نبود برنامه جامع، عامل تداوم ترافیک در مرکز شهر همدان
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان با اشاره به تداوم معضل ترافیک در مرکز شهر همدان طی سالهای اخیر، نبود برنامهای مشخص، جامع و زمانبندیشده را یکی از اصلیترین دلایل این وضعیت دانست و گفت: سیاستهایی که تاکنون در بافت مرکزی شهر اجرا شده، بیشتر سلیقهای، شخصی و مدیریتی بوده و کمتر بر مبنای یک راهبرد بلندمدت برای حل ریشهای مشکل ترافیک شکل گرفته است.
مرکز شهر همدان سالهاست زیر فشار فزاینده ترافیک، بخشی از کارکردهای اصلی خود را از دست داده، خیابانها و میدانهایی که باید محل مکث، تعامل و حضور شهروندان باشند، به مسیرهای عبوری فشرده و پرتنش تبدیل شدهاند؛ وضعیتی که نهتنها رفتوآمد روزمره را دشوار کرده، بلکه بر کیفیت محیط شهری، ایمنی عابران پیاده و حتی چهره تاریخی شهر نیز سایه انداخته. این مسئله امروز دیگر صرفاً یک چالش حملونقلی نیست، بلکه به موضوعی چندبعدی در حوزه مدیریت شهری، برنامهریزی فضایی و حکمرانی محلی بدل شده است.
تجربه شهرهای مختلف نشان میدهد ترافیک در بافتهای مرکزی، زمانی به بحران پایدار تبدیل میشود که تصمیمگیریها از یک چارچوب روشن و آیندهنگر پیروی نکند. در چنین شرایطی، اقدامات مقطعی و واکنشی، هرچند پرهزینه، نمیتوانند پاسخگوی پیچیدگیهای موجود باشند. تمرکز فعالیتهای اداری و تجاری، وابستگی شدید به خودروی شخصی، ضعف زیرساختهای حملونقل عمومی و نبود پیوند مؤثر میان طرحهای شهری، ازجمله عواملی هستند که فشار مضاعفی بر هسته مرکزی شهرها وارد میکنند.
در همدان نیز نشانههای این وضعیت بهوضوح قابل مشاهده است. نبود یک نقشه راه مشخص برای مدیریت ترافیک مرکز شهر، باعث شده باعث شده هر دوره مدیریت شهری، با رویکردی متفاوت و گاه متناقض، به این مسئله ورود کند. نتیجه چنین روندی، انباشت مشکلات حلنشده و کاهش اعتماد عمومی به کارآمدی سیاستهای شهری است؛ مسیری که در صورت تداوم، میتواند جایگاه مرکز شهر را بهعنوان قلب تپنده حیات شهری با چالش جدی مواجه کند.
در همین زمینه، برای بررسی ابعاد مختلف ترافیک مرکز شهر همدان و تحلیل ریشههای این معضل از منظر کارشناسی، با عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان، گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
دکتر حسن سجادزاده با بیان اینکه محدوده مرکزی شهر همدان بخش گستردهای از بافت تاریخی و ارزشمند شهر را دربرمیگیرد، اظهار کرد: قرار بود مشاوران شهری در سالهای گذشته یک سند جامع یا طرح ویژه برای این محدوده تهیه کنند که تمامی مسائل ازجمله ترافیک و پارکینگ در آن دیده شود، اما متأسفانه این طرح هنوز به نتیجه نرسیده، بر اساس مطالعاتی که انجام دادهام، موضوع ترافیک به شکل جدی و راهبردی در این اسناد مورد توجه قرار نگرفته است.
وی افزود: سیاستهایی که تاکنون در بافت مرکزی شهر اجرا شده، بیشتر سلیقهای، شخصی و مدیریتی بوده و کمتر بر مبنای یک راهبرد بلندمدت برای حل ریشهای مشکل ترافیک شکل گرفته است.
*ضرورت آرامسازی مرکز شهر
این عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان با تأکید بر لزوم تغییر نگاه به مرکز شهر همدان گفت: تا زمانی که به این جمعبندی نرسیم که مرکز شهر باید بهصورت اصولی آرامسازی شود، این وضعیت ادامه خواهد داشت. آرامسازی به این معناست که تمرکز و بارگذاری بیش از حد کاربریهای شلوغ و بعضاً غیرضروری در مرکز شهر تعدیل شود و بسیاری از فضاها و فعالیتهایی که ضرورتی برای استقرار در این محدوده ندارند، به سایر نقاط شهر منتقل شوند.
