ورودیهای شهر همدان و روایت غفلت مدیران
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: یک سؤال ساده از مسئولان! پس از گذشت چند دهه از آغاز طرح توسعه شهری بهراستی جایگاه ورودی در سیستم شهرسازی معاصر همدان کجاست و معیارهای منظر ورودیهای آن کدامند؟
کارشناسان براین عقیدهاند که یکی از مهمترین عوامل در موضوع ورودیهای شهرها که باید بدان توجه داشت مسئله خوانایی است؛ زیرا ورودیهای هر شهر اولین منظر شهری است که مسافران، و رهگذران و یا گردشگران با آن برخورد دارند درحالیکه بخش عمدهای از تصورات ذهنی آنها در خصوص محتوای شهر نیز دقیقاً در همان لحظه ورود و دیدن ورودیها شکل میگیرد؛ بنابراین پرداختن به مسئله ورودیهای شهر و توجه به کیفیت خوانایی آنها امری اجتنابناپذیر تلقی شده و باید بدانها توجه خاص داشت.
درواقع ورودی هر شهر بهمثابه شناسنامه فرهنگ، سیاسی، اجتماعی هر شهر عمل میکند که خوانایی هر چه بیشتر آن در ایجاد تصور ذهنی مناسب و جذب مسافران و گردشگران و حتی ساکنان با در نظر گرفتن مؤلفههای مرتبط با این موضوع میتواند نقش بسیار بارزی را در این خصوص ایفا کند.
کما اینکه روانشناسان نیز با اشاره بر تأثیرات بصری ورودیها براین نکته تأکید دارند که ورودیهای یک شهر دریچهای برای ادراک منظر شهر و شهروندان آن محسوب میشود و شاخص بودن این عناصر فارغ از تشخیص کالبدی آن بیشتر در تشخیص معنایی آن نهفته است. درواقع اهمیت ورودیهای شهر آنقدر مهم است که هر ورودی با نماد و ویژگیهای خاص خود میتواند ایجاد حس تعلق و هویت در میان ساکنان و تازهواردان به شهر را ایجاد کند.
البته از منظر شهرسازان نیز؛ ورودی شهر بهرغم جایگاه برجسته خود در منظومه شهری اما هویتی مستقل از شهر ندارد و حتی برخی آن را منظری متراکم و خلاصه شدن از تمامیت شهر قلمداد میکنند، این بدان معناست که ورودیها تلفیقی هستند از همه داشتههای یک شهر در همه ابعاد و سویههای مختلف بنابراین بسیار لازم است تا بهعنوان مَفصل اتصالدهنده فضای طبیعی خارج و داخل شهر و نیز برقرارکننده ارتباط میان شهر و اطرافش در موضوع طراحی و احداث فضاهای مذکور حداکثر استانداردهای لازم را همراه با خلاقیتپردازیهای بصری و مفهومی در نظر گرفت.
جامع سخن اینکه ورودی هر شهرستان بهعنوان پیشانی آن شهر بهصورت مستقیم موردتوجه و دقت و قضاوت مسافران و رهگذران است که باید نسبت به زیباسازی و بهسازی آن اقدامات اساسی صورت گیرد این بدان معناست که ورودی هر شهر باید طبق ضوابط شهری بهگونهای طراحی شود که با جذابیت تمام نشاندهنده ویژگیهای آن شهر باشد.
یک ورودی قابلقبول و منطقی...
کارشناسان براین موضوع تأکید ویژه دارند که بررسی جایگاه ورودی در نظام منظر شهرهای امروزی مستلزم شناخت درستی از مفهوم ورودی و جایگاه آن در سلسلهمراتب ادراک شهر توسط طراحان، تصمیمگیران و مدیران شهری است زیرا علوم و شاخههای مختلف و مرتبط با حوزههای عملکردی ورودی شهر در یک رابطه سهجانبه بین شهروند، طبیعت و اقتصاد که عناصر شاخص در تبیین منظر ورودی است قرار دارد.
درواقع بهمنظور دستیابی به تعریف دقیقتری از جایگاه ورودی در شهرها لازم است تا دیدگاه غالب دانش حرفههای مرتبط با منظر شهری از قبیل شهرسازی و معماری، جامعهشناسی، محیطزیست، اقتصاد شهری و ترافیک و... اخذ و جمعبندی شود درحالیکه با جستجوی دقیق در لایهبندیهای این دانش حرفهها و ارتباط آنها با توسعه شهرهای امروزی بهوضوح مشخص میشود که عمدتاً مدیران و برنامهریزان و نیز تصمیمگیران در رابطه با عملکرد مبادی ورودی از یک نگاه و تعریف و تصمیم جامع و معین، مطلع و برخوردار نیستند تا ضمن ایدهپردازی و اجرای مناسب موجبات روشن شدن مکانیزم فهم و مفهوم محتوایی مبادی ورودی شهر را برای ساکنان و وارد شوندگان باعث شوند.
