گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:103442
در تحریریه روزنامه ‌سپهرغرب به‌مناسبت روز همدان مطرح شد:

همدان؛ خاستگاه کهن مدیریت محله‌محور

عراقچیان: محله‌محوری؛ میراثِ گمشده‌ای که مدیریتِ شهریِ مدرن به آن نیاز دارد/ مومن: همدان مهد افراد تأثیرگذار تاریخ ایران/ محمدیان‌منصور: حفظِ همدان، مستلزمِ نگاهی فراتر از حفاظتِ فیزیکی
همدان؛ خاستگاه کهن مدیریت محله‌محور

به عقیده کارشناسان، همدان نه‌تنها مهد چهره‌های تأثیرگذارِ تاریخ ایران است، بلکه خاستگاهِ نوعی مدیریتِ اجتماعیِ مردم‌نهاد به‌شمار می‌رود. برای شناختِ این شهر، باید نگاهی فراتر از حفاظت فیزیکی بناها داشت؛ چراکه الگوی «مدیریت محله‌محور» که امروز در جهان مورد توجه قرار گرفته، ریشه‌هایی عمیق در زیستِ تاریخیِ این کهن‌دیار دارد.
در آستانه‌ روز همدان، میزگردی با حضور دکتر محمدرضا عراقچیان و دکتر صاحب محمدیان‌منصور، از استادان پیشکسوت هنر و معماری دانشگاه بوعلی‌سینا و دکتر ابوالفتح مؤمن، پژوهشگر و نویسنده‌ تاریخ معاصر برای واکاوی ابعاد مختلف این کهن‌دیار در دفتر روزنامه سپهرغرب برگزار شد.
آنچه در ادامه می‌خوانید، کالبدشکافی ابعاد هویتی، فرهنگی و تمدنی مادرشهری بوده که هم‌سنگ آتن و رم، در جغرافیای نخستین‌ها ایستاده است.
*ثبت جهانی هگمتانه اتفاق مهمی است؛ اما اگر چند دهه بعد محوطه‌ای حفاظت‌شده داشته باشیم که شهر پیرامون آن دیگر ارتباط معناداری با تاریخ خود ندارد، آیا میراث همدان واقعاً حفظ شده است؟ فرق حفاظت از یک اثر با حفاظت از یک شهر تاریخی چیست؟
محمدیان‌منصور:
تاریخ، نه روایتی مرده در دلِ کتیبه‌ها، بلکه جریانی زنده در تک‌تکِ ذراتِ وجودِ ماست؛ نیرویی که بی‌وقفه در رفتار، گویش و آیین‌هایِ روزمره‌مان در حالِ کنش است، حتی اگر از حضورش غافل باشیم.
ارزشِ پژوهش‌هایی نظیر آنچه دکتر مؤمن انجام می‌دهد، دقیقاً در همین‌جاست؛ او ریشه‌ها را از اعماق تاریخ بیرون می‌کشد و پیشِ روی ما می‌گذارد تا با تماشایشان، لحظه‌ای درنگ کنیم. او به ما نشان می‌دهد که سنت‌ها، معماری و جزئیاتِ زندگیِ امروزِ ما، نه اموری اتفاقی، بلکه بازمانده‌های تمدنی شکوهمند هستند که شناختِ آن‌ها، کلیدِ فهمِ هویتِ امروزِ ماست.
برای نمونه، وجودِ قاشق‌هایی با قدمت 2500 سال در موزه‌ها، گواهی است بر پیوندِ دیرینه سفره‌یِ ایرانی با غذاهایِ آبکی (آش و خورش)؛ ابزارهایی که طراحی‌شان برآمده از یک نیازِ فرهنگی و زیستی بوده و هنوز هم پس از قرن‌ها، در همان مسیرِ تداوم قرار دارند. یا سنتِ تدفینِ همسران در کنارِ یکدیگر که ریشه‌ای 2200 ساله در این دیار دارد؛ آیینی که نشان از جایگاهِ رفیعِ زن در فرهنگِ ایران‌زمین دارد و در حافظه‌یِ رفتاریِ ما، همچنان جاری است.
