باید از اغراق و تعارفها تبری جوئیم
فرهنگ گفتاری و رفتاری که در جوامع مختلف بعضاً قابل پالایش و خالصسازی است، درصورت غفلت در اقدام، هزینههایی گرچه نامحسوس را بر آحاد و بخشهای مختلف جامعه، تحمیل میکند؛ یکی از این مؤلفهها، تعارفهای متعدد و گزارههای اغراقآمیزی بوده که بعید است من و شما هم بهنوعی، دچار آنها نشده باشیم و این درحالی است که تحقیقاً اگر از زبان ما کلامی صادر شود، غیرِ دلی و یا کسی را با جنبهای نمایشی با لفظی مانند قربان شما و امثال آن خطاب کنیم، به نوعی دروغ محسوب شده و قهراً دارای بار منفی قلبی و اجتماعی است که تکرار، جمع و فشردگی آن، نوعی نفاق پنهان را به مخاطبین متبادر کرده و ارزش اصل چنین مواردی را بهشدت در جامعه تقلیل میدهد، تا جایی که برای باور صداقتهای حداقلی در گویندگان، باید بهنوعی به یقین صدق در کلام و بیان چنین گزارههایی رسید.
شاید برای برخی از مخاطبین خندهدار باشد که بگوییم استمرار چنین تعارفها و اغراقها در وضع اقتصادی و معیشت ما هم اگرچه زیرپوستی، اما قطعاً و بهتدریج، آثار خود را نشان داده است و گاهی ما برای تبرئه یا خوب و بزرگ جلوه دادن کسی یا کالایی، چنان اغراق میکنیم که زمینههای انحراف در قضاوت و انتخابها را فراهم میکنیم و با این کنش و شیوه غلط، زمینههای ظلم و گرفتاری دیگران را هم فراهم و تقویت میکنیم. همین بلیههای گفتاری و رفتاری در حوزههای مدیران و کارشناسان بخشهای مختلف رسمی هم لطمههای چشمگیری به ما زده است؛ برای مثال اگر مسئولی در یک بخش فعالیت مفیدی درباره موضوعی انجام داده باشد، اما در بخشهای متعدد و بزرگی دچار کوتاهیهای فاحش شده باشد، چنان آن کار مفید را بهطور افراطی آب و تاب میدهیم که فرد مورد نظر بهنوعی دچار توهم میشود و با اینکه هنوز در انجام وظایف سطح پایین به درجه خوبی نرسیده، احساس میکند که لایق جایگاههای بسی فراتر است!
ناگفته نماند که در تضعیف و یا تخریب افراد و حتی کالاها هم دچار چنین معضلی هستیم و به قول برخی قضایا و افراد را صفر یا صدی میبینیم و نه صفر تا صدی؛ درحالی که عقل، ایمان و تقوا حکم میکند که جانب اندازه و انصاف را درباره هرکس یا هرچیزی حتی در مورد دشمنان، رعایت کنیم و بهتر است بدانیم احساسی و اغراقآمیز برخورد کردن با مسائل، بیشتر به اندیشهای کودکانه ماند که جایگاهی در بین رشدیافتگان و عقلا، ندارد.
برای مثال در همین حوادث تلخ اینروزها، با دیدن دهها اغتشاشگر و یا تحریکشده که درصد ناچیزی نسبت به کل جمعیت هستند، بهراحتی میگوییم که همه مردم در این جریان شرکت دارند؛ البته شمار معترضان زیاد است و عده بسیاری به وضع اقتصادی اعتراض دارند، اما بدون شک تعداد اغتشاشگران کم بوده و اگر هریک از ما بخواهیم بهطور منطقی گفتار و رفتار داشته باشیم، باید تعارفات و اغراقها را کنار گذاشته و به جانب اعتدال توأم با صداقت مشی کنیم، انشاءالله.