شناسه خبر:55698
1401/3/2 09:45:19

سپهرغرب، گروه اندیشه - حامد محمدی متین: هدف اصلی از مقاله حاضر، نشان­ دادن این نکته است که آیا ظاهر برخی از رفتارهای انسان در باطن روح او مؤثر است؟ چرا انسان باطن گناه را مشاهده نمی­‌کند؟ مطلب دیگر اینکه چرا خداوند گناه محدودی را بهانه­‌ای برای عذاب ابدی قرار می­‌دهد؟

گستره تأثیرپذیری روح از بدن

به ­گفته اطبا خوردن زعفران موجب شادی روح می­‌شود و خوردن ماست کسلی روح را در پی دارد. همچنین براساس روایات، نتیجه استفاده از گوشت خوک، بی­‌غیرتی است و افراط در مصرف برخی از مواد غذایی مایه تحریک غریزه جنسی یا خشونت می‌­شود. این امر به‌­روشنی حکایت از تأثیرپذیری روح انسان از بدن و ارتباط تنگاتنگ ظاهر و باطن دارد. براساس آیات قرآن و روایات معتبر، تأثیر تغذیه بر روح انسان محدود به روابط ساده­ و قابل درک با علوم حسی– تجربی همانند غم و شادی نیست، بلکه حالات معنوی روح نیز تحت تأثیر تغذیه واقع می­‌شوند؛ یعنی اگر غذایی که انسان میل می‌­کند از راه حرام تهیه شده باشد، روح انسان را آلوده کرده و مایه درد و عذاب اُخروی می‌­شود. قرآن کریم باطن مال حرام را به­‌منزله آتشی می‌­داند که روح و جان را می­‌سوزاند: «إنَّ الذّینَ یَأکُلُونَ أموالَ الیَتمَی ظُلمَاً إنَّما یَأکُلُونَ فِی بُطُونِهِم ناراً و سَیَصلَون سَعِیراً» همانا کسانی که اموال یتیمان را از روی ظلم و ستم می‌­خورند، درحقیقت در شکم خود آتش می­‌خورند و به‌­زودی در آتش دوزخ خواهند سوخت (نساء، 10).

   تحلیل فلسفی عدم درک حقایق فرامادی و باطن اعمال در دنیا

تحلیل فلسفی آیه فوق با بیانی ساده و همه‌­فهم این است که در همین دنیا مشغولیت انسان به مادیات، او را از درک برخی دردها عاجز می‌­کند؛ برای نمونه، گاه کشاورزی در حین استفاده از بیل، ناخواسته آسیبی به انگشت خود می­‌زند. وی با وجود آنکه انگشت خود را بریده و خون از آن می­چکد، دردی احساس نمی­‌کند. چراکه آنچنان غرق کندن زمین است که توجهی به انگشت خود ندارد؛ اما همین ­که پس از دقایقی چشمش به انگشت بریده می‌­افتد، از همان لحظه احساس سوزش و درد در آن ناحیه می‌­کند. در فلسفه، از این امر به «علم حضوری ناآگاهانه» یاد می‌­شود؛ یعنی با وجود آنکه اسباب درد فراهم شده، شخص درکی از آن ندارد. شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که به درد شدیدی همچون دندان‌­درد مبتلا شده باشید، انسان به­ وضوح درمی­‌یابد که درد دندان در طول روز ضعیف‌­تر و شب‌­ها شدیدتر است. علت این امر آن است که احساس درد در طول روز به­‌دلیل توجه روح به سایر انسان­‌ها و مشغله‌­های دنیوی، ضعیف می‌­شود و با فرا رسیدن شب و به­ خواب رفتن اطرافیان سکوتی حکم‌فرما و روح انسان ناخودآگاه متوجه درد مغفول می‌­شود و آن­ را عمیق‌­تر می‌­یابد.