موضوع اینجاست که متأسفانه امروزه مبادی ورودی شهرها ازجمله فضاهای فراموششدهای محسوب میشود که با مشکلات و نابسامانیهای متعددی روبرو هستند تا آنجا که برخی از این نابسامانیها و بیتوجهیها منجر به آن گردیده که حتی بعضی از حداقل مؤلفههای خوانده شده بهعنوان یک محیط و فضای مطلوب شهری نیز بیبهره بمانند.
به اعتقاد صاحبنظران گسترش و توسعه بیرویه و بدون برنامه شهرها و توجه نکردن به الگوهای توسعه فضایی مناسب باعث ضعف در شکل و محتوای فضاهای ورودی شهرها در ایران گردیده و البته لزوم تعمق در این مسئله هنگامی بیشتر نمایان میشود که بدانیم امروزه ورودی شهرها به سطحی از کیفیت تنزل پیداکردهاند که در فضاسازی آنها غالباً تنها عناصر مشهود برنامهریزیشده جهت یادآوری مفهوم ورود، چیزی بیشتر از تعبیه یک تابلو نیست که ورود به شهر را متذکر شده عبارت خوشآمدگویی روی آن نقش بسته است.
موضوع اینجاست که در گذشتههای نهچندان دور ورودی شهرها جزو مهمترین فضاهای با هویت شهر بودند، اما امروزه با توجه به گسترش روزافزون جمعیت و شهرنشینی به فراموشی سپرده شدهاند و این در حالیاست که در شهرهای توسعهیافته و مدعی جذب گردشگر و توریسم وجود نشانههای شهری بهعنوان هویت یک شهر، پدیدآورنده تصویر واضح ذهنی در افکار بازدیدکنندگان و ساکنان است.
یک غفلت و بیتوجهی غیرقابلتوجیه...!
و اما شاید این چندمین بار است که طی نوشتارهای متعدد به محضر مبارک مسئولان و مدیران و تصمیمگیران شهر و استان متذکر شدهایم که مبحث ساماندهی و طراحی مسیرهای ورودی به شهر همدان قریب به دهها سال است که به یکی از معضلات ریشهدار و قابلتوجه و تأمل در فضاسازی جدید آن مبدل شده و نخستین تصویری که در اولین نگاه از شهر در ذهن گردشگران و میهمانان و حتی مسافران عبوری نقش میبندد همین وضعیت آشوبزده، ویران و مخروبه، ناهنجار و زشت و بلاتکلیف آنهاست که ظاهراً هم قرار نیست هیچگاه سر و سامان بگیرد.
ساختاری که به اذعان بیشتر منتقدان بیش از هر چیز شالودهای است از بلاتکلیفی و ناهمگونی و ناهنجاریهای ممتد که باعث به هم خوردن نظام رفتاری و بصری تازهواردان و گردشگران و درمجموع همه بینندگان شده است.
البته برای این مسئله میتوان دلایل بسیاری را عنوان کرد اما قدر مسلم برجستهترین عامل فقدان یک نگاه مسئولانه و ارزشمحور و نیز عدالتگرایانه است که باعث شده تا در تمام سالهایی که از شروع برنامه توسعه شهر و لزوم بهسازی ورودیها و مسیرهای اصلی آن میگذرد (بهجز یک مسیر خاص) هیچگاه و از سوی هیچکس نگاهی جدی به این مسئله انداخته نشود.
سؤال اینجاست که پس از گذشت چند دهه از شروع برنامه توسعه شهری و در میانه نمایشهای رنگارنگ تبلیغاتی مبنی بر تلاش در جهت جهانیشدن و جذب توریست و یا برجستهسازی پایتخت تمدن ایرانی در میان رقیبان داخلی و خارجی و صدالبته جدا از همه مؤلفههای درونشهری اما واقعاً سهم ورودیهای شهر همدان از اینهمه برنامهریزی و تصمیمگیری و سرمایهگذاری چقدر بوده است؟
گو اینکه هنوز این سؤال نیز بیجواب مانده که ماسوای پیشنیازهای توسعه گردشگری و توریسم اما سهم توسعه و بهسازی ایمنسازی و ارتقاء سطح کمی و کیفی ورودیها بهعنوان اولیهترین زیرساخت یک شهر در کجای نقشه جامع شهری لحاظ شده اینکه کدام دلیل باعث این توقف تعجببرانگیز و چندساله شده و اصولاً کدام خرد جمعی و مفاهمه عمومی براین رویه غلط و پراشتباه و کجروانه حاکم بوده در نهایت قرار است این قصه کجا و کی به نتیجه برسد؟
موضوع اینجاست که اگر مجمع مدیران و تصمیم گیران و مدعیان توسعه و تلاش جهادی بهدنبال اعتلای کیفیت عملکردها و ارتقاء سطح بروندادهای توسعه هستند پس چرا در این سالهای برزخی به شکل واضح و آشکار و یا شفافیت به این موضوع ورود پیدا نکرده و یکبار برای همیشه نسخه شفابخش آن را نپیچیدهاند؟ چرا هیچکس مسئولیت این بیتفاوتی را بر عهده نمیگیرد و دلایل اینهمه عقبماندگی و فراموشی بیان نمیشود؟ چرا برخی از مسئولان بهرغم ظاهرسازیهای گفتاری مبنی بر مطالبه محوری، توجه به مشکلات شهر و شهروندان و یا داد و دم دائمی از توسعه و دکترین توسعه و پیشرفت برای لایهلایه سطح و عمق شهر اما در این باب حرف و توضیحی قانعکننده برای گفتن ندارند؟
بسیاری از صاحبنظران حوزه معماری شهری براین اعتقادند که جدا از اینهمه بیتفاوتی اما فاجعه اینجاست که عمده پروژههای مربوط به ساماندهی ورودیها که تاکنون به انجام رسیده و یا در حال طراحی و اجراست نیز عموماً بدون چهارچوبی متناسب و ساختاری هماهنگ و بستر موردمطالعه با ارزشها و فرهنگهای بومی شهر همدان صورت گرفته و متأسفانه مشاوران و پیمانکاران و یا مهندسان با سلایق فردی و با محوریت منفعت اقتصادی بدون لحاظ کردن مفاهیم هنری و فرهنگی به تحلیل و تفسیر موضوع پرداختهاند.
که البته دلیل این امر نیز نبودِ مفاهمه جمعی و نقشآفرینی خرد جمعی و نیز مبانی نظری مستحکم دراینباره است. موضوعی که باعث شده در بسیاری از موارد طرح تولیدی به دلیل نداشتن رویکردهای چندسونگر در مبحث فنی و زیرساختی و به موازات آن پیوست و ویترین فرهنگی، نمایهها و سمبلهای بومی و منطقهای بیشتر مشکل و مسئلهساز بودهاند تا راهگشا و کاربردی.
روند و روالی که باعث شده پس از گذشت چند ده سال از آغاز طرح توسعه شهر بهجز یک ورودی خاص (که البته متأثر از مصلحت و ضرورت مدیریتی که تا حدودی ساماندهی شده) ورودیهای دیگر همدان در یک نسخهنویسی غلط بدون دکترین و استراتژی، فاقد توجیه اقتصادی و پیامهای فرهنگی نامشخص و مهگرفته چیزی برای عرضه نداشته باشد جز روایت فضایی برای انباشت نخاله، زبالهدان و تبعیدگاه صنوف مزاحم، راستهبازاری برای سنگقبر فروشها، دلالان احشام و طیور، بازیافتیها و انبوهی از دکههای زشت و مسئلهدار و وانتبارهای فروش میوه و بدتر از همه مکانی امن و مهیا برای حضور پررنگ ولگردها و معتادان و کارتنخوابها.
مطالبه شهروندان از مسئولان و مدیران...!
حالا اما برای اطلاع آندسته از مسئولان، مدیران و تصمیمگیرانی که احتمالاً در طی این چند ده سال به علت مشغله فراوان و رسیدگی به موضوعات مهمتر و یا حضور دائمی در جلسات و همایشها و جشنوارههای مرتبط با مبحث مدیریت و توسعه شهر نتوانستهاند تا سری به این مبادی زده و از نزدیک نیمنگاهی به وضعیت آنها بیاندازند تا متوجه مشکلات و وضعیت وخیم و نیازمندیهای آنان شوند کارگروه خبرنگاران بخش شهر روزنامه سپهرغرب برحسب وظیفه و رسالت صنفی با حضور در این مبادی و گفتگو با تعدادی از رانندگان، مسافران، ساکنین و شاغلین صنوف و نیز برخی از ساکنان در این مبادی از آنها خواستند تا عمده مشکلات ورودیهای شهر همدان را پس از گذشت چندین سال از زمان آغاز طرح توسعه شهری بیان تا به سمع و نظر تصمیمگیران و مجریان و مدیران برسد به این امید که شاید از این رهاورد چشم بینا و گوش شنوایی درصدد رسیدگی به آنها برآید.
زیرا ازآنجاکه ورودی هر شهر نشاندهنده هویت آن و هویت شهری به معنای شکل کلی و فرم شهر، فرهنگ شهری در هر مکان و زمان است، بنابراین میتوان با بهبود و ساماندهی فضاهای ورودی احساس تعلق را در ساکنین و خاطرهای ماندگار در ذهن مسافرین خلق کرد که براین اساس همکاری و توجه مسئولان ذیربط نسبت به ورودیها و ارائه تدوین و راهکارهایی جهت احیا کردن ورودی شهر الزامی است.
اینکه در جمعبندی کلی مطالب و نظریات، انتقادات و پیشنهادها اینگونه به نظر میرسد که از منظر این گفتگو شوندگان مهمترین مشکلات ورودی شهر همدان: مشتمل برمواردی چون:
-عدم تعریض مبادی ورودی و تعریف مسیر کندرو برای دو ورودی (بهویژه در جاده کرمانشاه و ملایر)
عدم رسیدگی به ایستگاههای راهنمایی رانندگی و رسیدگی موانع و کریدورهای ورودی شهر
-فقدان مراکز مناسب خدماترسانی و بهداشتی و استراحتگاهی برای مسافران و گردشگران
-عدم توجه به بهسازی روکش جاده و لکهگیری مناسب مسیرهای ورودی
نبود چراغ و تابلوهای ایمنی متناسب با وضعیت هر قسمت از مسیر
-عدم روشنایی و دید مناسب در شب
-وجود زبالههای ساختمانی رها شده در برخی قسمتهای ورودی شهر
عدم آبیاری و احیاء فضای مناسب برای جلوهنمایی بصری و خدمترسانی به مسافرین و عموم مردم
وجود مشاغل آلاینده و صنوف مزاحم که علاوه بر ایجاد آلودگی زیستمحیطی با تجاوز به مسیر راه موجب ایجاد خطر میشوند
-فقدان سر درب و طاقنما و یا بنای ورودی با استفاده از سبک معماری، ویژگیهای فرهنگی و تاریخی و مصالح بومی منطقهای
- فقدان تابلوهای خوشآمدگویی زیبا و جذاب
فقدان ویترین فرهنگی و نمایههای بصری برای خلاصهگویی داشتههای شهر
- فقدان فضاهای تفرجی و فراغتی جهت استفاده ساکنین، مسافرین و توریستها با استفاده از عناصر و ویژگیهای طبیعی و تاریخی
- فقدان مراکز تولید، نمایش و عرضه محصولات بومی، سنتی و محلی در مکانهای مناسب فضای ورودی
عدم تبیین ضوابط عملیاتی در طراحی محیطی پهنه ورودی شهر
عدم توجه به فرم و شکل طبیعی اراضی محدوده ورودی شهر بر مبنای اصول زیستمحیطی و طبیعی
فقدان اِلمانهایی متناسب با هویت شهر
عدم استفاده از چراغهای خورشیدی برای تأمین روشنایی و کاهش مصرف انرژی
عدم توجه به بحث نوآوری و تقویت و ایجاد جذابیت در نقاط عطف بصری تقویت حس نزدیک شدن به شهر با جانمایی نشانههای بصری متوالی در طول محور
عدم توجه و به ساماندهی و حذف مشاغل و عناصر و علائمی که موجب آلودگی و اغتشاشات بصری میباشند
عدم توجه به حذف نخالهها و زبالهها از اطراف محور
عدم توجه به جمعآوری و عقیمسازی حیوانات وحشی و مزاحم در اطراف ورودی
عدم توجه به شاخص کردن لحظه مواجه با شهر با تأکید بر نشانههای بصری
عدم مسدود کردن دید به محل توقف وسایل نقلیه سنگین
- عدم هدایت وسایل نقلیه سنگین از راههای ثانویه و کمربندیها و عدم تداخل وسایل نقلیه سنگین و سبک در ورودی شهر
- عدم نورپردازی مناسب و جذاب ورودی متناسب با حس القا به شهر
عدم حفظ و تقویت کاربریها و فعالیتهای با سابقه جهت تداوم شخصیت
و مواردی ازایندست میباشد که امید است روزی دستی از استان بیرون آمده و به فکر چارهاندیشی برای آنها بیافتد.