بازنشستگی پایان نقشآفرینی نیست
یک متخصص طب سالمندی با تأکید بر اینکه بازنشستگی و سالمندی به معنای پایان فعالیت و مشارکت اجتماعی نیست، گفت: تداوم فعالیتهای اجتماعی، حفظ ارتباط با دیگران و داشتن نقش و هدف در زندگی، از مؤلفههای سالمندی فعال است و میتواند از انزوای اجتماعی و کاهش عملکرد شناختی و جسمی سالمندان جلوگیری کند.
بازنشستگی و سالمندی، مرحلهای طبیعی از زندگی است، اما نباید به معنای پایان فعالیت اجتماعی و حضور فرد در جامعه تلقی شود. کاهش ارتباطات و فعالیتهای اجتماعی میتواند سالمندان را به سمت افسردگی، کاهش احساس مفید بودن و در نهایت به خطر افتادن سلامت جسمی و روانی سوق دهد.
پس از سالها اشتغال و فعالیت، بازنشستگی تغییر بزرگی در زندگی افراد ایجاد میکند و از دست دادن ناگهانی نقشها، فعالیتهای روزمره، استرسها و هیجانات مرتبط با کار میتواند فشار قابل توجهی بر جسم و روان فرد وارد کند. با این حال، برخی افراد تصور میکنند پس از بازنشستگی و ورود به سالمندی باید فعالیتهای خود را کنار بگذارند، بیشتر در خانه بمانند و ارتباطات اجتماعی خود را کاهش دهند؛ در حالی که تداوم روابط و فعالیتهای اجتماعی برای حفظ سلامت سالمندان اهمیت زیادی دارد.
در این میان، محیط شهری نیز نقش مهمی در حفظ حضور اجتماعی سالمندان دارد. محلهها، حملونقل عمومی، فضاهای عمومی و برنامههای اجتماعی باید بهگونهای طراحی شوند که امکان حضور و مشارکت سالمندان را فراهم کنند. از سوی دیگر، فرهنگ خانوادگی و نگرش جامعه نیز باید از این تصور فاصله بگیرد که سالمندی به معنای گوشهنشینی و کنار گذاشتن فعالیتهاست.
حفظ مشارکت اجتماعی سالمندان علاوه بر تقویت احساس مفید بودن و ارتقای کیفیت زندگی، میتواند از پیامدهای انزوای اجتماعی پیشگیری کند. همچنین سالمندی فعال تنها به ورزش و تفریح محدود نمیشود و حفظ ارتباطات و تداوم فعالیتهای اجتماعی نیز بخشی از آن است.
در همین زمینه، با یک متخصص طب سالمندی درباره اهمیت مشارکت اجتماعی، موانع حضور سالمندان در جامعه و راهکارهای مناسبتر شدن شهرها برای این گروه به گفتوگو پرداختهایم.
دکتر راحله علیمرادزاده با اشاره به تأثیر مشارکت اجتماعی بر سلامت سالمندان اظهار کرد: با بازنشسته شدن، بسیاری از سالمندان تصور میکنند که دیگر کاری از عهده آنها برنمیآید و معنای آن را ماندن در خانه و نشستن مقابل تلویزیون میدانند. این مسئله به یک چرخه معیوب تبدیل میشود و بهتدریج احساس خستگی، ناتوانی، غیرمفید بودن و این تصور که فرد دیگر نقشی در جامعه و خانواده ندارد، در او شکل میگیرد.
وی ادامه داد: در این شرایط فرد ممکن است دچار اختلالات خلقی و خواب شود و به سمت افسردگی برود. سالمند نیز بهصورت ناخودآگاه ارتباط خود را با فامیل، خانواده، همکاران و دوستان از دست میدهد و این انزوای اجتماعی، فرایند افسردگی را تشدید میکند.
این متخصص طب سالمندی با اشاره به تأثیر مستقیم انزوای اجتماعی و افسردگی بر عملکرد شناختی و جسمی سالمندان، گفت: کاهش فعالیتهای ذهنی و اجتماعی میتواند به فرسودگی شناختی و افت عملکرد روزمره منجر شود و بهتدریج توانایی سالمند در انجام مستقل امور زندگی را کاهش داده و وابستگی او به اطرافیان و فرزندان را افزایش دهد.
** بازنشستگی پایان فعالیت اجتماعی نیست
علیمرادزاده درباره راهکارهای استمرار فعالیتهای اجتماعی در دوران بازنشستگی عنوان کرد: بهتر است سالمندان عضو کانونهای بازنشستگیِ سازمان یا محل بیمه خود باشند و با حضور فعال در جلسات این کانونها، ضمن دیدار با همکاران سابق، دایره معاشرت خود را حفظ کنند.
وی با تأکید بر ضرورتِ عدم توقف فعالیتهای اجتماعی پس از بازنشستگی ادامه داد: سالمندان میتوانند با عضویت در فرهنگسراهای محلی، ضمن حفظ پویایی اجتماعی، با افراد همسن یا جوانتر ارتباط برقرار کرده و دایره معاشرت خود را گسترش دهند.
این متخصص طب سالمندی با اشاره به اهمیتِ مهارتهای سالمندان اظهار کرد: بسیاری از این افراد تجربههای ارزشمندی دارند که میتوانند آن را حتی بهصورت رایگان به نسل جوان منتقل کنند؛ این کار افزون بر اینکه منبع درآمدی احتمالی برای سالمند ایجاد میکند، به زندگی او معنا و هدف میبخشد.
علیمرادزاده افزود: بازنشستگی به معنای خانهنشینی نیست، بلکه فرصتی برای ایفای نقش مؤثر و اشتراکگذاری دانستهها با دیگران است.
وی راهکار دیگر برای کاهش انزوای سالمندان را تقویت ارتباط بیننسلی دانست و گفت: بسیاری از سالمندان در خانههای بزرگ بهتنهایی زندگی میکنند؛ این افراد میتوانند در صورت ایمن بودن فضای سکونت، بخشی از خانه را با اجاره اندک یا در قبال همراهی و حضور، در اختیار دانشجویان قرار دهند. این اقدام با ایجاد تعامل و رفتوآمد روزانه با جوانان، به افزایش نشاط و پویایی سالمندان کمک شایانی میکند.
وی با تأکید بر ضرورت تداوم یادگیری در دوران سالمندی اظهار کرد: در دوران سالمندی نیز باید یاد گرفت و این یادگیری میتواند متناسب با علاقه، توانمندی و شرایط فرد باشد؛ از یادگیری یک حرفه جدید گرفته تا فعالیتهای سادهای مانند مراقبت از یک گیاه، پختن یک غذای جدید یا یادگیری یک طرح تازه در بافتنی.
این متخصص طب سالمندی با تأکید بر اینکه سالمندی به معنای توقف یادگیری، زندگی و هدفمندی نیست، افزود: سالمندان میتوانند با تقویت ارتباط با نوههای خود، مهارتهای جدیدی مانند کار با برنامههای تلفن همراه را از آنان بیاموزند. تداوم این ارتباط دوطرفه میتواند به حفظ نشاط، پویایی و شور زندگی در سالمندان کمک کند.
** نقش فرد و خانواده در حفظ استقلال سالمند
علیمرادزاده درباره عوامل مؤثر بر فاصله گرفتن سالمندان از روابط و فعالیتهای اجتماعی پس از بازنشستگی گفت: شخصیت فرد، روابط اجتماعی او پیش از سالمندی و سبک زندگیاش، ازجمله عادات غذایی و فیزیکی، وضعیت روانی و اجتماعی و هوش هیجانی، همگی در اینکه فرد چه دوره سالمندی را تجربه خواهد کرد، تأثیر دارند.
وی تصریح کرد: فردی که در دوران جوانی و میانسالی دایره روابطش با دیگران محدود بوده، طبیعتاً در دوره سالمندی نیز دایره محدودی خواهد داشت. به همین دلیل تأکید میکنیم افراد به بهانههایی مانند رفتن به مسجد یا پارک، دوستان جدید پیدا کنند و با دوستان و همکاران بازنشسته خود نیز قرار ملاقات داشته باشند.
این متخصص طب سالمندی با اشاره به اهمیت تمایل به برقراری ارتباط در فرد سالمند ادامه داد: فرد باید از نظر اجتماعی هوش و تمایل لازم برای برقراری روابط اجتماعی را داشته باشد و از لحاظ خلقوخو نیز شرایطی داشته باشد که بتواند این روابط را ادامه دهد. اگر از دوران کودکی، نوجوانی، جوانی و میانسالی به گسترش دایره معاشرت توجه شود و صرفاً به اعضای خانواده و فرزندان وابسته نبود، در دوران سالمندی نیز شرایط بهتری اتفاق خواهد افتاد.
علیمرادزاده خاطرنشان کرد: سالمندی مرحلهای نیست که از دوران پیری آغاز شود بلکه ریشههای آن از همان دوران نوزادی شکل میگیرد و تمام مراحل زندگی، از کودکی تا بزرگسالی، در چگونگی سپری کردن این دوره نقش دارند.
وی با اشاره به اهمیت روابط اجتماعی خارج از خانواده گفت: گاهی همسایه یا دوستانی که همسن فرد یا حتی جوانتر هستند، ممکن است بتوانند زمان بیشتری برای او صرف کنند تا فرزندانی که بهدلیل شرایط زندگی خود فرصت کافی برای وقت گذاشتن برای سالمند ندارند.
وی با تأکید بر ضرورت تقویت فرهنگ مشارکت اجتماعی سالمندان، اظهار کرد: در شهرهای بزرگ، فرهنگسراهای شهرداری و کانونهای بازنشستگی میتوانند زمینه حضور اجتماعی سالمندان را فراهم کنند، اما در شهرهای کوچک نیز حتی چهار یا پنج فرد بازنشسته میتوانند با تشکیل یک کانون، جلسات منظم برگزار کنند.
