گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:100685
تحلیلگر مسائل اقتصادی مطرح کرد:

«پایداری در تولید و فعالیت اقتصادی»، گرانیگاه مقاومت ملی

«پایداری در تولید و فعالیت اقتصادی»، گرانیگاه مقاومت ملی

اقتصادها در شرایط عادی نیز با چالش‌های متعدد روبه‌رو هستند؛ از نوسانات بازارهای مالی گرفته تا فشارهای خارجی و محدودیت‌های داخلی. بااین‌حال آنچه توان واقعی یک اقتصاد را آشکار می‌کند، نحوه عملکرد آن در لحظات بحرانی و شرایطی است که نااطمینانی به اوج می‌رسد. در چنین مقاطعی تنها شاخص‌های اقتصادی تعیین‌کننده نیستند؛ بلکه مجموعه‌ای از عوامل ازجمله رفتار اجتماعی مردم، توان مدیریتی دولت، آمادگی زیرساخت‌ها، توزیع جغرافیایی صنایع و حتی نحوه روایت رسانه‌ها از واقعیت‌های اقتصادی، در شکل‌گیری مسیر بازارها نقش ایفا می‌کنند.
در هفته‌های اخیر و هم‌زمان با افزایش تنش‌های منطقه‌ای و بروز درگیری‌های نظامی، نگاه بسیاری از تحلیلگران متوجه واکنش اقتصاد ایران شد؛ اینکه آیا بازارها دچار التهاب خواهند شد؟ آیا هجوم به بازارهای دارایی مانند ارز و طلا شکل می‌گیرد؟ آیا شبکه تأمین و توزیع کالاهای اساسی می‌تواند در چنین شرایطی ثبات خود را حفظ کند؟
بررسی تحولات این دوره نشان می‌دهد اقتصاد ایران در برابر برخی از شوک‌های متعارف دوران بحران، واکنش متفاوتی از خود نشان داده است؛ از رفتار نسبتاً آرام بازارها و پرهیز مردم از خریدهای هیجانی گرفته تا تداوم فعالیت واحدهای تولیدی و بازگشت سریع شبکه عرضه کالاهای ضروری، مجموعه‌ای از تجربه‌های قابل توجه در این مقطع شکل گرفته است؛ تجربه‌هایی که بررسی آن‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از میزان تاب‌آوری اقتصادی کشور در شرایط بحرانی ارائه دهد.
برای واکاوی ابعاد مختلف این تحولات، از رفتار بازارهای طلا و ارز گرفته تا نقش پدافند غیر عامل اقتصادی، مدیریت افکار عمومی و تأثیر جنگ رسانه‌ای بر فضای اقتصادی کشور، با مجید گودرزی، تحلیلگر مسائل اقتصادی گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:
- باتوجه به اینکه یکی از محورهای تاب‌آوری‌های اقتصادی تنوع‌بخشی جغرافیایی است، به نظر شما چقدر پراکنش جغرافیایی واحدهای اقتصادی و شریان‌های تولیدی را درست جانمایی کرده‌ایم که کمتر آسیب ببینیم و اکنون چه باید کرد؟
در سال‌های گذشته یکی از نقدهای جدی در حوزه توسعه صنعتی، احداث صنایع مادر در نقاط مرکزی کشور و بهره‌گیری محدود از ظرفیت سواحل بوده است؛ درحالی که برخی توسعه صنعتی در مناطق ساحلی را ضروری می‌دانستند، یکی از دلایل اصلی تمرکز صنایع در عمق سرزمینی، ملاحظات امنیتی و بهره‌گیری از عمق استراتژیک کشور عنوان می‌شد.
تحولات اخیر نشان داد استفاده از عمق استراتژیک تا حدی در افزایش امنیت صنایع کشور، مؤثر بوده است؛ رویکردی که بسیاری از کشورها نیز برای حفاظت بیشتر از زیرساخت‌های صنعتی خود، دنبال می‌کنند.
* توجه به پدافند غیر عامل در طرح‌های صنعتی
در سال‌های اخیر تلاش شده است در جانمایی طرح‌ها و پروژه‌های صنعتی در کشور، ملاحظات پدافند غیر عامل نیز لحاظ شود تا میزان آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها کاهش یابد.
