها میشویم که بیماری ایجاد شده و حتی مرحله درمان نیز پشت سر گذاشته شده است؛ در چنین شرایطی، ممکن است فرد به توانبخشی هم نیاز پیدا کند.
در نهایت، همه ما در هر جایگاه و مسئولیتی که قرار داریم، باید برای افزایش آگاهی مردم کمک کنیم. بسیاری از رفتارهای نادرست نه از روی بیتوجهی عمدی، بلکه ناشی از ناآگاهی است. وقتی اهمیت و پیامدهای یک رفتار بهدرستی برای افراد توضیح داده شود، بهتر میتوانند ضرورت آن را درک کنند و در نتیجه، احتمال بیشتری وجود دارد که توصیههای بهداشتی را رعایت کنند.
سرطان سینه که امروزه یکی از شایعترین انواع سرطان در میان زنان در سراسر جهان محسوب میشود، زنگ خطری جدی برای سلامت عمومی است. این بیماری که با رشد کنترلنشده سلولها در بافت پستان مشخص میشود، در صورت عدم تشخیص و درمان بهموقع، میتواند تهدیدی جدی برای زندگی باشد. بااینحال، پیشرفتهای چشمگیر در علم پزشکی، بهویژه در زمینه تشخیص زودهنگام و روشهای درمانی نوین، امید به بهبودی و بقا را برای مبتلایان به میزان قابلتوجهی افزایش داده است.
در این خصوص با دکتر لیلا موسوی، پاتولوژیست و مسئول فنی آزمایشگاه فارابی همدان گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید:
** مهمترین نشانههای اولیه سرطان سینه که بانوان باید به محض مشاهده به پزشک مراجعه کنند، چیست؟
سرطان سینه یکی از شایعترین سرطانها در میان زنان، بهویژه در سنین باروری و پس از آن است. یکی از مهمترین علائمی که در بیماران مشاهده میشود، ترشحات غیرطبیعی از نوک سینه است.
فرورفتگی غیرطبیعی و تازهایجادشده در نوک سینه یا پوست آن نیز از دیگر نشانههایی است که باید جدی گرفته شود. علاوه بر این، ممکن است تغییراتی در پوست پستان ایجاد شود که در اصطلاح پزشکی به آن حالت «پوست پرتقالی» میگویند. در این وضعیت، پوست سینه سفت و ناهموار شده و ظاهری شبیه به پوست پرتقال پیدا میکند. این حالت معمولاً بر اثر اِدِم (تجمع مایع) در بافتهای زیرین پوست رخ میدهد؛ به این صورت که محل فولیکولهای مو روی پوست به سمت داخل کشیده شده و بخشهای اطراف آن برجسته به نظر میرسند.
گاهی نیز ممکن است فرورفتگی موضعی در بخشی از پوست سینه ایجاد شود. از سوی دیگر، بروز ضایعاتی شبیه به اگزما، پوستهریزی یا خشکی در نوک پستان اهمیت زیادی دارد و نباید نادیده گرفته شود. در صورت مشاهده این علائم، فرد باید از سوی پزشک متخصص معاینه شود تا در صورت نیاز، نمونهبرداری (بیوپسی) انجام گیرد. تشخیص دقیق این ضایعات بسیار حیاتی است؛ چراکه باید مشخص شود تغییرات نوک پستان ناشی از وجود توده در بافتهای زیرین است یا صرفاً یک ضایعه پوستی و اگزمای ساده است که با درمان دارویی برطرف میشود.
یکی دیگر از علائم کلیدی، وجود توده در پستان است. این توده ممکن است در جریان معاینه تخصصی پزشک تشخیص داده شود یا خود فرد هنگام لمس متوجه آن شده و به پزشک مراجعه کند.
البته مشاهده هر یک از این علائم لزوماً به معنای ابتلا به سرطان نیست، اما ضروری است فرد جهت بررسیهای تکمیلی و تشخیص دقیق، در نخستین فرصت به پزشک مراجعه کند.
