گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:25910

آیا برقراری ارتباط عاطفی در سنین نوجوانی درست است؟

آیا برقراری ارتباط عاطفی در سنین نوجوانی درست است؟
«نوجوانی» یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های زندگی انسان‌ها است؛ هویت‌یابی در این سنین شروع می‌شود و تا مدت‌ها ادامه دارد. از یک‌سو نوجوان تکلیفش را با خودش نمی‌داند و هرروز یک برنامه جدید برای آینده‌اش دارد، از سوی دیگر تغییرات هورمونی و فرآیندهای رشد موجب می‌شود که دچار مشکلاتی با خانواده‌اش، دوستان و جامعه باشد.

احتمالاً خانواده‌ها هم متوجه این بحران هستند، بعضی‌ها به‌خوبی از پس مدیریت دوره نوجوانی برمی‌آیند. بعضی اما اوضاع را خراب‌تر می‌کنند، ارتباطشان را با فرزندشان از دست می‌دهند و درنهایت تأثیر عمیقی روی آینده اجتماعی، ارتباطی و شغلی فرزندشان می‌گذارند.

شاید یکی از چالش‌برانگیزترین اتفاق‌ها برای خانواده‌ها در این دوره، برقراری ارتباط عاطفی با جنس مخالف است. آن‌ها نمی‌دانند که با این وضعیت چگونه روبه‌رو شوند و عموماً کار را خراب‌تر می‌کنند؛ این مطلب راه‌های چگونگی رویارویی با این وضعیت است.

* آیا برقراری ارتباط در این سنین درست است؟

احتمالاً در دسترس‌ترین پاسخ خانواده‌ها به این سؤال آن است که جلوی حرکت مذکور را بگیرند؛ بعضی از خانواده‌ها این اتفاق را خط قرمز خانوادگی خود می‌دانند و به نوجوانی که ارتباط برقرار کرده، بدترین واکنش‌ها را نشان می‌دهند.

کلینیک‌های مشاوره و روان‌شناختی با دختران و پسران و نوجوانان مضطرب و نگرانی که به‌علت برقراری ارتباط سرکوب شده، اعتمادبه‌نفس و آرامش خود را از دست داده‌اند، غریبه نیستند.

واقعیت این است که ازلحاظ روانی و فیزیولوژیکی، خیلی عجیب نیست که در این سنین نوجوانان تمایل به برقراری ارتباط عاطفی داشته باشند؛ یعنی بعد از شروع بلوغ و ترشح هورمون‌های جنسی در دختر و پسر، تمایلات دگرجنس‌خواهانه هم در آن‌ها شکل می‌گیرد، نوعی نیاز به برقراری ارتباط عاطفی و هیجانی و نیز ارتباط جسمی.

این یک فرآیند طبیعی است و تا قرن‌های متمادی انسان‌ها وقتی به سن بلوغ می‌رسیدند، اقدام به برقراری ارتباط برای تشکیل زندگی مشترک می‌کرده‌اند؛ بنابراین اینکه نوجوانی تمایل به برقراری ارتباط داشته باشد، عاشق شود و یا در ذهنش به این موارد فکر کند، اصلاً چیز عجیبی نیست. خیالتان را راحت کنم، به سلامت روان نوجوانی که به این‌جور چیزها فکر نمی‌کند، باید شک کنید!

* وقتی از رابطه نوجوانتان با جنس مخالف آگاه شدید، این کارها را انجام دهید:

1) ارتباط خودتان را با فرزندتان حفظ کنید

این اصل، مهم‌ترین رکن تربیت فرزندان است. والدین باید به‌گونه‌ای با نوجوان تعامل کنند که خانواده مهم‌ترین منبع ارتباطی برای او باشد؛ درواقع خانواده‌ای در تربیت فرزندش موفق شده است که فرزند نوجوانش اگر رابطه‌ای برقرار کرد و یا تمایلی به فردی داشت، آن را ابتدا با والدین و یا حداقل یکی از والدین در میان بگذارد.

نوجوان زمانی می‌تواند این کار را انجام دهد و خانواده را در جریان بگذارد که مطمئن باشد واکنش آن‌ها نسبت به این ماجرا وحشتناک نخواهد بود؛ مثلاً اگر نوجوان متوجه باشد که با فهمیدن خانواده دوره پُرتنشی شروع خواهد شد، سرکوب می‌شود، مورد خشونت قرار می‌گیرد و یا سرزنش‌ها و اضطراب‌های جدیدی برایش شروع خواهند شد، ترجیح می‌دهد اساساً قید اطلاع‌رسانی به خانواده را بزند. چنین نوجوانی مستعد آسیب در روابط عاطفی است و به‌واسطه اینکه پشتوانه تجربی، حمایتی و آموزشی ندارد، احتمالاً دچار مشکلات در رابطه و یا حتی سوء استفاده خواهد بود.

نوع دوم خانواده‌هایی هستند که با مطلع شدن از این ارتباط، اصولاً شروع به نصیحت و سرزنش کرده و تلاش دارند که ارتباط نوجوانشان را قطع کنند. درنتیجه شاید موفق شوند که فرزندشان را از ادامه ارتباط منصرف کنند، اما مشکل این است که احتمالاً نوجوان در تجربه‌های بعدی ترجیح می‌دهد خانواده را در جریان این اتفاق‌ها قرار ندهد.

نوع سوم خانواده‌هایی هستند که بعد از فهمیدن ماجرا، به احساس نوجوانشان احترام می‌گذارند و او را برای این ارتباط سرزنش نمی‌کنند. این خانواده‌ها آگاهانه سعی دارند که ارتباطشان را با فرزندشان حفظ کنند تا نوجوان بتواند به‌راحتی مشکلاتی که پیش می‌آید را با آن‌ها در میان بگذارد، اما درعین‌حال تلاش می‌کنند فرزندشان را راهنمایی کنند.