سجادزاده با اشاره به اهمیت تاریخی و ساختاری مرکز شهر همدان گفت: متأسفانه به دلیل کشش زیاد فعالیتها به مرکز شهر و همچنین برخی سیاستهای ناپایدار مانند تأمین درآمد شهرداری، شاهد ساخت پروژههای بزرگ در این منطقه هستیم؛ مانند مجتمعهای تجاری زیاد و حتی پارکینگهای طبقاتی که خود باعث بیشتر شدن خودروها و سنگینتر شدن ترافیک میشوند.
*ضعف حملونقل عمومی و هوشمند
وی یکی دیگر از دلایل تشدید ترافیک در مرکز شهر را ضعف سیاستهای حملونقل عمومی و هوشمند دانست و گفت: در حال حاضر بخش عمده حملونقل عمومی به چند اتوبوس بزرگ و عریض محدود شده که نه با ابعاد خیابانهای مرکزی همدان تناسب و نه کارایی لازم را دارند و حتی در برخی موارد باعث ایجاد گرههای ترافیکی جدید میشوند.
این استاد دانشگاه افزود: در حوزه حملونقل پاک و ترکیبی، مطالعات و برنامهریزی جدی انجام نشده و همین مسئله موجب شده مرکز شهر همدان با فشردگی و بار ترافیکی سنگینی مواجه باشد.
*نگاه زنجیرهای به ترافیک شهری
سجادزاده از نگاه جزیرهای به ترافیک شهری انتقاد کرد و گفت: مشکل ترافیک همدان باید زنجیرهوار و در کل شهر دیده شود. پخش کردن ترافیک در سطح شهر، مخصوصاً در حلقههای جدید، خیلی مهم است. فشار ترافیکی ورودیهای شهر، بهخصوص سه ورودی اصلی که نزدیک چراغقرمز با هم برخورد میکنند، مستقیماً بر مرکز شهر و مناطقی مثل هگمتانه و اکباتان تأثیر میگذارد.
وی خاطرنشان کرد: ترافیک مرکز شهر متأثر از شرایط حاشیه شهر است و نمیتوان این دو را جدا از هم تحلیل کرد.
*برنامههای مُسکنی به جای راهبردهای پایدار
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان گفت: در حال حاضر برنامه بلندمدت و دقیقی برای مدیریت ترافیک همدان وجود ندارد. کارهایی که امروز انجام میشود، مانند مُسکِن موقتی هستند. اگر این روند ادامه یابد، مرکز شهر بهزودی کاربری اصلی و خوب خود را از دست خواهد داد.
سجادزاده تأکید کرد: راهحل اصلی، حرکت به سمت پیادهمداری در مرکز شهر است، نه توسعه پارکینگهای طبقاتی، پارک حاشیهای و راهکارهای مشابه که در عمل کمکی به حل ریشهای مشکل نمیکنند.
*مسئول پاسخگویی وضعیت موجود کیست؟
وی در پاسخ به این پرسش که مسئولیت وضعیت فعلی ترافیک مرکز شهر بر عهده چه نهادی است؟ گفت: اگر معضل ترافیک بهطور خاص بررسی شود، مسئولیت اصلی بر عهده معاونتهای امور زیرساختی و ترافیکی شهرداری است. در کنار آن، پلیس راهور و ناوگانهای مرتبط نیز در این حوزه نقش دارند.
وی اضافه کردند: سازمان میراث فرهنگی نیز باید با یک طرح ویژه برای بافت مرکزی در این موضوع مشارکت کند، زیرا مرکز شهر احتیاج به مدیریتی واحد دارد. قرار بود برای بافت مرکزی همدان یک شهرداری مجزا بهعنوان منطقه ویژه تشکیل شود تا بتواند برنامههای خاص و هدفمندی را به اجرا درآورد، اما این امر هنوز بهطور کامل عملی نشده و شهرداری بافت مرکزی همچنان بهصورت ناقص و نامتمرکز کار میکند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان با انتقاد از تعدد نهادهای متولی در مدیریت مرکز شهر همدان، گفت: مشخص نیست کدام نهاد دقیقاً مسئولیت اصلی را برعهده دارد. هر دستگاهی به نحوی ورود پیدا میکند، اما هیچیک به نتیجه نمیرسد.