باستان‌شناسان در موزه میدان امام(ره) همدان، تدفین جنینی سه‌ماهه را در کوزه‌ای سفالین یافته‌اند که قدمت آن به 200 سال پیش می‌رسد. این در حالی است که در همان دوره، در بسیاری از تمدن‌های همسایه، نوزادان نارس یا کودکان خردسالِ درگذشته، بدون احترام دفن یا دفع می‌شدند.
چرا مردم این سرزمین در دوران‌های سخت از آن نگریختند؟ پاسخ را باید در «هویت جغرافیایی» جست‌وجو کرد. اسلام، اگرچه دین مشترک بسیاری از مردم جهان است، هنگامی که از جغرافیای ایران عبور می‌کند، رنگ‌وبوی ایرانی می‌گیرد؛ همان‌گونه که مساجد ایران، برخلاف مساجد عربی، سرشار از رنگ، گل و نقوش بهشتی‌اند.
این آیین‌ها نشان‌دهنده احترامی هستند که نیاکان ما برای کرامت انسانی قائل بودند. اگر این یافته‌ها را صرفاً عتیقه ببینیم و با چند کیلو طلا معاوضه کنیم، بزرگ‌ترین خیانت را به فهم تمدنی خود مرتکب شده‌ایم. پرسش این است که برای معرفی و پاسداشت این میراث چه کرده‌ایم؟ چند فیلم درباره آن ساخته‌ایم و چگونه آن را به مردم معرفی کرده‌ایم؟
این جغرافیا شناسنامه ماست. همان‌گونه که فقدان سرزمین در طول تاریخ، بزرگ‌ترین بحران برای برخی اقوام بوده است، برخورداری از این جغرافیا نیز بزرگ‌ترین سرمایه ما به شمار می‌رود. باید یاد بگیریم به جای کپی‌برداری از الگوهای غربی یا صنعتی، به داشته‌های خود تکیه کنیم. ثبت جهانی یا پیاده‌راه‌سازی تنها زمانی ارزشمند است که مردم با آن ارتباط برقرار کنند. برای این منظور، باید تاریخ را از زیر شیشه‌های ویترین موزه‌ها بیرون آورد و آن را در لهجه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و آیین‌های جاری زندگی مردم بازتولید کرد.
حفظ همدان، مستلزم نگاهی فراتر از «حفاظت فیزیکی» است. ما به «مردم‌نامه‌ای» نیاز داریم که در آن، تاریخ نه مانعی برای توسعه، بلکه زیربنای اصلی آن تعریف شود. هر اثر تاریخی که کشف می‌شود، باید به بخشی از هویت شهری تبدیل شود؛ به‌گونه‌ای که مردم شهر آن را بشناسند، به آن افتخار کنند و در سبک زندگی خود بازتاب دهند. در غیر این صورت، تنها شهروندانی خواهیم بود که در میان تمدنی بیگانه، احساس بیگانگی می‌کنند.
**تاریخ همدان عمدتاً بر محور رجال، حوادث سیاسی، بناها و شخصیت‌های مشهور روایت شده است. اگر این تاریخ را از زاویه‌ دید مردم عادی شامل بازاریان، اصناف، زنان، خانواده‌ها و اهالی محلات – بازخوانی کنیم، با چه همدان متفاوتی روبرو خواهیم شد؟
مؤمن:
در دوره شهرداری محمدحسن‌خان کبابیانی، که نمونه‌های درخشانی از توجه به فرهنگ و میراث در آن دیده می‌شود، خیرالدوله‌ گلگون در شماره چهار، صفحه دومِ «روزنامه گلگون» در سال 1307 خورشیدی، پیشنهادی قابل‌تأمل مطرح کرده بود؛ اینکه طراحان نقشه‌ی شهر، بافت کهن همدان را حفظ کنند و توسعه‌ی شهر و ساخت‌وسازهای جدید را به بیرون از این محدوده منتقل نمایند. این نگاه در آن سال‌ها که هنوز بحث‌های امروزیِ حفاظت از بافت تاریخی مطرح نبود، نشان می‌دهد که ضرورتِ صیانت از هویت شهر، از همان زمان درک شده بود.
