فکر تحول در آموزشوپرورش غایب است
رهبر انقلاب در تاریخ 99/6/11 در ارتباط تصویری با رؤسا و مدیران آموزشوپرورش، به مسائل مهمی در این ارتباط پرداختند، ازجمله مسئله عدالت آموزشی، سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، وضعیت معیشت معلمان و سند 2030. برای بررسی بیشتر این مسائل با حجتالاسلاموالمسلمین دکتر علی ذوعلم؛ عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رئیس سابق سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی گفتوگویی انجام شده است که در ادامه متن آن را میخوانید:
* در رابطه با مباحث مرتبط با آموزشوپرورش، عدالت آموزشی اهمیت زیادی دارد و در بلندمدت تأثیری فراوانی بر کم کردن فاصله طبقات اجتماعی و نزدیک کردن مردم بههم و شکوفا کردن استعدادها در همه جای کشور دارد. اجازه بدهید از شما در شروع این گفتوگو قدری راجع به این عدالت آموزشی بشنویم که مردم در این رابطه چقدر حق دارند؟
خوشبختانه قانون اساسی ما و مبانی فکری اسلام که مبانی انقلاب و نظام اسلامی بوده و روی مبحث عدالت، تأکید محوری دارد. اساساً فلسفه تشکیل نظام اسلامی استقرار عدالت، بخصوص در عرصه فرهنگی، تربیتی و آموزشی است و اینکه نابرخورداریهای مادی و اقتصادی، مانع برخورداری از کیفیت آموزشی نشود. این بسیار مسئله مهمی است، چراکه بچهها در خانوادههای مختلفی بهدنیا میآیند. بعضیها در شهر و بعضیها در روستا هستند و ممکن است وضع اقتصادیشان خوب یا بد باشد، امّا آنها نباید تحتتأثیر این عوامل عارضی، از آموزش مطلوب محروم شوند. بنابراین عدالت آموزشی یک اصل بسیار مهم و در اسناد تحولی روی آن تأکید شده، ولی بهخاطر اینکه آموزشوپرورش ما تا حد زیادی ازنظر ساختارها و زیرساختهای اداری و از این قبیل، دارای پیشینهای قبل از انقلاب است و در آن زمان تبعیض آشکار آموزشی وجود داشته، علیرغم تلاشهای خیلی خوبی که بعد از انقلاب شده، امّا هنوز در بعضی از زمینهها نسبت به عدالت آموزشی واقعاً دچار چالش هستیم. تأکیدی هم که رهبر فرزانه انقلاب درباره مدارس دولتی داشتند، بسیار امر مهمی است که باید برای آن برنامهریزی جدی و عملیاتی صورت بگیرد.
* البته همه اینقدر تموّل ندارند که از خدمات مدارس غیردولتی استفاده کنند. عده زیادی از مردم بچههایشان را در مدارس دولتی ثبتنام میکنند، امّا بهنظر میرسد که احساس میکنند بچههایشان به اندازه کسانی که در مدارس غیردولتی تحصیل میکنند، توفیق نخواهند داشت. آمارها هم نشان میدهد که اقبال دانشآموزان مدارس دولتی برای ورود به دانشگاههای خوب کمتر است. با توجه به اینکه حضرتعالی تجربه زیادی در آموزشوپرورش حتی در تنظیم اسناد بالادستی دارید، آیا مردم واقعاً امیدوار باشند که این مسئله قابلحل است؟ آیا کاری در کشور در اینباره انجام شده است؟
البته؛ خوشبختانه در حال حاضر شکاف معناداری بین دانشآموزانی که در مدارس دولتی تحصیل میکنند، با مدارس غیردولتی وجود ندارد. از جهت قبولی در کنکور هم آمارهایی که داریم میبینیم، یک فاصلهای وجود دارد، ولی این فاصله خیلی معنادار نیست. منتها هدف دانشآموزان مدرسه فقط کنکور نیست و به همین جهت در بقیه ابعاد تربیتی، یک فاصلهای احساس میشود. گاهی پیشنهاد میشود که مدارس غیردولتی اساساً حذف شوند تا عدالت ایجاد شود. البته این راهکار کاملاً نادرست و ایده غلطی است، ولی از این طرف هم ما باید این را دنبال کنیم که مدارس دولتی بتوانند ارتقا پیدا کنند. آموزشوپرورش هم باید آن سرمایه و همتی که دارد و یک بخش 10 درصدیاش را که احیاناً مدارس غیردولتی تأمین میکنند، به کیفیت مدارس دولتی اختصاص دهد. این بسیار مسئله مهمی است و اگر مدرسه را یک نهاد زنده، پویا و اثرگذار بدانیم که همینطور هم هست و حتی کارکرد معلمان هم تا حدی بستگی به کیفیت مدرسه، مدیریت و توان تربیتی آن دارد، بنابراین باید برای این کار یک برنامهریزی جدی صورت بگیرد. در مقاطعی کارهایی شده، ولی متأسفانه هنوز مورداهتمام جدی نیست. اقدامی هم که باید ما و دوستانمان در آموزشوپرورش برای ترمیم اسناد تحولی انجام دهیم، یک جهتش همین است که ارتقا توانمندی مدرسه را برای یک هدف عملیاتی جدی مدّنظر قرار بدهیم.
* کنکور یک شاخص برای سنجیدن وضعیت یا عملکرد مدارس شده است. شما میگویید که اختلاف نادری ازنظر آماری برای پذیرفتهشدگان مدارس دولتی و غیردولتی وجود ندارد. بهنظر شما آن مسئلهای که باید در مدارس دولتی اصلاح شود، چیست؟
اساساً اگر که ما صرفاً بخواهیم بچهها را برای کنکور تربیت کنیم، یک تربیت تکبعدی شکل خواهد گرفت. متأسفانه بعضی اوقات هم این کار را میکنیم. اتفاقاً سال گذشته هم حضرت آقا به مسئله کنکور اشاره کردند. خیلی سوگمندانه عرض کنم، کنکور یک معضلی است که جنبههای روانشناختی اجتماعی و فرهنگی و پیامدهای خیلی نامناسبی دارد، ولی هنوز عزم راسخی در کشور برای مواجهه درست با این مسئله صورت نگرفته؛ البته اگر ما بتوانیم در آموزشوپرورش کیفیت و روش ارزشیابی را تغییر دهیم و بچهها در یک فرآیند غیرنمرهای و کیفی، ارزشیابی شوند و یک نوع تفکر محوری و اندیشمندی مقدمه دانشمندی تلقی شود، لاجرم بعد از چندسال کنکور هم تحتتأثیر این موضوع حل خواهد شد. ولی هنوز در آموزشوپرورش خیلی برای این مسئله کار جدی صورت نگرفته است.
* سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، سند مفصلی است. این سند بسیار متعالی بوده و خیلی مسائل در آن دیده شده، هرچند نیاز به ترمیم دارد. امّا حضرتعالی بهعنوان کارشناس وقتی به آنچه امروز در کشور در جریان است، نگاه میکنید، اختلاف زیادی بین وضعیت کنونی و سند وجود ندارد. قریب به 10 سال است که ما این سند را داریم، نظر شما چیست؟
بله؛ مبانی نظری سند تحول یک مبحث خیلی عمیق فلسفی و تربیتی در آن هست که بسیار مفید و قابلاستفاده است. درواقع در این سند بایستگیها و اهداف عملیاتی و 131 راهکار مطرح شده، امّا متأسفانه نقشه کلان برای اجرای سند بهطور جامع و برخوردار از شاخصهای ارزشیابی از آن تدوین نشده، چون مدت مدیریت وزرا در آموزشوپرورش بسیار کوتاه است؛ یعنی میانگین عمر وزرا در این 10 سال گذشته، دو سال بوده و این مانع شکلگیری یک تفکر منسجم تحولی و عملیاتی در آموزشوپرورش شده است که همین نقیصه بسیار مهم بوده و باید برطرفش کنیم.
* وقتی یک سند بالادستی اینچنینی طراحی میشود، مگر روال بر این نیست که زیرمجموعهها و زیرسازمانها بنشینند و متناسب با شرایط خودشان از روی این سند دستورالعمل اجرایی بنویسند. مگر اینطوری اسناد بالادستی اجرا نمیشود؟ آیا ما نباید یک سند اجرای جامع در کنار این سند میداشتیم؟
معمولاً اسناد یک سلسله مراتبی دارند. فرض کنید قانون اساسی ما یک سند بالادستی در قانونگذاری است. بعد قانون عادی مجلس و آییننامه هیئتوزیران برای اجرا وجود دارد تا به یک بخشنامه در یک وزارتخانه برسد. این سطوح مختلف اجتنابناپذیر است. سند تحول هم یک سند جامع برای کلان آموزشوپرورش بوده و فراتر از آموزشوپرورش برای کلیت نظام است. درحقیقت در همین سند یک وظایفی برعهده بخشهای مختلف دولت یا بخشهای مختلف قوای ما قرار گرفته؛ یعنی فراتر از قوه مجریه، شورای عالی انقلاب فرهنگی باید رصد و دنبال میکرد که انجام نگرفته است. درحقیقت تعلیموتربیت کشور صرفاً نمیتواند برعهده یک وزارتخانه در دولت باشد. فراتر از این، نگاه تربیتی است؛ یعنی آن دغدغه تربیتی که در قوای سهگانه ما باید وجود داشته باشد، معالاسف هنوز شکل نگرفته و در رسانهی ملی ما آن نگاهی که باید به مطالبهگری تربیتی و فرهنگی شود، بسیار نازل است.