** آیا معاینه شخصی (خودارزیابی) ماهانه واقعاً در تشخیص مؤثر است؟
بله، خودارزیابی یکی از کلیدیترین اقدامات مراقبتی است که توصیه میشود تمامی خانمها از سن 20 سالگی، آن را بهصورت ماهانه و منظم انجام دهند. این معاینه را میتوان در حالتهای مختلفی از جمله خوابیده، ایستاده یا زیر دوش آب (که به دلیل لغزندگی پوست، لمس بافت راحتتر است) انجام داد.
هرچند جستوجو در اینترنت و الگوبرداری از تصاویر برای یادگیری روش لمس مفید است، اما کافی نیست؛ چرا که فرد باید یاد بگیرد چگونه تودههای مختلف را از یکدیگر تشخیص دهد.
بسیاری از ضایعاتی که در معاینات زیر دست لمس میشوند، خطرناک نیستند. تودههای خوشخیم معمولاً زیر دست میلغزند؛ به این معنا که دارای یک کپسول مجزا بوده و از بافت اصلی سینه جدا هستند. به دلیل همین عدم وابستگی به بافت اطراف، این تودهها به راحتی حرکت میکنند و در صورت نیاز، جراح میتواند آنها را به سادگی خارج کند.
*نشانههای هشداردهنده در تودههای بدخیم
تفاوت اصلی تودههای بدخیم در خاصیت چسبندگی آنهاست. برخلاف تودههای خوشخیم، توده سرطانی به بافتهای مجاور خود میچسبد. این چسبندگی مانع از حرکت طبیعی بافت سینه میشود.
یکی از بهترین روشها برای شناسایی این مشکل، «تست آینه» است: فرد باید مقابل آینه بایستد و دستان خود را بالا ببرد. در حالت طبیعی، هر دو سینه باید به صورت هماهنگ و متقارن به سمت بالا حرکت کنند. اگر تودهای با خاصیت چسبندگی در سینه وجود داشته باشد، مانع از حرکت طبیعی بافت شده و هنگام بالا بردن دستها، باعث نامتقارن شدن سینهها میشود.
مشاهده چنین حالتی یک هشدار جدی است و نشان میدهد فرد باید فوراً برای انجام آزمایشهای تکمیلی و تصویربرداری تخصصی به پزشک مراجعه کند.
**از چه سنی و با چه فاصلهای انجام ماموگرافی و سونوگرافی توصیه میشود؟
در بیشتر مقالات و کتابهای تخصصی، ماموگرافی بهعنوان یکی از روشهای اصلی بررسی و تشخیص تغییرات پستان معرفی شده است. بر اساس تازهترین دستورالعملهای مورد استناد، انجام ماموگرافی معمولاً از 50 سالگی توصیه میشود.
در سنین پایینتر، بافت سینه معمولاً متراکمتر است و از سوی دیگر، ماموگرافی فرد را در معرض اشعه قرار میدهد. به همین دلیل، تلاش میشود افراد زیر 50 سال تا حد امکان و بدون ضرورت در معرض اشعه قرار نگیرند. اگر در این گروه سنی نیاز به بررسی پستان وجود داشته باشد، معمولاً از سونوگرافی استفاده میشود.
بر این اساس، سونوگرافی سن شروع مشخصی ندارد و در صورت وجود علائم یا تشخیص پزشک، میتوان آن را در سنین مختلف انجام داد؛ اما ماموگرافی معمولاً برای زنان بالای 50 سال توصیه میشود و در شرایط عادی میتواند هر دو سال یکبار انجام شود.
