وحدت از ایمان آغاز میشود، با اطاعت تداوم مییابد
استاد دانشگاه و فعال فرهنگی «ایمان» را مبنای اصلی وحدت دانست و تصریح کرد: اطاعت، یکی از اصولِ بنیادینِ وحدت است؛ اطاعتی که از رسول خدا(ص) آغاز شده، به امام(ع) میرسد و در دورانِ غیبت، در تبعیت از ولیفقیه جامعالشرایط متبلور میشود.
دکتر محمد آهی، با اشاره به جریانهای مدعی وحدت در شرایط کنونی، به تبیین دیدگاه قرآن درباره وحدت و تفاوت آن با نگاه جریان نفاق پرداخت.
وی اظهار کرد: قرآن کریم برای وحدت، تعریفی دقیق و مبنایی ارائه میدهد که برای درک صحیح آن باید به سه پرسش پاسخ داد: مبنای وحدت چیست؟ اصول وحدت کدامند؟ و محورهای اصلی آن چه مواردی هستند؟
وی در ادامه با تأکید بر اینکه تعریف قرآن از وحدت با برداشت منافقان از این مفهوم متفاوت است، گفت: به تعبیر قرآن، منافقان رفتاری «اِرکاسی» دارند. اِرکاس در لغت قرآنی به معنای رفتاری واژگون و حرکتی در جهت عکسِ حقیقت است.
این فعال فرهنگی، با استناد به آیه 88 سوره نساء افزود: خداوند در این آیه مسلمانان را توبیخ میکند که چرا در مواجهه با منافقان دچار تفرقه شدهاید؟ چرا عدهای آنها را مسلمان و شبیه خود میدانند؟ در حالی که خداوند در همین آیه، حکمِ منافقان را همتراز با کافران دانسته است.
دکتر آهی در تبیین مفهوم «اِرکاس» (واژگونی) افزود: وقتی قرآن میگوید منافقان دچار اِرکاس شدهاند، به این معنا نیست که این واژگونی بیدلیل رخ داده؛ بلکه آیه تصریح میکند که این عقوبت، نتیجهی مستقیمِ عملکردِ خودِ آنهاست؛ چرا که رفتارشان در تضادِ کامل با حقیقت قرار دارد.
او در تشریح ویژگیهای منافقان گفت: تفاوت منافق با کافر یا مشرک در همین «ادعای دینداری» است. کافر یا مشرک ادعای دین ندارند و از طریق خودِ دنیا به دنبال مطالباتشان هستند، اما منافق از نردبانِ دین برای رسیدن به دنیا استفاده میکند. این دقیقاً همان رفتار واژگون یا اِرکاسی است؛ یعنی استفاده از ابزارِ قدسی برای اهدافِ مادی.
این استاد دانشگاه با اشاره به فرجامِ این رفتارِ دوگانه تصریح کرد: «قرآن کریم تأکید دارد که این افراد به سبب همین رویه، دچار واژگونیِ درونی شدهاند. وقتی کسی «دنیا را به وسیله دین» مطالبه میکند، در واقع مسیرِ هدایت را بر خود بسته است.
آهی با استناد به آیه 143 سوره نساء خاطرنشان کرد: چنین فردی که حقیقت را واژگون کرده، دیگر قابل هدایت نیست. خداوند در قرآن میفرماید کسی را که خدا بهواسطه اعمالش گمراه کرده، راه نجاتی برایش نخواهی یافت؛ بنابراین، اصرار بر هدایتِ جریانی که مسیر را عمداً به بیراهه برده، بینتیجه است.
** تبدیل تفرقه به وحدت؛ یکی از رفتارهای منافقانه
دکتر آهی یکی از مصادیقِ این رفتارِ واژگونه را تغییرِ معناییِ وحدت خواند و اظهار کرد: منافقان با وارونهسازی مفاهیم، تفرقه را به نام وحدت قالب میکنند؛ یعنی در ظاهر دم از وحدت میزنند، اما در عمل، بذرِ تفرقه میکارند.
وی افزود: تا زمانی که تعریف دقیق وحدت از منظر قرآن روشن نشود، هر کسی میتواند با نقابِ وحدت، تفرقهافکنی کند. از این رو، نخستین گام، تبیینِ دقیقِ «مبنای وحدت» است.
این فعال فرهنگی، مبنای حقیقی وحدت را «ایمان» دانست و تصریح کرد: وحدت اساساً مختصِ جامعه مؤمنان است. قرآن کریم در آیه 10 سوره حجرات میفرماید: مؤمنان برادر یکدیگرند؛ یعنی اگر ایمان نباشد، وحدتِ ایمانی نیز شکل نمیگیرد.
آهی با اشاره به تمایزِ حقوقی و عقیدتی افزود: ممکن است در احادیث، بر عنوان مسلمان و برادریِ اسلامی تأکید شده باشد که بحثی فقهی و حقوقی است؛ اما نباید آن را با برادریِ ایمانی خلط کرد و هر فردی را مشمول این عنوان دانست.
وی با نقدِ رویکردهای سطحی به تاریخِ صدر اسلام گفت: امروز برخی مدعیاند چون پیامبر(ص) معاویه یا ابوسفیان را بخشیده، پس آنان هم برادران ما هستند! این تحلیل نادرست است. باید حقیقتِ مواجهه ابوسفیان با اسلام، پس از آن همه لطفِ الهی و نبوی، بهدرستی برای مردم تبیین شود تا مشخص گردد که آیا صرفِ بخشش، به معنای بازگشتِ برادرانه به دایره ایمان است یا خیر.
وی در ادامه با اشاره به پیامدهای خطرناکِ نادیده گرفتن مرزهای اعتقادی گفت: اگر واقعه کربلا نبود، شاید امروز با همان استدلالی که این افرادِ تاریخساز را «مسلمان» میخوانند، یزید، معاویه و ابوسفیان را هم برادرِ خود مینامیدند؛ چنانکه امروز نیز برخی در سطوح فکری، چنین دیدگاهی را ترویج میکنند.
این فعال فرهنگی تأکید کرد: مبنای وحدت باید دقیق و بر محورِ «ایمان» استوار باشد. کسی که واجدِ صفتِ مؤمن نیست، نمیتواند در دایره برادریِ ایمانی قرار گیرد. به همین دلیل است که در فرهنگ مهدوی و در زمان ظهور امام زمان (عج)، برادریِ ایمانی اصل است و حتی پیوندِ ارثبری نیز بر همین مدار شکل میگیرد.
*اطاعت از پیامبر (ص)؛ رکن اساسی وحدت
آهی در بخش دیگری از سخنانش، با استناد به آیات قرآن کریم، اطاعت از رسول خدا (ص) را از اصول لاینفک وحدت دانست و گفت: خداوند در سوره حجرات میفرماید: «بدانید که رسول خدا در میان شماست». در ادامه همین سوره میآید که اگر پیامبر (ص) در بسیاری از امور از شما تبعیت میکرد، قطعاً به زحمت و رنج میافتادید.
وی افزود: نباید از این آیه برداشتِ نادرستی داشت؛ چنانکه تصور شود پیامبر (ص) در برخی امور نیازمندِ تبعیت از نظر مردم بوده است. اگرچه پیامبر (ص) در مواردی مانند جنگ خندق با اصحاب مشورت میکردند، اما باید بین مشورت و اطاعت مطلق تفکیک قائل شد. در زمان رسول خدا (ص)، اصحاب در جایگاهی نبودند که اطاعت از آنان برای پیامبر (ص) تکلیف باشد؛ بنابراین مشورت، روشی برای تعامل بود، نه به معنای تبعیتِ از رأیِ آنان.
این استاد دانشگاه با تفکیکِ میان «اطاعت» و «مشورت» تصریح کرد: نباید مسئله مشورت با پیامبر (ص) را با مقوله ولایت و اطاعتِ مطلق خلط کرد. اطاعت از معصوم (ع)، مطلق و بیقید و شرط است، اما اطاعت از غیرمعصوم، مشروط است. در حقیقت، اطاعتِ بدون قید و شرط، تنها شایسته مقامِ معصوم است.
*محبت به ایمان و مؤمنان؛ نشانه ایمان
آهی در ادامه با اشاره به آیه 7 سوره حجرات که میفرماید: «خداوند ایمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دلهایتان بیاراست»، افزود: نشانه تحققِ این آیه در وجودِ انسان، محبتِ قلبی به ایمان و دوست داشتنِ مؤمنان است.
وی در تبیین این موضوع گفت: روزی فردی نزد امام صادق (ع) آمد و پرسید از کجا بدانم که نفاق در وجودم هست یا خیر؟ امام صادق (ع) با استناد به همین آیه، ملاکِ تشخیص را محبت به ایمان و مؤمنان معرفی کردند و فرمودند: اگر ایمان و مؤمنان را دوست میداری، منافق نیستی. در واقع، انسان باید به قلبِ خود رجوع کند؛ چرا که هر کس از حقیقتِ درونیِ خویش آگاه است.
وی در ادامه افزود: انسان حقیقتِ حالِ خویش را در قلب خود مییابد. طبق این آیه، مؤمن کسی است که ایمان و اهلِ ایمان را دوست دارد. این یک شاخصِ دقیق برای خودشناسی است؛ کافی است انسان به درون خود رجوع کند و بسنجد که حقیقتاً چه چیزی را دوست دارد.
این فعال فرهنگی با اشاره به بخش پایانیِ آیه گفت: خداوند میفرماید کفر، فسق (خروج از مسیر دین) و عصیان را برای شما ناخوشایند ساخته است. بنابراین، اگر کسی در مواجهه با نام کفر و نافرمانی، در خود احساسِ بیزاری و نفرت میبیند، این خود نشانهای روشن بر ایمانِ اوست و نباید در مؤمن بودنِ خود تردید کند.
آهی افزود: این، ملاکِ بسیار خوبی برای سنجشِ وضعیتِ روحی است. انسان با مراجعه به قلبش میفهمد که در مسیرِ تعالی قرار دارد یا خدایناکرده دچارِ پسرفت شده است.
وی تصریح کرد: خداوند در پایانِ آیه، این گروه را «هدایتیافتگان و رشدیافتگان» مینامد. پس ملاکِ رشد، میزانِ محبوبیتِ ایمان در دلِ ماست؛ هرچه ایمان در وجودِ ما شیرینتر شود، در مسیرِ رشدِ حقیقی قرار داریم.
وی هشدار داد: اگر محبتِ ما به اهلِ ایمان روزبهروز بیشتر شود، نشاندهندهی مسیرِ رشد است؛ اما اگر بهتدریج تمایلی به کفر یا مظاهرِ آن در قلبمان ایجاد شود، باید بدانیم که نفاق و کفر در حالِ نفوذ در وجودِ ماست؛ بنابراین، مراقبت از قلب و اصلاحِ دلبستگیها وظیفهای همیشگی است.
** اندکی تمایل به دشمن خدا هم اهمیت دارد
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به جایگاه رفیع پیامبر اکرم (ص) گفت: خداوند میفرماید اگر پیامبر (ص) نبود، آسمانها و زمین خلق نمیشد؛ اما پرسش این است که چرا چنین جایگاه بیبدیلی برای ایشان مطرح است؟
آهی با استناد به آیه 74 سوره اسراء افزود: خداوند خطاب به پیامبر (ص) میفرماید: «اگر تو را ثابتقدم نمیکردیم، نزدیک بود اندکی به آنان متمایل شوی.» باید به این جایگاه دقت کرد؛ خداوند تصریح میکند که این تثبیتِ الهی بود که پیامبر (ص) را در آن مقامِ عصمت حفظ کرد.
وی با اشاره به آیه 75 همین سوره که میفرماید: در آن صورت، عذاب دوچندان در زندگی و دوچندان پس از مرگ به تو میچشاندیم، تصریح کرد: توجه کنید؛ خداوند درباره پیامبرش میفرماید اگر او را تثبیت نمیکردیم، ممکن بود اندکی تمایل پیدا کند. این یعنی پیامبر (ص) بهواسطه تثبیتِ الهی، هیچ تمایلی به دشمنان خدا ندارد و در قله استقامت ایستاده است. از همین نکته میتوان به عمقِ جایگاهِ ایشان پی برد.
این فعال فرهنگی افزود: از این آیات روشن میشود که نزد خداوند، حتی اندک تمایلی به دشمنانِ دین تا چه حد سنگین و ناپسند است. این مسئله به ما هشدار میدهد که لبخند زدن یا مهربانی با دشمنِ خدا، از منظر الهی موضوعی بسیار حیاتی و حساس است.
آهی افزود: اینکه خداوند حتی درباره پیامبر اکرم (ص) چنین هشدار میدهد که اگر اندکی به آنان تمایل مییافتی، عذابی دوچندان در انتظار تو بود، نشاندهندهی اهمیتِ حیاتیِ این موضوع در نگاه خداوند است. بنابراین، اگر ما نیز ذرهای به دشمنِ خدا تمایل پیدا کنیم، باید بدانیم که با نشانی بسیار خطرناک مواجه هستیم.
*ایمان؛ مبنای وحدت و اطاعت؛ اصلِ وحدت
وی در ادامه با جمعبندی مباحث خود گفت: بنابراین، ایمان مبنای اصلیِ وحدت است و خودِ وحدت نیز اصولی دارد. یکی از اصولِ رکینِ وحدت، اطاعت است؛ اطاعت از رسول، اطاعت از امام و در عصر غیبت، اطاعت از ولیفقیه جامعالشرایط.
