شهر پساکووید؛ آزمون تابآوری و بازآفرینی فضاهای شهری
یادداشت
همهگیری کووید-19 نهتنها یک بحران سلامت جهانی بود، بلکه بهعنوان یک «آزمایشگاه شهری» نقاط ضعف و قوت شهرها را بهطور بیسابقهای آشکار کرد. عبور از این بحران، فرصت تاریخی برای بازآفرینی فضاهای شهری، ارتقای تابآوری، عدالت فضایی و بازتعریف ارتباط میان شهر، شهروند و محیط ساخته شده فراهم کرده است.
سعید ابراهیمی، معاون برنامهریزی و توسعه سرمایه انسانی شهردار اصفهان در یادداشتی نوشت:
«همهگیری کووید -19 نه تنها یک بحران بهداشت جهانی بود، بلکه بهعنوان یک آزمایشگاه بیسابقه برای شهرهای جهان عمل کرد. با اتکا به دادههای اولیه و مشاهدات میدانی از کلانشهرهای مختلف، استدلال میشود که شهرها در حال عبور از یک «گذار ناگزیر» به سمت مدلهایی هستند که بر انعطافپذیری، عدالت فضایی و بازتعریف ارتباط بین کالبد و جامعه تأکید دارند.
این گذار اگرچه با چالشهای عمیقی همراه است، اما پنجرهای از فرصت برای تصحیح نابرابریهای پیشین و بازاندیشی در اصول طراحی و مدیریت شهری گشوده است.
وقوع ناگهانی کووید -19 و اقدامات قرنطینهای، ضربانزندگی شهری را بهشدت کند کرد. خیابانهای شلوغ خالی شدند و فضاهای عمومی به کانون هراس تبدیل شدند. این شوک، نقاط قوت و ضعف شهرها را بهطور بیسابقهای عیان ساخت؛ از یک سو، شهرهای با سیستم بهداشت عمومی قوی و حکمرانی چابک و از سوی دیگر، شهرهایی با تراکم بالا، مسکن ناامن و دسترسی نابرابر به خدمات دیجیتال دو بعد چالشی را خلق کردند.
اکنون با عبور از فاز حاد بحران، پرسش اصلی این است: کدام تغییرات ماندگار خواهند شد و شهر «عادی جدید» چگونه تعریف میشود؟ برای پاسخ به این پرسش به بررسی تحولات کلیدی شکلدهنده شهر پساکووید پرداخته میشود.
دورکاری: گسترش دورکاری نهتنها الگوی ترافیک را تغییر داده، بلکه اقتصاد مرکز شهر را به چالش کشیده است. نیاز به دفتر کار متمرکز و روزانه کاهش یافته و این پرسش مطرح شده که فضاهای اداری عظیم چه کاربردی پیدا خواهند کرد؟ تبدیل احتمالی به مسکن، فضاهای فرهنگی یا مراکز تحقیقاتی در دست بررسی است.
احیای محلات: الگوی «شهر 15 دقیقهای» (که توسط کارلوس مورنو مطرح و در پاریس اجرا شد) شتاب گرفته است. در این مدل، همه نیازهای اساسی (کار، خرید، آموزش، تفریح) در فاصله 15 دقیقه پیادهروی یا دوچرخهسواری از محل سکونت تأمین میشود. این امر بر تغذیه محلات، ایجاد مشاغل محلی و کاهش وابستگی به سفرهای طولانی تأکید دارد.
توسعه عظیم زیرساختهای فعال: بسیاری از شهرها (ازجمله میلان، بوگوتا، اوکلند) بهسرعت مسیرهای موقت دوچرخه و پیادهروی گستردهای ایجاد کردند. این اقدامات اضطراری، اکنون در حال تبدیل شدن به طرحهای دائمی هستند. خیابانها دیگر صرفاً برای عبور خودروها نیستند، بلکه بهعنوان فضاهای چندعملکردی برای تعاملات اجتماعی، بازی کودکان و فعالیتهای اقتصادی خرد (مانند رستورانهای فضای باز) بازتعریف میشوند.
پارکها و فضای سبز بهعنوان زیرساخت ضروری: دسترسی به طبیعت و فضای باز به یک مسئله عدالت بهداشتی تبدیل شد. شهرها متعهد به ایجاد و بهروزرسانی پارکها، باغهای محلی و حتی بامهای سبز شدهاند تا سلامت روان و جسم ساکنان را تأمین کنند.
دولت شهر دیجیتال: ارائه خدمات شهری، از صدور مجوز تا رأیگیری و مشارکت مردمی، به سرعت به سمت پلتفرمهای دیجیتال رفت. این امر کارایی را افزایش داده، اما خطر حذف دیجیتالی شهروندان فاقد دسترسی یا مهارت (سالمندان، اقشار کمدرآمد) را پررنگ کرده است.
نظارت و حریم خصوصی: استفاده از برنامههای ردیابی تماس و دوربینهای هوشمند برای مدیریت بحران، بحثهای جدی درباره حد و مرز نظارت برای امنیت عمومی در مقابل حق حریم شخصی برانگیخته است.
در میان این بحران، تشدید نابرابریها منجر شد تا مسکن بهعنوان یک حق ضرورت یابد. همهگیری نابرابریهای مسکن را تشدید کرد. افراد ساکن در مساکن کوچک، پرتراکم و فاقد فضای باز، هم در معرض خطر بیشتر بیماری بودند و هم فشار روانی شدیدتری را تحمل کردند. همچنین، این بحران، جنبشهای «مسکن برای همه» و مقابله با بیخانمانی را تقویت کرده و بر لزوم در نظر گرفتن مسکن بهعنوان یک زیرساخت بهداشت عمومی تأکید کرده است.
با گذار به شهر پساکووید با چالشهایی روبهرو خواهیم شد. فشار ذینفعان قدرتمند (همچون توسعهدهندگان املاک و بازرگانی و صنعت خودرو) برای بازگشت به «وضعیت عادی» پیش از کووید وجود دارد. کسری بودجه عظیمی که شهرداریها با آن مواجه هستند که میتواند پروژههای تحولآفرین را به خطر بیندازد.
بنابراین شهرها باید برای آیندهای با ریسک بالاتر (همهگیریهای احتمالی بعدی، شوکهای اقلیمی) طراحی شوند، نه صرفاً برای کارایی در شرایط عادی. شهر پساکووید الزاماً یک شهر کاملاً جدید نیست، بلکه شهری است که درسهای بحران را درونسازی کرده است. ویژگیهای کلیدی این شهر عبارتند از:
تابآوری نهفقط در برابر بیماری، بلکه در برابر شوکهای اقتصادی، اجتماعی و محیطی.
تأمین دسترسی عادلانه به فضای باز، مسکن امن، خدمات دیجیتال و فرصتهای اقتصادی در همه محلات.
فضاها و ساختمانها باید قابلیت تطبیق و تغییر کاربری سریع را داشته باشند (مانند تبدیل آسان یک سالن ورزشی به مرکز درمانی).
بحران نشان داد که تصمیمگیری شفاف و مشارکت جامعه مدنی برای جلب اعتماد عمومی و اجرای مؤثر سیاستها حیاتی است. کووید -19 آینه تمامنمایی از آسیبپذیریها و همچنین ظرفیت نوآوری شهرها بود. اکنون که جهان بهتدریج از این طوفان عبور میکند، این انتخاب پیش روی برنامهریزان، سیاستگذاران و شهروندان است که آیا به مدلهای ناکارآمد و ناعادلانه پیشین بازمیگردند، یا جرأت میکنند تا از این فرصت تاریخی برای ساختن شهرهایی انسانیتر، سبزتر و عادلانهتر استفاده کنند.
شهر پساکووید اگر بر پایه درسهای این بحران بنا شود، میتواند نقطه عطفی در تاریخ شهرنشینی باشد.»
سعید ابراهیمی، معاون برنامهریزی و توسعه سرمایه انسانی شهردار اصفهان در یادداشتی نوشت:
«همهگیری کووید -19 نه تنها یک بحران بهداشت جهانی بود، بلکه بهعنوان یک آزمایشگاه بیسابقه برای شهرهای جهان عمل کرد. با اتکا به دادههای اولیه و مشاهدات میدانی از کلانشهرهای مختلف، استدلال میشود که شهرها در حال عبور از یک «گذار ناگزیر» به سمت مدلهایی هستند که بر انعطافپذیری، عدالت فضایی و بازتعریف ارتباط بین کالبد و جامعه تأکید دارند.
این گذار اگرچه با چالشهای عمیقی همراه است، اما پنجرهای از فرصت برای تصحیح نابرابریهای پیشین و بازاندیشی در اصول طراحی و مدیریت شهری گشوده است.
وقوع ناگهانی کووید -19 و اقدامات قرنطینهای، ضربانزندگی شهری را بهشدت کند کرد. خیابانهای شلوغ خالی شدند و فضاهای عمومی به کانون هراس تبدیل شدند. این شوک، نقاط قوت و ضعف شهرها را بهطور بیسابقهای عیان ساخت؛ از یک سو، شهرهای با سیستم بهداشت عمومی قوی و حکمرانی چابک و از سوی دیگر، شهرهایی با تراکم بالا، مسکن ناامن و دسترسی نابرابر به خدمات دیجیتال دو بعد چالشی را خلق کردند.
اکنون با عبور از فاز حاد بحران، پرسش اصلی این است: کدام تغییرات ماندگار خواهند شد و شهر «عادی جدید» چگونه تعریف میشود؟ برای پاسخ به این پرسش به بررسی تحولات کلیدی شکلدهنده شهر پساکووید پرداخته میشود.
دورکاری: گسترش دورکاری نهتنها الگوی ترافیک را تغییر داده، بلکه اقتصاد مرکز شهر را به چالش کشیده است. نیاز به دفتر کار متمرکز و روزانه کاهش یافته و این پرسش مطرح شده که فضاهای اداری عظیم چه کاربردی پیدا خواهند کرد؟ تبدیل احتمالی به مسکن، فضاهای فرهنگی یا مراکز تحقیقاتی در دست بررسی است.
احیای محلات: الگوی «شهر 15 دقیقهای» (که توسط کارلوس مورنو مطرح و در پاریس اجرا شد) شتاب گرفته است. در این مدل، همه نیازهای اساسی (کار، خرید، آموزش، تفریح) در فاصله 15 دقیقه پیادهروی یا دوچرخهسواری از محل سکونت تأمین میشود. این امر بر تغذیه محلات، ایجاد مشاغل محلی و کاهش وابستگی به سفرهای طولانی تأکید دارد.
توسعه عظیم زیرساختهای فعال: بسیاری از شهرها (ازجمله میلان، بوگوتا، اوکلند) بهسرعت مسیرهای موقت دوچرخه و پیادهروی گستردهای ایجاد کردند. این اقدامات اضطراری، اکنون در حال تبدیل شدن به طرحهای دائمی هستند. خیابانها دیگر صرفاً برای عبور خودروها نیستند، بلکه بهعنوان فضاهای چندعملکردی برای تعاملات اجتماعی، بازی کودکان و فعالیتهای اقتصادی خرد (مانند رستورانهای فضای باز) بازتعریف میشوند.
پارکها و فضای سبز بهعنوان زیرساخت ضروری: دسترسی به طبیعت و فضای باز به یک مسئله عدالت بهداشتی تبدیل شد. شهرها متعهد به ایجاد و بهروزرسانی پارکها، باغهای محلی و حتی بامهای سبز شدهاند تا سلامت روان و جسم ساکنان را تأمین کنند.
دولت شهر دیجیتال: ارائه خدمات شهری، از صدور مجوز تا رأیگیری و مشارکت مردمی، به سرعت به سمت پلتفرمهای دیجیتال رفت. این امر کارایی را افزایش داده، اما خطر حذف دیجیتالی شهروندان فاقد دسترسی یا مهارت (سالمندان، اقشار کمدرآمد) را پررنگ کرده است.
نظارت و حریم خصوصی: استفاده از برنامههای ردیابی تماس و دوربینهای هوشمند برای مدیریت بحران، بحثهای جدی درباره حد و مرز نظارت برای امنیت عمومی در مقابل حق حریم شخصی برانگیخته است.
در میان این بحران، تشدید نابرابریها منجر شد تا مسکن بهعنوان یک حق ضرورت یابد. همهگیری نابرابریهای مسکن را تشدید کرد. افراد ساکن در مساکن کوچک، پرتراکم و فاقد فضای باز، هم در معرض خطر بیشتر بیماری بودند و هم فشار روانی شدیدتری را تحمل کردند. همچنین، این بحران، جنبشهای «مسکن برای همه» و مقابله با بیخانمانی را تقویت کرده و بر لزوم در نظر گرفتن مسکن بهعنوان یک زیرساخت بهداشت عمومی تأکید کرده است.
با گذار به شهر پساکووید با چالشهایی روبهرو خواهیم شد. فشار ذینفعان قدرتمند (همچون توسعهدهندگان املاک و بازرگانی و صنعت خودرو) برای بازگشت به «وضعیت عادی» پیش از کووید وجود دارد. کسری بودجه عظیمی که شهرداریها با آن مواجه هستند که میتواند پروژههای تحولآفرین را به خطر بیندازد.
بنابراین شهرها باید برای آیندهای با ریسک بالاتر (همهگیریهای احتمالی بعدی، شوکهای اقلیمی) طراحی شوند، نه صرفاً برای کارایی در شرایط عادی. شهر پساکووید الزاماً یک شهر کاملاً جدید نیست، بلکه شهری است که درسهای بحران را درونسازی کرده است. ویژگیهای کلیدی این شهر عبارتند از:
تابآوری نهفقط در برابر بیماری، بلکه در برابر شوکهای اقتصادی، اجتماعی و محیطی.
تأمین دسترسی عادلانه به فضای باز، مسکن امن، خدمات دیجیتال و فرصتهای اقتصادی در همه محلات.
فضاها و ساختمانها باید قابلیت تطبیق و تغییر کاربری سریع را داشته باشند (مانند تبدیل آسان یک سالن ورزشی به مرکز درمانی).
بحران نشان داد که تصمیمگیری شفاف و مشارکت جامعه مدنی برای جلب اعتماد عمومی و اجرای مؤثر سیاستها حیاتی است. کووید -19 آینه تمامنمایی از آسیبپذیریها و همچنین ظرفیت نوآوری شهرها بود. اکنون که جهان بهتدریج از این طوفان عبور میکند، این انتخاب پیش روی برنامهریزان، سیاستگذاران و شهروندان است که آیا به مدلهای ناکارآمد و ناعادلانه پیشین بازمیگردند، یا جرأت میکنند تا از این فرصت تاریخی برای ساختن شهرهایی انسانیتر، سبزتر و عادلانهتر استفاده کنند.
شهر پساکووید اگر بر پایه درسهای این بحران بنا شود، میتواند نقطه عطفی در تاریخ شهرنشینی باشد.»
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.