هنرمندان همدانی و حلقه مفقوده بازار هنر
استادیار دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلیسینا با بیان اینکه همدان از نظر استعداد و توانمندی هنری کمبودی ندارد، گفت: ضعف اقتصاد هنر، فقدان بازاریابی و ناقص بودن زنجیره پس از تولید، مهمترین چالشهای بازار هنر در این استان است که میتوان با آموزشهای تخصصی، بازاریابی هدفمند و تربیت واسطههای حرفهای برای آن چارهاندیشی کرد.
در همدان هنرمندان توانمند و ظرفیت قابلتوجهی برای تولید آثار هنری وجود دارد، اما آنچه در همدان بهنظر میرسد در بسیاری از شهرهای دیگر نیز وجود دارد، این است که هنرمندان پس از تولید اثر با مرحله دشواری مواجه میشوند؛ مرحلهای که در آن باید آثار خود را معرفی کنند، مخاطب پیدا کنند و در نهایت فروش اتفاق بیفتد.
بسیاری از مواقع در نمایشگاهها و گالریها، مخاطبان پس از مشاهده و معرفی آثار، آنها را میپسندند، از دیدنشان لذت میبرند و حتی نسبت به آثار ابراز علاقه میکنند، اما در نهایت برای خرید اقدام نمیکنند. اگرچه مسائل اقتصادی تأثیر بسیار زیادی بر این موضوع دارد و بخش قابلتوجهی از این مسئله را میتوان به شرایط اقتصادی و توان خرید مردم مرتبط دانست، اما موضوع تنها به مسائل اقتصادی محدود نمیشود.
در بسیاری از موارد، شاید لازم باشد معرفی و فرهنگسازی بیشتری درباره آثار هنری و ارزش آنها برای مردم صورت گیرد تا حتی آثاری که با شرایط اقتصادی و توان خرید آنان متناسب است نیز مورد توجه قرار گرفته و خریداری شود. عوامل مختلفی میتوانند در این میان نقش داشته باشند و بهنظر میرسد بخشی از این عوامل تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
نتیجه این شرایط آن است که برخی هنرمندان، با وجود برخورداری از توانایی و ظرفیت تولید، در فروش آثار خود با مشکل مواجه هستند و نمیتوانند بازار فروش پایدار و مستمری برای خود ایجاد کنند یا به فروش کامل و قابلقبولی از آثارشان دست یابند.
به همین منظور ابتدا با لیلا طالبی؛ هنرمند و فعال حوزه تابلوهای نقشبرجسته در همدان و سپس با دکتر آذین حقایق؛ استادیار دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلیسینا همدان به گفتوگو پرداختیم که در ادامه میخوانید؛
هنرمند و فعال حوزه تابلوهای نقشبرجسته در همدان با اشاره به تجربه شخصی خود در عرضه و فروش آثار هنری اظهار کرد: فاصله میان پسندیدن اثر تا تصمیم نهایی برای خرید، یکی از معضلات اصلی است؛ چراکه بسیاری از مخاطبان در نمایشگاهها با آثار عکس میگیرند، زیبایی آنها را تحسین میکنند، اما در نهایت پای خرید نمیآیند.
لیلا طالبی افزود: با وجود اینکه تلاش میکنم قیمتها را در پایینترین سطح ممکن نگه دارم تا مانعی برای علاقهمندان نباشد، اما حتی در آخرین نمایشگاه صنایعدستی نیز بیشتر مراجعان تنها به تماشا و ابراز علاقه بسنده کردند و خریدی صورت نگرفت. این مسئله نشان میدهد علاوه بر شرایط نامناسب اقتصادی، هنوز ارزش مادی هنرهای تزئینی در سبد مصرف بخش قابل توجهی از جامعه جا نیفتاده است.
وی با اشاره به ناکامی در شیوه فروش امانی گفت: در مواردی آثار پس از چند ماه دستنخورده بازگردانده شده، هرچند اکنون همکاری محدودی با یک فروشگاه در لالجین دارم. همچنین حضور در چند نمایشگاه نیز بازدهی مالی نداشته و دخل آن حتی هزینه رفتوآمد و مواد اولیه را پوشش نداده است؛ تا جایی که گاهی با فروش تنها یک تا سه کار، ناچار شدهام بقیه آثار را به خانه برگردانم.
وی با اشاره به آخرین نمایشگاه صنایعدستی افزود: در جریان آمادهسازی برای حضور در نمایشگاه، انگشتم با کاتر آسیب دید و بهدلیل نداشتن بیمه، ناچار شدم چند میلیون تومان برای درمان پرداخت کنم؛ با این حال، مجموع فروش آثارم در نمایشگاه حتی به هزینه درمان نیز نرسید. هدفم از حضور در نمایشگاهها بیشتر برای معرفی هنر و آشنا کردن مخاطبان با آثار ادامه دارد.
این هنرمند با اشاره به ضعف در حوزه تبلیغات نوین افزود: میپذیرم که بهدلیل ناآشنایی و کمبود آموزش، در زمینه بازاریابی برخط و استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی کمکاری کردهام و این مسیر را هنوز بهطور جدی نیازمودهام.
طالبی کمبود آموزش، فقدان ارتباطات حرفهای و سالها کار انفرادی را از عوامل اصلی کمتوجهی به معرفی آثارش دانست و تصریح کرد: با وجود مهارت در تولید، در حوزه فروش و بازاریابی توانمند نیستم و تاکنون فرد یا مجموعهای تخصصی نیز برای معرفی کارها، ارتباط با گالریداران و مجموعهداران و تسهیل ورود به بازار حرفهای در کنارم نبوده است.
وی در پایان، تأمین بسترهای مناسب برای عرضه، آموزش بازاریابی، حمایت مالی و دسترسی به بازارهای فراملی و خارج از استان را مجموعهای از مطالبات بههمپیوسته هنرمندان برشمرد و تأکید کرد: هرچند تنگناهای اقتصادی سهم عمدهای در افت تقاضای آثار هنری دارد، اما بازنگری و تغییر نگاه جامعه به جایگاه هنرهای تزئینی بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.
** زنجیره بازار کامل نیست
در ادامه، استادیار دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلیسینا همدان با اشاره به شکاف میان خلق اثر هنری تا شکلگیری بازار پایدار در استان اظهار کرد: همدان از حیث استعداد و شمار هنرمندان توانمند غنی است، اما بازار هنری پویا و فعالی ندارد و اغلب هنرمندان در تنگنای اقتصادی به سر میبرند.
دکتر آذین حقایق با تأکید بر اینکه ریشه این چالش در حوزه «اقتصاد هنر» نهفته است، افزود: هنر نباید صرفاً یک محصول نهایی دیده شود، بلکه جزئی از زنجیره ارزش صنایع خلاق فرهنگی است. در این فرآیند، هنرمند تنها حلقه نخست بهشمار میرود و برای رساندن اثر به دست مخاطب، باید حلقههای دیگری چون ایدهپردازی، بازاریابی، توزیع و مخاطبشناسی نیز فعال شوند.
وی با اشاره به تفاوت ماهیت شاخههای مختلف هنری تصریح کرد: حوزهای مانند گرافیک تا حد زیادی سفارشمحور پیش میرود، اما در هنرهای تجسمی بهویژه نقاشی، چرخه عرضه و بازارسازی بسیار پیچیدهتر است.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش برندسازی شخصی در فروش آثار یادآور شد: هنرمند باید با اصول پایه بازار آشنا باشد و برای خود اعتبار و «ویژند» بسازد؛ چراکه امروزه نام و جایگاه حرفهای خالق اثر تأثیر مستقیمی بر قیمتگذاری دارد. کمااینکه در بسیاری از حراجها، انگیزه اصلی خریدار نه شناخت عمیق از ویژگیهای فنی اثر، بلکه جایگاه و نامآشنایی هنرمند است.
