اصلاحات اقتصادی با شفافیت و تدبیر؛ مسیر بازسازی اعتماد و آرامش جامعه
سپهرغرب، گروه - زهره پوروهابی :
اگرچه این روند تا 20 دیماه ادامه یافت و با گسترش آن دشمن با قساوت تمام موجب شهادت تعدادی از مردم و نیروهای امنیتی و انتظامی شد، اما با افتادن نقاب از چهره خونریز عوامل داخلی صهیونیسم، مردم معترضی که خواستههای بهحقی داشتند، صف خود را از قاتلان مردم ایران جدا کردند و در برابر آنها ایستادند.
اگرچه فضای جامعه اکنون آرام شده و التهاب فروکش کرده است، اما باید به این نکته توجه کرد که مطالبه مردم برای داشتن زندگی بهتر و ثبات اقتصادی و اجتماعی، بهحق است. اگرچه توسط قداران روزگار ربوده شد و در این عرصه نیز مانند حوزههای اقتصادی و فرهنگی، مورد ظلم آمریکا و اسرائیل قرار گرفت؛ اما نمیتوان از آن چشمپوشی کرد و سیاستگذاران و مسئولان باید با نگاهی واقعبینانه، کوتاهیها را پذیرفته و در مسیر اصلاح واقعی رویکردها و برنامهها گام بردارند.
وقتی مردم ببینند فاصله طبقاتی امروز که عدهای دائم درحال مالاندوزی از راه رانتخواری و عدهای به کمکماهیانه اندک دولت محتاج هستند (برخلاف آرمانهای اسلام و انقلاب اسلامی) کمتر شده و مسئولان صادقانه و شفاف با مردم سخن میگویند، قطعاً اعتمادشان بیشتر شده و سرمایه اجتماعی کشور افزایش مییابد؛ سرمایهای که از هر چاه نفتی برای ایران، مهمتر است.
با این رویکرد و با هدف بررسی الزامات اجتماعی اصلاحات در جامعه بهویژه اصلاحات اقتصادی، گفتوگویی با دکتر علیرضا شریفییزدی، جامعهشناس و روانشناس اجتماعی ترتیب دادیم که در ادامه میخوانید:
این جامعهشناس و روانشناس اجتماعی با تأکید بر ضرورت اصلاحات اقتصادی، معتقد است که اجرای این اصلاحات بدون ملاحظه ابعاد اجتماعی، میتواند پیامدهای پُرهزینهای برای جامعه به همراه داشته باشد.
به گفته علیرضا شریفی یزدی، اصولاً اصلاحات اقتصادی اگر بدون درنظر گرفتن شرایط اجتماعی، بدون توجه به ظرفیت و توان پذیرش جامعه و بدون محاسبه فشاری که طی سالیان طولانی بر مردم انباشته شده انجام شود، معمولاً به هیجانهای اجتماعی، ناآرامیها و بروز خشم عمومی منجر خواهد شد؛ خشمی که در ادامه میتواند به پرخاش و حتی خشونت اجتماعی تبدیل شود.
وی تأکید کرد: بااینحال، اگر این دولت و یا هر دولت دیگری قصد اصلاحات اقتصادی دارد که اساساً هم چارهای جز انجام آن نیست، باید بداند که عدم اجرای اصلاحات اقتصادی در کشور، به تداوم پدیدههایی همچون رانت، اختلاس، سوء استفاده از اموال بیتالمال و هدررفت منابع مالی منجر خواهد شد؛ به بیان دیگر هزینه «انجام ندادن» اصلاحات، بهمراتب سنگینتر از هزینههای مدیریتشده اجرای آن است.
این روانشناس اجتماعی با بیان اینکه ضرورت اصلاحات اقتصادی موضوعی غیر قابل انکار است، گفت: بسیاری از مشکلات، بحرانها و آسیبهایی که امروز جامعه ما با آن مواجه است، محصول ترس نسلهای پیشین از ورود به عرصه اصلاحات اقتصادی است؛ اصلاحات باید انجام شود، اما مسئله اصلی، شیوه و قالب اجرای آنها است.