البته انتخاب روش بررسی به شرایط جسمی و ویژگیهای بافت سینه نیز بستگی دارد. برای مثال، در برخی افراد دارای سینههای حجیم، ممکن است بافت سینه بهخوبی و بهطور کامل در دستگاه ماموگرافی قرار نگیرد و در نتیجه، تصویربرداری مطلوبی انجام نشود. در چنین شرایطی نیز ممکن است از سونوگرافی بهعنوان روش بررسی استفاده شود.
ماموگرافی معمولاً در زنان بالای 50 سال انجام میشود و میتواند برخی یافتههای مشکوک، از جمله رسوبات کلسیمی، را نشان دهد.
** نقش ژنتیک در مقایسه با سبک زندگی (تغذیه، ورزش، استرس) در بروز این بیماری چقدر است؟
حدود 10 درصد از موارد سرطان سینه با ژنهای مستعدکننده ارثی ارتباط دارد. در میان بیماران نیز خانوادههایی دیده میشوند که مادر، خاله و فرزند، همگی به این بیماری مبتلا شدهاند. هرچه فرد حامل این ژنها عمر طولانیتری داشته باشد، احتمال بروز اثر آنها نیز بیشتر میشود؛ بنابراین، خطر ابتلا در این گروه بسیار بالاست، هرچند این اتفاق در همه افراد و در سنین یکسان رخ نمیدهد.
معمولاً به افرادی که سابقه خانوادگی قوی یا جهش ژنتیکی اثباتشده دارند، توصیه میشود پیش از رسیدن به سنین معمولِ بروز بیماری، تحت بررسیها و مراقبتهای تخصصی قرار گیرند. در برخی مواردِ بسیار پرخطر، بهویژه در انواعی که احتمال درگیری دوطرفه پستان وجود دارد، ممکن است جراحی پیشگیرانه برداشتن پستانها در سنین پایینتر مطرح شود. پس از این جراحی نیز امکان بازسازی و ترمیم پستان وجود دارد. البته اتخاذ چنین تصمیمی منوط به انجام آزمایشهای ژنتیکی، مشاوره تخصصی و ارزیابی دقیق میزان خطر است.
در مجموع، هنوز نمیتوان یک علت واحد را بهعنوان عامل اصلی بروز سرطان پستان معرفی کرد. این بیماری چندعاملی است و ژنتیک، محیط و سبک زندگی، همگی در ایجاد آن نقش دارند.
در میان عوامل مرتبط با سبک زندگی، چاقی و مصرف الکل اهمیت زیادی دارند. در بدن افراد چاق، بافت چربی میتواند برخی هورمونها را به استروژن تبدیل کند. این فرایند حتی در مردان چاق نیز ممکن است رخ دهد و بخشی از تستوسترون به استروژن تبدیل شود. همچنین اختلالات کبدی و کبد چرب بر تنظیم و سوختوساز هورمونها تأثیر میگذارند. رعایت نکردن اصول سبک زندگی سالم و ابتلا به کبد چرب، میتواند میزان استروژن را در بدن زنان و مردان افزایش دهد.
استروژن در زنان فواید مهمی مانند حفظ سلامت استخوانها و جوانی پوست دارد؛ اما اگر بافتهای حساس به این هورمون (مانند پستان) برای طولانیمدت در معرض سطح بالایی از استروژن قرار گیرند، خطر ابتلا به سرطان افزایش مییابد.
بنابراین، نمیتوان نقش ژنتیک و سبک زندگی را کاملاً از یکدیگر جدا کرد. این عوامل در کنار هم عمل میکنند. فردی که زمینه ژنتیکی پرخطری دارد، ممکن است با رعایت سبک زندگی سالم، کنترل وزن و کاهش سطح استروژن، زمان بروز بیماری را به تأخیر بیندازد یا بخشی از عوامل خطر را کم کند؛ اما این اقدامات، خطر ناشی از جهشهای ژنتیکی را بهطور کامل از بین نمیبرند. از سوی دیگر، داشتن عوامل خطر مانند اضافهوزن یا مصرف سیگار، هرگز به معنای ابتلای قطعی نیست؛ همانطور که نداشتن سابقه خانوادگی نیز تضمینکننده عدم ابتلا نخواهد بود.