حقایق تأکید کرد: هنرمند باید هویت حرفهای و تصویر مشخصی از خود در جامعه ایجاد کند، اما این به معنای آن نیست که تمام فرآیند بازاریابی و توزیع بر عهده خود هنرمند باشد. مدیران گالری، نمایشگاهگردانان و منتقدان، حلقههای تخصصی میان هنرمند و بازار هستند.
وی با اشاره به ظرفیتهای آموزشی همدان اظهار کرد: این شهر هنرمندان و استعدادهای جوان بسیاری دارد و دانشگاه آزاد همدان در رشته نقاشی خروجیهای خوبی داشته است. دانشگاه بوعلیسینا نیز در این حوزه فعال است و کارشناسی ارشد نقاشی نیز به مجموعه رشتههای آن اضافه شده است.
وی ادامه داد: دانشگاهها دانشجویان را با مکاتب هنری، تاریخ هنر و فنون تولید اثر آشنا میکنند اما در آموزش نمایشگاهگردانی، اقتصاد هنر و بازاریابی آثار ضعف دارند و دانشجویان را بهخوبی برای ورود به بازار آماده نمیکنند؛ در حالی که مشکل همدان کمبود هنرمند نیست، بلکه ضعف حلقههای پس از تولید است.
این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت نگاه حرفهای به فعالیت هنری گفت: هنرمند باید مشخص کند که هنر را صرفا بهعنوان فعالیتی شخصی و تفننی دنبال میکند یا قصد دارد به شکل حرفهای وارد این حوزه شود. در صورت انتخاب مسیر حرفهای، آشنایی با اقتصاد هنر، بازار و حلقههای مختلف زنجیره ارزش ضروری است.
** بازار هنر محدود به یک شهر نیست
حقایق در ادامه، نگاه محدود به جغرافیای شهری را مانع پیشرفت هنرمندان دانست و افزود: هنر در دنیای امروز محدود به مرزهای محلی نیست و هنرمندان باید از ظرفیت نمایشگاههای بینالمللی برای تعامل میانفرهنگی و دستیابی به بازارهای گستردهتر بهره ببرند.
وی درخصوص زیرساختهای عرضه آثار در همدان نیز گفت: متأسفانه تعداد گالریها محدود است و بسیاری از فضاهای موجود نیز با استانداردهای یک گالری حرفهای فاصله دارند. برای مثال، گالری شهید آوینی بهدلیل ضعف در نورپردازی، چیدمان فضا و رنگبندی، شرایط مطلوب برای نمایشگاههای تخصصی را ندارد. با این حال، شکلگیری گالریهای خصوصی در سالهای اخیر را اتفاقی امیدبخش میدانم؛ چنانکه فضاهایی مانند گالری «پلاک صفر» با مدیریت استاد خزایی، گامهای موفقی در این مسیر برداشتهاند.
*نقد هنری؛ حلقه مفقوده بازار هنر همدان
وی یکی دیگر از خلأهای اساسی بازار هنر همدان را نبود نقد و بررسی حرفهای آثار دانست و تأکید کرد: رسانهها و روزنامهنگاران تخصصی نقش مهمی در معرفی نمایشگاهها و جذب مخاطب دارند. نقد هنری نباید با تخریب اشتباه گرفته شود؛ بلکه تحلیلی است که با تکیه بر نقاط قوت و ضعف یک اثر، هم راهگشای هنرمند و برگزارکننده خواهد بود و هم مخاطب را برای بازدید و درک بهتر اثر ترغیب میکند.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه نقد هنری و نمایشگاهگردانی در همدان همچنان جزو حلقههای مفقودهاند، افزود: مدیران حرفهای گالری نیز در این شهر بسیار اندکاند؛ بنابراین همانطور که پیشتر اشاره شد، ضعفِ اصلی نه در حلقه نخست (تولید اثر)، بلکه در زنجیره پس از تولید و چرخه بازار هنر است.
حقایق درباره نقش نهادهای متولی همچون اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در تقویت بازار هنر گفت: این نهادها بهتر است بهجای ورود مستقیم به بازار، تسهیلگر باشند و با برگزاری دورههای تخصصی و بهرهگیری از تجربیات اساتید و فعالان حرفهایِ تهران و دیگر مراکز، به توانمندسازی هنرمندان بپردازند.
وی با بیان اینکه آموزش و فرهنگسازی کارآمدترین مسیر است، خاطرنشان کرد: در کشورهای پیشرو، بسیاری از دانشآموختگان هنر پس از فراغت از تحصیل، بهجای تمرکز صرف بر تولید، به حوزههایی نظیر گالریداری و مدیریت فروش جذب میشوند؛ مسیری که میتواند در همدان نیز برای ورود حرفهایتر به بازار هنر مورد توجه قرار گیرد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه رشته اقتصاد هنر در دانشگاههای ایران جایگاه گستردهای ندارد، ادامه داد: با این حال میتوان آموزشهای کوتاهمدت و حرفهای را با استفاده از تجربه فعالان این حوزه برگزار کرد تا هنرمندان و فارغالتحصیلان با سازوکارهای بازار آشنا شوند.
حقایق تأکید کرد: هنرمندان همدانی نباید بازار خود را به داخل استان محدود کنند. هنرمند میتواند از طریق شبکههای اجتماعی هویت حرفهای خود را معرفی کند، نمونه آثارش را در اختیار گالریها و فعالان بازار در پایتخت و دیگر شهرها قرار دهد و برای ورود به بازارهای بزرگتر تلاش کند.
وی گفت: در بسیاری از موارد، هنرمندان جوان از طریق ارتباط با افراد باسابقهتر وارد بازار حرفهای میشوند و این افراد با شناسایی استعدادهای جدید، مسیر ورود آنها را به شبکه حرفهای هموار میکنند.
وی با تأکید بر ضرورت شناخت قواعد بازار از سوی هنرمندان افزود: هنرمند باید نیازها و سلیقه مخاطب را بشناسد و در عین حال پیشرو باشد. صرف داشتن مهارت هنری کافی نیست؛ هنرمند باید جریانهای هنری منطقه، کشور و جهان را دنبال کند، آثار خود را بهروز نگه دارد و مسیرهای جدید را نیز تجربه کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به دگرگونی مفهوم هنرمند در هنر معاصر افزود: امروزه عنوان «هنرمند هنرهای تجسمی» جایگزین مفهوم سنتی «نقاش» شده است؛ چراکه هنرمند معاصر برای پیگیری یک ایده، خود را به یک ابزار محدود نمیکند و از رسانهها و شیوههای بیانی گوناگون بهره میگیرد.
*بازاریابی و بازاررسانی؛ پاشنهآشیل هنر همدان
حقایق با تأکید بر اینکه بازاریابی، توزیع و بازاررسانی حلقههای سست هنر همدان هستند، اظهار کرد: فضاهای ارائه آثار متناسب با ظرفیتهای جمعیتی و هنری استان نیست و شمار گالریهای دولتی و خصوصی فاصلهای معنادار با توانمندیهای موجود دارد.
وی ظرفیت منطقهای همدان را یادآور شد و گفت: این استان ظرفیت آن را دارد که با برپایی رویدادها و نمایشگاههای فاخر، به قطب بازار هنر در غرب کشور تبدیل شود و مخاطبان استانهای همجوار را نیز جذب کند.
این مدرس دانشگاه در پایان، تربیت واسطههای حرفهای را راهکار بنیادین پیوند هنر با اقتصاد دانست و تأکید کرد: تا زمانی که هنر تنها یک فعالیت ذوقی و دلی پنداشته شود، بازار پایداری شکل نخواهد گرفت؛ چراکه در جهان امروز، هنر ذیل «صنایع خلاق فرهنگی» تعریف میشود و چنین صنایعی همانند هر بازار حرفهای دیگری، نیازمند متخصصان چرخه توزیع، زنجیره ارزش مدون و بازاریابی هدفمند است.