سجادزاده تأکید کرد: مردم انتظار دارند شهرداری، که مسئول اصلی است، مشکلات ترافیک و مدیریت مرکز شهر را برطرف کند. امیدواریم در طرح تفصیلی جدید همدان، مشاوران قوی بتوانند پیشبینیهای لازم برای رفع این مشکلات را انجام دهند.
*فقدان طرح ترافیکی مشخص برای مرکز شهر
وی با اشاره به نبود طرح ترافیک ویژه برای مرکز شهر گفت: تاکنون هیچ طرح مشخص و اجرایی برای مرکز شهر همدان دیده نشده است حتی طرح ویژه بافت هم این موضوع را خیلی پررنگ نکرده و بیشتر طرحهای ترافیکی بهصورت کلی و در سطح کل شهر تدوین شدهاند.
وی به آخرین طرح جامع ترافیک همدان که سالها قبل تصویب شده بود اشاره کرد و گفت: در آن طرح 13 سناریو بررسی شد و سناریوی برتر پیشنهاد میکرد خطوط حملونقل انبوه بر از خیابان باباطاهر وارد میدان مرکزی شده و از میدان شهدا عبور کند؛ اما این طرح به این دلیل که پیادهمحوری میدان مرکزی را نادیده گرفته بود، اساساً غیرقابل اجرا بود و چنین رویکردی که تنها با نگاه مهندسی ترافیک و بدون در نظر گرفتن پیوستهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ارائه شود، غیرمسئولانه و غیرواقعی است، زیرا در حال حاضر نیز امکان عبور از میدان مرکزی وجود ندارد.
*ضعف مطالعات و عدم مسئولیتپذیری
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: ضعف اصلی در این حوزه، به معاونت امور زیربنایی شهرداری همدان بازمیگردد. کارشناسان این معاونت تاکنون با دغدغه و جدیت کافی و بر مبنای مطالعات جامع به مسئله ورود نکردهاند.
سجادزاده همچنین گفت: از سوی مراکز دانشگاهی پیشنهادهای متعددی برای بافت مرکزی ارائه شده، اما تا زمانی که رویکرد پیادهمداری بهعنوان سیاست کلان پذیرفته نشود، تغییر اساسی رخ نخواهد داد.
*تعریف درست پیادهمداری
وی با اشاره به تفاوت پیادهمداری و صرفاً پیادهروسازی تصریح کرد: پیادهمداری بهمعنای آرامسازی مرکز شهر است، نه حذف کامل خودروها. در این رویکرد، خدمات مزاحم باید کاهش یابد و حملونقل هوشمند جایگزین شود؛ ازجمله فناوریهای نوین مانند قطار شهری سبک (تراموا)، ونها، تاکسیهای کوچک، خودروهای برقی و سیستمهای پاک که بتوانند سریعاً جابهجایی انجام دهند و مرکز شهری آرام، پررونق و بدون آلودگی صوتی ایجاد کنند.
*ناکارآمدی حملونقل عمومی در جایگزینی خودرو شخصی
وی در پاسخ به پرسشی درباره دلیل موفق نبودن حملونقل عمومی در جایگزینی خودروهای شخصی گفت: نوع وسیله حملونقل عمومی و مکانیابی آن مناسب نیست؛ اتوبوسهای طویل موجود با شرایط خیابانهای مرکز شهر سازگار نیستند و حتی گاهی مشکلزا میشوند، در حالی که ما در مطالعات دانشگاهی مکانهای بالقوه متعددی برای ایستگاهها شناسایی کردیم اما این ظرفیتها مورد توجه قرار نگرفتند.
این استاد دانشگاه تأکید کرد که در بلندمدت نباید حملونقل عمومی را فقط به شکل خودرو در نظر گرفت و باید از فناوریها و سیستمهای متنوع حملونقل استفاده شود؛ زیرا محدود کردن برنامهها به خرید چند اتوبوس، آن هم بدون مسیرهای دورزدن مناسب، حتماً شکست خواهد خورد.
