میدانهایی که چراغشان برای همیشه روشن میماند
گاهی یک حرکت اجتماعی فراتر از هدفی که در آغاز برای آن شکل گرفته است، ظرفیتهایی پدید میآورد که شناخت و بهرهگیری از آنها، میتواند بهاندازه اصل شکلگیری آن حرکت، اهمیت داشته باشد. اجتماعات شبانه مردم در ماههای گذشته را میتوان از همین منظر بررسی کرد؛ حضوری که در شرایط حساس کشور با انگیزه دفاع از ارزشهای دینی و ملی، پاسداری از استقلال و امنیت و ابراز همبستگی شکل گرفت و استمرار آن، اکنون فرصتی ارزشمند برای تقویت بنیانهای فرهنگی و اجتماعی جامعه فراهم کرده است.
اهمیت این اجتماعات را نباید تنها در شمار حاضران یا تعداد شبهای برگزاری آن جستوجو کرد. در پسِ این حضور، پدیدهای اجتماعی قرار دارد که میتواند از منظر جامعهشناختی و فرهنگی واجد آثار عمیقتری باشد؛ شکلگیری یک تجربه جمعی مستمر پیرامون باورها و ارزشهای مشترک. تجربهای که اگر بهدرستی شناخته و تقویت شود، قادر است از مرز یک رویداد عبور کند و به بخشی از حیات فرهنگی جامعه راه یابد.
یکی از نیازهای بنیادین هر جامعه، بازتولید پیوندهایی است که افراد را فراتر از منافع شخصی به یکدیگر متصل میکند. جامعه تنها با مجموعهای از قوانین، ساختارهای اداری و مناسبات اقتصادی دوام نمیآورد، بلکه به احساس تعلق، اعتماد متقابل، خاطره مشترک و باور به سرنوشت جمعی نیازمند است. این مؤلفهها اگرچه در شرایط بحرانی اهمیت بیشتری مییابند، در زندگی عادی نیز از پایههای اصلی انسجام و پایداری اجتماعی بهشمار میروند. از سوی دیگر، استمرار اجتماعات به ارزشها و باورهای جمعی امکان میدهد از سطح مفاهیم ذهنی به تجربههایی محسوس تبدیل شوند. وطندوستی، همبستگی، ایثار و مسئولیتپذیری زمانی در حافظه اجتماعی ماندگارتر میشوند که افراد آنها را در کنار دیگران تجربه کنند. کودکی که همراه خانواده در یک اجتماع حضور مییابد، نوجوانی که در اجرای برنامهای مشارکت میکند و شهروندی که احساس میکند حضور او بخشی از یک حرکت بزرگتر است، هریک میتوانند برداشتی متفاوت و عمیقتر از مفهوم تعلق اجتماعی بهدست آورند.
با وجود این، باید میان استمرار یک حرکت و تعمیق اثرگذاری آن تفاوت قائل شد. تکرار یک رفتار جمعی از یکسو میتواند به تثبیت آن در فرهنگ عمومی کمک کند، اما از سوی دیگر اگر با ارتقا در محتوا و تجربه مخاطبان همراه نباشد، بهتدریج در معرض عادی شدن قرار میگیرد. این دوگانگی، مهمترین مسئلهای است که امروز در مواجهه با اجتماعات شبانه باید مورد توجه قرار گیرد.
ما باید برای استفاده از ظرفیت منحصربهفرد تجمعها و حضور همدلانه مردم، آن را بهمثابه یک بستر فرهنگی و اجتماعی نیز (در کنار یک حضور مجاهدانه) ببینیم؛ در این صورت میتوان مجموعهای از فعالیتهای تربیتی، فرهنگی، هنری و مشارکتی را پیرامون آن طراحی کرد که ضمن حفظ هویت اولیه اجتماعات، دامنه تأثیرگذاری آنها را گسترش دهد.
در این میان، انتقال ارزشها به نسل جدید از مهمترین فرصتهای پیش رو است. یکی از دشواریهای تربیت فرهنگی آن بوده که گاه میان زبان انتقال ارزشها و شیوه دریافت و فهم نسل جوان، فاصله وجود دارد. ارزشهایی که برای نسلهای پیشین با تجربههای تاریخی و اجتماعی مشخصی پیوند خوردهاند، برای نسل جدید نیازمند بازتبیین در قالب تجربههایی متناسب با زیست امروز هستند. اجتماعات شبانه میتوانند بخشی از این فاصله را کاهش دهند، مشروط بر آنکه نوجوانان و جوانان تنها مخاطب برنامهها نباشند و سهم واقعی در شکل دادن به آنها پیدا کنند.
اجرای روایتهای هنری از تاریخ معاصر، معرفی تجربههای اجتماعی الهامبخش، برگزاری گفتوگوهای کوتاه، مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه و میدان دادن به خلاقیت جوانان، میتواند مفاهیمی همچون استقلال، فداکاری، عدالتخواهی و تعهد اجتماعی را از سطح بیان به عرصه تجربه نزدیک کند؛ درواقع ارزشها هنگامی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند که نسل جدید بتواند نسبت آنها را با مسائل و مسئولیتهای زندگی خود، دریابد.
ظرفیت دیگر این اجتماعات تقویت فرهنگ مشارکت و مسئولیت اجتماعی است. جامعه برای حفظ ارزشهای خود تنها به افرادی که آن ارزشها را تأیید میکنند نیاز ندارد؛ به انسانهایی نیازمند است که در موقعیتهای واقعی براساس آنها رفتار کنند. ازاینرو چه خوب است بخشی از اجتماعات شبانه به معرفی و شکلگیری فعالیتهای جمعی اختصاص یابد؛ از حمایت از خانوادههای نیازمند و کمک به دانشآموزان کمبرخوردار گرفته تا پویشهای محلهمحور، ترویج کتابخوانی، تکریم سالمندان و مشارکت در رفع مشکلات اجتماعی.
این فعالیتها نباید به برنامههایی نمایشی تبدیل شوند؛ بلکه لازم است حاصل آنها در زندگی مردم قابل مشاهده باشد. هنگامی که یک اجتماع مردمی به شکلگیری اقدامی خیرخواهانه یا حل مسئلهای واقعی منجر شود، احساس مفید بودن و اثرگذاری در میان مشارکتکنندگان افزایش مییابد و پیوند میان ارزشهای اعلامشده و رفتار اجتماعی، استحکام پیدا میکند. در همین چارچوب، معرفی الگوهای واقعی و نزدیک به زندگی مردم میتواند جایگاه برجستهای داشته باشد؛ جامعه علاوهبر شناخت قهرمانان بزرگ تاریخی، نیازمند دیدن انسانهایی است که در زندگی روزمره تجسم صداقت، گذشت، شجاعت اخلاقی و مسئولیتپذیری هستند. معلمی فداکار، پزشکی خدمتگزار، کارآفرینی متعهد یا جوانی که برای حل مشکل محله خود پیشقدم شده است، میتواند حامل پیامی تربیتی باشد که گاه از سخنرانیهای طولانی، اثرگذارتر است.
با این نگاه، میدان شهر به فضایی برای بازشناسی فضیلتهای اجتماعی تبدیل میشود و مردم درمییابند که پاسداری از ارزشها، تنها به موقعیتهای بزرگ و استثنایی اختصاص ندارد، بلکه در انتخابها و رفتارهای کوچک و روزمره نیز معنا پیدا میکند؛ از منظر تقویت سرمایه اجتماعی، نکته مهم دیگری نیز وجود دارد: اجتماعاتی که پیرامون باورهای مشترک شکل میگیرند، معمولاً در تحکیم پیوند میان افراد همفکر ظرفیت زیادی دارند، اما انسجام اجتماعی در مقیاس یک شهر یا کشور نیازمند ایجاد پیوند میان گروههایی با تجربهها، سلیقهها و دغدغههای متفاوت نیز هست؛ بنابراین یکی از معیارهای بلوغ این اجتماعات باید توانایی آنها در گسترش دایره مشارکت و تقویت احساس تعلق در میان اقشار متنوع جامعه باشد.
تحقق این هدف مستلزم تنوع در برنامهها، توجه به نیازهای خانوادهها، استفاده از ظرفیت زنان و جوانان و فراهم کردن فضایی است که کرامت انسانی و احترام متقابل در آن جلوهای روشن داشته باشد. ارزشهای دینی و ملی هنگامی قدرت پیونددهندگی بیشتری پیدا میکنند که مردم آثار آنها را در اخلاق جمعی و نحوه رفتار با یکدیگر، مشاهده کنند.
در کنار این موضوع، باید به نسبت اجتماعات مردمی و نهادهای رسمی نیز توجه داشت. دستگاههای فرهنگی میتوانند نقش مهمی در پشتیبانی از این حرکت ایفا کنند، اما نباید ابتکار عمل مردم در میان تشریفات اداری و برنامههای از پیش تعیینشده کمرنگ شود. اصالت مردمی، یکی از مهمترین منابع اعتبار چنین اجتماعاتی است و حفظ آن نیازمند واگذاری مسئولیت، اعتماد به گروههای اجتماعی و استقبال از ایدههای تازه است.
همچنین تقویت پیوند میان مردم و مسئولان از دیگر ظرفیتهایی است که نباید نادیده گرفته شود؛ اگر این اجتماعات فرصتی برای بیان دغدغهها، شنیدن دیدگاههای شهروندان و شناخت مسائل فرهنگی و اجتماعی شهر فراهم کنند، میتوانند به افزایش اعتماد و احساس مشارکت عمومی کمک کنند؛ البته این اعتماد زمانی تقویت خواهد شد که شنیدن مطالبات با پاسخگویی و اقدام عملی همراه باشد، زیرا هیچ نماد جمعی، هر اندازه ارزشمند، نمیتواند جایگزین تجربه عدالت، صداقت و مسئولیتپذیری در عملکرد نهادها شود.
اجتماعات شبانه امروز فرصتی در اختیار جامعه قرار دادهاند که نباید بهآسانی از کنار آن گذشت. مردمی که ماهها حضور در میدان را در دفاع از کشورشان استمرار بخشیدهاند، ظرفیت بزرگی از تعلق، انگیزه و آمادگی برای مشارکت را نمایان کردهاند؛ اکنون وظیفه فعالان فرهنگی و اجتماعی است که با شناخت این ظرفیت، زمینه گسترش و تعمیق آن را فراهم کنند.