روایتگری و طراحی؛ 2 عامل تعیینکننده موفقیت صنایع دستی در بازار
صنایع دستی بیش از آنکه مجموعهای از کالاهای سنتی و تزئینی باشد، حامل روایتهایی زنده از هویت، تاریخ و شیوه زیست مردمان هر سرزمین است؛ بااینحال، واقعیت آن بوده که بخش قابل توجهی از صنایع دستی ایران، با وجود غنای فرهنگی و مهارتهای کمنظیر تولیدکنندگانش، هنوز نتوانسته جایگاه شایستهای در سبد مصرف داخلی و بازارهای بینالمللی پیدا کند. فاصلهای که نه ناشی از ضعف تولید، بلکه نتیجه نادیدهگرفتن مؤلفههایی چون روایتگری، طراحی متناسب با نیاز امروز و فقدان نگاه اقتصادی به این حوزه است.
در شرایطی که جهان امروز فرهنگ را بهعنوان یک ابزار مؤثر در دیپلماسی و توسعه گردشگری بهکار گرفته، صنایع دستی میتواند نقش یک سفیر خاموش اما تأثیرگذار را ایفا کند؛ سفیری که از دل نقشها، رنگها و فرمها، داستان یک منطقه را روایت و مخاطب را به تجربهای فراتر از خرید یک کالا دعوت میکند. با این وجود، بهرهبرداری از این ظرفیت تنها زمانی ممکن است که سیاستگذاریها، نگاه مدیران فرهنگی و روشهای معرفی و عرضه صنایع دستی، مورد بازنگری قرار گیرد.
با توجه به اهمیت موضوع، در این خصوص با مرتضی حاجیآقامیری، رئیس کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران گفتوگو کردیم که در ادامه نتیجه را میخوانید:
رئیس کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران با تأکید بر نقش مهم صنایع دستی در اقتصاد فرهنگی و گردشگری کشور، گفت: صنایع دستی یکی از مهمترین حوزهها در زنجیره گردشگری است، اما باید توجه داشت که تلقیِ «زیرمجموعه بودن صنایع دستی ذیل گردشگری»، یک نگاه نادرست است که متأسفانه در مقطعی از سیاستگذاری کشور شکل گرفت.
مرتضی حاجیآقامیری افزود: صنایع دستی بهویژه در کشوری مانند ایران که ریشهای کهن در فرهنگ و تمدن دارد، دارای هویتی مستقل و ارزشمند است و باید بهصورت جداگانه و تخصصی به آن پرداخته شود؛ البته صنایع دستی و گردشگری بهطور طبیعی در تعامل با یکدیگر هستند و این ارتباط انکارناپذیر است، اما این به معنای ادغام هویتی و مدیریتی آنها نیست.
حاجیآقامیری با اشاره به جایگاه صنایع دستی که زیرمجموعه صنایع فرهنگی کشور است، تصریح کرد: تجربه شخصی و فعالیت چندینساله در این حوزه، همچنین تجربه همکاران نشان میدهد هر زمان که روابط بینالمللی ایران وضعیت مناسبی داشته، صنایع دستی کشور نیز بهعنوان یکی از نمادهای فرهنگی ایران، با استقبال و پذیرش بیشتری در سطح جهانی مواجه شده است. در چنین شرایطی، تمایل ملتهای دیگر برای خرید صنایع دستی ایرانی، افزایش یافته و صادرات این محصولات نیز رشد قابل توجهی داشته است.
وی ادامه داد: به عکس، در دورههایی که روابط خارجی کشور مخدوش بوده، طبیعی است که فرهنگ ایرانی نیز در سطح جهانی با پذیرش کمتری روبهرو شود و این موضوع مستقیماً بر بازار و صادرات صنایع دستی اثر منفی میگذارد.
رئیس کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران تنوع قومیتی و جغرافیایی ایران را یکی از سرمایههای بزرگ این حوزه دانست و گفت: هریک از قومیتهای ایرانی دارای فرهنگ خاص خود هستند و صنایع دستی هر منطقه نماینده آن فرهنگ است؛ در بسیاری از موارد، نقوش و نگارههایی که در صنایع دستی بهکار میرود، حامل نشانهها و نمادهای فرهنگی همان منطقه و قوم است.
