مثلث طلایی توازن بین خانه و جامعه؛ خودباوری، نظم و یاد خدا
در دنیای پیچیده امروز، جستوجوی تعادل میان بخشهای مختلف زندگی، بهویژه وظایف کاری و مسئولیتهای خانوادگی، به یکی از چالشهای اصلی و تأملبرانگیز انسان معاصر بدل شده است. این توازن برای زنان، و بهطور خاص برای بانوانی که در فضای سختگیرانه، دقیق و رقابتی دانشگاه فعالیت میکنند، ابعادی عمیقتر و گاهی دشوار پیدا میکند. حضور مستمر در محیط دانشگاهی، نیازمند تمرکز حداکثری، مطالعه عمیق، پژوهشهای پیوسته و بهروزرسانی همیشگی دانش است؛ در حالی که نقشهای مادری و همسری نیز به همان میزان به حضور عاطفی باکیفیت، وقت گذاشتن صبورانه و پذیرش مسئولیتهای سنگین در فضای خانواده نیاز دارد.
اغلب در روایتهای رسمی و رسانهای، از زنان موفق بهعنوان ابرقهرمانهایی یاد میشود که بهسادگی و بدون هیچ چالشی از پس همهچیز برمیآیند، اما واقعیت زندگی روزمره بسیار عمیقتر و ملموستر از این انگارههای ساده است. آنچه کمتر به آن پرداخته شده، لایههای پنهان این مدیریتِ چندگانه است؛ همان لحظاتی که باید میان اولویتهای متضاد دست به انتخابی سخت زد، موانع ساختاری که در فضای علمی وجود دارد و نقش حیاتی شبکه حمایتی خانواده که میتواند مسیر رشد را هموار یا مسدود سازد.
در این راستا با دکتر نسرین کرمیکبیر، عضو هیئتعلمی و استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان که توانسته میان این دو جهانِ متفاوت پیوندی معنادار و پایدار برقرار کند به گفتوگو پرداختهایم. در این گفتوگو، با طرح 10 پرسش اساسی بهدنبال فهم این نکته هستیم که آیا این همزمانی، حاصل یک انتخاب آگاهانه بوده یا برآمده از اقتضائات مسیر؟ ایشان با نگاهی صادقانه به ما میگوید که نقطه عطف این تغییر نگرش کجا بوده و چگونه مدلی از زندگی ترکیبی را نمایندگی میکند. بازتعریف نقش خانواده، مدیریت مرزهای منعطف و شناسایی چالشهای پنهان زنان در فضای دانشگاه از بخشهای مهم این گفتوگو است. این مصاحبه نهفقط یک گزارش ساده، بلکه نقشه راهی الهامبخش برای دانشجویانی است که میخواهند هویت حرفهای و انسانی خود را همزمان، با وقار و در توازنی پویا و ماندگار بنا کنند.
* شما بهعنوان یک استاد دانشگاه که همزمان نقشهای خانوادگی و حرفهای را پیش بردهاید، این ترکیب را بیشتر حاصل انتخاب آگاهانه میدانید یا اقتضای شرایط؟
گمان من بر این است که چنین سبک زندگیای بههیچوجه نمیتواند صرفاً حاصلِ شرایط پیشآمده باشد. قطعاً مواردی که یک بانو، چه در سنگر خانواده و چه در جایگاههای اجتماعی با آنها دستوپنج نرم میکند، حتماً باید برآمده از آگاهی و برنامهریزی درست و دقیق باشد تا وی بتواند حداقلِ استانداردها و ضرورتهای کاری را در هر دو حوزه پوشش دهد.
* در تجربه شخصی شما، مهمترین تغییری که باعث شد بتوانید این نقشها را همزمان مدیریت کنید چه بود؟
نهتنها من، بلکه بسیاری از زنانی که در این قرن زندگی میکنند، همگی این نقشها را ایفا میکنند؛ اما فکر میکنم نظم ذهنی، تلاش، استمرار در کارها و توکل به خداوند بزرگ، میتواند مهمترین عاملی باشد که در این مسیر به همه خانمها کمک میکند. در واقع، آن نقطه عطف زندگی را باید علاوه بر توکل به خداوند متعال، در نظمبخشی به امور و برنامهریزی بر پایه اصول علمی، کاری و مدیریتی جستوجو کرد که میتواند یاریگر ما باشد.