گلگون، این شخصیت فرهنگی و نیکوکار، برای نخستین‌بار پیرامون آرامگاه را حصارکشی کرد، چاه و حوض ساخت و امکانات لازم برای نگهداری آن را فراهم آورد. او نخستین کتابخانه‌ همدان را نیز با 642 جلد کتاب در همان آرامگاه برپا کرد. همچنین بخشی از زمین خود را به تأسیس تیمارستان یا «دارالمجانین» اختصاص داد و طبق روایت‌ها، هر روز شماری از بیماران را به خانه خود می‌آورد و از آن‌ها پذیرایی می‌کرد.
اگر از بناها و شخصیت‌های تاریخی فاصله بگیریم و به ساختار اجتماعی نگاه کنیم، درمی‌یابیم که همدان از دیرباز شهری محله‌محور بوده است. زندگی در همدان بر پایه محلات شکل می‌گرفت و هر محله تا حد زیادی خودکفا بود. اجزای لازم برای زندگی روزمره اعم از چمن، قصابی، حمام، مسجد، معتمد محله، دروازه، هیئت مذهبی و گاه حتی گورستان مستقل، در درونِ همان بافتِ محله‌ای وجود داشت.
محلات همدان تنها واحدهای سکونتی نبودند؛ بلکه نظام اجتماعیِ خاص خود را داشتند. مراسم عزاداری در محله برگزار می‌شد، اهالی به یکدیگر یاری می‌رساندند و امنیت اجتماعی نیز تا حد زیادی توسط خود مردم تأمین می‌شد. به‌طوری که غریبه‌ای که وارد محله می‌شد، با پرسش جوانانِ محل روبه‌رو می‌شد تا مشخص شود برای چه کاری آمده است. در دوره‌هایی نیز «کلانترها» در سامان‌دهی و کنترل امور محلات نقش داشتند.
این استقلالِ محلی در فرهنگ، لهجه و حتی ذهنیت عمومی مردم نیز بازتاب یافته است. برخی محلات، مانند محله «بختیاری‌ها» به‌دلیل حضور مهاجران، ویژگی‌های زبانی و فرهنگیِ خاصی پیدا کرده بودند؛ برخی دیگر، مانند «مختاران»، ریشه در اقوام بومی، موقعیت جغرافیایی، شخصیت‌های سرشناس یا پیشه‌ها و صنایع محلی داشتند. نام‌گذاری محلات نیز از همین عناصر سرچشمه می‌گرفت: گاه بر اساس مکان، گاه شخصیت، گاه مهاجرت و گاه مبتنی بر حرفه و بافت تاریخی.
هویت همدان در دل همین محلات شکل گرفته است. هنوز هم در حافظه‌ی جمعی، درباره برخی محلات داوری‌ها و تصوراتی باقی مانده است؛ برای نمونه، ویژگی‌هایی که درباره بختیاری‌ها، مختاران یا دیگر محله‌ها نقل می‌شود، همچنان در روابط، بده‌بستان‌ها و تصمیم‌های اجتماعی مردم اثرگذار است. محله‌محوری، خودکفایی، مشارکت و پیوندهای نزدیک اجتماعی، به‌راستی در رگ و ریشه‌ی فرهنگ همدانی جریان دارد.
برخی ویژگی‌های رفتاری مردم همدان را نیز باید در پرتو تاریخ پرآشوب این شهر فهمید. گاه گفته می‌شود همدانی‌ها به‌سادگی هر کسی را به حریم خانه خود راه نمی‌دهند؛ اما این احتیاط بی‌ریشه نیست. همدان در دوره‌های گوناگون، حمله‌ها، ناامنی‌ها و فجایع انسانی سنگینی را تجربه کرده است.
