«اتصال مقاصد»، کلید موفقیت گردشگری غرب کشور
غرب کشور با تنوع کمنظیر میراث فرهنگی، تاریخی، طبیعی و آیینی، واجد همه مؤلفههای لازم برای تبدیل شدن به یک «محور یکپارچه گردشگری» است. محوری که از همدان آغاز میشود، از کرمانشاه میگذرد و به کردستان، لرستان و ایلام میرسد؛ آنچه تاکنون این ظرفیت را بالفعل نکرده، نه کمبود جاذبه، بلکه فقدان هماهنگی راهبردی میان استانها و تعریف پروژههای مکمل بوده است.
در چنین شرایطی، برگزاری رویدادهای تخصصی و هدفمند میتواند بهعنوان حلقه اتصال این استانها عمل کند؛ رویدادهایی که نه صرفاً یک اتفاق محلی، بلکه بخشی از یک پازل بزرگتر در مسیر شکلگیری «کریدور گردشگری غرب ایران» باشند. نمونهای از این رویکرد، برنامهریزی استان کردستان برای برگزاری نخستین فنتور تخصصی گردشگری موسیقی در کشور است؛ رویدادی که ظرفیت آن میتواند فراتر از مرزهای این استان باشد.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کردستان با اشاره به این برنامه، اعلام کرده است که در اردیبهشتماه یا خردادماه 1405، یک فنتور انحصاری در حوزه موسیقی برگزار خواهد شد؛ فنتوری که در آن فعالان گردشگری کشور به کردستان دعوت میشوند تا طی چند روز، از کارگاههای سازسازی بهویژه در سنندج بهعنوان قطب ساخت ساز در ایران، بازدید کرده و همزمان در رویدادهای موسیقی مرتبط حضور یابند.
به گفته وی، این نخستینبار است که یک فنتور بهصورت کاملاً تخصصی به گردشگری موسیقی اختصاص داده میشود؛ موضوعی که میتواند نقطه شروعی برای تعریف یک زنجیره گردشگری فرهنگی-موسیقایی در غرب کشور باشد. زنجیرهای که اگر با برنامهریزی مشترک استانهایی مانند همدان، کرمانشاه و لرستان همراه شود، قادر است هر استان را بهعنوان یک «ایستگاه مکمل» در این مسیر معرفی کند؛ از تاریخ و تمدن همدان گرفته تا آیینها و موسیقی مقامی کرمانشاه، سازسازی و موسیقی کردی در کردستان و میراث آیینی لرستان.
قطعاً موفقیت چنین رویدادهایی، در گرو عبور از نگاه جزیرهای و حرکت به سمت تقویم مشترک رویدادها، بستههای ترکیبی سفر و روایت واحد از هویت گردشگری غرب کشور است؛ روایتی که میتواند هم به رونق گردشگری استانها منجر شود و هم جایگاه این منطقه را بهعنوان یک محور منسجم و تقویتکننده در نقشه گردشگری ایران، تثبیت کند.
حال با توجه به اهمیت موضوع مذکور، درخصوص چگونگی تحقق آن با سیدفرخ میرشاهزاده، کارشناس صنعت گردشگری، گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
این کارشناس حوزه گردشگری اتصال مقاصد را یکی از جذابترین و درعینحال مغفولماندهترین موضوعات در مدیریت گردشگری دانست و تأکید کرد: تحقق این امر نیازمند نگاهی تعاملی و فراتر از رویکردهای جزیرهای میان مراکز دارای جاذبه گردشگری است.
* تجربه جهانی؛ از تعریف مسیر تا خلق محصول گردشگری
سیدفرخ میرشاهزاده با اشاره به تجربه کشورهای مختلف در این حوزه، گفت: کشورهای مختلف با ایجاد تعامل میان مقاصد گردشگری، مسیرهای هدف سفر خود را تعریف کردهاند. شاخصترین و مطرحترین نمونه، الگوی مثلث طلایی هند است که سه شهر را در قالب یک محصول منسجم به یکدیگر متصل و آن را بهعنوان یک جاذبه شاخص برای بستههای سفر معرفی میکند.
