ارتش فدای ملت شعاری که عین عمل است
سپهرغرب، گروه رویداد - عباس سریشی: انضباط، تعهد، کارایی، تهور و فرمانپذیری مهمترین مؤلفههای ارتش در پاسخگویی سریع و بهموقع به نیازهای آسیبدیدگان حوادث طبیعی است.
اساساً هر حکومت و دولتی برای حفظ استقلال، امنیت و تمامیت ارضی خود نیاز به نیروی مسلح قوی، مقتدر و سازمانیافته دارد؛ این بدان معناست که قدرت نظامی یکی از ابزارها و سازوکارهای کشورداری بوده که از دیرباز تاکنون مورد توجه همه حاکمان و سیاستمداران قرار گرفته و در عصر حاضر نیز که قدرت نظامی با دیدگاههای مختلفی مورد تجزیهوتحلیل قرار میگیرد، این موضوع با اهمیتی بیشتر مفهوم خود را حفظ کرده و در گونه فناورانه تقویت شده است. بهگونهای که بهدلیل نقشی که در ایجاد بازدارندگی از تهدید و مقابله با آن برای کشورها دارد، بهعنوان مهمترین مؤلفه قدرت در تأمین و حفاظت از منافع امنیت ملی بهشمار میرود.
درواقع هیچ ملتی نمیتواند انتظار داشته باشد درحالی که ضعیف و ناتوان بوده و قادر به دفاع از خود نیست، مورد طمع و یا سوء استفاده قرار نگیرد؛ بنابراین طبیعی است که دولتها بهصورت دائم و پیوسته و حتی صرف هزینههای کلان، به دنبال تقویت، بهروزرسانی و ایجاد توانمندیهای جدید در نیروهای مسلح خود باشند.
البته در اعصار گذشته نام نیروهای مسلح عموماً ولو با هدف دفاع نیز با جنگ، کشتار و خونریزی همراه بوده و شاید وجود همین تصورات سیاه است که باعث میشود بسیاری هنوز نتوانند درک درست و منطقی از نقش یا تواناییهای نیروهای مسلح در حفظ و حراست از جان و مال مردم در بحرانهایی بهجز جنگ و درگیریهای نظامی داشته باشند.
بااینحال اما باید یادآور شد که همکاری نیرویهای نظامی در فرآیندهای امدادرسانی، موضوع جدیدی نیست و در تورق تاریخ میتوان به نمونههایی از آن دست یافت؛ اما رسمیت یافتن این امر (امدادرسانی و ورود به مبحث بحرانها) به اوایل دهه 1990 برمیگردد که البته بعد از آن روندی رو به رشد داشته و حتی بهنوعی مقبولیت نیز یافته، زیرا این تصور وجود دارد که ورود نیرویهای مسلح به این فرآیند میتواند تصویر سازمانهای خُشک و بیاحساس نظامی را در اذهان عمومی به یک ساختار نجاتبخش استحاله کند.
با افزایش بلایا و حوادث طبیعی معمولاً ظرفیت سازمانهای مدنی و بشردوستانه تکافوی نیازهای آسیبدیدگان را نکرده و درعینحال ماهیت برخی از حوادث نیز بهگونهای است که همان سازمانها معمولاً برای پاسخگویی مؤثر و سریع در حوادث، توانایی، انسجام، راهبرد و یا تجهیزات و نیروی فرمانپذیر لازم را ندارند و این درحالی بوده که انضباط و کارآیی و بهخصوص فرمانپذیری مهمترین مؤلفه در پاسخگویی سریع و بهموقع به نیازهای صدمهدیدگان در قالب امدادرسانی است.
مضاف بر اینکه اغلب مأموریتهای مذکور نیز بهواسطه شرایط ناپایدار محیطی بسیار خطرناک و مخاطرهآمیز محسوب میشوند که برحسب اتفاق یگانهای نظامی در این خصوص هم دارای تجهیزات لازم هستند و هم از آمادگی و توانایی بیشتر و بهتری برای انجام آنها برخوردارند.
همچنین حوزههایی نیز وجود دارد که نیروهای نظامی بدون شک در آنها از قابلیتهای منحصربهفردی بهره میبرند که در سازمانهای مردمنهاد و امدادرسان عمدتاً وجود ندارند؛ موضوعاتی ازقبیل تجهیزات و امکانات حملونقل اعم از هوایی، زمینی و دریایی، تدارکات و پشتیبانی، یگانهای متخصص در مهندسی، مخابراتی، بهداشت و درمان و یا در نگاه ویژه نیروی انسانی که میتواند در کوتاهمدت و در گستردهترین وسعت نسبت به کمکرسانی، تخلیه، جابهجایی و برقرار اتصالهای ارتباطی اقدام کند.