وی «روایتگری» را یکی از مؤلفههای کلیدی در توسعه بازار صنایع دستی عنوان کرد و افزود: یکی از اقداماتی که باید بهطور جدی برای توسعه اقتصادی صنایع دستی و گسترش بازار آن، چه در داخل و چه در خارج از کشور انجام دهیم، استفاده از عنصر روایتگری در عرضه محصولات است؛ روایت درست و جذاب از نقوش، پیشینه و هویت آثار فاخر صنایع دستی، میتواند ارزش واقعی آنها را به مخاطب منتقل کند.
حاجیآقامیری خاطرنشان کرد: صنایع دستی بهطور طبیعی جزء اولویتهای اصلی سبد خرید خانوار، بهویژه در شرایط سخت اقتصادی نیست؛ بنابراین خرید آن باید برای مخاطب توجیهپذیر باشد و روایتگری یکی از مؤثرترین ابزارها برای ایجاد این توجیهپذیری است.
وی در ادامه به اهمیت طراحی (دیزاین) در صنایع دستی اشاره کرد و گفت: مسئله طراحی یکی از موضوعات بسیار مهم است که نهتنها در صنایع دستی، بلکه در بسیاری از حوزههای دیگر نیز اهمیت دارد. باید بدانیم صنایع دستی امروز را با چه نوع طراحی عرضه کنیم؛ طراحیای که ریشههای گذشته را حفظ کرده و حتی تقویت و درعینحال با سبک زندگی امروز نیز ارتباط برقرار کند.
رئیس کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران با ذکر مثالی، افزود: سوزندوزیهای بلوچستان ازنظر ارزش فرهنگی و هنری بسیار فاخر و کمنظیر هستند، اما بهدلیل عدم تطابق با طراحی و نیازهای امروز، کمتر در حوزههایی مانند پوشاک و مد مورد استفاده قرار میگیرند و درنتیجه، به جایگاه واقعی خود دست نمییابند.
وی تأکید کرد: یکی از مهمترین اقداماتی که باید در حوزه صنایع دستی انجام شود، بهروزرسانی هوشمندانه طراحیها با حفظ اصالت فرهنگی است تا این آثار بتوانند در زندگی امروز مردم حضور مؤثرتری داشته باشند و سهم واقعی خود را در اقتصاد فرهنگی و صادرات کشور، ایفا کنند.
رئیس کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران با تأکید بر ضرورت خلق صنایع دستی متناسب با نیازهای امروز، گفت: باید صنایع دستی را با توجه به طراحی روز و درعینحال با حفظ ریشههای تاریخی و فرهنگی آن، تولید کنیم؛ بهگونهای که از طریق ارتباطات بین حوزهای این آثار بتوانند در بسترهای جدید مورد استفاده قرار گیرند و به سبک زندگی مردم راه پیدا کنند.
وی در پاسخ به این سؤال که امروزه در برخی دستگاههای دولتی و اجلاسها شاهد هستیم که برای تقدیر یا ارائه یادگاری مجموعهای از صنایع دستی با طراحی و قاببندی خاص تهیه و ارائه میشود؛ در این میان برخی شهرها توانستهاند جایگاه مناسبی در این بستهها پیدا کنند، اما متأسفانه شهری مانند همدان با وجود آنکه عنوان «شهر جهانی سفال» را دارد و از ظرفیتها و توانمندیهای گستردهای برخوردار است، هنوز نتوانسته حتی در سطح ملی در چنین بستههای طراحیشدهای جای بگیرد، نظر شما چیست؟ تصریح کرد: این مسئله متأسفانه در بسیاری از نقاط کشور مشاهده میشود و یکی از دلایل اصلی آن این است که ما به «کاربردیسازی صنایع دستی» بهدرستی فکر نکردهایم؛ امروز میبینیم که حتی در برخی مجامع رسمی، مسئولان ترجیح میدهند هدایایی مانند پاوربانک یا فلش USB ارائه دهند، زیرا تصور میشود این اقلام کاربردیتر هستند، درحالی که صنایع دستی کمتر مورد توجه قرار میگیرد و تصور میشود ممکن است برای مخاطب کارآیی نداشته باشند.
این مقام مسئول ادامه داد: این درحالی است که در استان همدان و بهویژه در حوزه سفال و سفالگری، صنایع دستی ازجمله رشتههایی است که بیش از دیگر موارد کاربردی شده و میتواند بهراحتی در زندگی روزمره افراد مورد استفاده قرار گیرد؛ به باور من، ارزش و جایگاه صنایع دستی هنوز بهدرستی در ذهن تصمیمگیران و مدیران این حوزه نهادینه نشده و متأسفانه در سطحی پایینتر از آنچه شایسته است، دیده میشود. درنتیجه، تصور میکنند که میتوانند هدایایی بهتر از صنایع دستی ارائه دهند.
رئیس کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران با تأکید بر نقش صنایع دستی بهعنوان سفیر فرهنگی استانها، گفت: درحالی که در استانی مانند همدان، هیچ هدیهای بهتر از صنایع دستی وجود ندارد؛ چراکه این آثار میتوانند بهعنوان سفیران فرهنگی عمل و هویت، تاریخ و فرهنگ منطقه را به مخاطب منتقل کنند.
وی بار دیگر نقش روایتگری را در اصلاح این نگاه کلیدی دانست و افزود: روایتگری میتواند کمک کند تا این نگرش در میان مدیران و مخاطبان شکل بگیرد که استفاده از صنایع دستی به معنای صدور فرهنگ یک منطقه به بیرون از استان و حتی خارج از کشور است. فردی که در خارج از استان یا خارج از کشور از یک اثر صنایع دستی استفاده میکند، درواقع با فرهنگ آن منطقه ارتباط برقرار کرده و همین ارتباط میتواند انگیزهای برای سفر و بازگشت او به آن استان باشد.
حاجیآقامیری خاطرنشان کرد: این چرخه رفتوبرگشت و تعامل فرهنگی میتواند به رونق اقتصادی استانهایی مانند همدان و البته سایر استانها، کمک کند؛ بنابراین لازم است نگاه ما به صنایع دستی تغییر کند و بهجای یک کالای تزئینی صرف، آن را بهعنوان یک رسانه و سفیر فرهنگی حامل روایت، تاریخ و هویت هر منطقه، ببینیم.
وی در ادامه تأکید کرد: برای پذیرش بهتر صنایع دستی در چنین فضاهایی، مسئله طراحی همچنان اهمیت زیادی دارد. در این مسیر، مجموعهای از اقدامات و ارتباطات منسجم باید شکل بگیرد؛ ازجمله تعامل میان هنرمندان و تولیدکنندگان صنایع دستی با فعالان حوزه روایتگری تا روایتها بهصورت مدون استخراج و ارائه شوند و بتوان براساس آنها فرآیند بازاریابی و بازارسازی را آغاز کرد. این روایتها هستند که ارزشافزوده واقعی صنایع دستی را شکل میدهند و مسیر توسعه بازار آن را هموار میکنند.
رئیس کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران با اشاره به جایگاه صنایع دستی در آیینها و مراسم رسمی، گفت: بهترین هدیهای که میتوان در مراسم مختلف از آن استفاده کرد، صنایع دستی هر استان است؛ این موضوع اگرچه در سطح استانی اهمیت ویژهای دارد، اما برای راهیابی به سطح ملی نیز باید بهدرستی مورد توجه قرار گیرد.
وی در پاسخ به این پرسش که صنایع دستی یک استان ازجمله همدان چگونه میتواند در بستههای هدیه ملی جایگاه پیدا کند؟ توضیح داد: برای حضور مؤثر در سطح ملی، صنایع دستی باید بهروز، کارآمد و متناسب با نیازهای امروز طراحی شوند؛ البته زمانی که این نگاه در سطح استانی نهادینه شود، قطعاً در سطح ملی نیز میتواند نقش خود را ایفا کند.
