بازخوانی اندیشه حافظ با نیازهای امروز جامعه ضروری است
معاون فرهنگی رسانهای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان با تأکید بر ضرورت بازخوانی اندیشه حافظ و بهرهگیری از ظرفیتهای فکری و فرهنگی این شاعر بزرگ، گفت: جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به بسط و بررسی اندیشه حافظ نیاز دارد و برای ارائه حرفهای تازه در حوزه مفاخر ادبی، باید رویکردهای جدیدی در پیش گرفت.
به گزارش سپهرغرب و به نقل از روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان، مجید فروتن در همایش گرامیداشت روز حافظ با اشاره به جایگاه فکری این شاعر، اظهار کرد: حافظ صاحب فکر است و علاوهبر آغازگری و استمرار در اندیشه در حوزه فرهنگی نیز نهادساز بوده است؛ ازاینرو، برای بهرهگیری مؤثر از میراث او، باید بهجای تکرار مطالب گذشته، به تحلیل و بررسی عمیق اندیشههایش بپردازیم تا بتوانیم با نگاهی متفاوت به مسائل امروز جامعه، پاسخ دهیم.
وی با تأکید بر ضرورت تحول در شیوه پرداختن به مفاخر ادبی، افزود: به تعبیر حافظ، باید طرحی نو دراندازیم؛ زبان و شیوه بیان ما باید متناسب با روزگار امروز باشد و از ابزارهای نوین برای معرفی و تبیین اندیشه مفاخر، استفاده کنیم؛ در حوزههای مختلف ادبی نیز ازجمله تحلیل، نقد و بررسی، باید با ایدهها و رویکردهای تازه حرکت کنیم.
معاون فرهنگی رسانهای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ادامه داد: برای آنکه بتوانیم حرف تازهای برای ارائه داشته باشیم، باید میان اولویتها، نیازها و شرایط روز جامعه با ظرفیتهای مفاخر فرهنگی و ادبی خود پیوند برقرار کنیم. در غیر این صورت، مطالبی که مطرح میکنیم، تکرار گفتههای پیشین خواهد بود؛ بنابراین، تزریق اندیشههای تازه و تولید آثار جدید، ضرورتی متناسب با نیاز امروز جامعه است.
فروتن با دعوت از فعالان فرهنگی و ادبی برای ارائه ایدهها و طرحهای جدید، تصریح کرد: از کسانی که در این حوزه طرح و پیشنهادی دارند، انتظار میرود ایدههای خود را در برنامههای مختلف مطرح کنند تا بتوانیم با ارائه دیدگاههای نو، زمینه اقناع مخاطبان و توسعه فعالیتهای فرهنگی را فراهم کنیم؛ این رویکرد باید گروههای مختلف مخاطبان از کودکان و نوجوانان تا استادان دانشگاه را در بر بگیرد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت فراهم کردن زمینه گفتوگو، نقد و تبادل نظر تأکید کرد و گفت: باید اجازه دهیم افراد مختلف در چارچوبهای مشخص دیدگاهها و افکار خود را بیان کنند. در این مسیر لازم است هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف مطرح شود؛ چراکه نقد و بررسی و حتی اختلاف نظرها، درصورت هدایت صحیح، میتوانند به توسعه فرهنگی منجر شوند.
معاون فرهنگی رسانهای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان در پایان سخنان خود با اشاره به حافظ بهعنوان نماد اعتدال، خاطرنشان کرد: اگر حافظ نماد اعتدال است، ما نیز باید این رویکرد را در گفتوگوها و فعالیتهای فرهنگی خود دنبال کنیم و با بررسی دقیق اندیشههای او، زمینه شکلگیری تفکری پویا و متناسب با نیازهای امروز جامعه را فراهم آوریم.
* تأثیرپذیری گوته از حافظ نیازمند بازنگری است
یک استاد دانشگاه نیز با بررسی رابطه فکری و ادبی حافظ و یوهان ولفگانگ فون گوته، بر ضرورت بازنگری در برداشتهای رایج درباره تأثیرپذیری این شاعر و اندیشمند آلمانی از ادبیات فارسی تأکید کرد و گفت: شناخت ما از رابطه حافظ و گوته کامل نیست و در نگاه عمومی، این تصور وجود دارد که گوته پیش از آشنایی با حافظ چهرهای چندان شناختهشده نبوده و پس از آشنایی با اشعار او، به جایگاه ادبی برجستهای دست یافته است؛ درحالی که این برداشت با واقعیتهای زندگی و کارنامه ادبی گوته، همخوانی ندارد.
مصطفی حسینی اظهار کرد: گوته در سال 1749 میلادی متولد شد و در سال 1832 درگذشت و بهدلیل جایگاه و تأثیرگذاری او در تاریخ ادبیات آلمان، دورهای از تحولات ادبی این کشور با نام او شناخته میشود؛ گوته پیش از انتشار دیوان «شرقی- غربی» در سال 1819 میلادی، به چهرهای برجسته در ادبیات آلمان تبدیل شده بود و در آن زمان حدود 69 سال داشت، بنابراین نمیتوان او را شاعری جوان دانست که در مواجهه با حافظ، یکسره تحت تأثیر قرار گرفته یا هویت ادبی خود را از او کسب کرده باشد.
این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاه آثار مختلف گوته در آلمان و ایران، افزود: در آلمان نام گوته بیش از هر چیز با نمایشنامه «فاوست» پیوند خورده است؛ اثری که ریشه در روایتها و اسطورههای اروپایی دارد و گوته بخش بزرگی از زندگی ادبی خود را صرف آن کرد. در مقابل، در ایران توجه به گوته عمدتاً با دیوان «شرقی- غربی» گره خورده است، موضوعی که موجب شده بخشهایی از کارنامه گسترده ادبی او کمتر مورد توجه قرار گیرد؛ این درحالی است که گوته پیش از پرداختن به ادبیات شرق، با آثار مهم خود در اروپا، به شهرت رسیده بود.
حسینی در ادامه با اشاره به نقش رمان «رنجهای ورتر جوان» در شهرت گوته، بیان کرد: نخستینبار زمانی نام گوته در اروپا طنینانداز شد که در 24 سالگی رمان «رنجهای ورتر جوان» را منتشر کرد. این اثر چنان جایگاهی در ادبیات اروپا پیدا کرد که ناپلئون بناپارت آن را هفت بار خواند و گوته نیز تا پایان عمر به این اثر دوران جوانی خود، میبالید. او در این رمان، شخصیتی را به تصویر کشید که خودکشی میکند و ورتر را میتوان نمونهای کلاسیک از شخصیت خودکشیگرا در ادبیات دانست؛ اثری که نقش مهمی در تثبیت جایگاه گوته بهعنوان یکی از چهرههای برجسته ادبیات اروپا داشت.
وی با اشاره به دیدگاه گوته درباره ادبیات جهانی، تصریح کرد: گوته به نظریه ادبیات جهانی اعتقاد داشت و تلاش میکرد از طریق تعامل میان فرهنگها و ادبیات ملتهای مختلف، زمینه شناخت متقابل و نزدیکی میان آنها را فراهم کند.
حسینی در بخش دیگری از سخنان خود تصور تأثیرپذیری انحصاری گوته از حافظ را نادرست دانست و خاطرنشان کرد: یکی دیگر از برداشتهای نادرست آن است که گوته را صرفاً متأثر از حافظ بدانیم؛ درحالی که سعدی نیز در شکلگیری برخی از دیدگاهها و آثار او نقش داشته است و میتوان در حدود 20 مورد از آثار گوته، نشانههایی از الهامگیری از سعدی را بررسی کرد.
* سخن تازه را باید از نسلهای تازه انتظار داشت
یک حافظشناس همدانی نیز با تأکید بر ضرورت بهرهگیری از اندیشههای نسلهای جدید، اظهار کرد: حقیقت این است که سخن تازه را باید از نسلهای تازه انتظار داشت، چراکه انسان هر اندازه انعطافپذیر، روشنفکر، جوینده و پوینده باشد، بهتدریج به افکار و دیدگاههای خود دلبستگی پیدا میکند و ممکن است در همان چارچوب فکری تثبیت شود. ازاینرو، هر نسل در فضای فکری و فرهنگی خاصی پرورش مییابد و عبور از چارچوبهایی که در طول سالها شکل گرفتهاند، دشوار خواهد بود.
حسین تهذیبی با اشاره به تأثیر تغییر نسلها بر پویایی اندیشه و جریانهای فکری، افزود: یکی از روانشناسان معتقد بود که جریانهای فکری در دانشگاههای جهان در گذشته پویایی بیشتری داشتند و یکی از دلایل این موضوع را میتوان در میانگین طول عمر انسانها جستوجو کرد. در دورههایی که میانگین عمر انسان حدود 50 سال بود، نسلها با فاصله زمانی کمتری جای خود را به یکدیگر میدادند و با تغییر نسل، زمینه ورود دیدگاهها و اندیشههای تازه نیز فراهم میشد.
تهذیبی ادامه داد: امروزه به مدد پیشرفتهای پزشکی، میانگین طول عمر انسان افزایش یافته است و در محیطهای دانشگاهی نیز استادان ممکن است سالهای طولانی بر کرسیهای علمی خود باقی بمانند و از دیدگاههایی که به آنها باور دارند، دفاع و حراست کنند.
وی ادامه داد: تداوم این وضعیت، درصورت فراهم نبودن زمینه نقد و تحول فکری، میتواند بر پویایی فضای دانشگاهی اثر بگذارد و زمینه رکود فکری را در میان استادان و دانشجویان، فراهم کند.