* گاهی اوقات دستگاههای فرهنگی مطالبات اقتصادی و سیاسی در کشور را خوب پیگیری میکنند، ولی مطالبات فرهنگی خیلی خوب پیگیری نمیشود. در عدالت آموزشی و استفاده کردن از تریبونهایی مثل صداوسیما و حتی تکنیکها و فناوریهای آموزش از راه دور چقدر خوب عمل کردیم؟
نکته بسیار مهم این است که ما در کنار عدالت آموزشی، باید از عدالت درباره آموزشوپرورش هم یک مبحثی را بهمیان بیاوریم. یک موقعی من در برنامهای عرض کردم که در توزیع کل منابع کشور یا توزیع فرصتهای کشور یا اختصاص مدیریت و دغدغههای کشور ما به دغدغه تعلیموتربیت بسیار کم اختصاص میدهیم، مثلاً شورای عالی آموزشوپرورش که ریاستش برعهده رئیسجمهور محترم است را باید بررسی کنیم که در طول هفت سال گذشته آقای روحانی چندبار در جلسه شورای عالی شرکت کردند. نمیگویم ایشان قصور و تقصیر دارند. میخواهم عرض کنم کلاً تمرکز مسئولان ما بر مسائلی است که کمتر در این تمرکز، تعلیموتربیت حضور دارد. خود صداوسیما هم همینطور است که اشارهای به آن کردیم. فضای مجازی و آموزش از راه دور هم، باید یکی از ابزارهای مکمل تلقی شود.
* یک موضوعی را اشاره کردید و گفتید که ما به آموزشوپرورش پول کمی میدهیم. آنجایی که باید به آن اهمیت بدهیم، کمتر اهمیت میدهیم و به معلم بهعنوان مهمترین رکن اجرای سند تحول بنیادین نتوانستیم امکانات رفاهی کافی را بدهیم. آیا بهنظر شما مجموعه اینچنینی میتواند این سند متعالی را اجرا کند؟
اکثر معلمان عزیز ما، نه همهشان، با یک انگیزه و دغدغه تربیتی سر کلاس درس حاضر میشوند؛ یعنی بسیاری از کسانی که در آموزشوپرورش مشغول کارند. اگر بخواهند برای امرار معاش جای دیگری کار کنند، حتماً درآمد بیشتری میتوانند داشته باشند، ولی به امر تعلیموتربیت بهعنوان یک رسالت انقلابی، اسلامی و ملی علاقه دارند و کار میکنند. ما حتماً باید با همین عزیزان تحول را دنبال کنیم. منتها مهم این است که نخست دریافت مشترک، مشخص و روشنی از تحول صورت بگیرد. به هر حال اهداف باید روشن باشد. حتی ادبیات سند تحول باید بهگونهای جذاب باشد که بتواند مورد درک و فهم قرار بگیرد و دوم اینکه ما باید به نهاد مدرسه بها دهیم. در نهاد مدرسه خود معلمان شریک کار در سیاستگذاری، برنامهریزی و اجرا در مدرسه هستند. تعلیموتربیت اینطور نیست که ما بتوانیم با یک بخشنامه مرکزی همه ردهها را سرخط کنیم و انگیزه به آنان بدهیم.
* الان حرفه معلمی دیگر جذابیت سابق را ندارد. برای اینکه وضعیت رفاه معلمان خوب شود و بتوانند در اختیار سند و اجرای آن قرار بگیرند، چه باید کرد؟
البته من باید عرض کنم که واقعاً در یکی دو سال گذشته تلاشهای خیلی زیادی انجام شده است، ولی کافی نیست. این مسئله همچنان نیاز به توجه بنیادین دارد؛ یعنی ما باید روی مبحث اقتصاد آموزشوپرورش و تأمین منابع کافی و ثبات آن کار کنیم. درباره این موضوع بعضی اوقات جلسات و نشستهایی برگزار شده، ولی یک مدل بوده و جمعبندی نهایی هنوز شکل نگرفته است.