حاجیآقامیری با تأکید دوباره بر اهمیت طراحی، افزود: بهروزرسانی صنایع دستی همان مسئله طراحی است که پیشتر نیز به آن اشاره کردم؛ در برخی رشتههای صنایع دستی، تکنیکهای ارزشمند گذشته با همان قالبهای قدیمی، دیگر در سبک زندگی امروز جایی ندارند و به همین دلیل فراگیر نمیشوند؛ اما با تغییر هوشمندانه طراحی، میتوان این آثار را بهگونهای ارائه کرد که در زندگی روزمره افراد جای باز کنند و درنتیجه، به سطح ملی برسند.
وی برای تبیین این موضوع مثالی مطرح کرد و گفت: در گذشته ابزارها و اشیای متعددی مانند میز، صندلی، تختهنرد و انواع ظروف با حجم بالای خاتمکاری تولید میشد. امروزه این حجم از خاتمکاری ممکن است چندان در سبک زندگی مردم جای نداشته باشد، اما اگر یک میز با طراحی مدرن، ساده و امروزی تولید شود که تنها یک ردیف یا رگه ظریف از خاتمکاری در آن بهکار رفته باشد، ارزش آن اثر چندینبرابر میشود و درعینحال، شأن و جایگاه هنر خاتمکاری نیز ارتقا پیدا میکند.
رئیس کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران تصریح کرد: طراحی بهروز یکی از مؤثرترین عوامل در فراگیر شدن صنایع دستی در کشور است؛ بااینحال باید تأکید کرد که هر نوآوری و هر بهروزرسانی در طراحی، باید ریشههای تاریخی و فرهنگی صنایع دستی را مستحکمتر کند و بههیچوجه باعث تضعیف اصالت آن نشود.
وی در پایان سخنان خود گفت: چنین رویکردی ضروری است، چراکه صنایع دستی ایران باید بتواند مسیر رشد خود را از سطح استانی به سطح ملی و از آنجا به سطح بینالمللی طی کند و جایگاه شایسته و تاریخیاش را بازیابد.
* صنایع دستی؛ از کالای تزئینی تا هدیه رسمی دیپلماسی فرهنگی
حال باید گفت؛ آنچه از دل این گفتوگو و بررسی وضعیت صنایع دستی ایران برمیآید، فراتر از یک مسئله بخشی یا صنفی است. صنایع دستی امروز در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگر به بازتعریف جایگاه خود نیاز دارد. جایگاهی که نهتنها در نمایشگاهها و ویترینها، بلکه در سبک زندگی، دیپلماسی فرهنگی و اقتصاد خلاق معنا پیدا میکند. بیتوجهی به روایتگری و طراحی متناسب با زیست امروز، این حوزه را به تولیدی کماثر و کمکارکرد تقلیل داده است، درحالی که هر اثر صنایع دستی میتواند حامل پیامی فرهنگی و ابزاری مؤثر برای معرفی هویت مناطق کشور باشد.
در این میان، استفاده هدفمند از صنایع دستی بهعنوان هدایای رسمی ادارات، نهادهای دولتی و اجلاسها و رویدادهای ملی و بینالمللی، میتواند گامی عملی در مسیر بازگرداندن این حوزه به متن سیاستگذاری و بازار باشد. هدایایی که فراتر از اشیای تشریفاتی، روایتگر فرهنگ، هنر و سبک زیست ایرانی هستند و میتوانند نقش سفیران خاموش فرهنگی را ایفا کنند.
اگر صنایع دستی قرار است از حاشیه حمایتهای مقطعی خارج شوند و به جایگاهی پایدار دست یابند، ناگزیر باید از نگاه تزئینی عبور و به آنها بهعنوان رسانهای فرهنگی و اقتصادی نگاه کرد. تحقق این مسیر، نیازمند همافزایی میان تولیدکنندگان، مدیران فرهنگی و نهادهای تصمیمساز است؛ مسیری که در آن روایت، طراحی و شناخت بازار، سه ضلع اصلی احیای صنایع دستی ایران را شکل میدهند.