این استاد دانشگاه با اشاره به تأکیدِ مکرر قرآن کریم بر مقوله اطاعت اظهار کرد: آیات فراوانی در این زمینه وجود دارد؛ برای نمونه، خداوند در آیه 132 سوره آلعمران میفرماید: «از خدا و رسول اطاعت کنید تا مورد رحمت خداوند قرار گیرید.: همچنین در سوره نساء، مسئله اطاعت از رسول بهوضوح تبیین شده و آمده است: «هر کس از رسول اطاعت کند، قطعاً از خدا اطاعت کرده است.»
آهی تصریح کرد: اطاعت از رسول خدا، اطاعتی مطلق و بیقید و شرط است؛ زیرا پیامبر (ص) بر مدارِ صراطِ مستقیم است و هرگز از روی هوای نفس سخن نمیگوید.
وی در ادامه گفت: برای رسیدن به مقامِ قربِ الهی، چه در جایگاهِ «مُحب» (کسی که خدا را دوست دارد) و چه در مقامِ «محبوب» (کسی که موردِ محبتِ خداست)، تنها یک راه وجود دارد و آن تبعیت از رسول خداست.
وی با استناد به آیه 31 سوره آلعمران افزود: خداوند میفرماید اگر ادعای دوستیِ خدا را دارید، از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد. این یعنی اثباتِ ادعایِ محبت به پروردگار، در گروِ تبعیت از رسول اوست؛ تنها در این صورت است که انسان به مقامِ محبوبیت نزدِ خداوند میرسد و شرطِ آن، چیزی جز اطاعت نیست.
*تأکیدِ پیامبران بر تقوا و اطاعت
این فعال فرهنگی با اشاره به آیات سوره شعرا و سایر بخشهای قرآن، به یک «گزارهی مشترک» در دعوتِ تمامِ انبیا اشاره کرد و گفت: از قومِ حضرت صالح(ع) و لوط(ع) تا دیگر پیامبران، همگی بر یک اصلِ بنیادین تأکید داشتهاند: تقوای الهی و اطاعت از رسول. بنابراین، اطاعت از رسول، یکی از اصولِ رکینِ وحدت است. برای شناختِ دقیقِ مرزِ میانِ وحدت و تفرقه، باید بر همین محور تمرکز کرد.
آهی افزود: تفرقه درست از جایی آغاز میشود که هرکس بخواهد بر اساس برداشتِ شخصیِ خود حرکت کند. نکته کلیدی اینجاست که پیامبر اکرم(ص) نه در قرآن و نه در سنت، هرگز مأمور به پیروی از آراءِ امت نبودهاند؛ در حالی که قرآن در مواردِ متعددی، از تبعیتِ بیچونوچرا از اکثریت و تودههای مردم نهی کرده است.
** اکثریت همیشه معیار حق نیست
آهی در تبیینِ دیدگاهِ قرآن پیرامون جایگاه اکثریت گفت: قرآن بهصراحت بیان میکند که اکثریتِ مردم، نهتنها از مسیرِ حقیقت و یقین دورند، بلکه تابعِ ظن و گماناند.
وی با استناد به آیه 116 سوره انعام افزود: خداوند در این آیه هشدار میدهد که تبعیت از اکثریتِ روی زمین، نتیجهای جز انحراف از مسیرِ الهی نخواهد داشت.
این استاد دانشگاه دلیل این هشدار را وابستگی تودهها به گمانهزنی دانست و تصریح کرد: کسانی که به مرتبه یقین و تعقلِ راستین دست یافته باشند، در اقلیتِ محض هستند.
آهی با اشاره به ادامه همین آیه که تأکید میکند «آنان جز از گمان پیروی نمیکنند»، نتیجه گرفت: وقتی اکثریتِ جامعه بر مدارِ ظن میچرخند، نمیتوان مقبولیتِ عمومیِ یک دیدگاه را دلیلی بر حقانیتِ آن دانست.
وی در پایان با انتقاد از قضاوتهای سطحی گفت: گاهی فرد با چنان اعتماد به نفسی سخن میگوید که گویی به حقیقت اشراف دارد، اما در مقامِ پرسشگری، تهی از دانشِ عمیق است. از اینرو باید میانِ ظاهرِ سخن و حقیقتِ آن تفکیک قائل شد و معیارِ وحدت را نه در هیاهوی اجتماعی یا اجماعِ اکثریت که صرفاً در شاخصهایِ متقنِ قرآنی جستوجو کرد.