تجربه درگیری‌های اخیر نیز نشان داد دسترسی به برخی نقاط کشور برای طرف‌های غربی بسیار دشوار بوده و این مسئله در کاهش سطح تهدیدها نقش داشته است.
پس از جنگ 12 روزه مجموعه‌ای از تجربیات جدید در حوزه امنیت اقتصادی و زیرساختی به‌دست آمد؛ در این درگیری برخلاف بسیاری از جنگ‌های دیگر، راهبرد اصلی بر نابودی گسترده زیرساخت‌ها متمرکز نشد و ایران نیز در برابر تهدیدها واکنش نشان داد.
از سوی دیگر بخش قابل توجهی از صنایع نفتی جهان در منطقه خاورمیانه قرار دارد و بسیاری از کشورهای عربی که پیش‌تر تصور می‌کردند امنیت را می‌توان از طریق خرید تجهیزات یا حمایت خارجی تأمین کرد و امنیت وارداتی است، در عمل با تهدیدهای جدی مواجه شدند.
- واکنش سریع به اقدامات علیه زیرساخت‌ها
در جریان این تنش‌ها، اقدامات علیه زیرساخت‌ها با واکنش سریع ایران مواجه شد؛ به‌عنوان نمونه پس از هدف قرار گرفتن آب‌شیرین‌کن قشم، ایران در کوتاه‌ترین زمان پاسخ داد.
همچنین زمانی که تانکرهای سوخت ایران هدف قرار گرفتند، کمتر از 25 دقیقه پاسخ متقابل داده شد و پالایشگاه نفت حیفا که حدود 60 درصد سوخت سرزمین‌های اشغالی را تأمین می‌کند، مورد هدف قرار گرفت.
راهبردهایی که پیش‌تر در حوزه پدافند غیر عامل و حفاظت از توان دفاعی و موشکی کشور پیش‌بینی شده بود، طی این جنگ نقش قابل توجهی در کاهش آسیب‌ها ایفا کردند؛ هم در حوزه حفاظت از توان دفاعی و هم در بخش صنایع.
درنهایت نیز به نظر می‌رسد طرف مقابل جرأت حرکت گسترده به سمت انهدام زیرساخت‌های حیاتی ایران را پیدا نکرد؛ زیرا پاسخ‌های ایران قابل توجه و قدرتمند بود.
در ادامه درگیری‌ها برخی حملات به سمت اهداف نظامی محدودتر مانند تأسیسات نظامی و پاسگاه‌های پلیس، سوق پیدا کرد و در مواردی نیز متأسفانه برخی مدارس هدف قرار گرفتند؛ موضوعی که موجب تأسف و تأثر عمیق شد.
* به نظر شما برای تاب‌آوری واحدهای تولیدی که در استان ما بیشتر واحدهای متوسط و خُرد هستند، چه باید کرد؟ هم وظیفه صاحبان این واحدها را بفرمایید و هم وظایف مسئولان را.
همدان به‌دلیل نزدیکی به مناطق غربی کشور، همواره ازجمله استان‌هایی بوده که در دوره‌های مختلف جنگی، بیشترین تهدیدها را تجربه کرده است؛ در همین زمینه یاد و خاطره قهرمانان پایگاه سوم شکاری و سایت نوژه که همواره در دفاع از کشور نقش برجسته‌ای ایفا کرده‌اند، گرامی داشته می‌شود؛ پایگاهی که در مقاطع مختلف یکی از نقاط مهم دفاع ملی کشور به‌شمار آمده است.
در شرایط کنونی استفاده از ظرفیت‌های جغرافیایی کشور اهمیت بیشتری پیدا کرده و استان همدان نیز از این منظر ظرفیت‌های قابل توجهی دارد. بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها می‌تواند در توزیع مناسب واحدهای تولیدی و سرمایه‌گذاری صنعتی نقش‌آفرین باشد و از طریق کاهش تمرکز صنایع، سطح آسیب‌پذیری زیرساخت‌های اقتصادی را تا حد زیادی کاهش دهد.
- اهمیت تمرکززدایی از صنایع
بخش قابل توجهی از واحدهای تولیدی فعال در استان همدان را واحدهای کوچک و متوسط تشکیل می‌دهند. در چنین شرایطی، سیاست عدم تمرکز صنایع و توزیع جغرافیایی مناسب واحدهای تولیدی می‌تواند به تقویت تاب‌آوری اقتصادی کمک کند.
از منظر دفاعی نیز استقرار برخی فعالیت‌های صنعتی در مناطقی که دسترسی به آن‌ها دشوارتر است (مانند کوهستان‌ها)، یک مزیت محسوب می‌شود؛ استان همدان در این زمینه از ویژگی‌های جغرافیایی خاصی برخوردار است که می‌تواند در کاهش آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها مؤثر باشد.
اگرچه در تحولات اخیر زیرساخت‌های صنعتی به‌طور گسترده هدف قرار نگرفتند، اما تجربه این دوره بار دیگر اهمیت پدافند غیر عامل و حفاظت از صنایع را برجسته کرد؛ این مسئله نشان می‌دهد که لازم است در برنامه‌ریزی‌های آینده، توجه بیشتری به تقویت سازوکارهای حفاظتی و افزایش تاب‌آوری زیرساخت‌های تولیدی صورت گیرد.
درعین‌حال باید در نظر داشت که رژیم صهیونیستی و سایر کشورهای متخاصم درصورت فراهم شدن شرایط، تمایل دارند زیرساخت‌های تولیدی و صنعتی ایران را هدف قرار دهند؛ موضوعی که ضرورت آمادگی بیشتر در این حوزه را دوچندان می‌کند.
- نقش افکار عمومی در پایداری اقتصادی
یکی از بخش‌های مهم دفاع ملی، همراهی و آگاهی افکار عمومی است؛ تجربه جنگ اخیر نیز نشان داد که جامعه ایران در این زمینه عملکرد قابل توجهی داشته است.
در طول این دوره کمبودهای کالایی بسیار محدود بود و برخلاف آنچه در بسیاری از جنگ‌ها در نقاط مختلف جهان رخ می‌دهد، هیچ‌گونه غارت فروشگاه‌ها یا رفتارهای هیجانی گسترده در بازار مشاهده نشد. مردم ایران با تکیه بر فرهنگ چندهزارساله غنی خود، رفتار مسئولانه‌ای از خود نشان دادند و از خریدهای بیش از نیاز، پرهیز کردند.
همین رفتار مسئولانه موجب شد تقاضای ناگهانی و انفجاری در بازار شکل نگیرد و درنتیجه دولت نیز بتواند مدیریت بازار و تأمین کالاها را با ثبات بیشتری انجام دهد.
* در شرایط بحرانی مثل جنگ، یکی از مسائل حساس، حفظ بازار فروش است؛ به نظر شما با توجه به محدودیت قدرت خرید و تغییر اولویت سبد خانوار، بنگاه‌های اقتصادی برای باقی ماندن باید چه راهبردهایی را مد نظر قرار دهند؟
در چنین شرایطی، نخستین مسئله‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد، تعادل عرضه و تقاضا است. تجربه نشان داده است که در شرایط جنگی یکی از آسیب‌های رایج، هجوم ناگهانی به بازارها به‌ویژه در حوزه کالاهای خوراکی و منابع کمیاب است؛ وضعیتی که هم به برهم خوردن نظام عرضه و تقاضا منجر می‌شود و هم زمینه شکل‌گیری تقاضای انفجاری را فراهم می‌کند.
- تقاضای انفجاری و خطر تشدید تورم
وقتی تقاضای انفجاری در بازار شکل می‌گیرد، کنترل آن معمولاً مستلزم ابزارهای تورمی است و درنتیجه، قیمت‌ها به سطحی افزایش می‌یابند که قدرت خرید خانوارها کاهش پیدا می‌کند؛ بااین‌حال، تجربه جنگ اخیر نشان داد که جامعه ایران این واقعیت را به‌خوبی درک کرده و با رفتار مصرفی مسئولانه، تلاش کرده است از خروج بازار از حالت ثبات، جلوگیری کند.
همین رفتار آگاهانه مردم موجب شد بازار از شوک‌های شدید قیمتی مصون بماند و زمینه برای مدیریت بهتر شرایط، فراهم شود.
- نقش ذخایر راهبردی و مدیریت دولت
از سوی دیگر، دولت نیز با اتکا به ذخایر راهبردی موجود، توانست ثبات نسبی بازار را حفظ کند. هرچند در بسیاری از موارد ضرورتی برای استفاده گسترده از این ذخایر ایجاد نشد، اما وجود آن‌ها نقش مهمی در اطمینان‌بخشی به بازار و جلوگیری از التهاب ایفا کرد.
درنتیجه، بازار درمجموع از ثبات نسبی برخوردار بود و اختلال‌های جدی در تأمین کالاهای اساسی مشاهده نشد.
در چنین شرایطی، دفاع از کشور صرفاً به حوزه نظامی محدود نمی‌شود. صنایع، بنگاه‌های اقتصادی و فعالان حوزه تولید باید حتی بیش از نیروهای نظامی، احساس مسئولیت کنند. دفاع ملی تنها وظیفه نیروهای مسلح، صنایع هوافضا یا بخش‌های نظامی نیست؛ بلکه همه اجزای جامعه باید در این فرآیند مشارکت داشته باشند.
از نانوایی که تولید نان خود را افزایش می‌دهد، تا پزشکی که در شرایط جنگی با وجود نداشتن الزام قانونی در محل کار حاضر می‌شود، همگی بخشی از زنجیره دفاع همه‌جانبه کشور هستند؛ این مشارکت گسترده باعث می‌شود سیستم اقتصادی و اجتماعی کشور دچار اختلال نشود.
- بازگشت سریع واحدهای خدماتی و تولیدی به چرخه فعالیت
هرچند در روزهای ابتدایی جنگ برخی واحدهای ارائه‌دهنده کالاهای ضروری به‌طور موقت فعالیت خود را محدود کردند، اما این وضعیت پایدار نماند و بسیاری از این واحدها در کوتاه‌ترین زمان به چرخه فعالیت بازگشتند؛ همین موضوع باعث شد کمبودهای احتمالی به‌سرعت برطرف شود و فشار مضاعفی به بازار وارد نشود.
در حوزه کالاهای اساسی مانند آرد و نان نیز دولت توانست مدیریت مؤثری اعمال کند و چالش‌های جدی در تأمین نیازهای پایه‌ای شکل نگیرد.
درمجموع، آنچه در این دوره بیش از هر چیز خودنمایی کرد، شکل‌گیری یک عزم ملی و دفاع همه‌جانبه بود. برخلاف بسیاری از تجربه‌های تلخ جنگی در گذشته ایران یا آنچه در سایر کشورها مشاهده می‌شود، در این جنگ حوادث ناگوار گسترده‌ای در حوزه اقتصادی و اجتماعی رخ نداد؛ مسئله‌ای که نشان‌دهنده بلوغ اجتماعی، انسجام ملی و آمادگی ساختاری کشور در مواجهه با بحران است.
* تجربه نشان داده که بزرگ‌ترین ضربه به تاب‌آوری، از ناحیه «سقوط اعتماد» و هجوم به بازار دارایی‌ها (دلار و طلا) وارد می‌شود و یا اینکه مردم برای دریافت پول نقد به بانک‌ها هجوم می‌آورند؛ در این شرایط به‌لحاظ برنامه‌ریزی اقتصادی چه باید کرد؟
یکی از عوامل مهم این پدیده، نزدیکی به پایان سال مالی و ضرورت انجام تسویه‌های مالی شرکت‌ها بود. در این مقطع زمانی، بنگاه‌ها باید تعهدات مالی خود را تا پیش از بسته شدن سال مالی، انجام می‌دادند؛ تعهداتی که شامل پرداخت‌هایی مانند عیدی و پاداش کارکنان و سایر بدهی‌های مالی شرکت‌ها می‌شود و معمولاً امکان انتقال آن‌ها به سال مالی بعد، وجود ندارد.
درنتیجه، بسیاری از شرکت‌ها برای آنکه در انجام این تعهدات دچار کمبود نقدینگی نشوند، از پیش اقدام به خرید و نگهداری طلا و ارز کرده بودند. با فرا رسیدن زمان تسویه‌ها، این دارایی‌ها به بازار عرضه شد تا منابع مالی لازم برای پرداخت‌ها، تأمین شود.
این موضوع باعث شد عرضه قابل توجهی در بازار طلا و ارز شکل بگیرد و بسیاری از شرکت‌ها بتوانند از محل همین پس‌اندازهای ارزی و طلایی، تعهدات مالی خود را ایفا کنند.
- کاهش تقاضای ارزی در پی اختلال در واردات
از سوی دیگر، اختلال‌های ایجادشده در روند واردات نیز عامل مهمی در کاهش تقاضا برای ارز بود. کاهش حجم واردات به معنای کاهش نیاز فعالان اقتصادی به ارز خارجی است و همین مسئله باعث شد تقاضای ارزی در بازار تا حد قابل توجهی، کاهش پیدا کند.
ترکیب این دو عامل یعنی افزایش عرضه ارز و طلا از سوی شرکت‌ها و کاهش تقاضا به‌دلیل محدود شدن واردات، درنهایت به کاهش قیمت این دارایی‌ها در بازار منجر شد.
- تفاوت رفتار بازار با الگوی رایج بحران‌ها
این وضعیت درحالی بود که در شرایط معمول بحران‌ها، طلا و ارز به‌عنوان دارایی‌های امن شناخته می‌شوند و تقاضا برای آن‌ها افزایش می‌یابد؛ موضوعی که اغلب به رشد قیمت این دارایی‌ها منجر می‌شود. بااین‌حال، در شرایط اخیر بازار رفتاری متفاوت از این الگوی خود نشان داد.
درعین‌حال، با توجه به تعطیلی بخشی از بازار بورس در این دوره، بسیاری از پرداخت‌ها و گردش‌های مالی پایان سال ناگزیر از محل منابع جایگزین انجام شد؛ در عمل، بخش قابل توجهی از این پرداخت‌ها از محل پس‌اندازها و دارایی‌های نقدشونده شرکت‌ها مانند طلا و ارز، تأمین شد.
* نقش شایعه‌ها را در این زمینه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تجربه نشان داده است که در بسیاری از موارد هجوم به بازارها نه براساس کمبود واقعی، بلکه بر پایه اخبار نادرست، تیترهای جهت‌دار و بازنشر شایعات شکل می‌گیرد.
در سال‌های گذشته بارها مشاهده شده است که برخی کمبودهای ادعایی، هیچ‌گونه وجود خارجی نداشته‌اند؛ اما تکرار یک خبر نادرست در چند رسانه یا شبکه اجتماعی، به‌ویژه در قالب هم‌افزایی رسانه‌ای، موجب ایجاد التهاب در بازار، تغییر قیمت‌ها و فشار روانی بر جامعه شده است.
- جنگ رسانه‌ای؛ تهدیدی فراتر از جنگ نظامی
در چنین شرایطی بخش قابل توجهی از چالش‌های اقتصادی، ریشه در جنگ رسانه‌ای دارد. اغراق نیست اگر گفته شود که در برخی مقاطع اثرگذاری جنگ رسانه‌ای حتی از درگیری‌های نظامی نیز مخرب‌تر بوده است؛ چراکه مستقیماً اعتماد عمومی، آرامش روانی جامعه و تصمیم‌گیری‌های اقتصادی خانوارها را هدف قرار می‌دهد.
بررسی اتفاقات سال‌های منتهی به جنگ اخیر نشان می‌دهد که رهاشدگی و ولنگاری رسانه‌ای، زمینه‌ساز بروز فشارهای روانی و اقتصادی متعددی بر جامعه شده است؛ فشارهایی که بیش از آنکه ناشی از واقعیت‌های میدانی باشد، حاصل فضاسازی‌های رسانه‌ای بوده است.
بااین‌حال، در دوره اخیر نشانه‌هایی از افزایش هوشمندی اجتماعی در مواجهه با اخبار و شایعات مشاهده می‌شود. بخش قابل توجهی از جامعه با احتیاط بیشتری نسبت به اخبار غیر رسمی واکنش نشان داده و از تصمیم‌های هیجانی فاصله گرفته است.
از سوی دیگر، محدود شدن دسترسی به برخی بسترهای انتشار شایعه در فضای مجازی نیز باعث شد امکان ایجاد بحران‌های مصنوعی، بزرگ‌نمایی کمبودها یا تحریک بازارها، به شکل گسترده کاهش پیدا کند. در دوره‌هایی که پیش از این تنها چند حساب کاربری یا ربات می‌توانستند فضای روانی بازار را ملتهب کنند، اکنون قدرت مانور شایعه‌سازان به‌طور محسوسی کاهش یافته است.
همین موضوع نقش مهمی در حفظ ثبات بازار و جلوگیری از آشوب‌های اقتصادی ساختگی و بزرگ‌نمایی‌شده، ایفا کرده است.