نکته بعدی این است که اگر ما مدرسه را بهعنوان بستر اصلی تربیت تلقی کنیم، باید خیلی مراقب باشیم که ابزارهای فضاهای مکمل، جای مدرسه را نگیرد؛ یعنی مدرسه، فقط مدرسه باشد. فقط بچهها در مدرسه میتوانند یک فضای طبیعی، تعاملی و مشارکتی در تعلیموتربیت داشته باشند. نباید این اقتضائات امروز ما که محدودهای را بر ما تحمیل کرده، خدایناکرده موجب فروکاهی شأن مدرسه شود. این مطلب در اشارهای که رهبر معظّم انقلاب برای ارتقای وضعیت مدارس غیردولتی داشتند، آن وجود دارد. بنابراین مدرسه نهاد مهمی است و باید بیش از گذشته به آن پرداخت.
* در مورد سند 2030 همان موقعی که آمد، خیلی موردتوجه قرار گرفت و رسانهای شد. بسیاری از آن دفاع کردند و بسیاری با آن مخالفت کردند. امّا با گذشت زمان معلوم شد که این سند، سنخیتی با وضعیت فرهنگی و اعتقادی ما ندارد. بهنظر حضرتعالی چرا سند 2030، سند خوبی برای ما نیست؟
بهخاطر اینکه این سند برای ما و متناسب با سرمایهها و پیشینه فرهنگی ما نیست. آن ارزشهای برجستهای که ما باید دنبال کنیم، در آن سند اساساً مطرح نشده و آموزشوپرورش امروز در کشورهای غربی یک ابزاری برای مهرهسازی نظام سرمایهداری است. این سند برای تربیت چهرههای فرهیخته مستقل آزاداندیش مؤمن و متفکری که واقعاً بتوانند آینده کشورشان را براساس طراحی خودشان رقم بزنند، نیست.
حداکثر چیزی که در سند 2030 وجود دارد، افقی است که بهعنوان شهروند جهانی ترسیم کردند که اساساً در آن ازنظر مبانی نظری مناقشه وجود دارد. مگر امروز جهان تابع یک فرهنگ است؟ مگر جهان فرهنگهای مختلف ندارد؟ مگر مردم کشورهای مختلف حق ندارند که براساس فرهنگهای خودشان امر تعلیموتربیتشان را برنامهریزی و ساماندهی کنند؟ بخصوص برای ایران اسلامی که کسی مثل شهید قاسم سلیمانی را دارد که مظهر هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی ماست و یکتنه در مقابل توطئههای سیاسی، نظامی و فرهنگی جبهه استکبار ایستاد. برای ما واقعاً کسر شأن است که در تشییع جنازه شهید سلیمانی شرکت کنیم، ولی بهجای برنامهریزی و جهتدهی به تعلیموتربیت، چشممان به این سند باشد که نهایتاً چیزی فراتر از یک شهروند جهانی تعریف نمیکند.
من این پیشنهاد را کردم، کسانی که واقعاً ازنظر نظری و مصلحتاندیشی تعلیموتربیت ما یا از نگاه بهظاهر علمی از آن اسناد دفاع یا حمایت میکنند، بیایند مبحثشان را مطرح کنند. البته بنده قبلاً هم این را مطرح کردم که موضوع بر سر این نیست که ما از تجربههای جهانی استفاده نکنیم، ما حتماً از تجربههای مثبت جهانی و از خلاقیتهای آنها باید استفاده کنیم، ولی در چهارچوب فکر و اندیشه خودمان. بنابراین ممکن است ما از نکاتی یا حتی بعضی از واژهها یا بعضی از راهکارهایی که در اسنادی مثل سند 2030 هم آمده استفاده کنیم، ولی نه در آن هندسه و نه در آن نظاموارهای که آنها تعریف کردند.
ما حتماً نیاز به ترمیم سند تحول داریم. در این ترمیم ما میتوانیم مبانی خودمان را اصل قرار داده و تجربههای بومی خودمان را بهکار بگیریم. امروز خوشبختانه در بعضی از مدارس حتی مناطق نهچندان برخوردار ما، جمعهای جوان انقلابی متفکر با تخصص تربیتی، ایدهها و نقشههای جدیدی برای مدرسه طراحی کردند و موفق هم بودند. ما باید بتوانیم در آموزشوپرورش زمینهای را فراهم کنیم که این تجربهها را بهکار بگیریم و با این تجربهها، بتوانیم مدارسمان را ارتقا دهیم.
بعضی از نخبگان ما هم یک نوع عوامزدگی غربگرایانه و نوعی سادهلوحی و سادهاندیشی دارند که باید با همین نظام تربیتی مطلوب بتوانیم در نسلهای آیندهمان انشاءاللّه این خلأ را برطرف کنیم.
منبع: خبرگزاری فارس