در یکی از حملات عثمانی‌ها به همدان که تاریخ دقیق آن در متون شفاهی نیازمند تطبیق است، شمار فراوانی از مردم کشته شدند. روایت‌هایی وجود دارد که در محدوده امامزاده عبدالله و نقاط دیگر، اجساد چنان انباشته شده بود که ارتفاع آن‌ها به چند طبقه می‌رسید. سرمای همدان مانع از گسترش سریع بوی تعفن و آلودگی می‌شد، اما چیزی از عمق فاجعه نمی‌کاست. بر پایه برخی روایت‌ها، از جمعیت حدود 35 هزار نفریِ شهر، تنها نزدیک به پنج هزار نفر باقی ماندند.
برای شناخت دقیق‌ترِ این رویدادها، می‌توان به کتاب‌ها و اسناد گوناگون، از جمله مجموعه‌های مربوط به اسناد ایران در قرون سیزدهم و چهاردهم، و نیز پژوهش‌های مبتنی بر دفترهای عثمانی مراجعه کرد. حمله مغولان و خالی‌شدن برخی نواحی از جمله مریانج و دره مرادبیگ، و سپس جابه‌جایی جمعیت و شکل‌گیری دوباره سکونتگاه‌ها نیز در قوام‌یافتنِ ذهنیت و هویت مردم منطقه اثرگذار بوده است. بنابراین، نگاه مردم به شهر و جهان پیرامونشان تنها از تصمیم‌های مدیران و روایت‌های رسمی برنمی‌خیزد؛ بلکه این نگاه، حاصلِ قرن‌ها تجربه، رنج، سازگاری و حافظه‌ی جمعی است.
شناخت ریشه‌های تاریخی، تفاوت لهجه‌ها، رفتارها و شکل معیشت مردم را شفاف‌تر می‌کند. این جزئیات شاید در نگاه نخست کوچک به نظر برسند، اما در حقیقت، تار و پودِ فرهنگ و تاریخ مردم‌اند. اگر قرار است تحولی در شهر رخ دهد، باید از دریچه فرهنگ و تاریخ مردم به آن نگریست. به تعبیر دکتر داریوش رحمانیان، آنچه نیاز داریم «مردم‌نامه» است، نه صرفاً «شاهنامه». باید مردم، اندیشه‌ها، فضاهای زیستی و خاطره‌های آنان را دید، نه آنکه همه‌چیز را با دستورالعمل‌های اداری تغییر داد.
تغییر نام محلات، کوچه‌ها و خیابان‌ها نمونه‌ی بارزِ شکاف میانِ تصمیم‌های اداری و حافظه‌ی جمعی است. ممکن است نامِ یک معبر تغییر یابد، اما مردم همچنان از نامِ قدیمی استفاده می‌کنند؛ زیرا آن نام، ریشه در پیشینه، وجه‌تسمیه و پیوندهای عاطفی آنان دارد. نمی‌توان تاریخِ خوابیده در ذهن مردم را با یک تابلو یا مصوبه پاک کرد.
همدان سرشار از مسجدها، محلات و بناهایی است که هرکدام در طول تاریخ، نام‌های گوناگونی داشته‌اند. بسیاری از مردمِ امروز، شاید نام این مکان‌ها را شنیده باشند، اما از اهمیت تاریخی، روایت‌های پیرامون و دگرگونی‌هایی که از سر گذرانده‌اند، آگاهی دقیقی ندارند.
شخصیت‌هایی چون آیت‌الله بنی‌صدر، آیت‌الله انصاری، ظهیرالدوله و دیگر چهره‌های محلی و تاریخی نیز باید از منظر مردم و تجربه‌ی زیسته‌ی آنان شناخته شوند. «مردم‌مداری» در اینجا یعنی شهر را تنها با نگاه رسمی، اداری و از بالا به پایین نبینیم؛ بلکه تاریخ را از نگاه کسانی بخوانیم که نسل‌ها در این کوچه‌ها زیسته‌اند.
محلات همدان در گذشته، افزون بر نقش اجتماعی، از نظر اقتصادی نیز دارای تقسیم کار بودند. در یک محدوده کارگاه‌های فرش‌بافی فعالیت می‌کردند، در نقطه‌ای دیگر چوب‌بری رواج داشت و میدان‌ها نیز کارکردهای مستقل و ویژه‌ی خود را داشتند. این سازمان‌یافتگی اقتصادی، بخشی از ساختار محله‌محور شهر بود و نشان می‌دهد که زندگی شهری بر مدار نیازها، مهارت‌ها و پیوندهای محلی می‌چرخید.
نادیده‌گرفتن این پیشینه، این تصور نادرست را ایجاد می‌کند که همدان پیش از دوره‌های جدید، فاقد نظم شهری، معبر و ساختار توسعه بوده است؛ در حالی که اسناد خلاف این را ثابت می‌کنند. برای نمونه، در سال 1263 خورشیدی و در روزگار ناصرالدین‌شاه، نخستین خیابان از محدوده شورین تا فلکه چپرخانه، با نام «خیابان ناصری» احداث شد. بنا بر گزارش‌ها، پنج هزار نفر در یک روز برای ایجاد و سنگ‌فرش‌کردن این معبر با قلوه‌سنگ‌های محلی مشارکت کردند؛ محدوده‌ای که بعدها با نام‌هایی دیگر، از جمله «خیابان سرهنگ»، شناخته شد.
وقتی این روایت‌ها بازگو نشوند، نسل جدید گمان می‌کند که همدان در گذشته تهی از پیشینه بوده و تمامی تحولات شهری ناگهان در دوران معاصر آغاز شده است؛ حال آنکه بخش بزرگی از میراث شهر، از اوقاف و خیابان‌ها گرفته تا مسجدها و شخصیت‌های تاریخی، به‌تدریج از حافظه عمومی زدوده شده است.
برای بسیاری از مردم، شاید ناشناخته باشد که آیت‌الله سیدمحمد طباطبایی، از رهبران مشروطه، ریشه‌ای همدانی داشته است. همچنین از سیدمحمدحسن طباطبایی، پسرعموی او، و نقش خاندان طباطبایی در همدان کمتر سخن گفته شده است؛ به‌ویژه روایت‌هایی که از تدبیرِ این روحانی در تأمین گندم و یاری‌رسانی به نانوایی‌ها در مقاطع دشوار حکایت دارد. حتی در دوره‌هایی، نمایندگان همدان در مجلس حضور داشتند و جریان‌های فکری و سیاسی گوناگون، از جمله گروه‌هایی با گرایش سوسیال‌دموکرات، در فضای اجتماعی شهر فعال بودند؛ فضایی که گاه با تهدید و شب‌نامه همراه می‌شد.
همه این رخدادها در تاریخ همدان ثبت شده است؛ اما پرسش اصلی این است که ما تا چه اندازه از آن‌ها آگاهیم و چه میزان از این میراث را به نسل‌های بعدی منتقل کرده‌ایم؟
معمولاً درباره چمن‌ها، بازار، مساجد و دیگر عناصر همدان قدیم توصیفات فراوانی شنیده‌ایم. اما اگر از توصیفِ این اجزا عبور کنیم، منطقِ اصلیِ سازمان‌دهنده‌ی شهر تاریخی همدان چه بوده است؟ چه نسبتی میان فضای شهر، اقتصاد، روابط اجتماعی و شیوه‌ی زندگی مردم وجود داشته است؟
عراقچیان:
در تجربه‌های جدید حکمرانی شهری، به‌ویژه پس از بحران‌ها و جنگ‌های اخیر، بیش از پیش روشن شده که اداره‌ شهر نباید صرفاً از بالا و با فرمان‌های اداری انجام شود، بلکه باید «از پایین به بالا» و بر پایه‌ی ظرفیت‌های واقعیِ اجتماع شکل بگیرد. در این میان، محله نقشی بنیادین دارد. برخلاف بسیاری از شهرهای جدید مانند پرند که عمدتاً بر اساس الگوهای مدرن و بدون شکل‌گیریِ هویت محله‌ای ساخته شده‌اند، همدان از دیرباز واجد ساختاری بوده که محله‌ها در آن به‌طور طبیعی از امکانات روزمره، روابط اجتماعی و سازوکارهای مدیریتی برخوردار بودند.
