هرگونه اعتماد، اتکا و حمایت از ظلم، مصداق رکون به ظالم است
یک عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلیسینا همدان با تشریح ابعاد آیه 113 سوره هود، مطرح کرد: قرآن کریم رکون به ظالم را مفهومی فراتر از همکاری مستقیم با ستمگران میداند و هرگونه اعتماد، اتکا، همراهی یا حمایت از ظلم و ظالمان را که به تقویت و تثبیت ظلم بینجامد، از مصادیق آن برشمرده است.
اکبر عروتیموفق در تبیین مفهوم آیه 113 سوره هود اظهار کرد: ترجمه این آیه آن است که به سوی ستمگران تکیه نکنید، زیرا آتش شما را فرا میگیرد و جز خدا، هیچ یاوری نخواهید داشت.
وی با بیان اینکه این آیه از مهمترین آیات قرآن در تبیین نسبت مؤمن با قدرتهای ستمگر است، گفت: رکون به معنای میل همراه با اعتماد، اتکا و آرام گرفتن است؛ بنابراین، صرفاً به معنای دوست داشتن یا معاشرت با ظالم نیست، بلکه هرگونه اعتماد و تکیهای است که به همراهی با ستمگر بینجامد.
این مقام مسئول تصریح کرد: قرآن نه از سخن گفتن با ظالمان، بلکه از اعتماد و تکیه بر آنان نهی میکند؛ مفسران قرآن نیز مفهوم رکون را بسیار گستردهتر از همکاری مستقیم دانسته و مصادیقی همچون اعتماد سیاسی، وابستگی، توجیه ظلم، حمایت رسانهای و فکری، رضایت قلبی، سکوت تقویتکننده ظلم و احساس امنیت در سایه قدرت ستمگر را از مصادیق آن برشمردهاند.
عروتیموفق افزود: البته هرگونه ارتباط با غیر مسلمانان یا حتی ظالمان، ممنوع نیست. قرآن میان تعامل و رکون تفاوت قائل شده و آنچه را ممنوع میداند، رابطهای است که به سلطه و برتری ستمگران بینجامد. ازاینرو، معاملات، گفتوگو، روابط تجاری یا مطالبه حق، به خودی خود مصداق رکون نیست؛ اما هر رابطهای که موجب تثبیت و تقویت قدرت ظالم شود، مشمول نهی صریح قرآن خواهد بود.
وی با اشاره به چرایی نهی قرآن از رکون به ظالم، گفت: حکومتهای ستمگر تنها با حضور ظالمان دوام نمیآورند، بلکه به همراهی، توجیه، سکوت، وابستگی و منفعت بردن دیگران نیز وابستهاند. از همین رو، قرآن علاوهبر ظلم، از هرگونه زمینهسازی برای استمرار آن نیز نهی کرده است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلیسینا همدان ادامه داد: از منظر قرآن، مسئولیت اخلاقی تنها متوجه شخص ظالم نیست، بلکه حامیان و تقویتکنندگان او نیز در این مسئولیت شریک هستند. رکون نیز تنها به رفتار ظاهری محدود نمیشود و میتواند جنبه قلبی داشته باشد؛ مانند اعتماد، وابستگی یا احساس امنیت در سایه قدرت ظالم. در مقابل، صرف زندگی در یک حکومت ستمگر، تا زمانی که همراه با حمایت و وابستگی نباشد، مصداق رکون نیست.
عروتیموفق با اشاره به عبارت «فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ»، تأکید کرد: قرآن با قاطعیت هشدار میدهد که تکیه بر ظلم، انسان را در سرنوشت ظالم شریک میکند؛ زیرا هرکس به اندازه نقش خود در استمرار و بقای ظلم سهیم باشد، در مسئولیت آن نیز شریک خواهد بود.
وی تأکید کرد: براساس آیات قرآن و دیدگاه مفسران بزرگ، رکون به ظالم عبارت است از هرگونه گرایش، اعتماد، اتکا، همراهی یا حمایتی که موجب تقویت، تثبیت یا مشروعیتبخشی به یک فرد یا نظام ستمگر شود؛ خواه این حمایت در قلب باشد، خواه در گفتار و یا در رفتار.
عروتیموفق ادامه داد: ازاینرو، نهی قرآن از رکون، فراتر از نهی از ظلم کردن است و مؤمن را از هرگونه وابستگی به ساختارهای ظلم و هر نوع همسویی که استمرار ظلم را در پی داشته باشد، برحذر میدارد. البته این آیه به معنای ممنوعیت مطلق تعاملات روزمره یا ارتباطات ناگزیر با افراد یا حکومتهای ستمگر نیست، بلکه معیار اصلی آن است که چنین رابطهای به اعتماد، حمایت و تقویت ظلم منجر نشود.
وی در ادامه با اشاره به مسئولیت مسلمانان و همه انسانهای آزاده در برابر ظلم، اظهار کرد: اگر بخواهیم جهان امروز را بهصورت کلی تقسیمبندی کنیم، با دو جبهه اصلی روبهرو هستیم؛ استکبار و باطل که در مقابل آن، جبهه استضعاف و جبهه حق قرار دارد. این همان تقابل حق و باطل بوده که قرآن کریم نیز بارها به آن اشاره کرده است.
عروتیموفق افزود: از آغاز تاریخ، جبهه باطل با نماد قابیل و پیروان او و جبهه حق با نماد هابیل و پیروانش در برابر یکدیگر قرار داشتهاند و این تقابل تا امروز ادامه یافته؛ از نگاه قرآن کریم و آموزههای دینی، هرگونه رکون و گرایش به جبهه باطل به صراحت نهی شده است.
این عضو هیئت علمی با استناد به آیه 75 سوره نسا، تصریح کرد: قرآن مسلمانان را مورد عتاب قرار میدهد که چرا برای نجات مستضعفان قیام نمیکنند. این آیه نشان میدهد که ایستادگی در برابر ظلم، یک وظیفه دینی است و جبهه حق نباید از حقمداری خود دست بردارد یا در مسیر عادیسازی روابط با جبهه باطل حرکت کند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلیسینا همدان درعینحال خاطرنشان کرد: البته در این زمینه یک استثنا نیز وجود دارد. هرچند مرز میان جبهه حق و باطل روشن است و این دو جبهه هیچگاه یکی نمیشوند، اما گاهی گفتوگو، مذاکره و برقراری ارتباط، مشروط به رعایت سه اصل عزت، حکمت و مصلحت، امکانپذیر است؛ اصولی که ریشه در آموزههای قرآن کریم دارند.
وی ادامه داد: همانگونه که امام خمینی (ره) نیز تأکید داشتند، رابطه حق و باطل، رابطه گرگ و میش است و تا زمانی که ظالم از خصلت ظلم دست برندارد، ماهیت او تغییر نمیکند. اگر روزی ظالم از ظلم خود دست بکشد، دیگر موضوع تغییر کرده و عنوان ظالم بر او صدق نخواهد کرد؛ اما تا زمانی که ظلم ادامه دارد، اصل بر ایستادگی در برابر آن است.
عروتیموفق اظهار کرد: ازاینرو، مذاکره یا گفتوگو در برخی شرایط و بهصورت موقت، با رعایت اصول عزت، حکمت و مصلحت، میتواند برای دفع مفسده بزرگتر انجام شود که این نیز یکی از قواعد پذیرفتهشده فقهی است؛ اما چنین تعاملی هرگز نباید به معنای عادیسازی ظلم یا بیتفاوتی در برابر ستمگران تلقی شود.
وی تأکید کرد: مسئولیت نخست جامعه اسلامی، بلکه همه جوامع انسانی، مقاومت در برابر ظلم است؛ زیرا مبارزه با ظلم، ریشه در فطرت انسان دارد و فطرتهای سالم هرگز با ستم کنار نمیآیند. اگر انسانی با ظلم سازگار شود، درحقیقت از فطرت اولیه خود فاصله گرفته است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلیسینا همدان افزود: البته ممکن است در برخی شرایط، حفظ مصلحت، عزت و کرامت اقتضا کند که تعاملاتی صورت گیرد، اما این تعاملات نیز باید در راستای جلوگیری از ظلم و کاهش مفسده باشند و نه در جهت تقویت یا تثبیت آن.
عروتیموفق با تأکید بر ضرورت عقلانیت در مواجهه با ظلم، گفت: هرگونه ارتباط با جبهه باطل باید بر پایه عقلانیت و به دور از افراط باشد. ممکن است در مقطعی مذاکره یا گفتوگو بهعنوان یک تاکتیک ضرورت پیدا کند، اما این به معنای دوستی، همسویی یا همراهی با جبهه ظلم نیست.
وی با اشاره به مفهوم نرمش قهرمانانه، بیان کرد: همانگونه که رهبر شهید انقلاب در تبیین صلح امام حسن (ع) از تعبیر نرمش قهرمانانه استفاده کردند، گاهی انعطاف در برابر دشمن، یک تاکتیک برای تقویت جبهه حق است، نه عقبنشینی از اصول؛ بنابراین، هرگونه تعامل باید در خدمت تقویت جبهه حق و جلوگیری از گسترش ظلم باشد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه در ادامه به نقش خانواده، نظام آموزشی، رسانهها و نهادهای فرهنگی اشاره کرد و گفت: نخستین آموزهای که باید به نسل آینده منتقل شود، تقویت روحیه ظلمستیزی، سکوت نکردن در برابر ظلم، عدالتخواهی و مسئولیتپذیری اجتماعی بر پایه تعالیم قرآن کریم است.
عروتیموفق افزود: آموزشوپرورش، دانشگاهها، رسانهها، صداوسیما و همه نهادهای فرهنگی وظیفه دارند این ارزشها را در نسل جوان نهادینه کنند. این مفاهیم، اصول بنیادین فرهنگ اسلامی هستند و نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد.
وی خاطرنشان کرد: البته در کنار ظلمستیزی و عدالتخواهی، عقلانیت، پرهیز از افراط، شناخت صحیح جبهه حق و باطل و تشخیص تفاوت میان راهبردها و تاکتیکها نیز اهمیت ویژهای دارد؛ راهبرد اصلی، جدایی جبهه حق از جبهه باطل بوده، اما در برخی شرایط ممکن است برای تحقق مصالح عالیتر، تاکتیکهایی متناسب با شرایط اندیشیده شود؛ مشروط بر آنکه هیچگاه اصول و ارزشهای اساسی، نادیده گرفته نشوند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلیسینا در پایان سخنانش با اشاره به پیام آیه 113 سوره هود برای جامعه امروز ایران، گفت: مهمترین پیام این آیه، استقامت است. قرآن کریم بارها بر استقامت تأکید کرده و حتی به پیامبر اکرم (ص) در آیه 112 سوره هود میفرماید «پس همانگونه که دستور یافتهاى، ایستادگى کن».
وی ادامه داد: البته این استقامت در سطوح مختلف جامعه، مسئولیتهای متفاوتی ایجاد میکند. مردم، نیروهای نظامی و امنیتی، دستگاه دیپلماسی و دیگر بخشهای کشور، هریک وظایف خاص خود را برعهده دارند، اما همه این نقشها باید در چارچوب وحدت، انسجام ملی و هماهنگی، دنبال شود.
عروتیموفق تصریح کرد: دستگاه دیپلماسی مأموریت ویژه خود را دارد، مردم نقش خود را ایفا میکنند و میدان نیز مسئولیت خاص خود را برعهده دارد. اگر این سه عرصه در هماهنگی کامل و با حفظ انسجام ملی حرکت کنند، میتوان با موفقیت در برابر جبهه استکبار ایستاد و ظلم را شکست داد.