*پارکینگ طبقاتی؛ راهحل یا تشدیدکننده بحران؟
سجادزاده درباره کمبود پارکینگ در مرکز شهر گفت که کارشناسان معمولاً توصیه نمیکنند در مرکز شهر پارکینگ طبقاتی ساخته شود، چون این کار عملاً باعث ورود خودروهای بیشتری به مرکز شهر میشود؛ ضمن اینکه دسترسی به پارکینگهای فعلی از طریق کوچهها و معابر باریک نیز خود مشکلساز است.
وی ادامه داد: پارکینگهای طبقاتی موجود هم در بدترین نقاط ممکن احداث شدهاند و بهجای کاهش بار ترافیکی، در برخی موارد باعث افزایش فشار آمد و شد و ایجاد گرههای جدید شدهاند. این طرحها نه با هدف کاهش بحران، بلکه بیشتر بدون نگاه جامع و مکانیابی درست اجرا شدهاند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان با اشاره به نبود رویکرد جامع در احداث پارکینگهای طبقاتی در مرکز شهر اظهار کرد: حتی اگر پارکینگهای طبقاتی ساخته شوند، بهدلیل شرایط نامناسب معابر دسترسی، شهروندان مجبورند از کوچههای بسیار باریک عبور کنند که خود این روند ایجاد مزاحمت و مشکل جدیدی در ترافیک است.
سجادزاده افزود: پارکینگهای طبقاتی نهتنها نسخه شفابخش ترافیک مرکزی همدان نیستند، بلکه اگر در مکان نامناسب احداث شوند، وضعیت را بغرنجتر خواهند کرد.
وی تأکید کرد: هدف از ساخت پارکینگ نباید فقط تأمین فضای توقف باشد، بلکه باید بخشی از راهبرد کلی حملونقل و کاهش بار ترافیکی مرکز شهر تلقی شود؛ با این حال، در حال حاضر تنها با تکیه بر فراهم کردن پارکینگ، مشکل ترافیک به صورت ریشهای حل نشده است.
وی خاطرنشان کرد: در برخی موارد، ساخت پارکینگ طبقاتی حتی موجب جذب خودروی بیشتر و افزایش گرههای ترافیکی شده. به همین دلیل ضروری است سیاستگذاران شهری نگاه بلندمدت و همهجانبه به این موضوع داشته باشند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان در ادامه افزود: بهدلیل کمبود زمین، یا شاید نبود اراده لازم در مدیریت شهری، مکانهای مناسب برای پارکینگ طبقاتی انتخاب نشدهاند. حتی اگر ساخت پارکینگ طبقاتی را نسخهای قابل تأمل بدانیم، این سازهها باید در کنار خیابانهای ششگانه مرکز شهر یا در لبههای رینگ مرکزی، مانند محدوده بلوارهای خواجه رشید، کاشانی و مدنی، جانمایی شوند.
*مدیریت شهری از تصمیمهای پرهزینه و مؤثر فرار میکند
سجادزاده در ادامه درباره چرایی استقبال مدیریت شهری از اقدامات کمهزینه و نمایشی و پرهیز از تصمیمهای سخت اما مؤثر توضیح داد: این مسئله چند دلیل دارد؛ نخست اینکه مدیریت شهری برنامه مطالعاتی دقیق و قابل اتکا ندارد تا براساس آن تصمیم بگیرد. دوم اینکه اراده و انگیزه کافی برای ورود به اقدامات بزرگ و اثرگذار دیده نمیشود.
وی افزود: سومین موضوع این است که مدیران شهری تمایلی ندارند وارد چالشهای اجتماعی و اقتصادی ناشی از اصلاحات واقعی شوند، ساماندهی مرکز شهر یک جراحی عمیق است؛ این جراحی درد دارد، خونریزی دارد و مشکلاتی را ایجاد میکند. آنها حاضر نیستند این تبعات را بپذیرند.
