جوان، سرچشمه امید و پیشران تمدن
یکی از افتخارات ملت امام حسین علیهالسلام این است که روز میلاد حضرت علیاکبر (ع) را بهعنوان روز جوان تعیین کرده و هرسال بزرگ و کوچک حول محور این شخصیت بزرگ گِرد هم میآیند و جایگاه جوانان را ارج مینهند؛ درواقع این روز فرصتی است تا اهمیت نسل جوان و نقش آن در تاریخ، فرهنگ و آینده کشور بهصورت تحلیلی بازخوانی شود. حضرت علیاکبر، نمونه برجستهای از شجاعت، اخلاق، ایمان و مسئولیتپذیری است؛ ویژگیهایی که نهتنها در میدان دفاع از ارزشهای انسانی و الهی تجلی یافته، بلکه امروز میتواند الگویی برای جوانان ایرانی در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و علمی باشد. این روز یادآور آن است که جوان فراتر از مرحله سنی نمادی از توانمندی انگیزه و نیروی تغییر اجتماعی است و هر پیشرفتی بدون بهرهگیری از ظرفیت او، امکانپذیر نخواهد بود.
از منظر جامعهشناختی، جوانان ایران بهمثابه نیرویی پویا، خلاق و آرمانخواه، در کانون تحولات بالقوه کشور قرار دارند؛ این جمعیت حامل سرمایه انسانی کمنظیری است که اگر بهدرستی شناسایی، توانمندسازی و بهکار گرفته شود، میتواند موتور محرک توسعه اقتصادی، نوآوری فرهنگی و بازسازی سرمایه اجتماعی باشد. جوانان نهتنها مصرفکننده دستاوردها، بلکه تولیدکننده معنا، ارزش و راه حل هستند؛ آنان با ذهنی سیال، دسترسی گسترده به شبکههای دانشی و حساسیت بالا نسبت به عدالت و کارآمدی، ظرفیت شکلدهی به افقهای تازه را دارند.
با این همه، پژوهشهای اجتماعی و تجربه زیسته نسل جوان نشان میدهد که میان توان بالقوه و فرصتهای بالفعل، شکافی معنادار وجود دارد. این شکاف صرفاً اقتصادی نیست، بلکه ابعاد نهادی، فرهنگی و ارتباطی نیز دارد. هنگامی که مسیرهای مشارکت مؤثر محدود، سازوکارهای تصمیمگیری بسته و کانالهای گفتوگوی بین نسلی کماثر میشوند، احساس دیده نشدن و نادیده انگاشته شدن، تقویت میشود. در چنین شرایطی، بخشی از جوانان نقش خود را نه در خلق فرصت، بلکه در انتظار یا مصرف فرصت میبینند. وضعیتی که به فرسایش انگیزه و تضعیف حس عاملیت میانجامد.
پیامدهای تداوم این وضعیت فراتر از نارضایتی فردی است. کاهش اعتماد به نهادها، اُفت مشارکت مدنی، گسست میان سیاستگذاری و نیازهای واقعی جامعه و حتی میل به مهاجرت، همگی نشانههایی از هزینههای اجتماعی نادیده گرفتن این شکاف هستند. مهاجرتِ سرمایه انسانی، تنها خروج نیروی کار ماهر نیست، بلکه از دست دادن شبکههای نوآوری، تجربههای انباشته و انرژی تحولخواهی است که میتوانست در خدمت پیشرفت ملی قرار گیرد. بههمینسان کاهش مشارکت مؤثر، به تضعیف سرمایه اجتماعی و کُند شدن چرخه یادگیری نهادی منجر میشود.
رویکرد عالمانه و خیرخواهانه اقتضا میکند که مسئله جوانان نه با نگاه مقطعی، بلکه با راهبردی پایدار و مشارکتمحور فهم و حل شود. این امر مستلزم گشودن میدانهای واقعی تصمیمسازی، تقویت نهادهای واسط، ارتقای شفافیت، پاسخگویی و سرمایهگذاری هدفمند بر مهارتآموزی، کارآفرینی و نوآوری اجتماعی است. همچنین شنیدن صدای جوانان باید از سطح نمادین فراتر رود و به مشارکت معنادار در طراحی سیاستها بینجامد؛ مشارکتی که در آن تجربه زیسته نسل جوان، منبعی معتبر برای اصلاح رویهها تلقی شود.
درنهایت، تبدیل شکاف خواستهها و امکانها به پُلِ فرصتها، نیازمند اعتماد متقابل و گفتوگوی مستمر است. جامعهای که به جوانان خود میدان میدهد، نهتنها از انرژی آنان بهره میبرد، بلکه آیندهای پایدارتر میسازد؛ آیندهای که در آن امید، کارآمدی و تعلق اجتماعی، همافزا یکدیگر را تقویت میکنند.
برای بهرهگیری از ظرفیتهای جوانان، راهکارهایی باید در قالب سیاستگذاریهای عملی تبیین و اجرا شوند؛ ازجمله موارد مذکور، نخست اینکه ایجاد فرصتهای شغلی واقعی و پایدار باید در دستور کار قرار گیرند. این فرصتها نباید محدود به مشاغل سنتی باشند، بلکه باید زمینههای نوآوری، صنایع دانشبنیان، فناوری اطلاعات، هنر و کشاورزی مدرن نیز درنظر گرفته شوند. جوانان با انگیزه و استعداد بالا درصورتی که بتوانند از دانش و خلاقیت خود در مسیر توسعه کشور استفاده کنند، هم برای خود آیندهای پایدار خواهند ساخت و هم به توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور کمک خواهند کرد.
دوم، آموزش و مهارتآموزی باید فراتر از آموزش نظری و دانشگاهی باشد. آموزشهای فنی، حرفهای و مهارتهای نرم، همراه با آموزشهای فرهنگی و اخلاقی، نسل جوان را برای ایفای نقشهای واقعی در جامعه آماده میکنند؛ این آموزشها باید با نیازهای بازار و تحولات فناوری هماهنگ باشد و به جوانان امکان دهند که توانمندیهای خود را در محیط واقعی محک بزنند و توسعه دهند.
سوم، مشارکت اجتماعی و سیاسی جوانان باید به شکلی واقعی و مؤثر گسترش یابد. حضور آنان در انجمنها، شوراها و نهادهای تصمیمگیر نهتنها حس مسئولیت و تعلق اجتماعی را تقویت، بلکه مسیر شکلدهی به سیاستها و برنامهها را نیز با نگاه نسل جوان، همسو میکند. مشارکت واقعی به معنای شنیدن صدای جوانان و استفاده از خرد و توانایی آنان در تصمیمگیریهای کلان است و نه صرفاً حضور نمادین یا تزئینی.
چهارم، توجه به ابعاد معنوی و اخلاقی جوانان، بخش جداییناپذیر هویتسازی آنان است. الگوسازی از شخصیتهای تاریخی و دینی، همراه با ارائه الگوهای موفقیت اجتماعی در دنیای امروز، میتواند جوانان را به مسیر رشد متعالی و سازنده هدایت کند. این امر علاوهبر تقویت اعتماد به نفس و انگیزه، چارچوبی اخلاقی و معنوی برای فعالیتهای فردی و اجتماعی آنان ایجاد میکند.
درنهایت، ارتباط مستمر و شفاف میان مسئولان و نسل جوان نقش کلیدی در رفع کاستیها و چالشها دارد؛ مسئولان باید با گوش دادن به دغدغهها و نیازهای واقعی جوانان، سیاستها و برنامهها را به گونهای طراحی کنند که نهتنها پاسخگوی مسائل کوتاهمدت، بلکه تقویتکننده نقش آنان در تمدنسازی بلندمدت باشد. تنها در چنین فضایی انرژی، انگیزه و استعداد نسل جوان میتواند به شکل مؤثر و پایدار در خدمت اهداف بلندمدت کشور قرار گیرد.
روز ملی جوان و میلاد حضرت علیاکبر، فرصتی است تا علاوهبر بازخوانی ارزشها و جایگاه تاریخی نسل جوان، راهکارهای عملی برای بهرهگیری از توان آنان در ساخت ایران متعالی، مبتنی بر آموزههای اسلامی و ارزشهای انقلاب اسلامی، ارائه شود. جوان امروز با اعتماد، هدایت درست و فرصتهای واقعی نهتنها میتواند ستونهای تمدن نوین اسلامی را مستحکم کند، بلکه میتواند الگویی برای نسلهای آینده شود و نقش بیبدیلی در شکلدهی هویت جمعی و توسعه پایدار کشور ایفا کند.