در محلات اصیل همدان، به‌ویژه در بافت مرکزی که تا حدود سال 1335 و اندکی فراتر از آن وجود داشت، سازوکارهای درونیِ اداره‌ محله به‌خوبی شکل گرفته بود. وجود «بزرگِ محله»، باعث می‌شد امور اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی از درونِ خودِ بافت سامان یابد. به بیان دیگر، همدان سال‌ها پیش از آنکه نظریه‌های جدید شهرسازی بر مشارکتِ محلی و مدیریت از پایین تأکید کنند، در عمل این الگو را زیسته بود.
از منظر کالبدی نیز، ساختار محلات بر مبنای امنیت، اقلیم و زیستِ روزمره طراحی شده بود. بن‌بست‌ها، دالان‌ها، درهای داخلی و مسیرهای کنترل‌شده، صرفاً عناصر معماری نبودند؛ بلکه نشان می‌دادند محله برای مواجهه با تهدیدهای بیرونی، ازجمله هجوم نظامی، راهزنی و ناامنی، به‌گونه‌ای طراحی شده که عبور اسب‌سوار یا ورود ناگهانی بیگانه را دشوار سازد. حتی ساختار درونیِ خانه‌ها به‌نحوی بود که ارتباط همسایگان در شرایط اضطراری ازجمله کمبود آذوقه یا بارش‌های سنگین زمستانی، ممکن و عملی باشد.
در این منطق شهری، خانه‌ها و محلات فقط محل سکونت نبودند؛ بلکه شبکه‌ای برای تأمین متقابلِ معیشت، امنیت و بقا محسوب می‌شدند. همین تجربه‌ تاریخیِ زیستِ جمعی، موجب شده بود که همدان از حیث ساختار اجتماعی و امنیتی، چنان پیچیده و کارآمد باشد که حتی پژوهشگران اروپایی نیز به مطالعه‌ آن علاقه‌مند شوند.
در همین چارچوب، تجربه‌ طراحی دانشگاه بوعلی‌سینا با همکاری مهندس نادر اردلان و شرکت ژرژ کاندلیس، بسیار معنادار است. در این پروژه، با پژوهش و مطالعه‌ دقیق بافت تاریخیِ بازار و محلات همدان، از منطق فضاییِ آن‌ها در معماری دانشگاه الهام گرفته شد. سازمان‌دهی فضاها، راهروها و گنبدها، بازتابی از ساختار بازار و محلاتِ کهنِ همدان است؛ این نشان می‌دهد که هویتِ محله‌ای، حتی در طراحی‌های مدرن نیز می‌تواند منبع الهام باشد.
از سوی دیگر، بسیاری از معماران و شهرسازانِ امروزیِ اروپا نیز در پی احیای «الگوی محله» هستند؛ الگویی که همدان و برخی شهرهای ایرانی، به‌صورت تاریخی آن را در اختیار داشته‌اند. این نکته بسیار حائز اهمیت است که ما گاه چیزی را «مدرن» می‌پنداریم که در واقع در تاریخِ خودمان از پیش وجود داشته و امروز دیگران در پی بازسازیِ آن هستند. همدان از این نظر، فقط یک شهر تاریخی نیست؛ بلکه آزمایشگاهی زنده از شهرسازیِ بومی، امنیت اجتماعی، هم‌زیستیِ محلی و مدیریت از پایین است.

ادامه دارد...

ارسال نظر

سوال: رنگ برگ‌ها؟ Sabz

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار