اصلاح اقتصادی بدون شفافیت و مشارکت مردم امکانپذیر نیست
سپهرغرب، گروه اقتصادی- زهره پوروهابی: کارشناس مدیریت راهبردی در گفتوگویی تحلیلی با سپهرغرب با تأکید بر نقش مردم در وضعیت اقتصادی کشور، به بررسی چالشهای داخلی و خارجی پرداخت و لزوم آگاهیبخشی به جامعه برای تحقق اصلاحات اقتصادی را یادآور شد.
در هفتههای اخیر، رقابت میان تلاش برای مهار تورم و پیامدهای ناشی از تحریمهای اقتصادی خارجی و مدیریت ناترازی ارزی، به صدر اخبار و دغدغههای روزمره مردم تبدیل شده است. بر اساس اعلام نهادهای رسانهای، افزایش شتابان نرخ ارز و تداوم تورم، اقتصاد ایران را بار دیگر در صدر دغدغههای معیشتی جامعه قرار داده و این شرایط بیثبات بازارها و فشار بر زندگی خانوارها را بهروشنی نشان میدهد.
یکی از مهمترین اقدامات دولت در ماه گذشته، پرداخت اعتبار ماهانه یک میلیون تومان به هر ایرانی بوده، اقدامی که سخنگوی دولت آن را گامی در جهت حمایت معیشتی از مردم در مواجهه با گرانیها و نوسانات اقتصادی معرفی کرده است. این بسته حمایتی پیشاپیش در حساب سرپرستان خانوار قرار گرفته تا اثرات کوتاهمدت فشارهای اقتصادی را کاهش دهد و از فشار بیشتر بر زندگی خانوارها بکاهد.
در همین حال، تصمیمات اصلاحی در زمینه نظام بانکی و مالی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در کنار سیاستهای حمایتی و بانکی، بازتابهای رسانهای و تحلیلی نیز بر ضرورت تغییرات ساختاری در اقتصاد ایران تأکید میکنند. تحلیلگران سیاسی و اقتصادی معتقدند که اصلاحات اقتصادی مقطعی دیگر پاسخگوی مشکلات ایران نیست و باید به سمت تغییر پارادایم اقتصادی حرکت کرد تا ناترازیهای بودجهای و بیثباتیهای ارزی کاهش یابد و راه را برای توسعه پایدار هموار کرد.
درمجموع، تحولات یک ماه اخیر نشان میدهد که ایران در تلاش برای یافتن راهحلهای همزمان بهمنظور کاهش فشارهای اقتصادی، حمایت از معیشت مردم و اصلاح ساختارهای کلان اقتصادی است. این فرآیندها، هرچند با چالش و نارضایتیهای اجتماعی همراه بودهاند، اما نمایانگر یک دوره گذار است که در آن راهکارهای موقتی و راهبردی برای مواجهه با بحرانهای جاری در دستور کار قرار گرفتهاند. واکنشها و سیاستگذاریهای آینده در این دوره تعیینکننده خواهد بود و بسیاری از تحلیلگران معتقدند که برای دستیابی به ثبات اقتصادی پایدار، شفافیت، اصلاح نهادها و مشارکت فعال مردم و بخش خصوصی ضروری است.
در این میان اگرچه نمیتوان تأثیر سالها تحریم شدید اقتصادی و ایجاد مانع برای فروش نفت توسط دشمنان این ملت را نادیده گرفت اما قطعاً ناکارآمدیها و سهلانگاریهای مسئولان نیز واقعیتی است که نمیتوان از کنار آن بهراحتی گذشت.
برای بررسی شرایط اقتصادی این روزها گفتوگویی ترتیب دادیم با کارشناس مدیریت راهبردی و سفیر سابق ایران در مکزیک و استرالیا که متن آن را در ادامه میخوانید؛
دکتر محمدحسن قدیریابیانه در ابتدا به مسائل امنیتی و نقش عوامل خارجی اشاره کرد و گفت: اسرائیل بهصراحت اعلام کرده که سلاحها و عواملش در ایران فعال هستند. درواقع، افرادی که در این فتنه نقش داشتند و بهسوی مردم و نیروهای مسلح تیراندازی کردند، همانهایی هستند که با ریزپرندهها و ابزارهای مشابه در جنگ 12 روزه ملت ایران را هدف قرار دادند. این افراد جنایتکار، مزدور و از عوامل دشمن هستند و در حقیقت خودِ دشمن بهشمار میآیند. برخورد قاطع و اعمال اشد مجازات برای این عناصر، نهتنها یک ضرورت امنیتی است، بلکه حذف آنها موجب گسترش امنیت در کشور خواهد شد.
وی در ادامه به فشارهای اقتصادی اخیر پرداخت و توضیح داد: در کنار مسائل امنیتی، شاهد افزایش قیمت ارز و رشد قیمت اقلام مختلف بودهایم که بهطور مستقیم به معیشت مردم فشار آورده. مردم باید بدانند که بخش قابلتوجهی از این مشکلات معیشتی، خواست و هدف دشمن است. ترامپ بهصورت آشکار دشمنی خود را با جمهوری اسلامی اعلام کرده و بخشی از این گرانیها ناشی از همین فشارهای خارجی است.
با این حال، او بر لزوم نگاه واقعبینانه و شناسایی نقش عوامل داخلی تأکید کرد: البته نباید همه مشکلات را صرفاً به عوامل خارجی نسبت داد. بخش مهمی از افزایش قیمت ارز، تورم و گرانیها، ریشههای داخلی دارد. ما باید علاوه بر شناخت نقش دشمن، مقصران داخلی را هم شناسایی کنیم و بپذیریم که برخی تصمیمها، عملکردها و حتی رفتارهای اقتصادی در داخل کشور، به تشدید این وضعیت دامن زده است.
این کارشناس مدیریت راهبردی نقش مردم را در شکلگیری شرایط موجود قابل توجه دانست و گفت: نکته مهم این است که مردم بدانند چه کسانی موجب شکلگیری این وضعیت شدهاند چراکه در این میان خود مردم هم نقش داشتهاند و دارند، دلیل کاهش ارزش پول ملی و افزایش قیمت ارز، حاصل یک عامل واحد نیست، دهها عامل مختلف در این روند دخیل هستند که من درباره آنها بهصورت مفصل، حتی در قالب یک مقاله مستقل، توضیح دادهام.
قدیریابیانه با تأکید بر اهمیت مسئولیت فردی افزود: ما نیاز داریم مردم به نقش خودشان در وضعیت اقتصادی کشور پی ببرند و وظایفشان را در زمینههای مختلف بهدرستی انجام دهند. برای مثال، در حوزه رانندگی، سالانه حدود 20 هزار نفر در تصادفات جادهای جان خود را از دست میدهند. عددی که حتی از متوسط کشتههای ما در طول هشت سال جنگ تحمیلی هم بیشتر است. بخش عمده این تلفات ناشی از عدم رعایت قوانین توسط رانندگان است سرعت غیرمجاز، سبقت غیرمجاز و رانندگی در حالت خوابآلودگی.
وی در ادامه افزود: وقتی موضوعی را روشن میکنید، مثلاً در حوزه سوخت، گاهی ناچار به واردات میشویم و برای واردات بنزین، ارز تخصیص میدهیم، در حالی که اگر اسراف نکنیم، میتوانیم به جای واردات، صادرات بنزین داشته باشیم. این مسئله باعث میشود واردات ما افزایش پیدا کند و بهنوبه خود روی نرخ ارز اثر بگذارد. این تنها یک نمونه است و موارد متعدد دیگری هم وجود دارد.
او با انتقاد از فرهنگ نپذیرفتن مسئولیت فردی تصریح کرد: معمولاً افرادی که دچار حادثه میشوند یا خودشان باعث فاجعه برای دیگران میشوند، همه تقصیرها را به گردن جاده یا خودرو میاندازند و میگویند ماشین کیفیت لازم را ندارد. خب، اگر خودرو کیفیت لازم را ندارد، چرا با سرعت بالا در این خیابانها تردد میکنید و قوانین را رعایت نمیکنید؟ ما کمتر عادت داریم مسئولیت و تقصیرهای خودمان را بپذیریم. این موضوعی است که رسانهها باید برای مردم روشن کنند.
کارشناس مدیریت راهبردی با تأکید بر اهمیت مدیریت داخلی و رفتار عمومی گفت: ناترازی ارزی یکی از مشکلات ناشی از مدیریت داخلی است که دشمنان از آن سوءاستفاده میکنند. منظور من از مدیریت، فقط مدیریت رسمی نیست، بلکه رفتار عمومی هم هست. ما معمولاً فقط مدیریت را در مسئولان میبینیم و نقش خودمان را نادیده میگیریم، در حالی که تکتک ایرانیها میتوانند اثر مثبت داشته باشند.
قدیریابیانه با اشاره به اهمیت وجدان کاری و فرهنگ بهرهوری افزود: یکی از عوامل مهم دیگر که در دنیا هم معمولاً اثرگذار است قیمتهاست؛ چون عرضه زیاد است و هرجا عرضه زیاد باشد اثر معکوس بر قیمت میگذارد؛ اما در کنار اینها وجدان کاری، فرهنگ بهرهوری و درستکاری هم بسیار مهم است. متأسفانه ما در این حوزهها مشکل داریم به همین دلیل است که مقام معظم رهبری طی سالهای گذشته این مسائل را در قالب شعارهای سال مطرح کردهاند، اما ما عادت داریم حتی وقتی شعار سال اعلام میشود، فقط مدیران را مخاطب فرض کنیم.
وی با اشاره به ریشههای اجتماعی این مشکل افزود: البته من دولت را بیتقصیر و سیاستها را بیاشکال نمیدانم، بسیاری از کسانی که امروز درست عمل نمیکنند، در همین نظام تعلیم و تربیت بزرگ شدهاند و با همین نظام آموزشی پرورش یافتهاند؛ بنابراین، اگر نقصی میبینیم، باید بپذیریم که دولتمردان، نظام آموزشی، آموزش و پرورش و سایر نهادهای مرتبط هم مقصرند. مشکل اصلی اینجاست که بسیاری از کسانی که باید این آگاهیها را منتقل کنند، خودشان این آگاهی را نداشته و توان و انگیزه لازم برای انتقال آن به مردم را ندارند.
این کارشناس مدیریت راهبردی با ذکر مثالهایی از اقتصاد کلان توضیح داد: تصور عمومی مردم از میزان درآمدهای دولت، بهویژه درآمد ناشی از صادرات نفت، بسیار اغراقآمیز است در حالی که صادرات نفت حدود روزانه یک میلیون و چهارصد هزار بشکه است. یعنی به ازای هر ایرانی، در ماه کمتر از نصف یک بشکه نفت میرسد. از همین مقدار هم، نیمی صرف سهم شرکت نفت، استانهای نفتخیز و محروم و صندوق توسعه ملی میشود. درنهایت، سهم واقعی به ازای هر ایرانی شاید به حدود یکچهارم بشکه هم نرسد.
قدیریابیانه درباره تصمیم اخیر دولت برای حذف ارز ترجیحی اظهار کرد: تا پیش از این تصمیم، که بهنظر من اقدام درستی بود، اگر ارزی از محل صادرات نفت بهدست میآمد، آن را با نرخهایی مانند 4200 تومان، 21 هزار و 500 تومان یا حتی کمتر، در اختیار تعداد محدودی برای واردات کالاهای اساسی قرار میدادند. مردم از واقعیت این سازوکار و محدود بودن منابع ارزی اطلاع دقیقی نداشتند.
وی با تحلیل اصلاحات اقتصادی افزود: یکی از کالاهایی که ارز ترجیحی به آن اختصاص مییافت برنج بود واردکنندگان برنج موظف بودند این کالا را با قیمت کیلویی حدود 60 هزار تومان به دست مصرفکننده نهایی برسانند اما عملاً چنین اتفاقی نمیافتاد و یارانه از بیتالمال به جیب واردکنندگان میرفت. اکنون دولت این مسیر نادرست را متوقف کرده و بهجای آن اعلام کرده به هر نفر ماهانه یک میلیون تومان پرداخت میشود، این اقدام دولت یک اصلاح مهم و ضروری بود؛ هرچند باید بسیار زودتر انجام میشد.
وی با اشاره به دشواریهای کوتاهمدت اصلاحات افزود: طبیعی است که این تصمیم برای مردم سخت باشد. برخی میگویند دولت به ما نفری یک میلیون تومان داده، اما در مقابل، پنج یا 6 میلیون تومان از جیبمان با گرانیها برداشته شده، اما قبل از این تصمیم، قیمتها افزایش پیدا نکرده بود؟ آن گرانیها چرا رخ داد؟ اینجا دوباره پای ناکارآمدیها به میان میآید افزایش قیمتها حاصل مجموعهای از عوامل است، نه یک تصمیم واحد.
این کارشناس مدیریت راهبردی به تجربه حذف ارز ترجیحی در دولت گذشته اشاره کرد و گفت: در زمان حذف ارز چهار هزار و 200 یا 21 هزار و 500 تومانی، قیمت برخی اقلام مانند روغن تا حدود 400 درصد افزایش یافت. بسیاری این گرانی را صرفاً به تصمیم دولت نسبت دادند در حالی که یکی از عوامل مهم جنگ اوکراین بود. اوکراین و روسیه صادرکنندگان اصلی غلات و دانههای روغنی هستند و اختلال در صادرات این اقلام، قیمت جهانی را افزایش داد.
قدیریابیانه در ادامه افزود: در همان شرایط، برخی کشورهای همسایه مثل پاکستان، عراق و ترکمنستان فقط برای یک تا دو ماه ذخیره گندم داشتند و همین مسئله باعث شده بود آرد ایران بهشدت از مرزها خارج شود. اقدام دولت آقای رئیسی مانع از ادامه این روند شد و قاچاق آرد را تا حدی مهار کرد. اگر این تصمیم گرفته نمیشد، کشور با خطر واقعی قحطی مواجه میشد.
وی، با تأکید بر ضرورت شفافگویی دولت با مردم گفت: یکی از مشکلات جدی اقتصاد کشور این است که دولتمردان شرایط موجود را همانطور که هست برای مردم توضیح نمیدهند در حالی که بدون آگاهی و اقناع افکار عمومی، اصلاحات اقتصادی امکانپذیر نیست.
کارشناس مدیریت راهبردی با اشاره به تجربه خود در مأموریتهای دیپلماتیک و آشنایی با سیاستهای اقتصادی سایر کشورها افزود: کشورهایی که اصلاحات اقتصادی موفقی داشتهاند، ابتدا واقعیتها را شفاف بیان، مقدمات اجتماعی و اقتصادی اصلاحات را فراهم و سپس در یک فضای شفاف و قابل پیشبینی از شرایط بحرانی عبور کردهاند.
قدیریابیانه همچنین به سیاستهای قیمتگذاری انرژی اشاره کرد و افزود: از ابتدای انقلاب گفته شد کالا باید ارزان باشد. برای تحقق این هدف، یارانه به تولید داده و قیمتها دستوری پایین نگه داشته شد اما نتیجه این سیاست چیزی جز فساد، رانت و قاچاق نبود.
وی ادامه داد: اگر نفت خام را بشکهای 70 تا 80 دلار در نظر بگیریم، گازوئیل با احتساب هزینه پالایش، حمل و توزیع، حدود بشکهای 100 دلار تمام میشود اما ما نفت سفید را بشکهای حدود 24 هزار تومان، یعنی کمتر از یکچهارم دلار میفروشیم. گازوئیل نیز دونرخی است.
این کارشناس مدیریت راهبردی تأکید کرد: در حالی که این سوخت برای دولت حدود بشکهای 100 دلار هزینه دارد، عرضه آن با قیمت یک دلار، علامت غلط به بازار میدهد. سرمایهگذار وقتی میخواهد کارخانه یا طرحی را اجرا کند، در محاسبات اقتصادی، قیمت انرژی را بشکهای یک دلار در نظر میگیرد نه قیمت واقعی. به همین دلیل، پروژهای که در ظاهر سودده است، در واقع برای کشور زیان ملی به همراه دارد زیرا با صادر کردن همین سوخت، سود بیشتری عاید کشور میشد.
قدیریابیانه با مقایسه سیاستهای انرژی ایران با سایر کشورها گفت: در کشورهایی مانند ترکیه، از سوخت مالیات گرفته میشود. اگر قیمت سوخت 100 دلار باشد، 20 تا 30 دلار مالیات به آن اضافه میکنند؛ بنابراین سرمایهگذاری فقط در پروژههایی انجام میشود که با قیمت واقعی انرژی هم سودده باشند، نه پروژههایی با سود ظاهری.
وی ادامه داد: وقتی قیمتها واقعی نباشند، اقتصاد مثل رانندگی در جادهای تاریک و مهآلود با تابلوهای اشتباه است. اصلاحات اقتصادی اگر مبتنی بر شفافیت و واقعیسازی قیمتها باشد، میتواند آثار مثبت و پایداری داشته باشد.
این کارشناس مدیریت راهبردی با اشاره به برخی اصلاحات اخیر اظهار کرد: پرداخت ماهانه یک میلیون تومان به هر ایرانی را میتوان یک گام مثبت دانست. در گذشته، همین مبلغ از سهم هر ایرانی از بیتالمال برداشته و به واردکنندگان کالای اساسی داده میشد، اما اکنون این منابع مستقیماً به مصرفکننده نهایی میرسد.
قدیری ابیانه در پایان با بیان اینکه با پرداخت مستقیم یارانه کالاهای اساسی به مردم، انگیزه احتکار تا حد زیادی از بین رفت و واردکننده ترجیح میدهد سریعتر کالا را بفروشد خاطرنشان کرد: اصلاحات اقتصادی اجتنابناپذیر است، اما شرط موفقیت آن، شفافیت، واقعیسازی قیمتها و حمایت مستقیم از مردم است؛ نه توزیع رانت در حلقههای واسطهای.