پرستاران؛ تکیهگاه بیماران، چشمانتظار حمایت مسئولان
رئیس سازمان نظام پرستاری همدان با اشاره به اینکه گرهگشایی از مطالبات پرستاران در گرو تبدیل وضعیت نیروهای شرکتی و اصلاح احکام حقوقی است، گفت: بیتردید تحقق این دو مؤلفه، در گرو هماهنگی و اراده مشترک «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی»، «سازمان اداری و استخدامی کشور» و «سازمان برنامه و بودجه» است.
روز پرستار، فراتر از یک مناسبت تقویمی، تجلیگاه پیوند میان «ایثار بیادعای زینبی» و «دانش تخصصی در خط مقدم سلامت» است؛ جایگاهی که در آن پرستاران بهعنوان ستونهای مستحکم نظام درمانی، نهتنها مراقبتهای بالینی، بلکه بار سنگین ناترازیهای اجتماعی و ساختاری کشور را بر شانههای خسته اما استوار خود حمل میکنند.
با این حال، این حرفه که ماهیت آن با عشق و اخلاقمداری گره خورده، امروز در چنبرهای از بحرانهای زیرساختی، ازجمله کمبود شدید نیروی انسانی گرفتار شده است. در همین راستا، دکتر عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت، میانگین نسبت پرستار به تخت در کشور را کمتر از 0.95 اعلام کرده که بسیار پایینتر از استانداردهای جهانی است. بسیاری از بیمارستانها با نسبتهایی پایینتر از حد مطلوب فعالیت میکنند و همین موضوع به افزایش خستگی، فشار کاری و کاهش کیفیت مراقبت منجر میشود.
با توجه به اهمیت موضوع در این خصوص ابتدا با هرمز نیکقدم، رئیس سازمان نظام پرستاری همدان و در ادامه با راحله شکری، پرستار با سابقه همدانی که 22 سال در بخشهای مختلف حضور داشته و هماکنون در بیمارستان بعثت در بخش تروما فعالیت میکند، گفتوگو کردیم.
**هرمز نیکقدم، رئیس سازمان نظام پرستاری همدان
*نقش پرستاران در کیفیت درمان و ایمنی بیماران تا چه اندازه در نظام سلامت و افکار عمومی شناخته شده است و بهنظر شما برای ارتقای جایگاه حرفهای و اجتماعی پرستاران چه اقداماتی ضرورت دارد؟
همانطور که رهبر شهیدمان نیز تصریح فرمودهاند، پرستار فردی است که بیوقفه بر بالین بیمار حضور دارد، به او خدمترسانی میکند و وظیفه خطیر پایش وضعیت بیمار را بر دوش میکشد. بر همین مبنا، بخش عمدهای از زنجیره مراقبت باکیفیت، مستقیماً توسط کادر پرستاری محقق میشود. حتی اگر یک پزشک، برجستهترین و حاذقترین جراح جهان هم باشد، پس از انجام عمل بر بالین بیمار نمیماند؛ در این نقطه، کسی که باید فرایند مراقبت را تداوم بخشد، ارتباطی مؤثر و آرامشبخش با بیمار برقرار کند و روند نگهداری را با دقت پایش کند تا بیمار در وضعیت تثبیتشده قرار گیرد، پرستار است.
واقعیت این است که چالشهای کنونی در حوزه پرستاری، مجموعه نظام سلامت کشور را به مخاطره انداخته است؛ در واقع موضوع صرفاً آسیب دیدن صنف پرستاری نیست، بلکه تهدیدی برای کل چرخه سلامت ملی است. متأسفانه ارقام مندرج در احکام استخدامی و دریافتی کادر پرستاری بسیار پایین است و به همین سبب، انگیزه لازم برای ادامه خدمت از بین رفته است.
ما این هشدار کارشناسی را بارها به نمایندگان مجلس و مسئولان اجرایی ابلاغ کردهایم که این احکام و ارقام دریافتی، به هیچوجه در شأن و منزلت حرفهای این متخصصان نیست. در شرایط کنونی با حقوق حدود 25 یا 26 میلیون تومان، اداره زندگی ناممکن است و همکاران ما در بستر فشارهای اقتصادی کشور، با بحران شدید معیشتی دستبهگریباناند.