در نهایت، هدف اصلی در حوزه سلامت باید بر پیشگیری و تشخیص زودهنگام متمرکز باشد؛ نباید منتظر بمانیم تا فرد به بیماری مبتلا شود و سپس اقدامات درمانی و توانبخشی را آغاز کنیم.
**رایجترین شایعه یا باور اشتباهی که در میان مراجعان خود میبینید چیست؟
یکی از رایجترین باورهای اشتباه این است که افراد تصور میکنند: «سرطان پستان برای دیگران اتفاق میافتد و من مبتلا نمیشوم.» این دیدگاه نادرست که درباره بسیاری از بیماریها وجود دارد، باعث میشود افراد علائم هشداردهنده و اقدامات پیشگیرانه را جدی نگیرند.
باور اشتباه دیگر این است که سرطان پستان فقط در سنین بالا رخ میدهد. برخی میگویند چون سن ما پایین است، به این بیماری مبتلا نمیشویم؛ در حالی که ما در میان بیماران خود، حتی دختر 19 ساله مبتلا به سرطان پستان نیز داشتهایم. بنابراین، سن پایین به تنهایی احتمال ابتلا را منتفی نمیکند.
همچنین باید دانست که تمام سرطانهای پستان از یک نوع نیستند و الزماً به هورمون استروژن وابستگی ندارند. بافت پستان از ساختارهای مختلفی تشکیل شده و هر یک از این بخشها، از جمله غدد پستان یا بافت همبند، میتوانند منشأ ایجاد تومور باشند؛ بنابراین، نمیتوان تمام موارد ابتلا را فقط به عوامل هورمونی یا طول دوران باروری مرتبط دانست. برای مثال، حتی ممکن است یک کودک خردسال به نوعی تومورِ بسیار بدخیم مبتلا شود که هیچ ارتباطی با هورمونها ندارد. این موارد نشان میدهند که نباید تومورهای این ناحیه را صرفاً بیماری زنان میانسال یا سالمند و وابسته به هورمون دانست.
به نظر من، تمامی زنان باید خودارزیابی پستان را از 20 سالگی آغاز کنند و روش صحیح آن را بیاموزند. این معاینه باید به یک برنامه ثابتِ مراقبت از سلامت تبدیل شود؛ به طوری که فرد ماهی یکبار، ترجیحاً حدود یک هفته پس از پایان دوره قاعدگی، پستانهای خود را معاینه کند. انجام منظم این کار به شناسایی زودهنگام تغییرات و مراجعه بهموقع کمک میکند. امروزه برای برخی افراد مستعد (در مواردی که خطر بیماری ماهیت هورمونی دارد)، پس از انجام آزمایشهای لازم، درمانهای دارویی پیشگیرانه در نظر گرفته میشود تا احتمال پیشرفت ضایعه به مراحل تهاجمی کاهش یابد.
**تأثیر داروهای هورمونی (مانند قرصهای ضدبارداری یا هورموندرمانی دوران یائسگی) بر افزایش ریسک ابتلا دقیقاً به چه صورت است؟
در این زمینه، دو هورمون استروژن و پروژسترون اهمیت زیادی دارند. هرچه بافت پستان در طول زندگی برای مدت بیشتری در معرض این هورمونها قرار گیرد، احتمال بروز برخی از انواع سرطان پستان افزایش مییابد.
برای مثال، اگر نخستین قاعدگی فرد در سنین پایینتر آغاز شود و یائسگی او در سنین بالاتر اتفاق بیفتد، مدت مواجهه بدن با این هورمونها افزایش مییابد؛ چرا که فرد سالهای بیشتری چرخههای قاعدگی و تخمکگذاری را تجربه کرده است. در مقابل، هر عاملی که تعداد چرخههای تخمکگذاری را کاهش دهد، این مواجهه تجمعی را کمتر میکند. به عنوان نمونه، بارداریهای متعدد در گذشته باعث میشد زنان ماههای زیادی را بدون چرخه قاعدگی سپری کنند و به همین دلیل، خطر ابتلا به برخی انواع سرطان پستان در آنها کاهش مییافت.
