پژوهشِ «مکانمحور»؛ راه نجات شهرها از «شهرفروشی» و توسعه نامتوازن
سپهرغرب، گروه شهر- شهره کرمی: استاد دانشگاه بوعلی سینا با تأکید بر لزوم خروج از پژوهشهای کلی و تکبعدی، معیارهای یک مطالعه اثربخش را برشمرد و گفت: پژوهش باید با واقعیتهای هر منطقه منطبق باشد، اولویتهای واقعی شهر را هدف بگیرد، مشارکت مردم را جلب و از شهرفروشی جلوگیری کند. شهر یک موجود زنده است و با تحقیق مکانمحور میتوان راهکارهای واقعی ارائه داد.
با این حال، در بسیاری از شهرها ازجمله همدان، هنوز فاصله معناداری میان حوزه مدیریت شهری و مراکز علمی وجود دارد. ظرفیت گسترده دانشگاهها، پایاننامهها و تحقیقات علمی کمتر به چرخه تصمیمگیری راه پیدا میکند و گاه مطالعات به جای نقش راهبردی، صرفاً به یک ابزار توجیهی یا تشریفاتی تقلیل مییابد. این وضعیت، ضرورت بازاندیشی در نگاه به پژوهش و بازتعریف نقش دانشگاه در اداره شهر را بیش از پیش آشکار میکند.
در همین راستا، برای بررسی ابعاد و اهمیت نقش پژوهش در مدیریت شهری، با عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
*پژوهش؛ محور اصلی تصمیمگیری در مدیریت شهری
دکتر حسن سجادزاده، در پاسخ به این پرسش که پژوهش در مدیریت شهری باید بر چه حوزههایی متمرکز باشد؟ گفت: در کشورهایی که تصمیمگیریهای شهری بر مبنای دانش و شواهد انجام میشود، مطالعات علمی نقش اصلی و محوری را در تمام برنامهها و سیاستها ایفا میکند. در چنین نظامهایی، از مقیاس مدیریت شهری محلی گرفته تا سطح منطقهای، شهری و حتی کلان در وزارتخانهها، پژوهش پایه و اساس تصمیمسازی است.
او افزود: به بیان دیگر، در همه برنامههای توسعه شهری و پروژههای عمرانی، از آغاز تا پایان، کار تحقیقاتی باید نقش جدی داشته باشد و برنامههای پژوهشی بهعنوان بخشی جداییناپذیر از فرآیند مدیریت شهری طراحی و اجرا شوند.
*اثر واقعی پژوهش در مدیریت شهری
این عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا تصریح کرد: اثر واقعی مطالعات زمانی خود را نشان میدهد که مبتنی بر واقعیتهای علمی باشد. متأسفانه ما با دو نوع بررسی مواجهیم؛ نخست اینکه گاهی صرفاً بهصورت ظاهری انجام میشود تا یک تصمیم از پیشتعیینشده را توجیه کند. این نوع غالباً در تحقیقات مدیریتی و هدایتشده اتفاق میافتد و اثر واقعی ندارد.
سجادزاده ادامه داد: در مقابل، پژوهشهای علممحور و دانشبنیان که امروزه در جهان پایه مدیریت شهری نوین محسوب میشوند، تصمیمگیریها را بر اساس واقعیتها شکل میدهند. در این دیدگاه، مطالعه و تحلیل شرایط بومی، محلی و منطقهای میتواند راهکارهایی واقعی و مؤثر ارائه دهد.
*مدیریت شهری دانشبنیان؛ مسیر جهانی توسعه شهرها
وی با تأکید بر غلبه رویکرد دانشبنیان در مدیریت شهری جهان امروز گفت: امروزه مدیریت شهری دانشبنیان حرف نخست را در دنیا میزند. تمامی مباحث شهری، از اقتصاد و اجتماع گرفته تا فرهنگ و محیطزیست، باید با محوریت دانش و پژوهش پیش برود. در چنین شرایطی، اثر تحقیقات بهروشنی در ارتقای کیفیت زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهروندان قابل مشاهده است.
*پژوهش؛ عامل صرفهجویی در هزینه و زمان
او یکی از مهمترین دستاوردهای مطالعات کاربردی را جلوگیری از اتلاف منابع برشمرد و افزود: تحقیق به نحو مؤثری دو عامل کلیدی، یعنی هزینه و زمان، را مدیریت میکند. یک بررسی علمی مانع هدررفت منابع مالی شده، پروژهها را ساختاریافته میکند و از اتلاف وقت پیشگیری مینماید. این موضوع بهویژه در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی اهمیت مضاعفی دارد.
*معیارهای یک پژوهش واقعبینانه و مردممحور
این استاد دانشگاه در ادامه به معیارهای تشخیص یک مطالعه واقعبینانه اشاره کرد و گفت: اگر بخواهم بهطور خلاصه بگویم، میتوان این معیارها را در چند محور اصلی دستهبندی کرد. اولین و مهمترین معیار، میزان انطباق آن تحقیق با واقعیتهای موجود در همان مکان، شهر و منطقه است.
دکتر سجادزاده توضیح داد: بسیاری از مطالعات کلی و عمومی هستند و قابلیت تعمیم به هر محیطی را دارند، در حالی که ما بیش از هر چیز به تحقیقات مکانمحور نیاز داریم. برای مثال، الگوی ترافیکی همدان با شهری مانند کرمانشاه متفاوت است؛ بنابراین، مطالعه در حوزه ترافیک باید دقیقاً متناسب با ساختار، نیازها و واقعیتهای همان منطقه انجام شود.
*تطابق پژوهش با اولویتهای واقعی هر شهر
وی افزود: دومین معیار مهم، انطباق مطالعه با نیازها و اولویتهای واقعی است. اولویتهای توسعه میتواند متفاوت باشد؛ ممکن است در یک شهر، ترافیک مسئله اصلی باشد و در شهری دیگر، مسکن. بنابراین، شناخت دقیق مسائل، نیازها و اولویتهای خاص، شرط اساسی اثربخش بودن پژوهش در مدیریت شهری است.
*کارایی و اثربخشی؛ معیار سوم سنجش پژوهشهای شهری
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: معیار سوم برای ارزیابی مطالعات شهری، میزان کارایی و اثربخشی آنهاست. باید دید این بررسیها واقعاً توانستهاند در مسیر درست بهکار گرفته شوند یا خیر؟ متأسفانه بخش عمدهای از کارهای انجام شده، هرگز وارد مرحله اجرا نمیشود و صرفاً در قالب اسناد و گزارشها در کتابخانهها و مراکز اداری باقی میماند.
سجادزاده با انتقاد از نگاه ابزاری به پژوهش افزود: در بسیاری موارد، تحقیق صرفاً برای توجیه انجام میشود، نه برای هدایت تصمیمگیری. در حالی که کار علمی زمانی معنا پیدا میکند که بهصورت واقعی انجام شود و آثار اجرایی آن در عمل قابل مشاهده باشد.
*توجه به پیامدها؛ معیار چهارم اثرگذاری پژوهش
وی معیار چهارم را توجه به پیامدهای تحقیقات دانست و اظهار کرد: برای سنجش میزان اثرگذاری آنها، باید به نتایجشان توجه کنیم؛ اینکه کار انجام شده چه نتایج مثبتی در حوزههای مختلف به همراه داشته است. از جمله اینکه تا چه اندازه باعث کاهش هزینهها و صرفهجویی در زمان شده و مهمتر از همه، چه نقشی در افزایش مشارکت مردم در مدیریت شهری ایفا کرده است.
*غیبت شهروندان در بسیاری از پژوهشهای شهری
این عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان مطرح کرد: یکی از مشکلات اساسی مطالعات شهری، نادیده گرفتن نقش ساکنان، کاربران، ذینفعان و ذینفوذان است. بسیاری از این تحقیقات بدون مشارکت شهروندان انجام میشود، در حالی که مدیریت شهری بدون حضور مردم عملاً معنا ندارد.
سجادزاده افزود: پژوهشی مؤثر است که بتواند مشارکت شهروندان را تقویت کند و مردم را بهعنوان بازیگران اصلی فرآیند مدیریت شهری به رسمیت بشناسد.
*پژوهش و جلوگیری از شهرفروشی
وی یکی دیگر از شاخصهای اثرگذاری تحقیقات را توان آن در جلوگیری از شهرفروشی دانست و گفت: باید بررسی کنیم این مطالعات تا چه اندازه توانستهاند مانع شهرفروشی شوند و توسعه پایدار اجتماعی و زیستمحیطی را تقویت کنند. همچنین کار علمی انجامشده باید جامعهنگر باشد، چراکه شهر یک موجود زنده با ابعاد پیچیده و چندلایه است.
او خاطرنشان کرد: متأسفانه بسیاری از پژوهشهایی که انجام میشود تکبعدی هستند؛ به یک بعد از شهر توجه میکنند و سایر ابعاد را نادیده میگیرند. در حالی که مدیریت شهری نیازمند نگاه جامع و چندبعدی است.
*هزینه و زمان؛ چالشهای مغفول پژوهش شهری
این استاد دانشگاه در پاسخ به پرسشی درباره هزینه و زمان بررسیها در پروژههای شهری گفت: در بسیاری از پروژههای شهری، ازجمله در خود همدان، شاهد رویکرد آزمون و خطا هستیم؛ چراکه اعتقاد واقعی به نقش تحقیقات وجود ندارد. گاهی میلیاردها تومان برای اجرای یک طرح هزینه میشود، اما همان دستگاه حاضر نیست حتی بخش کوچکی از این بودجه را به مطالعات اختصاص دهد.
*طولانی شدن پروژهها نتیجه نبود پژوهش
سجادزاده ادامه داد: نبود برنامه مطالعاتی و زمانبندی دقیق باعث میشود پروژهها بهشدت طولانی شوند. در برخی موارد، اینقدر اجرای پروژه زمانبر میشود که عملاً اثرگذاری خود را از دست میدهد و حتی به ضد هدف اولیه تبدیل میشود.
*پژوهش؛ پایه توجیه اقتصادی پروژهها
وی با تأکید بر پیوند مستقیم مطالعات و اقتصاد شهری گفت: تحقیق میتواند سناریوهای مختلف، گزینههای جایگزین و تحلیل سود و زیان پروژهها را ارائه دهد و توجیه اقتصادی آنها را مشخص کند. در حالی که بسیاری از پروژههای شهری بدون بررسی و بدون ارزیابی اقتصادی اجرا میشوند.
او افزود: در طرحهای توسعه شهری، گاهی پیشنهادهایی مطرح میشود که هیچ پیوست اقتصادی ندارد. برای نمونه، در موضوع نیمرینگ شهری که این روزها بحث آن مطرح است، سؤال اصلی این است که منابع مالی چنین پروژهای از کجا تأمین خواهد شد؟
*پروژههای بزرگ بدون پیوست پژوهشی
این عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا تصریح کرد: وقتی برای احداث یک زیرگذر در میدان مدرس با کمبود منابع مالی مواجه هستیم، این پرسش جدی مطرح میشود که اجرای پروژهای به طول حدود 13 کیلومتر، با چنین ابعادی، چگونه قرار است تأمین مالی، تملک و اجرا شود؛ در حالی که کوچکترین اشارهای به مطالعات اقتصادی، زمان اجرا و اولویتبندی آن نشده است؟
*خلأ پژوهشی در اسناد بالادستی توسعه شهری
سجادزاده تأکید کرد: تمام این مباحث باید در اسناد ساختاری ـ راهبردی توسعه شهری، یا همان CDS، دیده شود. با این حال، بررسی CDS شهر همدان نشان میدهد که حتی برای چنین پروژه مهمی نیز اشاره جدی و دقیقی صورت نگرفته. این در حالی است که قرار است آینده و مسیر توسعه شهر بر اساس همین اسناد ترسیم شود.
*پژوهش؛ از تزئین تا ضرورت گمشده مدیریت شهری
وی در ادامه گفت: واقعیت این است که در بسیاری موارد، پژوهش فقط بهعنوان یک دکور، تزئین یا بزک در اسناد و تصمیمها مطرح میشود؛ آن هم فقط زمانی که بخواهیم اهداف از پیش تعیینشده را توجیه کنیم. اما در عمل، مدیریت شهری ما نهفقط شهرداری، بلکه مجموعه کامل نهادهای مرتبط، هنوز بهمعنای واقعی کلمه به پژوهش باور ندارد.
*پژوهش؛ غایب همیشگی اولویتهای مدیریت شهری
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان، با جمعبندی مباحث مطرحشده تأکید کرد: واقعیت این است که پژوهش به هیچوجه در اولویتهای مدیریت شهری نبوده و متأسفانه همچنان هم نیست. شواهد و تجربههای موجود نشان میدهد که جای آن در فرآیندهای تصمیمگیری شهری خالی است و کمتر به آن توجه شده است.
*تضاد منافع؛ مانعی پنهان در مسیر پژوهش
سجادزاده در ادامه گفت: تنها نکتهای که میتوانم بر آن تأکید کنم این است که تا زمانی که مدیریت شهری به ضرورت مطالعه و تحقیقات باور نداشته باشد، یا گاه بهدلیل وجود تضاد منافع، شفافیتی در این حوزه ایجاد نشود، نمیتوان انتظار تغییر جدی داشت.
وی اذعان کرد: گاهی گفته میشود که اعتقادی به تحقیق وجود ندارد، اما در برخی موارد، مسئله پیچیدهتر است؛ چراکه نتایج بررسیها میتواند با منافع برخی افراد یا گروهها در تضاد باشد و به همین دلیل، تمایلی وجود ندارد که تصمیمها به حوزه مطالعات سپرده شود.
*ضرورت اعتماد به دانشگاه و مراکز پژوهشی
این استاد دانشگاه بوعلیسینا ابراز امیدواری کرد که در آینده شرایط تغییر کند و گفت: امیدواریم روزی برسد که دستکم در شهر همدان، در برنامههای کلان توسعه شهری، حوزههای شهرسازی، توسعه، محیطزیست و اقتصاد شهری، مدیریت شهری نگاه مثبتتری به دانشگاهها و مراکز پژوهشی داشته باشد.
سجادزاده ادامه داد: امروز با حجم گستردهای از فارغالتحصیلان، پژوهشگران، دانشجویان دکتری، پسادکتری و کارشناسیارشد در دانشگاهها مواجه هستیم که پایاننامهها، تحقیقات و مطالعات آنها میتواند بهطور واقعی مسائل شهر را حل کند؛ به شرط آنکه این باور در مدیریت شهری شکل بگیرد.
*اصلاح ساختار تصمیمسازی شهری
وی در پایان با انتقاد از شیوههای فعلی تصمیمگیری تصریح کرد: در حال حاضر، بسیاری از برنامههای توسعه شهری بهصورت سلیقهای، از بالا به پایین و بدون مشورت با مراکز پژوهشی و دانشگاهی انجام میشود. آنچه ضرورت دارد، شکلگیری ساختار و سیستمی اصلاحشده است که پژوهش را به محور اصلی تصمیمگیریهای شهری تبدیل کند.
* پژوهش؛ راهی که هنوز در تصمیمات شهری جا ندارد
در پایان باید گفت؛ آنچه از این گفتوگو برمیآید، بیش از هر چیز یادآور یک خلأ جدی در نظام تصمیمگیری شهری است؛ خلأیی که نه از کمبود دانش و نیروی انسانی متخصص، بلکه از فاصله میان مدیریت شهری و پژوهش علمی ناشی میشود. در شرایطی که شهرها هر روز با مسائل پیچیدهتری در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی روبهرو هستند، ادامه تصمیمگیریهای سلیقهای و غیرعلمی میتواند هزینههایی بهمراتب سنگینتر از گذشته بر شهر و شهروندان تحمیل کند.
پژوهش، اگر بهعنوان یک ضرورت در فرآیند مدیریت شهری پذیرفته شود، میتواند نقش سپر پیشگیرانه را ایفا کند؛ سپری در برابر آزمونوخطا، اتلاف منابع و پروژههایی که بدون چشمانداز روشن آغاز میشوند. تجربه نشان داده هرجا پژوهش محور تصمیمسازی بوده، مسیر توسعه شفافتر، مشارکتپذیرتر و پایدارتر شکل گرفته است. در مقابل، حذف پژوهش از معادلات مدیریت شهری، عملاً به معنای قطع ارتباط سیاستگذاری با واقعیتهای میدانی و نیازهای واقعی مردم است.
این گفتوگو بار دیگر اهمیت بازنگری در ساختار تصمیمگیری شهری را برجسته میکند؛ ساختاری که میتواند با اعتماد به دانشگاهها، مراکز پژوهشی و ظرفیت گسترده پژوهشگران، از تصمیمهای فردمحور و کوتاهمدت فاصله بگیرد. تحقق چنین تغییری، نیازمند اراده، شفافیت و باور به دانش است؛ باوری که اگر شکل بگیرد، پژوهش نه بهعنوان هزینه، بلکه بهمثابه سرمایهای برای آینده شهر تلقی خواهد شد.