«حاجحسین»، سردار سربدار میدانها
محمد نباتی
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا. سوره احزاب- آیه 23؛ از مؤمنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته بودند، وفا کردند، بعضی بر سر پیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راهند و هیچ پیمان خود دگرگون نکردهاند.
شهدا در قهقهه مستانهشان و در شادی وصولشان، عِنْدَ ربِّهمْ یُرْزَقُوناند و از نفوس مطمئنهای هستند که مورد خطاب فَادْخُلی فی عِبادی وَادْخُلی جَنَّتی پروردگارند. اینجا صحبت عشق است و عشق که قلم در ترسیمش بر خود میبالد.
سلام بر شهیدان، تربیتیافتگان کوی حقیقت، سالکان مسیر ولایت، گلهای معطر باغ توحید، رسالت و امامت.
«آن فرو ریخته گلهای پریشان در باد/ کز می جام شهادت همه مدهوشاناند/ نامشان زمزمه نیمه شب مستان باد/ تا نگویند که از یاد فراموشاناند».
سلام برشهیدانی که در فصل سبز شکفتن چنین سرخ روییدند و صبح شهادتشان طلوع خورشید را تداعی کرد؛ آنان که راهپیمایان شهر آفتاب بودند و برای ظهور شمس لباس جهاد بر تن کردند و در جبههای به وسعت تمامی حقیقت، به صف بنیان مرصوص جهاد و حماسه ایستادند.
سلام بر آنان که از زمزم صفا وضویی از خون ساختند و بر نماز عشق قدقامتی از خون گفتند و عشق حضرت اباعبداللهالحسین (ع) را به وادی عمل کشاندند.
شهید سربدار و امیر ایرانی دمشق، سرلشگر پاسدار حاجحسین همدانی هم پس از عمری تلاش و تکاپوی عاشقانه و جهاد مخلصانه خویش در عرصههای انقلاب، دفاع مقدس، فتنههای روزگار و درنهایت در رزم بیامان با اشقیای زمان و تکفیریها و عملههای میدانی آمریکا و صهیونیستها در دفاع از محور مقاومت، حرم اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و در میدان دفاع از حرم « بانوی مقاومت»، حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها)، «مزد خوبان» را دریافت کرد و پای بر بساط «عندربهم یرزقون» نهاد و جام شهادت را به سر کشید.
مبارک باد بر آن فرمانده دلیر و پیر جنگاور همدانی، گوارای وجود آن سالارِ «انصارالحسین (ع)»، برازنده روح بلندپرواز آن سردارِ «قرارگاه زینب (س)».
سلام بر او روزی که زاده شد، سلام بر او روزی که به شهادت رسید و سلام بر او روزی که دیگربار زنده و برانگیخته خواهد شد.
او همیشه به صبح نگاه میکرد و به فلق، پویا بود و بالنده و سازنده. دارای روحی بزرگ، شخصیتی بزرگوار، طبعی منیع و روحیهای خستگیناپذیر، ولایتمدار. فرمانده با بصیرت، میداندار با درایت، رزمنده با کیاست، پاسداری با فراست در حرکت و صیرورت عاشقانه و در تکاپوی عارفانه و در مسیری سالکانه. تشنه عدالت، در مسیر حقیقت، عاشق شهادت، امیدوار به فضل خدا، سرسپرده به فرمان ولاء. جهادگری در راه خدا، باوفا با شهیدان، باصفا با دوستان، باعزم در ایمان، پُرصلابت در میدان، دلتنگ شهیدان و...
او دلتنگ حاجاحمد متوسلیان، علی چیتسازیان، مهدی باکری، حاجابراهیم همت، حاجمحمود شهبازی و دیگران بود. بیمناسبت نبود به رسم وفا در منطقهای که یار دیرین و فرماندهاش حاجاحمد متوسلیان توسط عمال رژیم غاصب و کودککش صهیونیستی ربوده شد، پس از سالها در همین منطقه شام و حلب، به فیض عظمای شهادت نائل آمد.
او رادمردی بود که به کمال نترسیدن از مرگ رسید، خستگی را خسته کرد و در راه تحقق آرمانهای حضرت امام (ره)، شهیدان و مولی و مقتدای خود حضرت امام خامنهای (مدظلهالعالی) در جبههای به وسعت تمامی حقیقت، به مجاهده و مبارزه برخاست.
او نهتنها برای اسلام، ولایت، جبهه مقاومت، سوریه، عراق و ایران سرفراز اسلامی، بلکه برای شهر و دیارمان همدان و دامان الوند پُرشکوه و لشگر هماره پیروز انصارالحسین (ع) و سپاه و بسج قهرمان این دیار، پشتوانهای استوار بود.
اینک ماییم و اندیشههای پاک او، دل پُرعشق و احساس او و پرچمی که از او به میراث داریم.
به خدایمان سزوار نیست کولهپشتیهای شهیدانمان بر خاک بپوسد و پرچمهای مردانگی و غیرت این سرزمین بر خاک بیفتد.
«مرا کشت خاموشی نالهها، دریغ از فراموشی لالهها
کجا رفت تأثیر سوز دعا، کجایند مردان بیادعا
کجایند شورآفرینان عشق؟ علمدار مردان میدان عشق»
امید که خون پاک این سردار پاکباخته باعث رویش و تربیت جوانان آگاه، رشید، بالنده، غیرتمند و شجاع در راه اعتلای کلمه توحید باشد، انشاءالله.
شهدا در قهقهه مستانهشان و در شادی وصولشان، عِنْدَ ربِّهمْ یُرْزَقُوناند و از نفوس مطمئنهای هستند که مورد خطاب فَادْخُلی فی عِبادی وَادْخُلی جَنَّتی پروردگارند. اینجا صحبت عشق است و عشق که قلم در ترسیمش بر خود میبالد.
سلام بر شهیدان، تربیتیافتگان کوی حقیقت، سالکان مسیر ولایت، گلهای معطر باغ توحید، رسالت و امامت.
«آن فرو ریخته گلهای پریشان در باد/ کز می جام شهادت همه مدهوشاناند/ نامشان زمزمه نیمه شب مستان باد/ تا نگویند که از یاد فراموشاناند».
سلام برشهیدانی که در فصل سبز شکفتن چنین سرخ روییدند و صبح شهادتشان طلوع خورشید را تداعی کرد؛ آنان که راهپیمایان شهر آفتاب بودند و برای ظهور شمس لباس جهاد بر تن کردند و در جبههای به وسعت تمامی حقیقت، به صف بنیان مرصوص جهاد و حماسه ایستادند.
سلام بر آنان که از زمزم صفا وضویی از خون ساختند و بر نماز عشق قدقامتی از خون گفتند و عشق حضرت اباعبداللهالحسین (ع) را به وادی عمل کشاندند.
شهید سربدار و امیر ایرانی دمشق، سرلشگر پاسدار حاجحسین همدانی هم پس از عمری تلاش و تکاپوی عاشقانه و جهاد مخلصانه خویش در عرصههای انقلاب، دفاع مقدس، فتنههای روزگار و درنهایت در رزم بیامان با اشقیای زمان و تکفیریها و عملههای میدانی آمریکا و صهیونیستها در دفاع از محور مقاومت، حرم اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و در میدان دفاع از حرم « بانوی مقاومت»، حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها)، «مزد خوبان» را دریافت کرد و پای بر بساط «عندربهم یرزقون» نهاد و جام شهادت را به سر کشید.
مبارک باد بر آن فرمانده دلیر و پیر جنگاور همدانی، گوارای وجود آن سالارِ «انصارالحسین (ع)»، برازنده روح بلندپرواز آن سردارِ «قرارگاه زینب (س)».
سلام بر او روزی که زاده شد، سلام بر او روزی که به شهادت رسید و سلام بر او روزی که دیگربار زنده و برانگیخته خواهد شد.
او همیشه به صبح نگاه میکرد و به فلق، پویا بود و بالنده و سازنده. دارای روحی بزرگ، شخصیتی بزرگوار، طبعی منیع و روحیهای خستگیناپذیر، ولایتمدار. فرمانده با بصیرت، میداندار با درایت، رزمنده با کیاست، پاسداری با فراست در حرکت و صیرورت عاشقانه و در تکاپوی عارفانه و در مسیری سالکانه. تشنه عدالت، در مسیر حقیقت، عاشق شهادت، امیدوار به فضل خدا، سرسپرده به فرمان ولاء. جهادگری در راه خدا، باوفا با شهیدان، باصفا با دوستان، باعزم در ایمان، پُرصلابت در میدان، دلتنگ شهیدان و...
او دلتنگ حاجاحمد متوسلیان، علی چیتسازیان، مهدی باکری، حاجابراهیم همت، حاجمحمود شهبازی و دیگران بود. بیمناسبت نبود به رسم وفا در منطقهای که یار دیرین و فرماندهاش حاجاحمد متوسلیان توسط عمال رژیم غاصب و کودککش صهیونیستی ربوده شد، پس از سالها در همین منطقه شام و حلب، به فیض عظمای شهادت نائل آمد.
او رادمردی بود که به کمال نترسیدن از مرگ رسید، خستگی را خسته کرد و در راه تحقق آرمانهای حضرت امام (ره)، شهیدان و مولی و مقتدای خود حضرت امام خامنهای (مدظلهالعالی) در جبههای به وسعت تمامی حقیقت، به مجاهده و مبارزه برخاست.
او نهتنها برای اسلام، ولایت، جبهه مقاومت، سوریه، عراق و ایران سرفراز اسلامی، بلکه برای شهر و دیارمان همدان و دامان الوند پُرشکوه و لشگر هماره پیروز انصارالحسین (ع) و سپاه و بسج قهرمان این دیار، پشتوانهای استوار بود.
اینک ماییم و اندیشههای پاک او، دل پُرعشق و احساس او و پرچمی که از او به میراث داریم.
به خدایمان سزوار نیست کولهپشتیهای شهیدانمان بر خاک بپوسد و پرچمهای مردانگی و غیرت این سرزمین بر خاک بیفتد.
«مرا کشت خاموشی نالهها، دریغ از فراموشی لالهها
کجا رفت تأثیر سوز دعا، کجایند مردان بیادعا
کجایند شورآفرینان عشق؟ علمدار مردان میدان عشق»
امید که خون پاک این سردار پاکباخته باعث رویش و تربیت جوانان آگاه، رشید، بالنده، غیرتمند و شجاع در راه اعتلای کلمه توحید باشد، انشاءالله.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.