شریفی یزدی «تدریجی بودن» را نخستین اصل اصلاحات اقتصادی دانست و برای توضیح این موضوع، به تجربه اخیر دولت در حوزه قیمت بنزین اشاره کرد.
به گفته وی، اگرچه همه میدانند قیمت بنزین با واقعیت اقتصادی فاصله دارد، اما افزایش قیمت آن از سه هزار تومان به پنج هزار تومان، ضمن حفظ سهمیه یکهزار و 500 تومانی و درنظر گرفتن تمهیداتی مانند امکان عدم ذخیرهسازی سهمیه، شوک جدی به جامعه وارد نکرد و واکنش اجتماعی گستردهای به دنبال نداشت.
این جامعهشناس و روانشناس اجتماعی در ادامه این تجربه را با افزایش ناگهانی قیمت بنزین از یکهزار تومان به سه هزار تومان در دولت آقای روحانی مقایسه کرد؛ تصمیمی که بدون اقناع اجتماعی و بدون ملاحظات روانی گرفته شد و درنهایت به ناآرامیهای گسترده خیابانی در سالهای 96 انجامید؛ رخدادهایی که همچنان در حافظه جمعی جامعه باقی مانده است.
به اعتقاد شریفی یزدی، این مقایسه بهروشنی نشان میدهد که اصلاحات اقتصادی اگر قرار است به بحران اجتماعی منجر نشوند، ناگزیر باید بهصورت تدریجی اجرا شوند.
وی دومین اصل مهم اصلاحات اقتصادی را توجه جدی به ابعاد اجتماعی و پیامدهای آن دانست و تأکید کرد: اصلاحات اقتصادی صرفاً یک تصمیم فنی یا عددی نیست، بلکه فرآیندی عمیقاً اجتماعی است که بدون درک شرایط روانی جامعه و بدون مدیریت پیامدهای اجتماعی، میتواند به نتایجی کاملاً معکوس منجر شود.
شریفی یزدی با تأکید بر پیامدهای اجتماعی اصلاحات اقتصادی، گفت: دهکهای پایین جامعه که آسیبپذیرترین اقشار هستند، بیش از دیگران در معرض فشار ناشی از این اصلاحات قرار میگیرند و به همین دلیل باید از پیش حداقلهای لازم جهت یک زندگی آبرومند برای آنان، تعریف و تضمین شود.
به گفته وی، اصلاحات اقتصادی در کوتاهمدت بهطور طبیعی منجر به تورم میشود و این پدیده نه عجیب است و نه غیر منتظره؛ چراکه اصلاح تدریجی یک اقتصاد بیمار ناگزیر با فشارهای تورمی همراه خواهد بود.
این روانشناس اجتماعی تأکید کرد: نکته اساسی این است که دهکهای پایین جامعه حتماً باید دیده شوند؛ چه از طریق پرداخت یارانه، چه از طریق کالابرگ و چه با تضمین تأمین کالاهای اساسی در بازار.
به اعتقاد وی، چنین سیاستهایی میتواند به ایجاد تعادل در عرضه و تقاضا کمک و حداقلهای معیشتی لازم برای اقشار کمدرآمد را فراهم کند.
شریفی یزدی یکی دیگر از الزامات موفقیت اصلاحات اقتصادی را آمادهسازی افکار عمومی برشمرد و گفت: لازم است پیش از اجرای اصلاحات، ازنظر تبلیغاتی و اطلاعرسانی، ذهن مردم آماده شود؛ باید برای جامعه توضیح داد که چرا این اصلاحات ضرورت دارد و دولت چگونه قصد دارد پیامدهای آن را مدیریت کند.
وی در ادامه افزود: از منظر روانی نیز باید به مردم احساس امنیت داده و مفهوم تورم انتظاری به زبان ساده برای آنان تشریح شود؛ اینکه دولت با چه سازوکارهایی میخواهد آثار تورم را جبران کند.