*اگر بخواهید تجربه خود را صورتبندی کنید، نماینده چه الگویی از «زندگی ترکیبی» هستید و چه ویژگیهایی این الگو را قابلتکرار و انتقالپذیر میکند؟
در حقیقت، زمانی که شما برنامهای را به سرانجام میرسانید و نتیجه کار را مشاهده میکنید، همین موفقیت باعث استمرار و پیشرفت در آن مسیر میشود. من بر این باورم که اجرای دقیق امور و برنامههایی که در راستای اهداف هر فرد تنظیم شدهاند، عامل اصلی تداوم و استمرار در کار خواهد بود.
* در این مسیر، نقش خانواده بهویژه همسر در عمل چگونه تعریف شد؟
افراد در خانواده بهصورت منفرد هویت پیدا نمیکنند و به گمان من بدون پیوند با خانواده و حمایتهای آن، هرگز یک واحد اجتماعی موفق شکل نمیگیرد. بهویژه درباره نقش همسرم باید بگویم که ما در امور زندگی با یکدیگر «مشارکت» داریم؛ نه صرفاً کمک کردن، بلکه مشارکتی به معنای واقعی کلمه. این روحیه همکاری از همان ابتدا شکل گرفت؛ به این معنا که یک انتخاب آگاهانه میتواند زمینهساز چنین مشارکتی باشد و در ادامه مسیر زندگی، آن را مستحکمتر کند.
*شما چگونه مرز میان فعالیت علمی و نقش مادری و همسری را مدیریت میکنید؟ آیا این مرزها از یکدیگر تفکیک شدهاند یا بهصورت منعطف و همپوشان پیش میروند؟
به گمان من، هیچکدام از این موارد با یکدیگر منافاتی ندارند. همانطور که پیشتر عرض کردم، برنامهریزی دقیق و درست و همچنین ایفای نقش در موقعیت و زمانِ مناسب، میتواند تمامی این مسائل را حل کند؛ از این رو معتقدم برای حضور و موفقیت در هیچکدام از این عرصهها، محدودیتی وجود ندارد.
* آیا تا به حال این احساس را داشتهاید که گاهی این نقشها با یکدیگر جابهجا شوند؟
بعید میدانم جابهجایی نقشها به آن معنا اتفاق بیفتد؛ زیرا هر حوزه در واقع ویژگیهای خاص خود را دارد. در پاسخ به این پرسش که چگونه این نقشها را مدیریت میکنم، باید بگویم هم فعالیتهای اجتماعی و هم مسئولیتهای خانوادگی، هر کدام دانش و مهارتهای خاص خود را میطلبند. زمانی که در جایگاهی قرار دارید که باید نقش مادری و همسری را ایفا کنید، از دانش و مهارتهای مرتبط با همان حوزه استفاده میکنید و زمانی که در محیط کار حضور دارید، از تواناییها، دانش و مهارتهای متناسب با محیط کار بهره میبرید. بهنظر من اگر کارها دقیق، منظم و بر پایه اصول برنامهریزی شوند، میتوان در هر دو حوزه موفق بود.
* پس بهنظر شما، آگاهی نسبت به هر نقش و درک این مطلب که هر موقعیت چه نقشی را میطلبد و چه اقداماتی برای آن لازم است، رمز اصلی این مدیریت محسوب میشود؟
قطعاً همینطور است؛ فرد باید بسیار علاقهمند و در حقیقت نسبت به این موضوع حساس باشد که ابتدا حقوق خانوادهاش را ادا کند و پس از آن در امور اجتماعی به موفقیت دست یابد. چراکه نقش اصلی بانوان در محیط زندگی است؛ نقشی که در حقیقت نهتنها دستکمی از نقشآفرینیهای اجتماعی ندارد، بلکه بسیار ارزشمندتر بوده و جایگاه ویژهتری نیز دارد.
* در فضای دانشگاهی، چه موانع پنهانی برای زنان وجود دارد که کمتر درباره آن صحبت میشود و شما چگونه با آنها مواجه شدید؟
نهتنها در محیط دانشگاه، بلکه بهطور کلی در بسیاری از محیطهای کاری، یکی از مشکلاتی که تا حدی به خود بانوان بازمیگردد این است که پیش از هر چیز باید به توانمندیهای خود باور داشته باشند. زمانی که این باور وجود داشته باشد، حتی اگر در برخی فضاها خارج از محیط دانشگاه سقفهای شیشهای برای پیشرفت بانوان وجود داشته باشد، میتوان بر آنها غلبه کرد. با این حال، خوشبختانه در محیط دانشگاه مواردی که نشاندهنده نابرابری جنسیتی باشد یا وجود ندارد یا بسیار اندک است. در عین حال باید توجه داشت که ویژگیها و مسئولیتهای خاص بانوان در خانواده نادیده گرفته نشود.
