وقتی فرش همدان دیگر تولید نمیشود؛ روایت یک زنجیره فروپاشیده
سپهرغرب، گروه فرهنگی- شهره کرمی: طراح باسابقه فرش همدان، گفت: فرش همدان که روزگاری نهچندان دور یکی از شاخصترین جلوههای هنر ایرانی بهشمار میرفت، نهتنها تولید آن متوقف شده، بلکه قربانی گسست در زنجیرهای شده که روزگاری تولید، طراحی، رنگرزی، بازار و هویت فرهنگی را به یکدیگر پیوند میداد. زنجیرهای که بدون احیای آن، سخن گفتن از طراحی نو یا رونق دوباره، بیمعناست.
روزنامه سپهرغرب در همین چارچوب، گفتوگویی تفصیلی با محمود گیلانی، طراح نقشه فرش همدان انجام داده؛ هنرمندی که متولد سال 1336 است و سالهاست در این عرصه فعالیت دارد و بخش مهمی از تحولات، فراز و فرودها و عقبنشینیهای فرش همدان را از نزدیک لمس کرده است.
او در این گفتوگو با نگاهی برآمده از سالها تجربه، به ریشههای کمرنگشدن جایگاه فرش همدان میپردازد و از چالشهایی مانند ضعف در مدیریت زنجیره تولید، کمتوجهی به روایتسازی و فاصله گرفتن از تجربههای موفق سایر استانها سخن میگوید؛ نکاتی که به باور او، بازنگری در آنها میتواند مسیر احیای این میراث ارزشمند را هموار کند. شرح این دیدگاهها را در ادامه میخوانید:
محمود گیلانی در ابتدای این گفتوگو با اشاره به تنوع صنایع دستی استان همدان گفت: صنایع دستی همدان فقط به فرش محدود نمیشود، بلکه شاخههای متعددی مثل چرمدوزی، سفال، منجوقدوزی، سرمهدوزی، عروسکسازی، گلیمبافی و دیگر رشتهها را شامل میشود. معمولاً در نمایشگاهها از فعالان این حوزه دعوت میشود، اما متأسفانه در اجرا ضعیف عمل میکنیم.
وی با انتقاد از نحوه برگزاری برخی نمایشگاههای صنایع دستی افزود: در نمایشگاهی که اخیراً برگزار شد، صنایع غذایی بیشتر از صنایع دستی، خودنمایی میکرد؛ حبوبات، زیتون، آشپزی یا نانپزی. اینها هرچند ارزشمند هستند، اما صنایع دستی محسوب نمیشوند و اصل موضوع را به حاشیه میبرند.
*صنایع دستی باید «زنده» نمایش داده شود
این طراح فرش با تأکید بر لزوم نمایش زنده فرآیند تولید ادامه داد: اگر قرار است سفال معرفی شود، باید سفالگر را همانجا بیاورند تا مردم ببینند، لمس کنند و بفهمند این اثر با چه زحمتی ساخته میشود. یا در حوزه چرم، معرق و منبت چوب، باید کارگاههای کوچک و نمادین در محل نمایشگاه ایجاد شود تا ابزار، فرآیند و هنرِ دست هنرمند به نمایش درآید.
*کیفیت کافی نیست؛ ارائه حرفهای مهم است
گیلانی در پاسخ به این پرسش که دیدهشدن صنایع دستی بیشتر به کیفیت مربوط است یا مدیریت معرفی؟ توضیح داد: بدون تردید کیفیت شرط نخست است، اما کافی نیست. صنایع دستی باکیفیت باید در یک چارچوب منظم، شکیل و حرفهای ارائه شود. وقتی یک اثر در بستهبندی مناسب، قاب زیبا و با هویت مشخص عرضه میشود، ارزش آن چند برابر در ذهن مخاطب بالا میرود.
وی تأکید کرد: هر فرش، سفال یا اثر چوبی یک داستان از هنرمند، منطقه، فرهنگ و تاریخ دارد. اگر این روایت بهدرستی منتقل نشود، محصول دیده نمیشود. امروز استانهایی موفقتر هستند که علاوه بر تولید، روی ویژند، بستهبندی و روایتسازی سرمایهگذاری کردهاند.
این هنرمند همدانی گفت: فرش همدان سالهاست دچار رکود و نوعی «مردگی» در بازار شده و آن را میتوان در موزهها یافت، نه بهخاطر ضعف اصالت یا هنر، بلکه بهدلیل ضعف در معرفی. فرش همدان باید بهعنوان یک هدیه فرهنگی، یک اثر هنری با داستان، شناسنامه، بستهبندی شکیل و ویژند مشخص عرضه شود؛ نه صرفاً یک کالا.