این متخصص طب سالمندی افزود: فرهنگسازی در زمینه سالمندی باید عمیقتر دنبال شود و ادارات و سازمانها نیز میتوانند با دعوت از بازنشستگان برای حضور در نشستهایی با محوریت استفاده از تجارب فرهیختگان، زمینه تداوم ارتباط آنان با محیط کاری و اجتماعی را فراهم کنند چراکه دعوت مستقیم از سوی محل کار سابق میتواند انگیزه سالمندان برای حضور در این برنامهها را افزایش دهد.
علیمرادزاده افزود: این جلسات میتواند بهتدریج هدفمند شود تا از تجربه و توانمندی سالمندان استفاده شود؛ البته منظور این نیست که سالمند شغل جدیدی بهدست آورد یا جایگاه شغلی افراد را اشغال کند چراکه هدف، ایجاد فرصتهای شغلی برای جوانترهاست، بلکه باید از دانش، تجربه و مهارت سالمندان در پیشبرد کار جوانترها استفاده کرد.
وی با اشاره به نقش خانواده در حفظ استقلال سالمندان گفت: مراقبت از سالمند نباید به معنای انجام تمام امور او توسط فرزندان باشد؛ اگر سالمند توانمند است، فرزندان باید بیشتر نقش ناظر را ایفا کرده و میزان توانایی او در راه رفتن، شنیدن، استفاده از عینک و عصا و انجام امور شخصی را بررسی کنند.
وی افزود: سالمندی که همچنان توانایی مدیریت زندگی خود را دارد، باید امور شخصی، آشپزی، خرید و سایر کارهای روزمره را تا حد امکان خودش انجام دهد و فرزندان تنها در موارد ضروری کمک کنند.
این متخصص طب سالمندی ادامه داد: بخشی از این مسئله به فرهنگی بازمیگردد که مراقبت کامل و محدود کردن سالمند را نشانه توجه میداند، در حالی که حفظ استقلال سالمند متناسب با توانمندیهایش باید در اولویت باشد.
*سالمندی فعال و ضرورت شهر دوستدار سالمند
علیمرادزاده درباره مفهوم سالمندی فعال یا سالمندی سالم را اینگونه بیان کرد: منظور فقط عدم ابتلا به یک بیماری نیست بلکه به این معناست که حتی با وجود چند بیماری و مصرف چند دارو، فرد همچنان بتواند استقلال خود را حفظ کند، سلامت روان و عملکرد شناختی خود را مدیریت کند و تا جایی که ممکن است بدون ایجاد محدودیت در زندگی روزمره، مستقل بماند.
وی درباره ضرورت مناسبسازی شهرها برای سالمندان اظهار کرد: ما مفهومی تحت عنوان شهر دوستدار سالمند داریم و برای تحقق آن باید مجموعهای از ویژگیها در شهر ایجاد شود.
وی افزود: در حالی که در فضای بازی کودکان معمولاً برای کاهش آسیب ناشی از زمینخوردن، کفپوشهای مناسب نصب میشود، این ملاحظات در محل تجهیزات ورزشی سالمندان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. دستگاههای ورزشی پارکها باید متناسب با توانمندی سالمندان استانداردسازی شده و اطراف آنها نیز با کفپوش مناسب پوشانده شود تا در صورت زمینخوردن، خطر آسیب و شکستگی کاهش یابد.
این متخصص طب سالمندی ادامه داد: در بانکها، ادارات و هر مکانی که مراجعه عمومی وجود دارد نیز باید گیشه یا مسیر ویژهای برای سالمندان در نظر گرفته شود تا این افراد تا حد امکان مجبور به انتظار طولانی برای دریافت خدمات نباشند. در هر اداره و مکانی که سالمند برای انجام امور اداری مراجعه میکند، باید موضوع تکریم سالمندان، بازنشستگان و فرهیختگان مورد توجه قرار گیرد.
علیمرادزاده درباره حملونقل عمومی نیز گفت: در وسایل نقلیه و مسیرهای حملونقل عمومی باید شرایط مناسب برای عبور و تردد سالمندان در نظر گرفته شود. بسیاری از سالمندان از عصا استفاده میکنند، سمعک یا عینک دارند و با سرعت کمتری حرکت میکنند. اگر فضای مناسب و مسیر عبور ایمن برای آنها وجود داشته باشد، وضعیت بهتری خواهند داشت.
وی تأکید کرد: باید به سمت ایجاد شهر دوستدار سالمند حرکت کنیم؛ شهری که هم از نظر فرهنگی و اجتماعی و هم از نظر مسائل فیزیکی و مراقبتهای جسمی، شرایط لازم را برای زندگی سالمندان فراهم کند.