اگر منصفانه و دقیق بنگریم، پرستار نقشی حیاتی در حفظ جان بیمار ایفا میکند؛ نقشی بیبدیل که در غیاب آن، نظام سلامت بیدرنگ دچار فروپاشی میشود. متأسفانه تبعیض فاحش میان کادر درمان، بهویژه جامعه پرستاری، با سایر نهادها و ادارات دولتی به مرزهای نگرانکنندهای رسیده و انگیزه همکاران ما را فرسوده است. مطالبه قطعی ما از متولیان این است که بدون فوت وقت به این بحران ورود کنند.
ما زمانی فریاد زدیم تدبیری بیندیشید؛ این همکاران با سرمایههای این آبوخاک و در دانشگاههای دولتی همین مرزوبوم تحصیل کرده و تخصص یافتهاند؛ چرا شرایط باید بهگونهای رقم بخورد که راهی کشورهای عربی و حاشیه خلیج فارس شوند؟ اما دریغا که صدای ما شنیده نشد و موج مهاجرت پرستاران رقم خورد. اکنون نیز هشدار میدهم: اگر احکام کارگزینی و سطح حقوق پرستاران اصلاح نشود، متأسفانه جریانی با عنوان «پویش استعفا» در کشور قوت خواهد گرفت؛ هرچند خوشبختانه در همدان شاهد چنین موضوعی نیستیم.
امیدواریم هرگز شاهد چنین عواقبی نباشیم و زحمات کادر پرستاری دیده شود تا حقوق قانونیشان به درستی پرداخت گردد. خدمت در پرستاری تعطیلبردار نیست؛ در حالی که سایر ادارات ساعت کاری مشخصی دارند، پرستار شبانهروز شیفت میدهد. حرف ما این است که بالاخره پرستاران کارمند دولت هستند یا خیر؟ اگر هستند، باید متناظر با کارکنان سایر نهادها از رفاهیات و مزایا برخوردار شوند و اگر نیستند، صریحاً تکلیف آنان را روشن کنند.
شایسته نیست که پرستاران بهدلیل ماهیت شغلشان از حق استراحت و رسیدگی به امور خانوادگی محروم بمانند و همزمان در نظام حقوق و دستمزد نیز مورد بیعدالتی قرار گیرند. این وضعیت با هیچ معیاری از عدالت همخوانی ندارد و ساختار فعلی نیازمند بازنگری فوری است. مسئولان باید بدانند که مصوبه کاهش ساعات کاری، الزاماً باید کادر درمان را نیز در بر بگیرد. منطقی نیست که اکثریت قاطع پرستاران، مستخدم رسمی دولت باشند و شماره پرسنلی داشته باشند، اما به بهانه فعالیت در نظام پرستاری از این تسهیلات محروم شوند، در حالی که سایر کارمندان دولت از آن بهرهمندند.
برای همکاران ما در نظام سلامت، شرایط بحرانی، سیل یا وضعیت جنگی تفاوتی در تعهد ایجاد نمیکند. در بحرانهای گذشته، جامعه پرستاری وفاداری خود را ثابت کرد؛ همکاران ما در تمام روزهای سخت، بهمثابه دژ دفاعی ایستادند و حتی یک ثانیه در روند خدمترسانی وقفه ایجاد نکردند. انتظار بهحق ما این است که این فداکاریها دیده شود و با آنان در شأن و همتراز با دیگر کارکنان دولت رفتار شود.
* پیشتر از کمبود حدود هزار پرستار در استان سخن گفته بودید، درحالیکه دانشگاه علوم پزشکی در شهریور سال جاری کمبود را حدود 800 نفر اعلام کرده است. آخرین برآورد سازمان نظام پرستاری چیست و این کمبود چه پیامدهایی برای فشار کاری پرستاران و کیفیت مراقبت از بیماران دارد؟
حدود 200 نیروی طرحی به مجموعه اضافه شدهاند، اما کمبود نیرو همچنان در بخشهای درمانی محسوس است؛ بهگونهای که هر پرستار بهطور میانگین مسئولیت مراقبت از 10 تا 12 بیمار را بر عهده دارد و در مواردی، این آمار به 15 بیمار در یک شیفت نیز میرسد.
بدیهی است که این حجم از فشار، کیفیت خدمات مراقبتی را مستقیماً کاهش میدهد. از سوی دیگر، رویه ناکارآمد وزارت بهداشت و سازمان امور اداری و استخدامی در صدور مجوز استخدام، چالشبرانگیز شده است؛ چراکه این مجوزها تنها به بیمارستانهای تازهتأسیس اختصاص مییابد. واقعیت این است که در همدان بیمارستان تازهتأسیسی نداریم تا بتوان بر اساس آن مجوز آزمون گرفت. اغلب بیمارستانهای استان ما متعلق به سالهای 1357 و 1358 هستند و با مجموعهای از ابنیه فرسوده مواجهیم.
پیامد این سازوکار، ناتوانی در جذب نیروی جایگزین برای همکاران بازنشسته است؛ در نتیجه برقراری نسبت استاندارد پرستار به تخت غیرممکن شده است. فقدان بیمارستان نوساز در مدار، معضل اصلی و ریشهای استان همدان است که مانع جذب کادر درمان جدید و ارتقای کیفیت مراقبت میشود.
* مهمترین مشکلات معیشتی و حرفهای پرستاران همدان در حال حاضر چیست و وضعیت پرداخت مطالبات، تعرفه خدمات پرستاری و تناسب دریافتی با سختی کار چگونه است؟
درباره پرداخت مطالبات، تعرفهها صرفاً تا اسفندماه تسویه شده و در حال حاضر نزدیک به 6 ماه عقبماندگی در پرداخت وجود دارد. البته مبالغ مربوط به اضافهکاری بهروز پرداخت میشود، اما همانطور که پیشتر خدمتتان عرض کردم و باز هم بر آن تأکید میکنم، این ارقام فوقالعاده ناچیز و پایین است.
مسئله بنیادین دیگر این است که متأسفانه با وجود افزایش هزینهها و کسورات بیمهای، دریافتی همکاران ما روزبهروز تحلیل رفته و کمتر میشود. این یک معضل جدی است. انتظار و مطالبه اساسی ما این است که تعرفه خدمات پرستاری بهشکل واقعی محاسبه و پیادهسازی شود؛ یعنی دقیقاً مبتنی بر الگوی کارمزد در برابر خدمت یا همان مدل معروف فیفورسرویس؛ به این معنا که بهازای هر اقدام درمانی و خدمتی که پرستار برای بیمار انجام میدهد، تعرفه واقعی و متناظرِ همان خدمت ثبت و پرداخت شود تا همکاران ما بتوانند از دسترنج واقعی تلاش خود بهرهمند شوند.
اما متأسفانه سازوکار فعلی کاملاً بهصورت تجمیعی و مقطوع اداره میشود؛ به این معنا که فرقی نمیکند همکار ما مسئولیت 10 بیمار را بر عهده داشته باشد یا برای بیمار خود 1000 خدمت تخصصی انجام دهد؛ در هر صورت همان مبلغ ثابت و چرخه فرمایشیِ ازپیشتعیینشده به او تعلق میگیرد. این یک خطای بزرگ و انحراف فاحش ساختاری است که در فرایند تعرفهگذاری خدمات پرستاری اعمال میشود.
افزون بر این، همکاران ما نسبت به شکاف عمیق امکانات رفاهی در سطح ستاد وزارتخانه در قیاس با دانشگاههای علوم پزشکی بهشدت معترضاند. متأسفانه تبعیض بسیار گستردهای میان نیروهای صف و ستاد برقرار است که پیامدی جز دوگانگی و سرخوردگی در بدنه کادر درمان نداشته است.
انتظار ما این است که همان بسته خدمات و امکانات رفاهی که در سطح ستاد وزارت بهداشت ارائه میشود، توسط مسئولان دانشگاه علوم پزشکی همدان و سایر دانشگاههای استانی نیز دقیقاً برای کلیه کارکنان و پرستاران اجرایی گردد. قاعده عدالت بسیار روشن است: اگر اعتبارات و بودجهای وجود دارد، متعلق به همه است؛ و اگر کمبود و مضیقهای هست، باید برای همگان یکسان باشد، نه آنکه بار محرومیت منحصراً بر دوش کادر بالینی و دانشگاههای استانی سنگینی کند.