وی با انتقاد از فاصله مدیریت شهری با مراکز علمی و پژوهشی تأکید کرد: ارتباط مؤثری با دانشگاهها برقرار نمیشود. علاوه بر آن، بدنه کارشناسی تخصصی حملونقل در معاونتهای مرتبط بسیار ضعیف است. همین مسئله موجب شده ترافیک همدان همچنان روزمره و غیرعلمی مدیریت شود.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان در پاسخ به این پرسش که مردم تا چه زمانی باید هزینه این ناهماهنگی و سوءمدیریت را بپردازند؟ گفت: این وضعیت ادامه خواهد داشت تا زمانی که فشارها به نقطه غیرقابل تحمل برسد. اکنون ببینید؛ در قلب محله کبابیان، یک پروژه بزرگ را شروع کردهاند که تنها دور آن فنس کشیده شده و آیندهاش مشخص نیست. چنین ابرپروژههایی در میان بافت مرکزی، به معنای پایان مرکز شهر است.
سجادزاده افزود: اگر این مداخلات کلان ادامه یابد، چیزی از مرکز شهر باقی نمیماند؛ نه بافت تاریخی، نه ساکنان اصیل، نه کیفیت زیست و نه روح محله. چند مرکز تجاری بزرگ میماند و یک شهرِ بدون هویت.
وی تأکید کرد: مرکز شهر زمانی مرکز است که ساکنان اصلی حفظ شوند اما وقتی در بافتی نحیف و حساس پروژههای عظیم اجرا میشود، آسیبها جبرانناپذیر خواهد بود.
این استاد دانشگاه در بخش پایانی سخنان خود، خاطرنشان کرد: تا زمانی که مطالبهگری جدی از سوی مردم شکل نگیرد و حساسیت نسبت به ارزشهای تاریخی، فرهنگی و اقتصادی مرکز شهر افزایش پیدا نکند، همین روند تداوم خواهد داشت و مشکلات نیز تشدید خواهد شد.
* ترافیک مرکز همدان؛ مسئلهای که هنوز تصمیم نهایی برای آن گرفته نشده است
آنچه امروز در مرکز شهر همدان جریان دارد، تنها نتیجه افزایش تعداد خودروها یا محدودیتهای کالبدی معابر نیست، بلکه بازتابی از شیوه مواجهه مدیریت شهری با مسائل پیچیده و چندلایه است. ترافیک در این محدوده به نقطهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را با اقدامات مقطعی، اصلاحات جزئی یا نسخههای فوری کنترل کرد. تجربه سالهای اخیر نشان داده هر اقدامی که بدون پیوند با یک چارچوب راهبردی اجرا شده، تنها به جابهجایی مشکل از یک خیابان به خیابان دیگر انجامیده است.
مرکز شهر، بهعنوان قلب تاریخی و اجتماعی همدان، ظرفیتی محدود دارد؛ ظرفیتی که با انباشت کاربریهای پرتردد، وابستگی شدید به خودروی شخصی و غلبه نگاههای کوتاهمدت مدیریتی، فراتر از توان واقعی خود بارگذاری شده است. نتیجه این روند، کاهش کیفیت فضاهای عمومی، کمرنگ شدن نقش پیاده، افزایش تعارض میان خودرو و شهروند و در نهایت فرسایش تدریجی هویت شهری است. این مسیر، اگر اصلاح نشود، میتواند به تخلیه تدریجی کارکردهای اصیل مرکز شهر و جایگزینی آن با فضایی صرفاً عبوری منجر شود.
حل معضل ترافیک در چنین بافتی، بیش از هر چیز نیازمند تصمیمهای سخت و شفاف است؛ تصمیمهایی که منافع کوتاهمدت را فدای پایداری بلندمدت نکند. بازنگری در سیاستهای بارگذاری، اولویتبخشی به حملونقل عمومی کارآمد، تقویت پیادهمداری و شکلگیری مدیریت یکپارچه شهری، ازجمله پیششرطهایی است که بدون آنها نمیتوان به بهبود پایدار امیدوار بود. در این میان، نقش افکار عمومی، رسانهها و مطالبهگری شهروندان نیز تعیینکننده است؛ چراکه بدون درخواست اجتماعی برای تغییر رویکرد، چرخه تصمیمهای تکراری همچنان ادامه خواهد یافت.
ترافیک مرکز همدان امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند انتخاب است؛ انتخاب میان ادامه مسیر آزمونوخطا یا حرکت به سمت سیاستگذاری آگاهانه، مبتنی بر واقعیتهای شهری و آیندهنگرانه.