این راهنمایی به معنای نصیحت نیست، بلکه آن‌ها واقعیت‌های موجود را درباره ارتباط‌های نوجوانی می‌گویند؛ مثلاً همان‌قدر که به احتمال بی‌ثباتی این رابطه‌ها اشاره می‌کنند، به جذاب بودنشان هم اشاره دارند.

2) با نوجوانتان صادقانه صحبت کنید

آمارها نشان می‌دهند که نوجوانان بیشترین اطلاعات ارتباطی را از هم‌سالان می‌گیرند و تنها درصد کمی را از والدین می‌پذیرند؛ این درحالی است که هم‌سالان همیشه اطلاعات مبهمی از این‌گونه روابط داشته و والدین مشخصاً دقیق‌ترین اطلاعات را دارند.

بنابراین نسبت به روابط، هیجان‌ها و احساس‌هایی که افراد می‌توانند در این دوره تجربه کنند، با نوجوانتان حرف بزنید و اطلاعات دقیق به او بدهید. سعی نکنید اطلاعات دلهره‌آور در اختیار او بگذارید، اینکه روابط مذکور موجب بدبختی آدم‌ها می‌شود و یا ایجاد احساس گناه در نوجوان، کمکی به مدیریت این وضعیت نمی‌کند؛ منصف باشید و اطلاعات دقیق در اختیارش قرار دهید.

3) پذیرشتان را بالا ببرید

منظورم این نیست که هر اتفاقی افتاد، با آغوش باز بپذیرید، خیر، پذیرش یعنی اینکه آرامش خود را در مواجه شدن با برخی اتفاق‌ها بالا ببرید. نوجوانی که با مسئله‌ای روبه‌رو شده، خود به اندازه کافی استرس و تنش دارد، بهتر است شما با آرامشتان وضعیت روانی فرزندتان را بیشتر دچار تنش نکنید.

لزومی ندارد در آن لحظات شروع کنید به پیش‌بینی‌هایی که از این رابطه کرده بودید، اینکه رابطه از اول اشتباه بوده است. جو حمایتی خانواده را به‌گونه‌ای پیش ببرید که فرزندتان به خانواده اعتماد کند. آن‌قدر پذیرش داشته باشید که نوجوانتان بتواند اتفاق‌های عجیبی که برایش افتاده را با شما در میان بگذارد. درواقع خانواده باید نخستین حریم امن نوجوان باشد.

4) کنترل نکنید

بعضی از خانواده‌ها تمام تلاش خود را دارند که فرزند نوجوانشان را کنترل کنند. چک کردن گوشی، زیرورو کردن وسایل شخصی‌اش برای پیدا کردن نشانه‌های خطر! و یا پیگیری کردن کارهای روزمره زندگی نوجوان.

نوجوان‌ها متوجه این کنترل‌ها می‌شوند. آن‌ها (و درکل همه انسان‌ها) نسبت به کنترل شدن حساس هستند، کنترل ارتباط را قطع می‌کند، اعتماد را از بین می‌برد و نوجوان را از خانه گریزان می‌کند. به حریم شخصی نوجوان احترام بگذارید، اما همیشه خود را برای شنیدن حرف‌های او درباره رابطه عاطفی‌اش آماده کنید.

5) خط قرمزها را مشخص کنید

به‌جای تهدیدها و یا نصیحت‌های مکرر، با درنظر گرفتن وضعیت خانوادگی، خط قرمزهایی را برای این ارتباط مشخص کنید. محدودیت‌های خانوادگی را با او در جریان بگذارید، محدودیت‌هایی مثل زمان ارتباط، استفاده تلفنی و غیره.

حتی می‌توانید محدودیت رابطه جنسی را با قاطعیت با آن‌ها در میان بگذارید. متأسفانه خانواده‌ها از صحبت کردن در این موارد به‌شدت گریزان هستند و چه‌بسا می‌ترسند که با صحبت کردن دراین‌باره، فایل‌هایی در ذهن نوجوان باز کنند که فرزندشان قبلاً توجهی به آن‌ها نداشته است.

اگر تا این زمان آموزش جنسی به فرزندتان نداده‌اید، سعی کنید به شیوه‌های مختلف او را آگاه کنید؛ مثلاً می‌توانید کتاب‌های خوبی دراین‌باره برای هدیه دادن به فرزندتان پیدا کنید.

6) با دوست فرزندتان ارتباط برقرار کنید

درصورتی ‌که مقدور باشد، با فردی که فرزندتان با او دوست شده، آشنا شوید. او را به خانه و یا به یک گردش چندساعته در شهر دعوت کنید؛ حُسن نیتتان را هم به فرزندتان و هم به دوستش ثابت کنید و نشان دهید که به احساس آن‌ها احترام می‌گذارید.

با این کار مدیریت بیشتری روی ارتباط آن‌ها خواهید داشت. با این کار احتمالاً آن‌ها مخفی‌کاری نمی‌کنند و مشکلاتشان را با شما در میان می‌گذارند. خطوط قرمز را رعایت می‌کنند و طبق اصول خانوادگی شما پیش می‌روند.

این شکل از ارتباط عموماً برای خانواده‌ها بسیار سخت است، مخصوصاً اگر دخترشان در ارتباط باشد، اما واقعیت این است که با جنگ و دعوا و تنش، کاری پیش نمی‌رود.

ارسال نظر

سوال: پنج منهای دو؟ 3

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار