ملت مبعوث ز پا تا سریم ما همه جانفدای این کشوریم
ملت مبعوث ز پا تا سریم / ما همه جانفدای این کشوریم؛ این فصل مشترک تمامی فریادهایی بود که در اجتماع «جانفدا» در میدان امام خمینی (ره) همدان طنینانداز شد. شرکتکنندگان در این گردهمایی، همنوا بر این مهم تأکید داشتند و ضمن تجدید بیعت با رهبر خود سیدمجتبی خامنهای، بر آمادگی عملیاتی برای دفاع تخصصی از کیان کشور، تأکید کردند؛ روایتی از مردمی که عزم جزم خود را در این میدان به نمایش گذاشتند.
میدان امام خمینی (ره) همدان بار دیگر به کانون جوشش غیرت مردمی بدل شد؛ میدانی که در آن کوچک و بزرگ، پیر و جوان و زن و مرد گِرد هم آمدند تا یکصدا شعارهای کوبنده «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست» را سر دهند. این خروش انقلابی اما تنها یک فریاد نبود؛ بلکه تجلیگاه عهد و پیمانی بود که مردم همدان بار دیگر با رهبر خود، بستند تا با صدایی رسا، لبیکگویان این مسیر عزت باشند.
اجتماع باشکوه پویش «جانفدا» در قلب دارالمجاهدین، صرفاً نمایشی از همبستگی نبود، بلکه تبلور بلوغ فکری و عملیاتی شهروندانی بود که از خانه تا میدان و از رزم نظامی تا ستاد پشتیبانی، خود را برای صیانت از تمامیت ارضی و آرمانهای ایران اسلامی آماده کردهاند. این مردم دیگر نهتنها در شعار، که در اندیشه و مهارت نیز به مرحله «جانفدایی» رسیدهاند؛ مرحلهای که در آن هر فرد، با تکیه بر تخصص و توان خود، سنگری برای دفاع بنا کرده است.
آنچه در ادامه میخوانید، روایت نبض زنده این حضور حماسی از نگاه اقشار گوناگون مردم همدان است؛ روایتی از مردمی که از «گفتن» عبور کرده و به «عمل» رسیدهاند.
در میان خیل جمعیتی که میدان تاریخی امام (ره) را پُر کردهاند، مرضیه فرهادی، بانوی خانهدار همدانی، با روحیهای جهادی ایستاده است؛ بانویی که از دقایق نخستین فراخوان، نام خود را در سامانه «جانفدا» به ثبت رساند.
وی درخصوص انگیزه و مفهوم این واژه اظهار کرد: برای من جانفدا بودن، یعنی هر لحظه که کشورم به وجودم نیاز پیدا کرد، تمامقد و با جان و دل پای کار باشم؛ فرقی نمیکند در چه زمینهای باشد یا چه کاری از دستم برآید.
این بانوی همدانی با ترسیم نقش عینی خود در چرخه دفاع، افزود: اگر نیاز باشد، میتوانم فعالیتهای پشتیبانی را حتی در فضای خانه سامان دهم تا سهم خود را در این زنجیره خدمت ایفا کنم.
فرهادی با تأکید بر اینکه پویش نباید به مرحله ثبتنام محدود بماند، تصریح کرد: دوست دارم این طرح فقط در حد تجمع باقی نماند. من مشتاقم دورههای آموزش نظامی و کار با سلاح را فرا بگیرم تا اگر شرایطی پیش آمد، دست کم بتوانم از حریم خانه، محله و خانوادهام دفاع کنم.
وی در پایان سخنانش با ابراز خرسندی از تصمیمی که گرفته است، یادآور شد: از اعلام آمادگی خود حس افتخار دارم و طی این مسیر را به تمامی اعضای خانوادهام نیز توصیه کردهام.
* غیرت نسل نو، فراتر از شعار
در سویی دیگر، چهرههای نوجوان و باصلابتی به چشم میخورند که پیوند نسل جدید با آرمانهای دفاعی را متجلی میکنند. زهرا خدابندهلو، دختر 18 ساله همدانی، از جوانانی است که نگاهی عملیاتی و مهارتمحور به مقوله فداکاری دارد.
او درباره انگیزه ورود خود به صحنه عنوان کرد: از زمانی که شهادت رهبر شهید ما رخ داد و دشمن به کشورمان حمله کرد، وظیفه خود دانستم که کنار مردان و زنان غیور کشورم بایستم. میخواستم پرچمبهدست اعلام کنم که برای دفاع از رهبر و وطنم آمادهام؛ من بهعنوان عضوی کوچک، تا پای جان ایستادهام.
خدابندهلو با تشریح مفهوم عینی فداکاری، بیان کرد: جانفدا در ذهن من یعنی آمادگی برای گذشتن از جان، مال و تمام هستی در راه اعتلای میهن.
این نوجوان همدانی با اشاره به دورههای تخصصی که پشت سر گذاشته است، خاطرنشان کرد: من تنها به ثبتنام بسنده نکردهام؛ آموزشهای نظامی گوناگون ازجمله تیراندازی در میدان تیر، کار با باتون، آموزشهای کونگفو و مهارتهای رزمی را فرا گرفتهام تا درصورت بروز بحران، توانایی دفاع میدانی داشته باشم.
وی در پایان سخنانش با تبیین نقش محوری بانوان در روزهای سخت، ابراز کرد: زنان باید آماده باشند تا در حوزههای خدماتی و پشتیبانی، قوت قلب رزمندگان باشند، نه مانعی در مسیر دفاع؛ جانفدا بودن یعنی هنگام نبرد، دوشادوش مردان و با تمام قوا ایستادگی کنیم.
پدران نیز دوشادوش سایر اقشار در صحنه حاضر بودند و زاویه نگاه متفاوتی به این مسئولیت داشتند.
یک پدر همدانی درباره چرایی مشارکت در این پویش گفت: از زمانی که دشمنان این مرزوبوم، ازجمله رژیم صهیونیستی و آمریکا، علناً به خاک ما چشم طمع دوختند و نبردهای منطقهای نظیر جنگهای 12 و 40 روزه رقم خورد، احساس تکلیف کردم که باید وارد میدان شوم.
وی پیرامون احساس درونی خود هنگام نهایی کردن ثبتنام توضیح داد: وقتی کلید ثبت را فشردم، حسی سرشار از مسئولیت در وجودم جوشید؛ یعنی تعهد به اینکه هرآنچه در توان دارم، در طبق اخلاص بگذارم.
وی با تأکید بر ظرفیتهای غیر نظامی و حوزه آماد و پشتیبانی، اذعان کرد: من علاوهبر ثبتنام اولیه، برای آموزشها نیز اعلام آمادگی کردهام. در بحرانها داشتن تخصصهای خدماتی حیاتی است؛ تسلط بر اموری مانند رانندگی و آشپزی، تخصصهایی هستند که میتوانند بار سنگینی از پشتیبانی لجستیکی را بر دوش بکشند.
این هموطن با اشاره به دورنمای حرکت انقلابی مذکور، تأکید کرد: امیدوارم این طرح از وضعیت تجمعهای مقطعی فراتر رود؛ همانگونه که حضرت امام خمینی (ره) افق ارتش 20 میلیونی بسیج را ترسیم فرمودند، آرزومندم این پویش نیز با سازماندهی منسجم، به شبکهای متشکل از 30 میلیون جانفدا تبدیل شود تا کشور در شرایط اضطرار به توان تکتک اعضای آن تکیه کند.
* مطالبه تخصصیسازی ظرفیتهای مردمی
بلوغ مطالبات شرکتکنندگان یکی از بارزترین ویژگیهای گردهمایی جانفدایان در میدان امام (ره) بود؛ نکتهای که در سخنان شهروندان دغدغهمند همدانی با تأکید بر لزوم سازماندهی دقیق نیروها، آشکار شد.
یک جوان همدانی نقطه عطف تصمیم خود را چنین روایت کرد: با مشاهده شرایط جنگی، توطئه تجاوز به خاک میهن و داغ شهادت رهبر معظم انقلاب (ره)، بیدرنگ تصمیم گرفتم در صف جانفدایان قرار گیرم.
این شهروند همدانی در ادامه تشریح کرد: جانفدا بودن در باور من یعنی در هر زمان و هر کجای این سرزمین که نیاز به یاری باشد، بیدرنگ در صف مقدم خدمت حاضر باشم.
وی با برشمردن آمادگیهای چندگانه خود، تصریح کرد: برای ساماندهی نیروها اعلام آمادگی کردهام؛ چه در عرصه نظامیگری و چه در بخش امداد و نجات، توان اثرگذاری دارم و تاکنون آموزشهای مقدماتی را دنبال کردهام.
این شهروند همدانی با ارائه پیشنهادی ساختاری به بانیان پویش، یادآور شد: خواست ما این است که این گردهماییها سازماندهیِ هدفمند شود.
وی افزود: باید شبکههای تخصصی تعریف شوند تا هر فرد متناسب با توانمندی، دانش و هنر خود بهکار گرفته شود و از تمامی ظرفیتهای بالقوه مردمی در بالاترین حد، به بهرهبرداری برسیم.
* «جانفدا» برای شکستن رؤیای دشمن
در گوشه دیگری از میدان، شور و حرارت نوجوانی دیگر، محمدعلی سرمیلی، نوجوان غیور همدانی، تصویری روشن از نسلی است که دستهای پشت پرده دشمن را بهخوبی شناخته و انگیزه حضورش، ریشه در بینشی عمیق دارد.
وی درباره نقطه آغاز و چرایی تصمیم خود اظهار کرد: از همان لحظهای که آقا و رهبر شهیدمان را به شهادت رساندند، تکلیف را احساس کردم. دشمن گمان میکرد با این جنایتها میتواند ملت ما را متفرق و تجزیه کند، اما درست در همان لحظه ما تصمیم گرفتیم به میدان بیاییم و جانفدای این راه شویم.
این نوجوان همدانی در تشریح تصویر ذهنیاش هنگام ثبتنام در سامانه بیان کرد: فشردن دکمه ثبتنام در ذهن من یک معنای روشن و غیر قابل مذاکره داشت؛ یعنی ایستادگی تمامقد و تا پای جان برای دفاع از وطن.
سرمیلی با اعلام آمادگی برای ورود به مراحل سازماندهی و توانمندسازی میدانی، خاطرنشان کرد: علاوهبر ثبتنام اولیه، برای آموزشها و دورههای عملیاتی نیز اعلام آمادگی کامل کردهام تا نقشی واقعی و مؤثر در میدان ایفا کنم.
وی با تکیه بر آموختهها و مهارتهای فردی خود، یادآور شد: در حوزه مهارتی، روی تیراندازی تسلط دارم و معتقدم در شرایط اضطرار و بحران، با همین مهارت میتوانم کمککار امنیت و دفاع از کشورم باشم.
این نوجوان پُرشور دارالمجاهدین، افق نهایی این گردهماییها و پویشهای مردمی را هدفی فراتر از مرزها دانست و با قاطعیت تأکید کرد: امیدوارم امتداد این ثبتنامها و خروش مردمی، به ایستگاه پایانی نبرد و نابودی کامل اسرائیل،آمریکا و استکبار در منطقه ختم شود.