خوشبختانه در دانشگاه آزاد اسلامی در سراسر کشور، شرایط مناسبی برای بانوان فراهم شده است تا هیچیک از نقشهای آنان آسیب نبیند. در همین راستا، تمهیدات و دستورالعملهایی برای بانوان، چه اعضای هیئت علمی و چه کارکنان، در نظر گرفته شده تا با مشکلی مواجه نشوند؛ از جمله حمایتهایی که از مادران انجام میشود، بهویژه مادرانی که سرپرست خانوار هستند، فرزند زیر شش سال دارند یا در انتظار تولد فرزندشان هستند. این حمایتها بهگونهای پیشبینی شده که از نظر علمی نیز هیچ محدودیتی میان اعضای هیئت علمی زن و مرد برای انجام فعالیتهای علمی و تولیدات پژوهشی وجود نداشته باشد.
*با توجه به همزمانی دوران تحصیلات دانشگاهی با سن مناسب تشکیل خانواده، خلأ آموزشهای مهارتی در زمینه «مدیریت همزمان نقشهای خانوادگی و اجتماعی» چگونه باید جبران شود تا جوانان، ازدواج و فرزندآوری را مانعی برای پیشرفت خود ندانند؟
آموزشهایی درباره مهارتها و سبک زندگی برای دانشجویان و حتی در دوره دبیرستان تا حدی وجود دارد؛ اما نکته مهم این است که ما تنها با آموزشهای مستقیم زندگی کردن را یاد نمیگیریم. بخش زیادی از یادگیری ما از طریق مشاهده زندگی اطرافیان و الگوبرداری از شخصیتهای مختلف شکل میگیرد. جوانی که در خانواده خود میبیند این اصول در عمل اجرا میشوند، همان را بزرگترین آموزش خود میداند. در واقع، حالت ایدهآل این است که این ارزشها در خانواده و بهطور کلی در جامعه نهادینه شوند تا از این نظر با مشکلی روبهرو نباشیم.
*اگر یک دانشجوی دختر از شما بپرسد چگونه میتواند هم در مسیر علمی موفق باشد و هم زندگی خانوادگی موفقی داشته باشد، چه پاسخی به او میدهید؟
توصیه من به همه جوانان این است که میان نقشهای خانوادگی و اجتماعی هیچ تعارضی وجود ندارد؛ کافی است به توانمندیهای خود باور داشته باشند و در همه مراحل زندگی، خداوند را مدنظر قرار دهند.
در این گفتوگو دریافتیم که توازن میان خانه و دانشگاه، نه یک اتفاق تصادفی و نه حاصلِ صرفِ شرایط، بلکه سازهای است که بر پایههای آگاهی، نظم ذهنی و توکلی عمیق بنا میشود. آنچه در این میان برجستگی ویژهای داشت، بازتعریف مفهوم مشارکت در نهاد خانواده بود؛ دکتر کرمیکبیر بر این نکته تأکید کردند که موفقیت یک زن در عرصههای کلان علمی، محصول یک زیست تکنفره نیست، بلکه ثمره همافزایی با همسری است که نقش خود را بهعنوان یک شریک راهبردی بازشناخته است. این نگاه، خانواده را از یک مانع احتمالی، به یک موتور محرک برای پیشرفت بدل میکند.
این بانوی ریاضیدان با صراحت، بر اهمیت باور به توانمندیهای درونی تأکید کرد و نشان داد که نردبان پیشرفت علمی و سنگرِ گرم خانواده، دو مسیر متضاد نیستند، بلکه دو بال برای پروازی بلندتر هستند. در دنیایی که گاهی سقفهای شیشهای مانع رشد بانوان تلقی میشوند، تجربه زیسته وی در فضای علمی اثبات کرد که با بهرهگیری از تمهیدات مدیریتی و حمایتهای ساختاری، میتوان بدون آسیب دیدن نقشهای اصیلِ مادری و همسری، به قلههای تولید علم دست یافت.
پیام این مصاحبه برای نسل جوان و دانشجویان، بهویژه دختران ایران این است که بدانند ازدواج و فرزندآوری، انتهای مسیرِ رشد نیست، بلکه آغاز فصلی جدید از بلوغ مدیریتی و انسانی است.