وی افزود: در ایران نیز مقدمات چنین الگویی طراحی شد و ما مثلث طلایی سفر ایران را با محوریت شهرهای یزد، اصفهان و شیراز داشتیم؛ اما متأسفانه این طرح به غایت و نتیجهای که باید میرسید، نرسید.
* درک جایگاه مقاصد، حلقه مفقوده برنامهریزی
این کارشناس حوزه گردشگری شرط موفقیت چنین طرحهایی را درک متقابل مقاصد دانست و تصریح کرد: برای خلق یک محصول مشترک، مقاصد باید ارتباط معنادار با یکدیگر داشته باشند و جایگاه همدیگر را در ارزشآفرینی محصول، بهدرستی درک کنند؛ متأسفانه در برنامهریزیها اغلب نگاه تکبُعدی وجود دارد و هر منطقه تلاش میکند منافع را صرفاً به سمت خود سوق دهد.
به گفته میرشاهزاده، تشکیل یک کارگروه مشترک یا هسته تعاملی بین مقاصد میتواند این چالش را برطرف کند و به نتایج مثبتی منجر شود.
* جاذبههای فراوان غرب کشور، فراتر از رویدادمحوری
وی با تأکید بر ظرفیتهای کمنظیر غرب کشور، گفت: غرب کشور آنقدر جاذبههای متنوع و عمدتاً ناشناخته دارد که حتی بدون اتکا به رویدادمحوری نیز میتوان محصول گردشگری قابل ارائه تعریف کرد؛ البته رویدادها میتوانند به معرفی بهتر محصول کمک کنند، اما شرط لازم برای مقصدسازی نیستند.
میرشاهزاده افزود: تمرکز صرف بر جاذبهها، در کنار تعامل میان استانهای غربی کشور، میتواند به خلق و ارائه یک محصول گردشگری مؤثر منجر شود؛ مشروط به آنکه یک کارگروه مشترک برای جمعبندی و تصمیمسازی شکل بگیرد.
* مسیرهای مشترک و منافع مشترک
این کارشناس گردشگری با اشاره به پیوستگی جغرافیایی استانهای غربی، خاطرنشان کرد: در ابتدای کار ممکن است چالشهایی وجود داشته باشد و هر استان بخواهد بر حوزه خود تمرکز کند، اما درواقع این مناطق به هم گره خوردهاند و قابل تفکیک نیستند؛ مسیرهای دسترسی مشترک است، ترددها یکپارچه خواهد بود و همین مسیرها میتوانند بهعنوان مسیرهای زنجیرهای جذاب گردشگری تعریف شوند.
* رویداد پیشتاز و ضرورت مشارکت استانهای همجوار
میرشاهزاده با اشاره به نقش رویدادهای پیشتاز در شکلگیری همکاری منطقهای، گفت: وقتی یک استان پیشتاز میشود و رویدادی را برگزار میکند، منطقیترین و معقولترین اقدام این است که استانهای همجوار مشارکت گسترده در آن رویداد داشته باشند؛ بهگونهای که استان برگزارکننده بهصورت ملموس به این نتیجه برسد که حضور همسایگان برای او ارزشآفرین است.
وی تأکید کرد: بهبارتی ابتدا باید اثبات کنیم و نشان دهیم هدف، منافع مشترک منطقهای است؛ بعد از آن میتوان اتحاد منطقهای را طراحی و محصول مشترک را معرفی کرد. روندی که در تمام دنیا برای افزایش مدت اقامت گردشگران و درآمدزایی مقاصد گردشگری، طی میشود.
* افزایش ماندگاری گردشگر، کلید درآمدزایی مقصد
به گفته این کارشناس گردشگری، هرچه مدت حضور گردشگر در یک مقصد افزایش یابد، درآمدزایی بیشتری برای آن منطقه به همراه خواهد داشت.
میرشاهزاده افزود: برای رسیدن به این هدف، ابتدا باید به نوعی شعور اجتماعی و دانش اقتصادی در حوزه گردشگری دست پیدا کنیم و سپس از این دانش در طراحی محصول گردشگری استفاده بهینه داشته باشیم.
