مبارزه با احتکار، دلالی و گرانفروشی، مهمتر از افزایش حقوقها
طی چند دهه اخیر توأم با وقوع انقلاب و تشکیل نظام مقدس جمهوری اسلامی که انواع دشمنیها بر ملت بهپاخاسته ما بهدلیل حقطلبی، روا داشته شده است، مستضعفان مالی و امکانی که عملاً بهترین حامیان ایران مقتدر و درعینحال مظلوم هستند، با وجود تلاشهای فراوان اکثر دولتها، بیش از همه اقشار تحت فشار اقتصادی قرار گرفته و کمتر از همه فریاد ناتوانی برآوردهاند و میتوان تحقیقاً مدعی شد آنانی که بیش از دیگران در رفاه و تمکن مالی- امکانی به سر برده، بعضاً حق این مظلومان را خورده و میخورند و برایشان اشک تمساح میریزند، همسو با دشمنان خارجی، همواره قیافه بستانکار هم میگیرند.
جامعه و اقشار مختلف ما در ایران، همچون سایر کشورها، دارای خصوصیات فرهنگی متداولی هستند که کارکردهای متعددی در ابعاد زندگیهای جاری دارند و لازم است مراجع قانونی، نخبگان اجتماعی و برنامهریزان با ملاحظه آن خصوصیات، با خادمان به ملت و خائنان، مواجه شوند؛ غفلت از این مؤلفهها در حین اجرای مثلاً برنامههای اقتصادی و معیشتی، غالباً راه به جای درستی نمیبرد و امروزه که ما درحال تحمل جنگ ترکیبی و تحمیلی هستیم، اهمیت و ضرورت توجه، دوچندان است.
واقعیتی است که برخی اینروزها در قالب دلال، محتکر و گرانفروش، حداقل و خوشبینانه در رفتار با آسیب وارد کردن به معیشت مردم، بهخصوص اقشار آسیبپذیر، آب به آسیاب دشمنان این مردم میریزند و با فعالیتهای بهظاهر اقتصادی و عمدتاً بیمنطق، با غالب مردم درحال مقابله محسوس و نامحسوساند. عدهای هم اعم از افراد حقیقی و یا حقوقی به غلط چنین میاندیشند که مقابله با این نوع دشمنان رفتاری، مخالفساز است؛ شاید این تفکر به نسبتی درست باشد، اما گستره ناراضیسازی این ظالمان در حق مردم بسیار فراتر از نتیجه برخود جدی و مؤثر با خاطیان است و اگر بهطور جدی متولیان آستین همت بالا بزنند و با شدت لازم با اینگونه اشخاص مقابله قانونی و شایسته داشته باشند، حتماً در این مقطع وانفسا به نفع کشور و ملت است. امروزه نباید در مبارزه با دلال، محتکر و گرانفروش کوتاه آمد و لکنت رفتاری به خرج داد؛ چون این عده اگر چه کم، اما با روح و روان مردمی درحال ستیزند که باید توجه خود را مصروف مقابله با دشمن خارجی و مهاجم کنند، نه اینکه سوهان روحشان بهظاهر، خودیهایی باشند که با پنبه سرشان را میبرند.
قابل بیان است که گذشته از وجود برخی خوبان منصف، درصدی از عوامل اقتصادی و توزیعی، هیچگونه توجهی به ارقام و درصد تعیینی و قانونی سود نسبتاً منطقی از طرف سازمان حمایت را ندارند و با توزیع قطرهچکانی و قیمتهای دلبخواهی، اسباب اذیت مردم را البته با ریختن اشک تمساح، فراهم میکنند که مقابله با آنان نیاز شدید جامعه امروز ما است.