از سوی دیگر، برخی زنان پس از یائسگی برای کاهش عوارضی مانند گرگرفتگی، تعریق و اختلال خواب، از روش هورموندرمانی جایگزین (HRT) استفاده میکنند. در این روش، فرد استروژن یا ترکیبی از استروژن و پروژسترون را از بیرون دریافت میکند. این درمان، مدت مواجهه بافت پستان با هورمونها را طولانیتر کرده و در نتیجه، احتمال بروز سرطان پستان را افزایش میدهد.
** قرصهای ضدبارداری چه تأثیری دارند؟
درباره داروهای ضدبارداری، نتایج مطالعات تا حدی متفاوت و پیچیده است. ممکن است اینطور به نظر برسد که چون قرصهای ضدبارداری با مهار تخمکگذاری، حالتی شبیه دوران بارداری در بدن ایجاد میکنند، باید مانند بارداریهای متعدد باعث کاهش احتمال ابتلا به سرطان پستان شوند؛ اما موضوع به این سادگی نیست.
قرصهای ضدبارداری خود حاوی ترکیبات هورمونی، از جمله استروژن و پروژسترون با دوزهای متفاوت هستند. بنابراین، با وجود کاهش یا توقف تخمکگذاری، بدن همچنان در معرض هورمونهای خارجی قرار میگیرد و این مواجهه ممکن است احتمال ابتلا به برخی انواع سرطان پستان را افزایش دهد.
*ترکیبات گیاهی همیشه بیخطر نیستند
نکته مهم دیگر، مصرف فرآوردههای گیاهی حاوی ترکیبات شبهاستروژنی است. برخی گیاهان مانند رازیانه دارای موادی موسوم به فیتواستروژن یا استروژن گیاهی هستند. گاهی مصرف این ترکیبات برای کاهش علائم یائسگی، از جمله گرگرفتگی، توصیه میشود؛ اما گیاهی بودن یک فرآورده، لزوماً به معنای بیخطر بودن آن نیست.
اگر فرد سابقه شخصی یا خانوادگی سرطان پستان، سرطان رحم یا دیگر سرطانهای وابسته به هورمون داشته باشد، نمیتوان بدون ارزیابی پزشکی مصرف این ترکیبات را به او توصیه کرد. فردی که زمینه ابتلا به سرطانهای حساس به هورمون را دارد، ممکن است تحت تأثیر همین ترکیبات شبهاستروژنی نیز با افزایش خطر روبهرو شود.
** جدیدترین روشهای درمانی که نرخ بهبودی را افزایش دادهاند، کداماند؟
سرطانهای سینه بسیار متنوعاند و نمیتوان یک نسخه درمانی واحد برای همه بیماران در نظر گرفت. نتیجه درمان و میزان امید به زندگی بیمار به عوامل متعددی بستگی دارد؛ از جمله اینکه تومور از چه بافتی منشأ گرفته، در چه سنی و در چه مرحلهای تشخیص داده شده، تا چه اندازه گسترش یافته و آیا به برخی هورمونها حساس است یا خیر.
در برخی بیماران، توده در مراحل اولیه و زمانی تشخیص داده میشود که هنوز محدود به پستان است. در چنین شرایطی، ممکن است با تخلیه یا جراحی توده، بخش اصلی درمان انجام شود و پس از آن نیز برای از بین بردن سلولهای احتمالی باقیمانده، چند جلسه درمان تکمیلی مانند شیمیدرمانی در نظر گرفته شود. سپس بیمار برای سالها تحت مراقبت و پیگیری منظم قرار میگیرد.