البته از دیدگاه کارشناسان و صاحبنظران یکی از مهمترین موضوعاتی که درخصوص استفاده از منابع و نیروهای نظامی در امدادرسانی باید به آن توجه ویژه داشت، مبحث ایجاد هماهنگی بین نیروهای انسانی و مدیریتها (نظامی و غیر نظامی) است که غالباً نیز محل چالش و دغدغه بوده؛ بدین معنا که وجود تفاوتهای ماهوی در فرهنگ کاری، تشخیص اولویتها و موقعیتها و ایجاد هماهنگی نهایی در مرحله تصمیمگیری و اجرا بین کارکنان نظامی و غیر نظامی، میتواند تأثیرات بسیار مهمی را در موفقیت یا شکست عملیات امدادرسانی در پی داشته باشد.
کما اینکه فقدان یک واکنش سریع و صحیح و یا سیستم استاندارد درخصوص هماهنگی منطقی بین نیروهای نظامی و نهادهای مردمی در حوادثی چون طوفان کاترینا در سال 2005 و یا زمینلرزه سال 2010 هائیتی باعث شد تا با وجود نیرو و تجهیزات فراوان، اما عملیات امدادرسانی با مشکلات و اختلالهای فراوانی مواجه شود و متعاقباً بسیاری از آسیبدیدگان از این شیوه عملکرد ابراز نارضایتی کنند.
در اینگونه حوادث مدیریت و وحدت فرماندهی یکی از اصول اساسی محسوب میشود که میتواند در کوتاهزمان تمامی اقدامات و فعالیتهای امدادرسانی ارگانهای مختلف را به نحو صحیحی مدیریت کند تا مردم آسیبدیده و بحرانزده را از خدمات بهصورت مساوی بهرهمند کند؛ درعینحال این خدمات نیز تا زمان بازگشت زندگی مردم به حالت عادی تداوم داشته باشد.
ایران سرزمین پُرحادثه
و اما ایران کشوری است که براساس تجربه و نرخ آماری در حوزه مخاطرات و حوادث طبیعی جزء 10 کشور نخست دنیا با تعداد بالای بلایای طبیعی از قبیل زلزله، سیلاب و طوفان محسوب میشود؛ کما اینکه برخی از این حوادث و رخدادها نیز بهلحاظ گستره و شدت قدرت تخریب در نوع خود مانند زلزله منجیل، رودبار، بم، کرمانشاه و یا سیلابهای ابتدای سال 98 آنچنان تأملبرانگیز بوده که قطعاً هیچگاه از خاطره مردم و حتی دنیا فراموش نمیشود.
بنابراین لزوم توجه به موضوع مدیریت بحران چه در بحث پیشگیری و چه امداد، در کشور امری بسیار لازم و ضروری به نظر رسیده و میطلبد که با هماهنگ کردن و یکپارچهسازی فعالیتها، بتوان علاوهبر آنکه از وقوع بحرانها پیشگیری کرد، درصورت وقوع بحران از آثار زیانبار آن نیز کاست و نسبت به مقابله و امدادرسانی سریع اعمال مناسب را انجام داد که متعاقباً این اقدامات تا زمانی که زندگی برای مردم و کشور به وضعیت عادی بازگردد، استمرار داشته باشد.
البته شکی نیست که تاکنون و در تمامی این حوادث نیز کمیت و کیفیت فعالیت و تلاشهای صورتگرفته از سوی سازمانهای مدنی و دولتی (اعم از هلالاحمر، اورژانس و غیره) در کنار همدلی مردم و مسئولان، بسیار مؤثر و مثالزدنی بود و توانست تا میزان بسیار زیادی تسکیندهنده آلام آسیبدیدگان باشد؛ بااینحال مشاهده برخی مشکلات و نواقص به ما یادآور میشود که هنوز چرخه مدیریت بحران [در قالب 6 مرحله پیشگیری، کاهش، آمادگی، پاسخ (نجات و امداد) توانبخشی و بازسازی] در اینگونه حوادث مهیب که بعضاً جنبه ملی نیز دارند، کماکان نیازمند توجه و همیاری اساسی از سوی نیروهای توانمند و زبده است که این امر نیز جز با همکاری نیروهای مسلح و استفاده از ظرفیتهای انسانی و ابزاری آنها، میسر نخواهد شد.
بر این اساس در کشور ما نقش سازمانهای نظامی بهخصوص ارتش در سالهای اخیر تغییر اساسی و بنیادین داشته و اینگونه ایجاب کرده که جدا از وظیفه ذاتی خود یعنی دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور، به این موضوع نیز ورود جدی و اساسی داشته باشند؛ زیرا تجربه نشان داده که ارتش بهعنوان یکی از مهمترین و سریعترین سازمانهای پاسخدهنده در زمان بحران با توجه ویژه به مبحث سرعت در امدادونجات، بسیار نقشآفرین و مؤثر عمل کرده است.
درواقع حضور مؤثر ارتش در قالب نیروهای چهارگانه خود در بطن حوادث و بلایایی طبیعی، ایفای نقش پُررنگ در امدادونجات و یاریرسانی به آسیبدیدگان، بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران (اعم از خارجی و داخلی) را به این درک رسانده که با توجه به مؤثر بودن نقش ایشان در امدادرسانی، به نظر میرسد که سازمانهای امدادرسان باید بیش از گذشته درخصوص تدوین سیاستهای کلی خود پیرو دکترینهای نظامی بوده و جدا از اجرای دستورالعملهای سازمانی، بهصورت فعال و ویژه به دنبال تعامل و حمایت از یکدیگر در توسعه روابط کاری و استفاده از ظرفیتها، ابزارهای پیشرفته و نیروی انسانی کارآمد و فرمانپذیر جهت امدادرسانی باشند.
زیرا این یک واقعیت بسیار تلخ است که هرازچندگاه صدها و شاید هزاران نفر از هموطنان ما تحت تأثیر بلایای طبیعی و انسانی آسیب دیده و نیازمند امدادرسانی میشوند که از مهمترین مطالبات در هنگام وقوع یک بحران، شروع فعالیتهای لجستیک، انتقال اقلام امدادی، رساندن این وسایل به آسیبدیدگان و به موازات آن انتقال افراد آسیبدیده به مراکز درمانی و یا تخلیه و انتقال ساکنان در معرض خطر به مناطق امن و برپایی کمپهای سکونت است که نیروهای نظامی بهعلت در اختیار داشتن تجهیزات و وسایل و نیز توانمندیهای بالقوه و ذاتی جهت اجرای اینگونه عملیات، بهمنزله یک نیروی کمککننده مؤثر میتوانند نقش کلیدی در پاسخگویی به مطالبات ایفا کنند.
البته نکته بسیار حائز اهمیتی که در اینجا نباید از آن غافل شویم این است که اگرچه اخیراً بهعلت تغییر در نوع حوادث و خط مشیها و حوادث و بلایای طبیعی زیاد، نقش این نیروها در کمکرسانی و امداد پُررنگ شده، اما مسئولیت اصلی آنها که همانا تأمین امنیت ملی و آرامش است نیز با وجود تنوع و افزایش تهدیدات برون و درونمرزی، هیچگاه ازنظر اهمیت به درجه دوم نزول نکرده و کماکان در اولویت نخست قرار دارد. بنابراین طبیعی است که با درک این توانشهای ذاتی، عموم مردم از نیروهای مسلح این انتظار را داشته باشند که در بحرانها به کمکرسانی بشتابند.
جلوههای بیبدیل حضور
قطعاً یکی از اصلیترین وظایف نیروهای مسلح و بهویژه ارتش جمهوری اسلامی ایران کمکرسانی به آحاد ملت در شرایط حساس بلایای طبیعی و ایستادن در کنار نیروهای امدادی است؛ چراکه همواره برای اوضاع بحرانی آمادگی داشته و بارها در میدان عمل نیز تواناییهای همهجانبه خویش را به نمایش گذاشتهاند و با بهرهگیری از توان مثالزدنی کارکنان زبده و به پای کار آوردن امکانات در شرایط حساس، بهعنوان سایهای قدرتمند در حمایت و کمکرسانی به هموطنان آسیبدیده کشورمان به ایفای نقش پرداختهاند.
ناگفته پیداست که کارکنان خدوم و جانبرکف ارتش از بطن مردم و متن جامعه هستند که خود تفسیری حقیقی از شعار ارتش فدای ملت است، بوده و کارکنان این شجره طیبه نهفقط در بحث وظیفه سازمانی خود در برقراری امنیت بلکه در حساسترین شرایط امدادرسانی هم با گذشتن از عزیزترین دارایی خویش که همانا جان شیرین است، دِین خود را در راه تضمین امنیت به کشور، ملت و آرمانهای آن ادا کردند که نهتنها دستاوردهای زمان جنگ، بلکه دوران صلح نیز نشانیهای بسیاری از فعالیتهای خالصانه این قهرمانان بیادعای میهن دارد.
تورق تاریخ این کشور بهوضوح نشان میدهد که عموماً پس از وقوع هر رخداد ناگوار و تنها اندکی پس از آن، تمامی کارکنان این مجموعه اعم از کادر و وظیفه در نواحی مختلف حادثهدیده حاضر شده و با تمام توان سعی کردهاند تا در ساعات ابتدایی و طلایی پس از حادثه با هرآنچه در توان داشتهاند، به یاری افراد آسیبدیده بشتابند و یا در کنار انجام عملیات مختلف امدادونجات در هوا، دریا و مناطق صعبالعبور، با اهدای اقلام غذایی، پوشاکی، بهداشتی، وسایل پختوپز، اقلام دارویی، مصرفی، مصالح ساختمانی و سوخت و تجهیزات طبخ نان و غذای گرم و یا اعزام تیمهای درمانی پزشکی به مناطق محروم و آسیبدیده، خدماتی هرچند کوچک را ارائه دهند.
شاید نمونههایی از این موارد را بتوان در حوادثی همچون زلزله منجیل، رودبار، بم، کرمانشاه، کولاک و برف و یا رخداد سیلابهای سال 98 در استانهای خوزستان، گلستان، ایلام، فارس و بوشهر دید که کارکنان ارتش همدوش دیگر نهادها و نیروهای امدادرسان، از همان ابتدای وقوع بحران با استفاده حداکثری از تمامی ظرفیتها و امکانات هوایی، دریایی، زمینی، هوانیروز، یگانهای مهندسی و بهداشت و درمان خود به کمک مردم بحرانزده در سراسر کشور شتافتند که جلوههای بدیع ایثار و فداکاری زیادی نیز در آن خلق شد؛ کما اینکه رهبر معظم انقلاب نیز در جریان بازدید از مناطق زلزلهزده به آن اشاره کرده و فرمودند: اگر ارتش و سپاه به کمک زیر آوار ماندگان نمیآمدند، داغ ما بیشتر میشد.
این فعالیتها نشان میدهد که نقش نیروهای نظامی در امدادرسانیها و عملیات مدیریت بحران، مؤثر است؛ درنتیجه نباید تصور شود که همواره بودجههای نظامی صرف تجهیزاتی میشود که تنها برای دفاع و نبرد بهکار میآیند، بلکه بخشی از این بودجهها نیز اساساً بهصورت برنامهریزیشده صرف تهیه و خرید تجهیزات مختلفی در بحث پوشاک، درمان و دارو، اسکان، تغذیه و غیره میشوند که در مواقع بحران باعث نجات جان مردم است.
همسنگر با مدافعان سلامت
و اما با شیوع ویرس کرونا در جهان و رخنه آن در کشور ما نیز باری دیگر فرصتی پیش آمده تا شاهد یکی از جلوههای بارز و ناب حضور نیروهای مسلح اعم از ارتش، سپاه و نیروی انتظامی در کنار مردم و دوشادوش مدافعان حریم سلامت جامعه چه در مبحث پیشگیری و چه فرآیند درمان باشیم.
درواقع بروز این بحران با وجود شداید و مشکلات خود، فرصتی است تا به ما یادآور شود در این جامعه اساساً من و ما و فصل و فاصلهای در بین نیست و به وقت لزوم همه باید در کنار هم و برای یک هدف آستین همت را بالا زده و دوشادوش هم به جنگ دشمنی بروند که هدفش سلب آرامش و آسایش هموطنان ماست.
قدر مسلم کارکنان نیروهای مسلح فراموش نمیکنند که در دوران دفاع مقدس این کادر درمانی بودند که همدوش ایشان زیر باران گلوله در سنگرهای خط مقدم به امر نجات و درمان همرزمانشان مشغول بودند و حالا پس از گذشت سالها و درحالی که اکنون روز حماسهسازی کارکنان نظام درمانی در جبهه دفاع از سلامت جامعه رسیده، وقتش شده که آن دِین ادا شود.
بخشهای کوچکی از این جلوههای حضور را میتوان در برپایی مرکز دوهزار تختخوابی در تهران در کمتر از دو روز، خدماترسانی 38 بیمارستان و 750 مرکز درمانی ارتش در سطح کشور، آمادهسازی حدود یکهزار و 600 تختخواب بیمارستانی برای بیماران کرونایی، ایجاد 200 مرکز تشخیص و پایش در سطح کشور، پایش سلامت و ضد عفونی خودروها در 22 استان و 90 شهر، ضد عفونی کردن خیابانها در نقاط مختلف کشور، تولید ماسک، لباس بیمارستانی، مواد شوینده و ضدعفونیکننده و نیز تهیه بیش از 10 مقاله تحقیقاتی و 24 طرح تحقیقی توسط تیمهای متخصص جهت ثبت و جمعآوری اطلاعات برای انجام تحقیقات و مستندسازی، دید که جز با استفاده از نیروهای انسانی توانمند و امکانات ویژه، محقق نمیشد.
درواقع این نیز یکی دیگر از برگهای زرین افتخار نیروهای مسلح کشور ما و بهخصوص ارتش جمهوری اسلامی ایران است که امروز در کسوت مدافعان سلامت و در سنگری جدید درحال خدمت به جامعه و هممیهنان عزیز خود هستند؛ درحالی که نهتنها خدشهای به مسئولیتهای اصلی وارد نشد، بلکه هوشیاری و آمادگیها را بالاتر برد. در مرزهای شرقی و غربی نیروی زمینی مستقر است، پدافند هوایی شبانهروز آسمان کشور را رصد میکند، نیروی هوایی مأموریتهای گشت هوایی را انجام میدهد و نیروی دریایی نیز وظایف خود را در آبهای سرزمینی، آزاد و بینالمللی عهدهدار است و همچنین در هشت استان نیز نیروهای تابعه ارتش آماده برای کمک به مردم و مسئولان در رابطه با سیل هستند و چتر امنیت پایدار بر این مرزوبوم بهتر و بیشتر از گذشته سایهگستر شده است.
در این خصوص کارشناسان و صاحبنظران معتقدند که حضور پُررنگ و تخصصی نیروهای مسلح در بیماری کرونا (چه در بحث پیشگیری و ضد عفونی و چه در پایش و درمان) بهوضوح نشاندهنده تواناییها و پتانسیلها و نیز وحدت رویه ایشان درخصوص ورود، مدیریت و بهسامان کردن شرایط محیطی در بحرانهاست؛ گو اینکه بیان این مطالب نیز قطعاً نافی جایگاه، تلاش و جهاد سازمانها و نهادهای امدادرسان دولتی و مردمی نیست و قطعاً حضور این نهادها نیز برای مقابله با حوادث و رخدادها، امری ضروری است.
واقع امر این است که دستاوردهای حاصل از همدلی و حضور یکپارچه همه این نهادها و سازمانها در بحث کنترل و مدیریت بحرانها و حوادث، عیناً ثابت کرد تا زمانی که همه ما در قالب یک هدف و مدیریت واحد تلاشها را متمرکز کرده و حرکت کنیم، قطعاً بهتر و سریعتر از هرزمان به نتیجه اصلی که همانا کاهش تأثیرات حوادث و زمان امداد است، خواهیم رسید. گو اینکه درحال حاضر نیز با مقایسه شرایط فعلی کشورمان با دیگر ممالک درگیر با این بیماری (چه بهلحاظ پیشگیری و کنترل و چه درمان و کاهش تلفات)، میتوان بهوضوح به این حقیقت دست یافت.
البته نکته مهمتر این است که به امید خداوند این بلیه نیز برای ما آسان و درمان خواهد شد، اما آنچه باید بدان توجه خاص داشته باشیم، مقوله توجه به تجربیات امروز برای ارتقای توان در رخدادهای فرداست که در قالب تأکید و تمرکز بر افزایش تعاملات و مراودات سازمانی و نیز آموزش نیروها و کارکنان با تجربه در کنار ارتقا و آمادهسازی تجهیزات، به فراخور هر رویداد و حادثه بوده که باید در کوتاهمدت به منصه ظهور برسد.