* تبلیغات گردشگری
این کارشناس گردشگری در پاسخ به پرسشی درباره مؤلفههای مؤثر تبلیغات گردشگری گفت: تبلیغات امروز دیگر صرفاً تصویرسازی نیست و باید توجیه منطقی برای مخاطب داشته باشد؛ اینکه فقط تصویری از یک جاذبه خاص منتشر کنیم و بگوییم اینجا جاذبه دارد، کفایت نمیکند.
وی افزود: گردشگر امروز هوشمند است؛ به توان مالی، راحتی، مطلوبیت سفر و ارزش خدماتی که دریافت میکند، توجه دارد؛ بنابراین تمرکز باید بر مدیریت و طراحی محصول متناسب با نیاز مشتری باشد.
* ارزش سفر و کیفیت خدمات؛ دو رکن اساسی
این کارشناس حوزه گردشگری تأکید کرد: مهمترین انتظار گردشگر امروز در وهله نخست، ارزش سفر است؛ یعنی در برابر هزینهای که پرداخت میکند، چه چیزی دریافت میکند و در درجه دوم کیفیت خدمات؛ تا زمانی که این دو رکن بهدرستی تلفیق نشوند، هیچ اقدام تبلیغاتی مؤثری شکل نخواهد گرفت.
وی خاطرنشان کرد: تبلیغات باید جامع باشد؛ یعنی در کنار معرفی مقصد، جاذبههای طول مسیر دسترسی نیز بهعنوان عناصر اثرگذار در محصول گردشگری، معرفی شوند.
*فرهنگ و بوم، کلید معرفی غرب کشور
میرشاهزاده در پایان سخنانش در پاسخ به این پرسش که چه مؤلفههایی میتوانند به معرفی غرب کشور بهعنوان یک مسیر گردشگری کمک کنند؟ گفت: به نظر من، داشتههای فرهنگی و ویژگیهای بومی، مؤثرترین عناصری هستند که در شرایط فعلی میتوانند نقش کلیدی در تبلیغات گردشگری غرب کشور ایفا کنند.
* «مسیرهای ترکیبی»، راهبردی برای تقویت جاذبههای گردشگری غرب کشور
در پایان باید گفت؛ در غرب کشور مشکل اساسی، کمبود جاذبه نیست، بلکه نبودِ «مدیریت واحد» میان نهادهای مسئول است. این شکاف ساختاری طی سالها موجب شده تلاشها در قالب پروژههای پراکنده، باقی بماند و تصویر واحدی از مقصد غرب ایران شکل نگیرد. حالا کارشناسان معتقدند که زمان گذار از نگاه جزیرهای به دیپلماسی منطقهای گردشگری فرا رسیده است؛ نگاهی که شهرهای همدان، کرمانشاه، کردستان، ایلام و لرستان را به حلقههای یک زنجیره واحد تبدیل کند.
به باور تحلیلگران، گردشگری موفق در غرب ایران تنها با تبلیغ مناظر طبیعی تحقق پیدا نمیکند، بلکه نیازمند «محصول سفر» است؛ محصولی با مسیر مشخص، خدمات یکپارچه و روایت اصیل از زیست فرهنگی مردم.
در این میان، رویدادهای فرهنگی و هنری، از آیینهای محلی تا جشنوارههای مختلف، ظرفیتهاییاند که میتوانند به تقویم مشترک منطقهای تبدیل شوند و حضور گردشگران را از دیدن به زیستن، ارتقا دهند.
پیشنهادهای تازه برای تشکیل کارگروه میاناستانی با محوریت همکاری، موضوعی است که برای موفقیت در این حوزه مطرح میشود؛ مدلی که هدفش نه رقابت، بلکه همافزایی در طراحی بستههای ترکیبی سفر است.
چنین همراستایی میتواند مسیر گردشگری غرب ایران را از پروژههای مقطعی و شعاری به راهبردی پایدار و مبتنی بر هویت بومی تبدیل کند. اگر این گفتمان جدید در سیاستگذاری شهری نهادینه شود، غرب ایران شانس آن را دارد که از یک مقصد معمولی، به روایتی زنده و ماندگار از سفر در جغرافیای فرهنگی کشور بدل شود.