البته ما انتظار داریم با روی کار آمدن رهبر جدید انقلاب اسلامی، چهره‌ای که از اعتماد عمومی برخوردار است، زمینه برای اصلاح برخی ساختارهای اقتصادی فراهم شود؛ براساس آنچه مطرح می‌شود، نگاه مثبتی نسبت به گسترش ارتباطات اقتصادی وجود دارد و این می‌تواند فرصت تازه‌ای برای بازنگری به برخی سازوکارهای موجود ایجاد کند. امید می‌رود با ظرفیت و اختیاراتی که در چنین جایگاهی وجود دارد، امکان اصلاح بخشی از مشکلات ساختاری و زیرساختی اقتصاد کشور فراهم شود و مسیرهای جدیدی برای بهبود تعاملات اقتصادی و تقویت بنیان‌های اقتصاد، شکل بگیرد.
- مسئولیت رسانه‌ها در اقتصاد جنگی
در این میان، نقش رسانه‌ها بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. رسانه‌ها در شرایط جنگی یا عامل ثبات، آگاهی‌بخشی و اعتمادسازی و یا ناخواسته به ابزار تشدید بحران تبدیل می‌شوند.
با توجه به ظرفیت‌های گسترده رسانه‌ای کشور، انتظار می‌رود رسانه‌ها به سمت ساختن و تقویت سرمایه اجتماعی حرکت کنند و نه تخریب و ایجاد نااطمینانی. تجربه‌های اخیر درخصوص مسکن به‌روشنی نشان داد که تیترهای ناصحیح، تحلیل‌های شتاب‌زده و روایت‌های جهت‌دار، چگونه می‌تواند فشار روانی گسترده‌ای بر جامعه وارد کند؛ حتی در شرایطی که زیرساخت‌های واقعی اقتصاد کشور از توان زیادی برخوردار است.
* وقتی تاب‌آوری از دل جامعه و بازار شکل می‌گیرد
تحولات اخیر نشان داد که اقتصاد در شرایط بحران صرفاً با ابزارهای سیاستی یا شاخص‌های مالی سنجیده نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی، مدیریتی و رسانه‌ای در کنار هم تعیین می‌کنند که یک کشور چگونه از دوره‌های پُرتنش عبور می‌کند. تجربه هفته‌های گذشته نیز نمونه‌ای از همین واقعیت بود؛ جایی که رفتار مسئولانه بخش بزرگی از جامعه، تداوم فعالیت شبکه تولید و توزیع و پرهیز از تصمیم‌های هیجانی در بازارهای حساس، نقش مهمی در حفظ ثبات نسبی اقتصادی ایفا کرد.
در بسیاری از اقتصادهای جهان، شرایط جنگی یا حتی تنش‌های امنیتی کوتاه‌مدت، به‌سرعت به جهش قیمت‌ها، هجوم به بازارهای دارایی و شکل‌گیری کمبودهای مصنوعی در بازار کالا منجر می‌شود. اما تجربه اخیر نشان داد که درصورت همراهی افکار عمومی، مدیریت صحیح بازار و کنترل فضای روانی اقتصاد، می‌توان از شکل‌گیری چنین چرخه‌ای جلوگیری کرد.
درعین‌حال، این تجربه بار دیگر اهمیت موضوعاتی مانند تقویت پدافند غیر عامل اقتصادی، توزیع متوازن صنایع در جغرافیای کشور، مدیریت جریان اطلاعات و افزایش سواد رسانه‌ای جامعه را برجسته می‌کند؛ مؤلفه‌هایی که در دنیای امروز به اندازه زیرساخت‌های فیزیکی اقتصاد در حفظ ثبات و امنیت اقتصادی، اهمیت دارند.
به نظر می‌رسد مهم‌ترین درس این مقطع آن باشد که تاب‌آوری اقتصادی تنها در سیاست‌های کلان خلاصه نمی‌شود، بلکه از دل اعتماد عمومی، هماهنگی نهادی و رفتار عقلانی بازیگران اقتصادی شکل می‌گیرد؛ سرمایه‌ای اجتماعی که در بزنگاه‌های تاریخی می‌تواند مسیر اقتصاد را از بحران به ثبات تغییر دهد.

ارسال نظر

سوال: پایتخت ترکیه؟ Ankara

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار