وقتی آموزش نابرابر است اما آزمون یکسان
یک کارشناس تعلیم و تربیت با اشاره به سهم بالای مدارس استعدادهای درخشان در رتبههای برتر کنکور گفت: نابرابری آموزشی سالها پیش از کنکور شکل میگیرد. دانشآموزان مناطق برخوردار و محروم با فرصتهای یکسانی وارد این رقابت نمیشوند و تنها راه تحقق عدالت آموزشی، اصلاح کیفیت معلمان و امکانات آموزشی از همان دوره ابتدایی است.
هر سال با اعلام نتایج کنکور، نوع و نام مدرسه و شهر محل تحصیل رتبههای برتر مورد توجه قرار میگیرد. بررسی نتایج نشان میدهد بخش قابل توجهی از رتبههای برتر از میان دانشآموزانی هستند که در شهرهای برخوردار و توسعهیافته و بهویژه مدارس ویژه و خاص تحصیل کردهاند؛ در مقابل، حضور دانشآموزان مناطق دوردست، کمبرخوردار و کمتر توسعهیافته و مدارس عادی در میان رتبههای برتر، چندان معمول نیست.
این مسئله پرسش مهمی را درباره عدالت آموزشی مطرح میکند؛ دانشآموزانی که با امکانات، مدارس و تجهیزات آموزشی متفاوت تحصیل کردهاند، در نهایت با یک آزمون واحد سنجیده میشوند؛ بنابراین این پرسش مطرح است که آیا نتیجه کنکور صرفاً بیانگر استعداد و توانایی ذهنی دانشآموز است یا میزان برخورداری او از امکانات آموزشی، نوع مدرسه، تجهیزات و شرایط تحصیلی نیز در موفقیت او نقش دارد؟
دانشآموزان شهرهای بزرگ بهویژه پایتخت، معمولاً نسبت به دانشآموزان مناطق کوچکتر، کمتوسعهتر و محروم از امکانات بیشتری برخوردارند؛ با این حال، همه آنها باید در یک آزمون واحد شرکت کنند. از این منظر، ممکن است کنکور نتواند تمام واقعیت توانایی و استعداد دانشآموزان را نشان دهد و تفاوت در فرصتهای آموزشی را نادیده بگیرد.
این موضوع یکی از خلأهای مهم نظام آموزشی کشور است؛ زیرا کنکور نه بهسادگی قابل حذف است و نه میتوان مشکلات و پیامدهای آن را نادیده گرفت؛ البته موفقیت رتبههای برتر را نمیتوان صرفاً به امکانات نسبت داد و استعداد آنان نیز انکارناپذیر است، اما فراهمبودن امکانات و تجهیزات آموزشی میتواند زمینه بروز و رشد این استعدادها را فراهم کند.
هرچند دانشآموزانی از مناطق محروم و مدارس عادی نیز در میان رتبههای برتر قرار گرفتهاند، این اتفاق معمول نیست و بهندرت رخ میدهد. از این رو، باید درباره ایجاد شرایط عادلانهتر آموزشی، نحوه سنجش دانشآموزان و همچنین نقش پررنگ کنکور در زندگی و دوران تحصیل آنان بازنگری شود.
در همین راستا با معاون اسبق آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش و کارشناس تعلیم و تربیت به گفتوگو پرداختهایم که در ادامه میخوانید؛
ابراهیم سحرخیز با اشاره به نتایج کنکور امسال و سهم بالای مدارس خاص در میان رتبههای برتر، گفت: مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) همچنان بیشترین سهم را در این رتبهها دارند و سهم مدارس نمونهدولتی نیز حدود 11 تا 12 درصد است.
به گفته وی، این برتری بهویژه در رتبههای تکرقمی و زیر 100 چشمگیرتر است و بخش عمده این جایگاهها در اختیار دانشآموزان مدارس سمپاد قرار دارد.
این کارشناس تعلیم و تربیت افزود: روند گزینش و تربیت این دانشآموزان از دوره ابتدایی آغاز میشود. نمیتوان انکار کرد که بسیاری از آنها از توانمندی و بهره هوشی بالاتری نسبت به همسالان خود برخوردارند، اما پرسش اینجاست که آیا سازوکار شناسایی این استعدادها برای همه دانشآموزان کشور فراهم است یا خیر؟
سحرخیز با تأکید بر اینکه فرصت شناسایی و پرورش استعدادها در مناطق برخوردار و محروم یکسان نیست، گفت: دانشآموزان شهرهای کوچک و روستاهای دورافتاده دسترسی محدودی به آزمونهای استعدادیابی، کلاسهای آمادگی و مدارس سمپاد دارند، در حالی که ممکن است استعدادهای درخشان فراوانی در همین مناطق نهفته باشد.
وی با اشاره به اینکه حدود 66 تا 70 درصد رتبههای برتر کنکور متعلق به تهران است، افزود: این آمار نشان میدهد هرچه از پایتخت و مناطق برخوردار دور میشویم، شکاف و نابرابری آموزشی تشدید میشود؛ چراکه دسترسی به امکانات، معلم، مشاور و منابع کمکآموزشی، شانس کسب رتبههای برتر را بهطور مستقیم افزایش میدهد.
این کارشناس تعلیم و تربیت درباره تفاوت امکانات مدارس سمپاد با مدارس عادی نیز اظهار داشت: ساعات آموزشی در مدارس تیزهوشان به بیش از 40 ساعت در هفته میرسد، در حالی که این رقم در مدارس عادی حدود 32 ساعت است. علاوه بر این، در مدارس تیزهوشان ممکن است کلاسهای جبرانی در نوبت عصر و حتی روزهای تعطیل نیز برگزار شود که هزینههای آن عمدتاً بر عهده خانوادههاست.
سحرخیز خاطرنشان کرد: نمیتوان گفت تمام رتبههای برتر متعلق به فرزندان پزشکان و دندانپزشکان است، چرا که فرزندان کارمندان و کسبه نیز در این میان حضور دارند؛ با این حال، حتی خانوادههای طبقه متوسط نیز ناچارند برای موفقیت تحصیلی فرزندان خود هزینههای بسیاری بپردازند.
وی تأکید کرد: توان مالی برای بهرهمندی از کلاسهای خصوصی و کتابهای کمکآموزشی، امتیازی ناعادلانه در این رقابت ایجاد میکند.
وی با بیان اینکه این نابرابری ریشه در سه دهه گذشته دارد و شاهد تغییر معناداری در آن نبودهایم، افزود: عدالت آموزشی تنها با افزایش تأثیر سوابق تحصیلی یا برگزاری امتحانات نهایی محقق نمیشود؛ بلکه زمانی میسر است که دانشآموزان مناطق محروم نیز از فرصتهای آموزشی برابر بهرهمند باشند.
این معلم بازنشسته با اشاره به ضعف نظام هدایت تحصیلی و زیرساختهای شناسایی استعدادها تصریح کرد: معلمان آموزش کافی برای شناسایی و پرورش استعدادها ندیدهاند و سازوکار مشخصی نیز برای حمایت از دانشآموزان مستعد از همان دوره ابتدایی وجود ندارد. در شرایطی که این دانشآموزان نیازمند آموزش تخصصی و مربیان توانمند هستند، نبود این حمایتها مانع از شکوفایی ظرفیتهای آنها میشود.
سحرخیز به تفاوت کیفیت آموزشی در استانها پرداخت و گفت: نابرابری آموزشی در نتایج امتحانات نهایی بهوضوح پیداست؛ بهطوریکه دانشآموزان استانهایی مانند سیستانوبلوچستان، خوزستان، کردستان و خراسان به دلیل دسترسی نابرابر به معلمان متخصص، در شرایطی متفاوت با سایرین تحصیل میکنند. این در حالی است که مدارس سمپاد و برخوردار شهری، علاوه بر جذب نیروهای مجرب، از امکاناتی نظیر آزمایشگاه، فضاهای ورزشی و تجهیزات دیجیتال برخوردارند؛ امکاناتی که بسیاری از مدارس عادی و بهویژه روستایی از آن محروماند.
وی در ادامه وضعیت مدارس روستایی را نگرانکننده خواند و گفت: در این مناطق، استفاده از نیروهای سربازمعلم، حقالتدریس یا قراردادی رواج دارد که اغلب از انگیزه و امنیت شغلی کافی برخوردار نیستند. همچنین کمبود نیرو باعث میشود یک معلم چند درس را تدریس کند و کلاسها با تراکم بالای دانشآموزان تشکیل شود.
این کارشناس تعلیم و تربیت با اشاره به نقش خانوادهها افزود: خانوادههای مناطق محروم به دلیل کمبود آگاهی، مشارکت کمتری در فرایند تحصیل فرزندانشان دارند؛ در حالی که در مناطق برخوردار، خانوادهها از همان کلاس اول پیگیر معلم، مشاور و کیفیت آموزش فرزند خود هستند. همین تفاوت در مشارکت، باعث میشود دانشآموزان این دو گروه با شرایط و فرصتهای برابر وارد رقابت نشوند.
*کنکور شاخص عادلانهای برای سنجش نیست
سحرخیز با بیان اینکه کنکور شاخص مناسبی برای سنجش نیست، گفت: وقتی دانشآموزی در یک مدرسه کمبرخوردار نمره 9 میگیرد و دانشآموز مدارس خاص نمره 20، سابقه تحصیلی در نظام امتیازدهی کنکور به نفع دومی عمل میکند. بنابراین، نمیتوان بدون در نظر گرفتن این شکافهای آموزشی، نتیجه کنکور را ملاک عادلانهای برای سنجش شایستگی دانشآموزان دانست.
وی همچنین با انتقاد از سیاست جداسازی دانشآموزان تصریح کرد: غربالگری و تفکیک دانشآموزان در مدارس استعدادهای درخشان و نمونهدولتی، رویکرد درستی نیست؛ چرا که با متمرکز کردن دانشآموزان ضعیفتر در مدارس عادی، انگیزه رقابت کاهش مییابد. در حالی که حضور دانشآموزان قوی در کنار سایرین، میتواند برای همه انگیزه ایجاد کند.
وی با انتقاد از «کالاییشدن» آموزش و پرورش گفت: آموزش در کشور طبقاتی شده است. خانوادههای برخوردار با پرداخت هزینههای گزاف، مسیر موفقیت را میخرند و حتی طبقه متوسط نیز ناچار شده برای عقب نماندن، به مدارس غیردولتی روی بیاورد؛ روندی که بیعدالتی آموزشی را تشدید کرده است.
این معلم بازنشسته افزود: تا زمانی که به ریشههای این نابرابری پرداخته نشود، عدالت آموزشی محقق نخواهد شد. برای تغییر وضعیت، باید ضمن تربیت معلمان متخصص، امکانات آموزشی اعم از برنامه درسی، آزمایشگاه و منابع کمکآموزشی، بهطور برابر در اختیار همه دانشآموزان قرار گیرد.
سحرخیز وضعیت آموزش و پرورش را «خانهای از پایبست ویران» توصیف کرد و افزود: اگر مشکلات بنیادین اصلاح نشود، 50 سال دیگر هم روند فعلی ادامه خواهد داشت و دانشگاهها و رشتههای برتر، بیش از پیش در تسخیر فرزندان طبقات مرفه درخواهد آمد. هرچند ممکن است فرزندان خانوادههای متوسط هم در میان رتبههای برتر دیده شوند، اما سهم دانشآموزان برخوردار غالباً بیشتر است و تداوم این وضعیت برای مدیریت آینده کشور خطرناک است.
وی کنکور را هدف اصلی نظام آموزشی ندانست و گفت: رسالت آموزش و پرورش، تربیت دانشآموز برای کنکور نیست؛ بلکه هدف باید مهارتآموزی و آمادهسازی دانشآموز برای زندگی اجتماعی باشد. در بسیاری از کشورها، ورود به دانشگاه هدف 12 سال تحصیل نیست، بلکه تمرکز بر کسب مهارتهایی است که دانشآموز را به شهروندی مفید تبدیل کند.
این کارشناس تعلیم و تربیت، در عین حال تأکید کرد: کنکور میتواند «شاخصی برای شناسایی شکافهای آموزشی» باشد؛ نتایج کنکور بهخوبی رابطه میان کیفیت آموزش، هزینهکرد خانوادهها و سطح درآمد آنها با کسب رتبههای برتر را نشان میدهد. با تحلیل این دادهها میتوان دریافت که کدام مناطق نابرابری آموزشی بیشتری دارند و ریشه این تفاوتها در کجاست.
سحرخیز افزود: ارزیابی عملکرد آموزش و پرورش نباید فقط به نتایج کنکور و المپیادها محدود شود؛ بررسی نتایج آزمونهای پرلز و تیمز نیز ضروری است، چراکه جایگاه ایران در این آزمونها نشاندهنده ضعف در آموزش پایه است. برای شناسایی عوامل این ضعف، باید نتایج به تفکیک استانها و با در نظر گرفتن کیفیت معلمان، فضای آموزشی و تراکم کلاسها تحلیل شود.
وی کمبود معلم را یکی دیگر از مشکلات اصلی دانست و گفت: کشور هر سال با کمبود حدود 200 هزار معلم مواجه است و استفاده از نیروهای بازنشسته یا افزایش تراکم کلاسها، چارهساز نیست. همچنین مقایسه تراکم کلاسهای ما با کشورهایی مانند فرانسه صحیح نیست؛ زیرا ایران از نظر بودجه، سرانه هزینهکرد و توانمندی نیروی انسانی شرایط متفاوتی دارد.
وی در خصوص تأثیر مشکلات اقتصادی بر خانوادهها اظهار کرد: فشار تأمین نیازهای اولیه میتواند موجب تنشهای خانوادگی شود که بازتاب آن در مدرسه به شکل خشونت یا رفتارهای پرخطر بروز میکند. در چنین شرایطی، خانواده و دانشآموز تمرکز کافی برای برنامهریزی تحصیلی و کنکور ندارند.
این کارشناس تعلیم و تربیت درباره اولویت سیاستگذاران گفت: تحقق عدالت آموزشی نیازمند اصلاحات از دوره ابتدایی در حوزههای کیفیت معلم، امکانات آموزشی، برنامه درسی و نظام شناسایی استعدادهاست. وی با انتقاد از کاهش بودجه آموزش و پرورش افزود: طبق آمارهای یونسکو، هزینه دولت برای هر دانشآموز ایرانی به حدود 127 دلار رسیده که نسبت به دورههای قبل کاهش یافته؛ با منابع محدود نمیتوان آموزش باکیفیت ارائه کرد.
سحرخیز تأکید کرد: آموزش و بهداشت حقوق عمومی شهروندان است و دولت باید برای خدمات باکیفیت در این دو حوزه هزینه کند. عدالت آموزشی با شعار محقق نمیشود و عملکرد دولت باید نشان دهد که آموزش و پرورش واقعاً در اولویت قرار دارد.
وی در ادامه، تحلیل نتایج کنکور را یکی از راهکارهای شناسایی و اصلاح ضعفهای نظام آموزشی دانست و گفت: آموزش و پرورش باید با همکاری سازمان سنجش و وزارت علوم، نتایج کنکور را در سطح استان، شهرستان، منطقه و حتی مدرسه بررسی و تحلیل کند. برای نمونه، اگر تعداد زیادی از داوطلبان گروه علوم تجربی نمره منفی داشته باشند یا میانگین پاسخگویی دانشآموزان در یک درس بسیار پایین باشد، باید علت آن مشخص شود.
وی افزود: این تحلیل میتواند مشخص کند که ضعف دانشآموزان ناشی از کتاب درسی، عملکرد معلم، برنامه هفتگی، زمان آموزش یا حتی نامناسب بودن سؤالات است. همین رویکرد باید در امتحانات نهایی نیز اعمال شود؛ بهگونهای که اگر دانشآموزان یک مدرسه در چند سؤال مشخص عملکرد ضعیفی داشته باشند، علت آن از نظر کیفیت تدریس، عملکرد معلم، محتوای کتاب یا برنامه آموزشی بررسی شود.
این کارشناس تعلیم و تربیت در پایان خاطرنشان کرد: تحلیل دقیق نتایج کنکور و امتحانات نهایی میتواند نقاط ضعف نظام آموزشی را آشکار کند و مبنایی برای آموزش معلمان، اصلاح روشهای تدریس و بازنگری در کتابهای درسی قرار گیرد. این آزمونها در صورت تحلیل صحیح، میتوانند به جای آنکه صرفاً ابزار سنجش دانشآموز باشند، به ابزاری برای شناسایی و اصلاح ضعفهای نظام آموزشی تبدیل شوند.