بنابراین، هنگام انتخاب برنامه درمانی باید سن بیمار، نوع تومور، زمان تشخیص و مرحله بیماری بهدقت بررسی شود. همچنین باید مشخص شود که آیا سلولهای تومور دارای گیرندههای هورمونی، از جمله گیرندههای استروژن و پروژسترون هستند یا خیر. برای تعیین این ویژگیها، آزمایشهای تخصصی انجام میشود و پزشک براساس مجموعه نتایج، برنامه درمانی مناسب را طراحی میکند.
در پزشکی دو اصطلاح مهم با عنوانهای گرید و استیج وجود دارد که در تعیین وضعیت بیماری و انتخاب روش درمان نقش دارند.
گرید تومور به ویژگیهای خود تومور و میزان تهاجمی بودن آن مربوط است. در این بررسی مشخص میشود که تومور از نظر سلولی تا چه اندازه مهاجم است و با چه سرعتی میتواند رشد کند. ممکن است توموری از نظر بافتشناسی مهاجم باشد، اما هنوز تنها در داخل پستان باقی مانده باشد.
استیج یا مرحله بیماری نشان میدهد سرطان تا چه اندازه در بدن گسترش یافته است؛ برای مثال، آیا تومور فقط در پستان قرار دارد، غدد لنفاوی زیر بغل را نیز درگیر کرده یا به اندامهایی مانند استخوان گسترش یافته است.
بیمارانی که توده آنها به پستان محدود است، معمولاً میتوانند تحت عمل جراحی قرار گیرند. در مراحل پیشرفتهتر، بهویژه زمانی که بیماری به سایر بخشهای بدن گسترش یافته است، درمان بیشتر با هدف کنترل بیماری، کاهش علائم و افزایش طول و کیفیت زندگی انجام میشود. در این شرایط، ممکن است از شیمیدرمانی، پرتودرمانی، هورموندرمانی یا دیگر درمانهای تخصصی استفاده شود و امکان جراحی نیز بر اساس شرایط هر بیمار ارزیابی خواهد شد.
تصمیم پزشک درباره اینکه بیمار به جراحی، شیمیدرمانی، پرتودرمانی، هورموندرمانی یا ترکیبی از این روشها نیاز دارد، تا حد زیادی به گزارش پاتولوژی وابسته است.
در گزارش پاتولوژی باید اطلاعات مهمی مانند نام و نوع تومور، مهاجم یا غیرمهاجم بودن آن، گرید تومور، وضعیت غدد لنفاوی و سایر شاخصهای مؤثر بر درمان ذکر شود. پزشک معالج با بررسی این اطلاعات، همراه با نتایج تصویربرداری و آزمایشهای تکمیلی، مناسبترین برنامه درمانی را برای بیمار انتخاب میکند.
اصول کلی درمان سرطان پستان همچنان شامل جراحی، پرتودرمانی، شیمیدرمانی و هورموندرمانی است؛ اما داروها و روشهای درمانی بهتدریج تخصصیتر و هدفمندتر شدهاند.
یکی از مسیرهای پیشرفت پزشکی، استفاده از فناوریهای نوین مانند نانوفناوری برای رساندن دارو به سلولهای سرطانی است. هدف از این روش آن است که دارو تا حد امکان فقط سلول سرطانی یا سلولی با گیرنده مشخص را هدف قرار دهد و آسیب کمتری به بافتها و اندامهای سالم وارد شود.
در روشهای متعارف شیمیدرمانی و پرتودرمانی، ممکن است علاوه بر سلولهای سرطانی، برخی سلولهای سالمی که سرعت تکثیر بالایی دارند نیز آسیب ببینند. برای نمونه، سلولهای مغز استخوان، دستگاه گوارش و بعضی بافتهای در حال رشد میتوانند تحت تأثیر درمان قرار گیرند. درمانهای هدفمند تلاش میکنند دارو با دقت بیشتری عمل کند و تنها بر سلولهایی اثر بگذارد که دارای گیرنده یا ویژگی مولکولی موردنظر هستند.