گیلانی در ادامه این گفتوگو با انتقاد صریح از عملکرد مدیریت حوزه فرش میگوید: بارها در مصاحبهها، عرض کردهام که متأسفانه مسئولان در این حوزه واقعاً ضعیف عمل کردهاند. در گذشته هر شهر را با فرشش میشناختند؛ فرش مشهد متعلق به مشهد بود، اراک چند نوع فرش مشخص داشت؛ شهباز، مدنی، ساروق. سنقر کلیایی خود دارای نقشه بود و حتی «نگارخاتون» که متعلق به مناطق نزدیک ملایر و زیرمجموعه همدان بود.
*حذف کامل نقوش و هویت بومی
به گفته وی، امروز بسیاری از این نقوش بهکلی از چرخه تولید حذف شدهاند. الآن شما نه فرش نگارخاتون پیدا میکنید و نه فرش کبودراهنگی؛ چون اصلاً تولید نمیشوند. من خودم نقشههای اصیل همدان را دارم؛ نقشههایی مثل حاجخانمی، شاخه گل و بلبل و شاهعباسی اما هیچکدام دیگر در همدان بافته نمیشوند.
*مسئولان، نخستین مقصران حذف فرش همدان
وی، نخستین دلیل نابودی فرش همدان را ضعف مدیریتی میداند و تصریح میکند: نهایت کاری که مسئولان انجام دادند، درست کردن اتاق و سالن نمایشگاهی بوده. وقتی نمایشگاه تخصصی و بینالمللی فرش در همدان برگزار میشود، حتی یک فرش همدان یا سایر شهرستانها را در آن پیدا نمیکنید.
*نمایشگاههایی بدون هویت بومی
وی ادامه میدهد: غرفهداران این نمایشگاهها، از شهرهای دیگر مثل تبریز، قم، کاشان و مشهد هستند و فرش شهر خودشان را میفروشند. بعضی از بازاریهای همدان هم، فرش شهرهای دیگر را میخرند و در نمایشگاه عرضه میکنند. اما فرشی به نام همدان وجود ندارد که عرضه شود.
این طراح فرش با مقایسه وضعیت همدان با دیگر شهرهای کشور گفت: اگر نمایشگاههای قم را ببینید، ابتدا مشترک با تبریز بود، اما امروز کاملاً مستقل شده و اجازه ورود فرش شهرهای دیگر را نمیدهد. تبریز و مشهد هم همینطور. در تهران هم که نمایشگاه بینالمللی است و همه کشورها و شهرها در آن شرکت میکنند اما همدان غرفهای ندارد. همدان هیچ نمایشگاه اختصاصی فرش ندارد، چون اساساً تولیدی وجود ندارد.
گیلانی افزود: اگر امروز هم فعالیتی در همدان دیده میشود، بیشتر بهخاطر بیمه است. برخی فقط تابلوفرشهای تبریزی میبافند تا بیمهشان قطع نشود. این را نمیشود تولید واقعی فرش همدان دانست.
وی با اشاره به گذشته میگوید: زمانی در همدان افراد دلسوز و متولی وجود داشتند؛ مثل حاجآقا رضوان یا حاجآقا متین. اینها بافنده را استخدام میکردند، حقوق میدادند و امنیت شغلی ایجاد میکردند. بافنده با دلگرمی از خواب بیدار میشد، میدانست کارش مشتری دارد و دستمزدش بهموقع پرداخت میشود.
*تولید مستمر و حرفهای در خانهها
به گفته این طراح فرش، در آن دوران تولید کاملاً منظم بود؛ دو نفرخانم در یک خانه مینشستند و یک فرش 6 متری را در پنج تا 6 ماه تحویل میدادند، یا یک زرعنیم را در 45 روز میبافتند. دار را بلافاصله دوباره چلهکشی میکردند. رنگرزی، پرداخت و تمامی مراحل کار بهصورت اصولی انجام میشد و بافنده میدانست حاصل زحمتش دیده میشود.
*از بین رفتن زنجیره تولید؛ ضربه سنگین به قالی همدان
گیلانی در بخش دیگری از این گفتوگو عنوان کرد: کار قالی از آن کارهایی است که اگر یکی از پایههایش نباشد، کل کار تعطیل میشود؛ اگر نقشه نباشد، اگر ارزشگذاری نشود یا مواد اولیه موجود نباشد، اصلاً نمیتوان فرشی بافت.
وی تصریح میکند: قالی هویتمحور است؛ اگر پایههایش آسیب ببیند، رونقاش هم از بین میرود. زمانی قالی همدان از نظر کیفیت، زبانزد بود و حتی کارآفرینیِ آن هم سطح بالایی داشت.
این طراح فرش با اشاره به تعطیلی واحدهای تولیدی بزرگ همدان میگوید: در خود همدان دو سه کارخانه پشمریسی بزرگ مثل کارخانه الوند فعالیت میکردند که همگی تعطیل شدند. در حالی که در قم، کارخانههایی مثل امجدی هنوز فعالاند و زنجیره تولید را زنده نگه داشتهاند. در قم حتی خامه و مواد اولیه با هویت مشخص عرضه میشود، اما در همدان این پیوستگی از بین رفته است.
گیلانی ادامه میدهد: همدان امروز حتی رنگرز ندارد. کارگاهها یکییکی تعطیل شدهاند. دیگر کارگاه رنگرزی نیست، همه به مغازه آبنبات و آجیلفروشی تبدیل شدهاند. در کاروانسرای رضا دیگر رنگرزی انجام نمیشود. حتی مغازههای خامهفروشی هم به لباسفروشی، لوازم خانگی یا فرش ماشینی تغییر شغل دادهاند و از آن هویت قدیمی فقط اسم مانده است.
وی با اشاره به ضعف تشکلهای صنفی میافزاید: زمانی یک راسته کامل فعال بود؛ افراد دستگاه قالی و ابزار میساختند، نخ میریسیدند، پود و چله آماده میکردند. خیابان شریعتی در حوالی اداره برق سابق یک مجموعه نخریسی زنده وجود داشت. امروز همه اینها جمع شده، وقتی این زنجیره از بین برود، طبیعی است که بافندهای هم باقی نمیماند.
این هنرمند با تأکید بر حفظ ریشههای تاریخی اظهار کرد: درست است که صنایع دستی باید طراحی بهروز داشته باشند و با سبک زندگی مردم سازگار شوند، اما این تغییر زمانی معنا دارد که اصل تولید سرپا باشد. وقتی فرش همدان دیگر تولید نمیشود، نمیتوان فقط از طراحی جدید حرف زد.
گیلانی تصریح کرد: من به جای آنکه سبک فرش همدان را تغییر دهم، سبک فرش اراک را تغییر دادم و در کشور رتبه سوم را کسب کردم. در حالی که طراحان ماهری در شهرهایی همچون تبریز وجود دارند اما متأسفانه در همدان من تنها فعال این حوزه هستم.
وی با اشاره به اینکه کسی نیز امروز بهدنبال یادگیری این حرفه نیست افزود: من این هنر را از پدرم آموختم. او استادانی همچون استاد میرزا شهاب کوثری، میرزا اسحاق ایرانپور را داشته و افراد زیادی را نیز تعلیم داده است.
وی با بیان اینکه در گذشته آقای سماعی، رئیس مدرسه هنرهای تجسمی همدان هر ساله تعدادی از هنرآموزان را میفرستاد تا این هنر را از من بیاموزند، ادامه داد: این افراد حدود 50 ساعت آموزش میدیدند و من همه تجهیزات مثل رنگ، قلم و دیگر موارد را رایگان در اختیارشان قرار دادم اما آنها بهدلیل عدم کسب درآمد از آن، این کار را نمیپسندیدند در حالی که این حرفه نیاز به عشق دارد.
این طراح نقشه فرش همدانی در پایان گفت: من هماکنون با سنقر کلیایی، ساوه و تهران نیز کار میکنم و دیگر شهرها همچون کرمانشاه و سنندج نیز فعالاند اما در همدان حتی یک نفر بهدنبال تعمیر نقشه قدیمی فرش خود نیست.
* فرش همدان؛ میراثی که با گسست زنجیره تولید کمرنگ شد
در پایان باید گفت، آنچه از مجموع سخنان محمود گیلانی، طراح نقشه فرش همدان، برمیآید این است که چالشهای امروز این هنر ـ صنعت ریشهدار، صرفاً به کیفیت بافت یا توانمندی بافندگان بازنمیگردد. فرش همدان، بهگفته او، قربانی گسست در زنجیرهای شده که روزگاری تولید، طراحی، رنگرزی، بازار و هویت فرهنگی را به یکدیگر پیوند میداد. زنجیرهای که با تضعیف هر یک از حلقههای آن، کلیت این میراث ارزشمند را با مخاطره مواجه کرده است.
در روایت گیلانی، مسئله اصلی فقدان نگاه یکپارچه و سیاستگذاری منسجم است؛ نگاهی که بتواند فرش همدان را نه صرفاً بهعنوان کالایی مصرفی، بلکه بهمثابه یک سرمایه فرهنگی و اقتصادی تعریف کند.
این گفتوگو همچنین بر ضرورت بازنگری در شیوههای معرفی صنایع دستی تأکید دارد؛ از نحوه حضور در نمایشگاهها و رویدادها گرفته تا نقش رسانهها و نهادهای متولی در شکلدهی به تصویر ذهنی مخاطب. تجربه استانهای موفق کشور نشان میدهد که تلفیق اصالت، مدیریت حرفهای و روایتسازی هوشمندانه میتواند مسیر تازهای برای احیا و توسعه بگشاید.
اکنون فرش همدان بیش از هر زمان دیگر، نیازمند توجهی فراتر از شعار و مقطعینگری است؛ توجهی که اگر با همافزایی هنرمندان، مدیران و سیاستگذاران همراه شود، میتواند این هنر دیرینه را بار دیگر به جایگاه شایستهاش بازگرداند