این جامعهشناس و روانشناس اجتماعی در ادامه ضمن تأکید بر لزوم حرکت عالمانه در ایجاد اصلاحات اقتصادی، هشدار داد: درصورت پرداخت منابع مالی به مردم، این اقدام نباید بهگونهای باشد که پول بهطور ناگهانی وارد بازار شده و خود به عاملی برای افزایش یکباره تقاضا و تشدید تورم تبدیل شود.
به گفتهی وی، اصلاحات اقتصادی تنها درصورتی موفق خواهد بود که در یک مسیر حسابشده و تدریجی حرکت کند.
این کارشناس مسائل اجتماعی با تأکید بر نقش دولت در آغاز اصلاحات، تصریح کرد: اصلاحات اقتصادی در گام نخست باید از خود دولت شروع شود؛ دولت بهعنوان مجری اصلاحات باید ابتدا به سراغ ساختارهای درونی خود برود.
شریفی یزدی در ادامه افزود: تشکیلات گسترده و پُرهزینهای که تحت عنوان دولت در ابعاد مختلف زندگی مردم گسترش یافته، باید کوچکتر، چابکتر و کارآمدتر شود؛ حذف بخشهای زائد میتواند به آزادسازی منابعی منجر شود که امروز صرف هزینههای غیر ضروری میشوند و با حذف آنها امکان تزریق هدفمند این اعتبارها به جامعه فراهم میشود.
شریفی یزدی اصلاح ساختار بودجه را یکی از مهمترین محورهای این فرآیند دانست و ابراز کرد: بودجهریزی در کشور ما چندان علمی نیست و در کنار آن، بودجههای ناکارآمد همچنان تداوم دارند؛ تعداد زیادی دستگاه، سازمان و مؤسسه وجود دارند که بودجههای کلان و بعضاً غیر منطقی دریافت میکنند، درحالی که کارآیی مشخصی ندارند و دولت نیز تاکنون نتوانسته راه حلی جدی برای ساماندهی آنها ارائه دهد که این وضعیت باید اصلاح شود.
به اعتقاد این روانشناس اجتماعی، اصلاحات اقتصادی ابعاد متعددی دارد؛ بخشی از آن به اقدامات عملی اقتصادی مربوط میشود، بخشی به شرایط روانی جامعه، بخشی به سبک مدیریت دولت در اجرای اصلاحات و بخشی دیگر به چابکسازی دولت و کوچکتر شدن ابعاد آن.
وی تأکید کرد: دولت باید فضا را برای فعالیت جامعه و بهویژه بخش خصوصی، باز و در حوزههایی که نیازی به دخالت مستقیم دولت نیست، از ورود پرهیز کند و اجازه دهد خود مردم متولی امور شوند.
به گفته این جامعهشناس و روانشناس اجتماعی، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که بسیاری از خدمات پس از واگذاری به بخش خصوصی، با هزینه کمتر و کارآمدی بیشتر ارائه شدهاند.
شریفی یزدی در ادامه به یکی از چالشهای جدی اصلاحات اقتصادی اشاره کرد و گفت: یکی از مسائلی که میتواند تعامل مردم با اصلاحات اقتصادی دولت را دشوار کند، بیاعتمادی نسبت به سیاستهای جبرانی است؛ اگر مردم این سیاستها را منصفانه یا قابل اتکا ندانند و احساس کنند دولت صادقانه عمل نمیکند، حتی اصلاحات درست نیز با مقاومت اجتماعی مواجه خواهد شد.
به گفتهی وی، ریشه این بیاعتمادی به نحوه تعامل دولتمردان با مردم در چهار دهه گذشته بازمیگردد و به مسئلهای بنیادینتر بهنام «سرمایهی اجتماعی» مربوط میشود.
شریفی یزدی با اشاره به اینکه سرمایه اجتماعی در کشور کاهش یافته، تصریح کرد: سرمایه اجتماعی سه مؤلفه اصلی دارد؛ اعتماد عمومی به ارکان حاکمیتی، شفافیت دولت و حاکمیت و مشارکت مردم و هر سه این مؤلفهها در جامعه امروز ما بهشدت تضعیف شدهاند.