در برخی از سرطانهای پستان که به هورمونها حساساند، از داروهای هورمونی مانند تاموکسیفن استفاده میشود. این دارو با جلوگیری از اثر استروژن بر گیرندههای موجود در بافت پستان، میتواند احتمال رشد و پیشرفت سلولهای حساس به استروژن را کاهش دهد.
برای مثال، اگر مشخص شود بیمار به نوعی سرطان «درجا» و حساس به هورمون مبتلاست، ممکن است پس از ارزیابی کامل، درمان هورمونی برای کاهش احتمال مهاجم شدن ضایعه یا بازگشت بیماری تجویز شود.
*آیا نکتهای درباره این موضوع و اهمیت آن وجود دارد که در سؤالهای مطرحشده به آن نپرداخته باشیم؟
شاید مهمترین نکته همین ضرورت توجه بیشتر به «سواد سلامت» و فرهنگسازی در حوزه پیشگیری باشد. به نظر من، وضعیت توجه به بهداشت و پیشگیری در جامعه ما هنوز مطلوب نیست و باید برای ارتقای آگاهی عمومی، اقدامات جدیتری انجام شود.
در دوران تحصیل پزشکی، سطوح خدمات سلامت را معمولاً در سه بخش تعریف میکردند: سطح نخست، پیشگیری؛ سطح دوم، درمان؛ و سطح سوم، توانبخشی. با این حال، پیشگیری شاید برای مردم جذابیت کمتری داشته باشد؛ چون نتیجه آن در کوتاهمدت دیده نمیشود و آثارش در بلندمدت بروز پیدا میکند.
برای مثال، فردی که امروز ناچار است دندان خود را عصبکشی کند، شاید پیش از آن بهطور منظم از نخ دندان استفاده نکرده یا روش صحیح مسواکزدن را رعایت نکرده باشد. رعایت بهداشت دهان و دندان، برخلاف درمان، نتیجه فوری و قابلمشاهدهای ندارد؛ به همین دلیل ممکن است فرد تصور کند این اقدامات اهمیت چندانی ندارند، در حالیکه بیتوجهی به همین مراقبتهای ساده، در آینده او را به درمانهای پیچیدهتر و پرهزینهتر نیازمند میکند.
رسانههای جمعی نیز باید در این زمینه نقش فعالتری داشته باشند و مردم را به رعایت اصول بهداشتی و پیشگیرانه ترغیب کنند. این آموزشها نباید فقط به سرطانها محدود شود، بلکه لازم است موضوعاتی مانند بهداشت دهان و دندان، بیماریهای قلبیـعروقی و سایر بیماریهای مزمن را هم دربر بگیرد.
واقعیت این است که نتیجه مراقبتهای پیشگیرانه ممکن است چند دهه بعد مشخص شود. مشکل اینجاست که گاهی برای انجام مداوم این اقدامات، حوصله و انگیزه کافی نداریم و زمانی متوجه اهمیت آنها میشویم که بیماری ایجاد شده و حتی مرحله درمان نیز پشت سر گذاشته شده است؛ در چنین شرایطی، ممکن است فرد به توانبخشی هم نیاز پیدا کند.
در نهایت، همه ما در هر جایگاه و مسئولیتی که قرار داریم، باید برای افزایش آگاهی مردم کمک کنیم. بسیاری از رفتارهای نادرست نه از روی بیتوجهی عمدی، بلکه ناشی از ناآگاهی است. وقتی اهمیت و پیامدهای یک رفتار بهدرستی برای افراد توضیح داده شود، بهتر میتوانند ضرورت آن را درک کنند و در نتیجه، احتمال بیشتری وجود دارد که توصیههای بهداشتی را رعایت کنند.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.