*با توجه به افزایش فشار کاری و نگرانیها درباره ترک خدمت یا مهاجرت نیروهای متخصص، چه اقداماتی برای حفظ پرستاران باتجربه و جلوگیری از فرسودگی شغلی آنان باید در اولویت قرار گیرد؟
مؤلفه نخست و اساسی، «افزایش عادلانه حقوق و دستمزد» است؛ ترمیمی که بتواند انگیزه ماندگاری همکاران ما را تثبیت کند تا ناگزیر به روی آوردن به شغل دوم یا فکر کردن به گزینه مهاجرت نباشند.
منطق این معادله بسیار روشن و بدیهی است. اگر پرستاری با جان و دل به مردم و هموطنان خود خدمترسانی میکند، چرا باید ناچار شود این تخصص را برای کشورهای عربی بهکار بگیرد؟ اگر در همینجا شرایط زیستی و معیشتی شایستهای برای او فراهم شود، بدون تردید کشور خود را ترجیح میدهد. باور بفرمایید مطالبه همکاران ما امر محال یا فراتر از قاعدهای نیست؛ آنان هرگز انتظاری نامتعارف یا مزایایی ورای آنچه در سایر دستگاهها و ارگانها پرداخت میشود ندارند؛ تنها خواستهشان، دستیابی به حق و حقوق واقعی خودشان است.
اما ریشه این نارضایتی، وجود «احکام متعدد و احکام جداگانه» در ساختار وزارت بهداشت است. متأسفانه ما در دانشگاههای علوم پزشکی و مجموعه وزارت بهداشت با ملغمهای از شیوههای گوناگون استخدامی روبهرو هستیم؛ نیروهای مشمول تبصرههای مختلف، پیمانی، قراردادی و نیروهای شرکتی!
بخشی از همکاران ما در قالب نیروهای شرکتی و تحت پوشش قانون کار فعالیت میکنند؛ از آنجا که سازوکار افزایش سالانه حقوق کارگری با نیروهای خدمات کشوری متفاوت بوده، اکنون با تضادی روبهرو شدهایم که در آن، دریافتی یک نیروی شرکتی از همکار باسابقه رسمی خود پیشی گرفته است! در حال حاضر، همکاری داریم که ماهیانه نزدیک به 40 میلیون تومان دریافتی دارد، درحالیکه دقیقاً در کنار او، پرستار دیگری با وظایف و شیفتهای کاملاً مشابه یا حتی سابقه بیشتر، تنها 27 تا 28 میلیون تومان دریافت میکند.
این تبعیض آشکار و غیرقابلتوجیه است؛ هر دو نفر در یک بخش بالینی، با یک سختی کار و دوشادوش یکدیگر مشغول نجات جان بیماران هستند، اما چنین شکاف عمیقی در پرداختیهایشان وجود دارد. طبیعی است که این تبعیضِ ساختاری همکاران ما را دلسرد، سرخورده و «دلچرکین» میسازد؛ حساسیتی که در نهایت، کادر درمان را به سمت مهاجرت به خارج از کشور، اشتغال به مشاغل ثانویه و در نهایت ترک خدمت سوق میدهد.
* در آستانه روز پرستار، از میان مطالبات جامعه پرستاری کدام موارد را میتوان با تصمیمات استانی پیگیری کرد و چه مطالباتی به تصمیم وزارت بهداشت وابسته است؟ از مسئولان چه تعهدات مشخص و قابل ارزیابی انتظار دارید؟
اگر بخواهم واقعیت مسئله را در بُعد استانی تشریح کنم، باید بگویم که ما در دانشگاه علوم پزشکی همدان با بیشترین حجم از نیروهای شرکتی مواجه هستیم. نکته کلیدی و چالشبرانگیز اینجاست که حقوق و مزایای این حجم وسیع از نیروهای شرکتی، ناگزیر باید از محل «درآمدهای اختصاصی خود دانشگاه» تأمین و پرداخت شود. همین مسئله بار مالی فوقالعاده سنگینی را بر دوش دانشگاه تحمیل کرده و تراز مالی آن را برهم زده است.
راهکار بنیادین این است، اگر این نیروهای شرکتی «تبدیل وضعیت» شوند و ردیف بودجه دولتی دریافت کنند، فشاری که بر درآمدهای اختصاصی وارد میشود برداشته خواهد شد؛ در نتیجه، همان منابع آزادشده میتواند مستقیماً صرف تسویه مطالبات معوق چندماهه همکاران ما، ازجمله تعرفه خدمات پرستاری شود. این مطالبه و گام نخست است.
گام دوم، «اصلاح احکام حقوقی همکاران» است؛ احکامی که باید متناسب با واقعیتهای اقتصادی جامعه و تورم حاکم بر کشور بازنگری و ترمیم شوند. بیتردید تحقق این دو مؤلفه، در گرو هماهنگی و اراده مشترک مثلث «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی»، «سازمان اداری و استخدامی کشور» و «سازمان برنامه و بودجه» است. این فرایند سازمانی چندان پیچیده نیست و بار اجرایی سنگینی ندارد؛ تنها نیازمند یک همت و عزم مدیریتی است.
اگر مسئولان اراده کنند، قطعاً بدنه پرستاری با امیدواری و رضایت از آن استقبال خواهد کرد؛ همانگونه که همکاران ما در تمامی بزنگاههای سخت تاریخی، از دوران طاقتفرسای کرونا گرفته تا دوران بحرانها و روزهای دشواری چون جنگ 12 روزه و ایام ماه مبارک رمضان، وفاداری، تعهد و ایثار خود را به این نظام، ساختار درمان و مردم این مرزوبوم به اثبات رساندند. آنان همواره پای کار ایستادهاند و با جان و دل برای مردم و بیماران خدمت میکنند؛ بنابراین شایسته نیست که با چنین بیمهریها و تنگناهای معیشتی مواجه شوند.
**راحله شکری، پرستار با سابقه همدانی که 22 سال در بخشهای مختلف حضور داشته و هماکنون در بیمارستان بعثت در بخش تروما فعالیت میکند.
* در سالهای فعالیت خود، چه تجربهای بیش از دیگر اتفاقات برای شما نشان داده است که حضور و مراقبت بهموقع پرستار تا چه اندازه میتواند در نجات جان بیمار یا بهبود وضعیت او مؤثر باشد؟
پرستار پس از پزشک، مراقبتهای حیاتی از بیمار را انجام میدهد. در مراقبت از بیمار، پرستار باید افزون بر پیگیری درمان، حمایت روحی و روانی او را نیز بر عهده بگیرد. حمایتگری، رازداری و تداوم مراقبت از جمله ویژگیهایی هستند که به بیمار احساس امنیت میدهند و روند درمان را مؤثرتر میکنند.
در این سالها بارها دیدهام که حضور بهموقع بر بالین بیمار تا چه اندازه اهمیت دارد؛ گاهی حتی چند ثانیه میتواند سرنوشت بیمار را تغییر دهد. وقتی پرستار بهموقع حاضر میشود و درمان بدون تأخیر انجام میگیرد، ممکن است انسانی از خطری جدی نجات پیدا کند و دوباره به زندگی بازگردد.
چنین لحظههایی برای کادر درمان بسیار رضایتبخش است؛ اینکه بدانیم مراقبت و اقدام بهموقع ما در نجات جان یک انسان نقش داشته است، ارزش و معنای کار پرستاری را دوچندان میکند.
**بسیاری از مردم وظیفه پرستار را به تزریق دارو و انجام دستورات پزشک محدود میدانند. در واقعیت، چه بخشهایی از مسئولیتهای تخصصی، تصمیمگیریهای بالینی و مراقبتهای پرستاری از نگاه بیماران و خانوادههای آنان پنهان میماند؟
شاید در نگاه عموم، نقش پرستار به حضور در بالین بیمار و ثبت گزارشهای روتین خلاصه شود، اما حقیقت جاری در بخشهای درمانی بسیار فراتر از این تصویر کلیشهای است. پیگیریهای بیوقفه، تماسهای شخصی پرستاران با پزشکان یا هماهنگیهای اضطراری با سایر مراکز درمانی برای جلوگیری از وقفه در روند درمان، همگی تلاشهایی هستند که خارج از دید عموم انجام میشوند.
ما در این مسیر، گاه حتی از موبایل شخصی و زمان استراحت خود برای نجات جان بیمار مایه میگذاریم تا چرخ درمان متوقف نشود؛ تلاشهایی که در آمارها ثبت نمیشوند اما سرنوشتسازترین لحظات زندگی بیمار را رقم میزنند. رسانهها باید به چنین مواردی اشاره کنند تا عموم مردم متوجه نقش واقعی پرستاران در بهبود روند بیماری شوند.
** مراقبت از بیماران بدحال، بهویژه در شیفتهای طولانی و شرایط اضطراری، چه فشارهای جسمی و روانی بر پرستاران وارد میکند و چگونه میتوان در چنین شرایطی کیفیت مراقبت و آرامش بیمار را حفظ کرد؟
شیفتها بهشدت سنگین، طولانی و از نظر جسمی و روانی فرساینده هستند؛ واقعاً شرایط سختی حکمفرماست. اما نکته حیاتی اینجاست که هیچکدام از این فشارها و کمبودها هرگز مانع از انجام بهموقع اقدامات درمانی نمیشود. ما هرگز اجازه نمیدهیم کمبود نیرو، روند درمان بیمار را به تأخیر بیندازد.
در چنین شرایطی، سیستم اولویتبندی فعال میشود؛ بیمارانی که شرایط وخیمتر و اورژانسی دارند در خط مقدم توجه قرار میگیرند و بیشترین توان و انرژی کارکنان به سمت بیمار بدحال متمرکز میشود تا ثانیهای از درمان هدر نرود.
*کمبود نیروی انسانی چه تغییری در حجم مسئولیتهای روزانه شما ایجاد کرده و این وضعیت تا چه اندازه بر فرصت رسیدگی به نیازهای جسمی و عاطفی بیماران تأثیر گذاشته است؟
در نظام سلامت، گاهی فشارِ کمبود نیرو به قدری سنگین میشود که بارِ مسئولیتِ همکارانِ غایب، بر دوش کادرِ حاضر آوار میشود. اما در اتاقهای عمل و بخشهای ویژه، «نبودِ نیرو» هیچگاه بهانهای برای «تأخیر در درمان» نیست.
وقتی همکارمان بهدلیل بیماری یا مشکلات شخصی حضور ندارد، بار کاریِ او را ما به دوش میکشیم. ممکن است این شرایط، خستگی مفرطی را به همراه داشته باشد؛ گاهی در شیفتهای چندین ساعته، فرصتی برای صرف یک وعده غذا باقی نمیماند و حتی گاهی پیش میآید که از شدت فوریت کارها، دریغ از یک قطره آب برای رفع عطش، ساعتها بر بالین بیمار ایستادهایم.
*در آستانه روز پرستار، مهمترین انتظار شما از مسئولان و همچنین مردم چیست و چه تغییری میتواند احساس ارزشمندی حرفهای و انگیزه ادامه فعالیت را در میان پرستاران تقویت کند؟
در آستانه روز پرستار، از ریاست و مدیریت دانشگاه برای تلاشهایشان جهت رفع نیازها تشکر میکنم، اما همچنان مشکلاتی وجود دارد. کل جامعه پرستاری نیازمند توجه بیشتری، هم از نظر معیشتی و هم از نظر سلامتی است. اگر نیروی انسانی کافی تأمین شود، فشار کمتری بر پرستاران وارد شده و خدمات مطلوبتری به جامعه ارائه میشود.
مطالبات اصلی ما در حوزه معیشتی است و این پرداخت بهموقع است که به بچهها انگیزه میدهد تا از نظر روحی و معیشتی وضعیت بهتری داشته باشند. در نهایت، انتظار ما فقط این است که مسئولان توجه ویژهتری به کادر درمان داشته باشند.