این روانشناس اجتماعی با اشاره به کاهش شدید سرمایه اجتماعی در جامعه، ریشه اصلی این بحران را در تضعیف اعتماد عمومی دانست و تأکید کرد: بخش زیادی از کاهش سرمایه اجتماعی به این واقعیت برمیگردد که مردم دیگر نمیپذیرند و اعتماد نمیکنند و این بیاعتمادی تصادفی یا بدون دلیل نیست.
وی افزود: مردم سالها است در معرض وعدههای عملینشده، گرانیهای پیدرپی و تناقض میان گفتار و رفتار مسئولان قرار گرفتهاند؛ واعظانِ بیعمل زیادی دیده شدهاند و سرمایه اجتماعی از بین رفته است.
این روانشناس اجتماعی با اشاره به نمونههایی از تجربههای جمعی جامعه، گفت: برای مثال، زمانی اعلام شد که نرخ ارز هرگز از عدد مشخصی بالاتر نخواهد رفت، اما چندسال بعد همان جامعه شاهد جهش چند دهبرابری قیمت ارز بود؛ وقتی مردم چنین تجربهای دارند، چگونه میتوان از آنها انتظار داشت امروز به وعدههای جدید اعتماد کنند و بپذیرند که اصلاحات بدون هزینه برای آنها انجام میشود؟ یا در مواردی، مردم میبینند افرادی که در جایگاههای مدیریتی بودهاند، بعدها با ابهامات و اتفاقاتی مواجه میشوند، اما پیگیری شفاف و روشنی صورت نمیگیرد؛ اینها برای جامعه سؤال ایجاد میکند. اعتماد مردم بهصورت سلبی از بین رفته و نمیتوان آنان را مؤاخذه کرد که چرا اعتماد نمیکنید؟
وی با ترسیم مسیر بازسازی اعتماد اجتماعی، تأکید کرد: اگر قرار است این وضعیت اصلاح شود، گام نخست این بوده که دولت با مردم صادقانه و شفاف رفتار کند، البته به مردم حق داده شود که اعتماد نکنند، چون هربار اعتماد کردهاند، آسیب دیدهاند؛ اگر دولت واقعاً با نیت دلسوزانه اقدامی انجام دهد و مردم این صداقت را در عمل ببینند، اعتماد بهتدریج بازسازی خواهد شد.
شریفی یزدی در ادامه به نقش رسانهها در این شرایط اشاره کرد و گفت: در همه دنیا رسانه و روزنامهنگاری رکن چهارم مردمسالاری محسوب میشود؛ رسانه باید رخدادها را آنگونه که هست، آنهم با زبان ساده، علمی و قابل فهم، برای عموم مردم منعکس کند.
وی افزود: رسانهها میتوانند سطح آگاهی مردم را در حوزه اقتصاد، سیاست، تحلیل اجتماعی و سواد رسانهای افزایش دهند؛ صحبت مستقیم صاحبان قدرت معمولاً اثرگذار نیست، اما وقتی رسانه تحلیل درست ارائه میدهد، میتواند بهتدریج فرهنگسازی و اعتماد ایجاد کند.
این روانشناس اجتماعی به وظایف مردم در شرایط کنونی اشاره کرد و گفت: نخست اینکه مردم در حوزه مصرف دقت بیشتری داشته باشند و از خرید کالاهای غیر ضروری، پرهیز کنند تا فشار تقاضا کاهش یابد؛ دوم اینکه اقشار متمول و صاحبان سرمایه، بیشازپیش به فکر اقشار آسیبپذیر باشند و همدلی اجتماعی تقویت شود.
وی در پایان سخنانش تأکید کرد: مردم باید قدرت تحلیل خود را بالا ببرند و تحت تأثیر اخبار جعلی و جهتدار قرار نگیرند و درنهایت، صبوری داشته باشند تا در فضایی آرام، امکان انجام اصلاحات سنگین اقتصادی فراهم شود و کشور بتواند مسیر خود را باثبات، طی کند.