نعمت فهم و درک خیرخواهیها
انسانها در زندگی فردی و اجتماعی در مواجهه با انواع خیرخواهیها به گروههای متفاوتی تقسیم میشوند؛ گروهی مشتاق فهم، درک و دریافت خوبیهایی هستند که با پذیرش آنها راهی احسن وجه میشوند؛ اینگونه اشخاص ایستایی نداشته و همواره تحول مثبت را معنابخش زندگی خود میدانند. یک گروه هم به قول معروف در برخورد با خیرخواهیها منفعل بوده و پندها را از گوشی میگیرند و از گوش دیگر بیرون میکنند. اینان تا آخر عمر در خود میمانند و در جوانی، میانسالی و بزرگسالی خیزی ندارند؛ درواقع به ثمن بخس عمر میفروشند. گروه سوم که اسفلالسافلینی هستند، نسبت به خیرخواهیها با اراده و اختیار به مقابله برخاسته و عناد با خوبیها آنان را به جایگاهی پستتر از چهارپایان سوق میدهد.
البته خیرخواهیها و ابراز و مطالبه آنها ممکن است در لایهها و شکلهای مختلف بروز و ظهور داشته باشند؛ بعضاً ممکن است ظاهر و قالب آنها دچار اشکال باشد، اما افراد حتی نسبتاً آگاه از دلسوزیها، بطن مطلب را گرفته و برای بهرهوری و بزرگتر کردن خود، آنها را بهکار میبندند و نقطه پست و سیاه آن، آموختن ادب از بیادبان است.
خیرخواهان برای انسانها به اعتباری دیگر به دو بخش تقسیم میشوند؛ بخش نخست کسانی که در نیت و روش خیرخواهی آنان هیچگونه خلل و اشتباهی راه ندارد مانند پیامبران، ائمه معصومین علیهماالسلام و در رأس آنان خداوند که خالق هستی است، بخش دوم پدران، مادران، علما، معلمان و مصلحان اجتماعی که گذشته از نیت خوب و دلسوزی آنان، ممکن است در اصل مطلب یا روش، دچار اشتباهاتی هم باشند.
آنچه مبرهن است این بوده که بهرهمندی از خیرخواهی نعمتی است که توفیق و لیاقت میخواهد؛ خداوند از باب خیرخواهی مطلق، مثلاً روزه گرفتن را برای ما قرار داده و صریحاً فرموده صوم را برای شما قرار دادم، باشد که تقوا پیشه کنید. این مورد و امثال آن نوعی خیرخواهی است که تعبیهکننده دنبال هیچگونه سود و تحمیل زیانی نیست.
در درجه بعدی اعاظمی همچون حسینابنعلی علیهالسلام هستند که خود را برای سعادت ما در حوزه اندیشه، عمل، دنیا و آخرت، فدا میکنند؛ در جایگاههای پایینتر پدران، مادران، علما و مصلحان اجتماعی هستند که آنان هم در این راستا چنین حالتی دارند.
چه خوب است در این چند روز باقیمانده از عمر بیش از گذشته به اندیشیدن بها دهیم و از سر سفره الهی فلسفه حیات را درو کرده و پذیرای خیرخواهیهای پروردگار باشیم؛ قبول بفرمایید قاطبه ما در اموری غوطهور شدهایم که همچون کف روی آب در آیندهای نهچندان دور محو میشوند و دستهای خالی باقی میمانند که باید پاسخگو باشیم.