   اصلاح باطن، فلسفه ارزش­‌های اخلاقی و حقوقی در اسلام

از تحلیل فوق فلسفه شب­‌زنده‌­داری روشن می‌­شود. علت آنکه توصیه شده است دقایقی پیش از نماز صبح بیدار شوید و به عبادت بپردازید این است که در آن زمان انسان می‌تواند فارغ از دل­‌مشغولی‌­ها و درگیری‌­های روزمره به عبادت بپردازد و به خدا توجه عمیق‌­تری کند. «هرچه توجه انسان به خداوند بیشتر و عمیق‌­تر باشد، به ذات مقدسش نزدیک­‌تر شده و تکامل بیشتری می­‌یابد و هرچه از او بیشتر غفلت کند، از او دورتر شده و زندگی­ سخت­‌تری را تجربه می­‌کند؛ و مَن أعرَضَ عَن ذِکرِی فَإنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً و نَحشُرُه یَومَ القِیامَةِ أعمَی» کسی که از یاد من روی­گردان باشد، زندگی تنگی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور می‌­کنیم (طه، 124). اساساً تکامل انسان جز این نیست که به خدا یعنی کامل­‌ترین حقیقت نزدیک شود. علت توصیه به حفظ قرآن کریم در اوایل صبح نیز همین است؛ ذهن انسان در آن زمان خالی از هرگونه دغدغه­‌ای است و استراحت شبانه به­‌طور تقریبی، حافظه کوتاه­‌مدت را پاک کرده و زمینه مساعدی را برای ورود اطلاعات جدید میسر می‌­کند. به ­همین ­جهت اطلاعاتی که انسان در ابتدای روز به ذهن خود می­‌سپارد، ماندگاری بیشتری دارند.

از اینجا روشن می‌­شود چرا با وجود آنکه قرآن کریم خوردن مال یتیم را خوردن آتش توصیف می‌­کند، چنین شخصی درکی از آتش ندارد؛ علت این است که انسان در دنیا با امور مادی مأنوس بوده، یعنی در پی کسب لذت از خوراکی‌­ها، پوشیدن لباس­‌های فاخر، تفریح و سایر امور بوده و از بسیاری حوادث نگران و غمگین است. این اُنس با مادیات موجب می‌­شود درد ناشی از خوردن مال یتیم را (که باطنش درواقع آتش است) درک نکند؛ اما پس از آنکه مرگ اتفاق افتاد، دیگر روح انسان به لذایذ جسمانی و امور مادی مأنوس نیست، بنابراین «به محض قطع ارتباط روح از بدن دردهای ابدی شروع می‌­شوند؛ دردهایی که ناشی از عمل خود انسان و به‌واقع خودِ عمل او و باطن آن­ هستند».

   رابطه نعمت و عذاب ابدی با افعال محدود انسان

بنابراین پاسخ شبهه معروف درباره تناسب عذاب جهنم با گناهان محدود و رابطه آن با عدالت خداوند روشن می‌­شود. شبهه به ­زبان ساده این است که چرا کسی که گناه محدودی مرتکب می­‌شود تا ابد عذاب می­‌شود؟ این امر چگونه با عدالت خداوند سازگار است؟ پاسخ این بوده که «عذاب جهنم باطن گناهان و نعمت‌­های بهشتی باطن کارهای خیر انسان در دنیا است». این‌گونه نیست که قراردادی صورت بگیرد و برای گناهان گوناگون مجازات مخصوصی با مدت‌­زمان معینی درنظر گرفته شود؛ مثلاً فرشتگان به‌منزله مجلس شورای الهی برای هر دروغ سه ضربه گرز آتشین همراه با یک لیوان شربت زقوم به­ مدت 500 سال تجویز کنند و سپس با حکم نهایی خداوند چنین قانون کیفری رسمیت یابد؛ به‌­گونه‌­ای که تغییر حکم صرفاً با برگزاری نشستی اضطراری ممکن باشد.

اساساً براساس اصول فلسفی و دینی، روح انسان به ­محض گناه داخل آتش شده است، اما به ­جهت اُنس با مادیات دردی احساس نمی­‌کند؛ پس «نعمت و عذاب اُخروی در همین دنیا آغاز و از لحظه مرگ درک می‌­شود». درنتیجه «ارتباط روح و بدن همانند پرده و حجابی است که مانع درک حقایق فرامادی می­‌شود» و دقیقاً به همان دلیل که به ­موجب مرگ این ارتباط قطع می‌­شود، انسان با همه­ وجود می‌­فهمد که چه گلستانی با عمل خود فراهم آورده یا چه دسته­ گلی کاشته است.

خلاصه آنکه­ انسان‌­های عادی ­مادامی­ که با مادیات و لذایذ جسمانی مأنوس‌­اند، از درک باطن اعمال خویش عاجز هستند؛ اما اگر از طریق عبادت‌­هایی همچون شب­‌زنده‌­داری و روزه‌­داری از دلبستگی‌­هایشان به امور مادی بکاهند، به قدرت‌­های فوق‌­العاده‌­ای دست می‌یابند که در جلسه آینده به ­توفیق الهی درباره آن‌­ها سخن خواهیم گفت.

شناسه خبر 55698