خانه تحویل ندهیم، محله تحویل بدهیم
خبر واگذاری واحدهای نهضت ملی مسکن در کوی پرواز برای خانوادههایی که سالها میان ثبتنام، پرداخت آورده، افزایش هزینهها و انتظار برای تحویل خانه ماندهاند، بیتردید خبری امیدوارکننده است. استاندار همدان اعلام کرده حدود یکهزار و 600 واحد این مجموعه به مرحله انتخاب واحد رسیده و با تکمیل زیرساختهای آب، فاضلاب و برق، امکان واگذاری آنها فراهم خواهد شد؛ اما درست از همین نقطه، پرسشی مهمتر از زمان تحویل کلید مطرح میشود و آن اینکه آنچه تحویل مردم میشود، فقط یک واحد مسکونی است یا بخشی از یک محله قابل زیستن؟
این پرسش در مورد کوی پرواز اهمیتی دوچندان دارد؛ چراکه با پروژهای کوچک و چند بلوک مسکونی مواجه نیستیم و کوی پرواز فاصله قابل توجهی تا نخستین زیرساختهای شهری دارد. بنا بر اظهارات مسئولان، این مجموعه در مقیاسی طراحی شده که جمعیت ساکن در آن میتواند با جمعیت برخی شهرستانهای استان برابری کند و طبیعتاً چنین جمعیتی افزونبر آب و برق و گاز، به مدرسه، درمانگاه، حملونقل عمومی، فضای سبز، امکانات ورزشی، خدمات انتظامی، مراکز فرهنگی، دسترسی تجاری و مجموعهای از خدمات روزمره نیاز دارد؛ خودِ مسئولان استان نیز بر ضرورت تأمین این خدمات تأکید کردهاند.
در این میان باید میان دو مفهوم تفاوت گذاشت؛ ساخت مسکن و ساخت شهر، درواقع ساخت مسکن با متر مربع، تعداد بلوک، درصد پیشرفت فیزیکی و تعداد کلیدهای تحویلی سنجیده اما شهرسازی با کیفیت زندگی انسانها ارزیابی میشود. ممکن است ساختمانی کاملاً آماده سکونت باشد، اما خانوادهای که در آن زندگی میکند برای رساندن فرزندش به مدرسه، مراجعه به پزشک، خرید روزانه یا رسیدن به محل کار، مجبور باشد هر روز مسافت قابل توجهی طی کند. در چنین وضعی، پروژه ساختمانی به پایان رسیده، اما پروژه شهری هنوز ناتمام است.
موضوع مدرسه در کوی پرواز نمونه قابل توجهی از همین مسئله است. طی مردادماه امسال در شورای تأمین مسکن استان موضوع تأخیر در اجرای برخی مصوبات مربوط به احداث مدارس این مجموعه چنان جدی شد که استاندار بر اجرای بدون وقفه مصوبات تأکید کرد. برای طرحهای نهضت ملی مسکن نیز 6 لکه آموزشی جهت احداث هشت مدرسه و اجرای دو طرح حیات طیبه، پیشبینی شده است. همین یک نمونه نشان میدهد که همزمانی توسعه خدمات با ساخت واحدهای مسکونی یک موضوع فرعی و تزئینی نیست، جزئی از اصل پروژه است.
تجربه شهرسازی معاصر نیز نشان داده است که اگر جمعیت پیش از تأمین زیرساخت خدمات در یک منطقه مستقر شود، عقبماندگی زیرساختی بهسادگی جبران نمیشود. ابتدا خانوادهها ساکن میشوند، سپس تقاضای مدرسه، حملونقل، فضای درمانی و خدمات شهری انباشته میشود و دستگاههای مختلف وارد مرحله تأمین اعتبار، تعیین مسئولیت، واگذاری زمین و اجرای پروژه میشوند. فاصله میان این دو مرحله، همان دورهای است که هزینه آن را مردم با زمان، پول، رفتوآمد و کاهش کیفیت زندگی خود میپردازند. از این منظر، یکی از مهمترین معیارهای موفقیت کوی پرواز نباید فقط تعداد واحدهایی باشد که تا پایان سال تحویل میشوند. معیار دقیقتر این است که چند خانواده هنگام دریافت کلید خانه، امکان آغاز یک زندگی عادی و پایدار در محله را نیز پیدا میکنند.
این یک واقعیت غیر قابل انکار است که در ادوار گذشته نیز پروژههای مسکن اجرا شده است، اما هنوز پس از گذشت سالها، بهدلیل عدم تکمیل پروژه، به صورت قانونی به شهرداری واگذار نشدهاند و هنوز اهالی این مناطق ناچار هستند به کمترین امکانات و خدمات شهری راضی باشند. این درحالی است که هریک از مردم ما حق دارند با خرید خانه از راه درست دسترسی، سیستم جمعآوری پسماند، فضای سبز و غیره، بهرهمند باشند، اما اهالی این مناطق هربار که به شهرداری برای تأمین نیازهای اولیه شهری خود مراجعه میکنند، با یک پاسخ مواجه میشوند: بهلحاظ قانونی ما اجازه نداریم برای خدماتدهی به محله شما اقدام کنیم. درواقع حکایت امروز اهالی کوی فردوس، کوی امید و غیره، داستان فردای اهالی کوی پرواز است، البته در اندازاه بسیار بزرگتر!
این مسئله حتی از منظر عدالت اجتماعی نیز قابل تأمل است؛ بخش بزرگی از مخاطبان طرحهای حمایتی مسکن، خانوارهایی هستند که توانایی اقتصادی آنها اجازه نمیدهد کمبود خدمات محله را بهآسانی با خرید خدمات خصوصی، استفاده مکرر از تاکسی یا داشتن چند خودرو، جبران کنند. بنابراین اگر مسکن ارزانتر ساخته شود اما هزینه رفتوآمد، آموزش، درمان و دسترسی خانواده افزایش یابد، بخشی از حمایت صورتگرفته از مسیر دیگری از سبد خانوار خارج خواهد شد. مسکن حمایتی بدون شهرسازی متناسب، ممکن است هزینه مسکن را کاهش، اما هزینه زندگی را افزایش دهد.
از سوی دیگر این پروژه میتواند برای همدان به یک فرصت تبدیل شود؛ کوی پرواز اگر از ابتدا با نگاه محلهمحور توسعه یابد، بهجای آنکه در سالهای آینده به مجموعهای بزرگ از ساختمانها با انبوهی از مطالبات انباشته تبدیل شود، میتواند الگویی برای توسعه جدید شهری باشد؛ محلهای که مدرسه و فضای سبزش زمانی ساخته نمیشود که کمبود آنها به بحران تبدیل شده، مسیر حملونقلش پس از استقرار هزاران خانوار، طراحی نمیشود و خدمات اجتماعی و فرهنگی آن آخرین حلقه پروژه تلقی نمیشوند.
برای رسیدن به چنین وضعی، شاید لازم باشد شیوه گزارشدهی درباره پروژه نیز تغییر کند. در کنار اعلام درصد پیشرفت واحدها، جدولی عمومی از پیشرفت «زیستپذیری» کوی پرواز منتشر شود: شبکه آب و فاضلاب چند درصد پیشرفت دارد؟ مدارس چه زمانی بهرهبرداری میشوند؟ سرانه فضای سبز چقدر است؟ حملونقل عمومی چگونه پیشبینی شده؟ مراکز درمانی، ورزشی و فرهنگی در چه مرحلهای هستند و مسئولیت هرکدام با چه دستگاهی است؟
چنین شفافیتی دو فایده دارد: هم مردم تصویر واقعیتری از آینده محل سکونت خود خواهند داشت و هم دستگاههای مختلف نمیتوانند تأمین خدمات را در میان تقسیم مسئولیتهای اداری به یکدیگر حواله دهند. کوی پرواز امروز فقط یک پروژه ساختمانی بزرگ نیست، آزمونی برای نوع نگاه ما به توسعه شهری همدان است. اگر موفقیت آن را صرفاً با تعداد واحدهای تحویلی اندازه بگیریم، ممکن است چند هزار خانه ساخته باشیم، اما مسئلهای تازه برای شهر ایجاد کنیم. موفقیت واقعی زمانی است که خانواده دریافتکننده کلید، نهفقط وارد خانهای تازه، بلکه وارد محلهای شود که بتوان در آن زندگی کرد، کودک پرورش داد، سالمند داشت، رفتوآمد کرد و احساس تعلق داشت.