راه اساسی فقرزدایی «اشتغالآفرینی» است
سپهرغرب، گروه اقتصادی: «باید اذعان کنیم که در دهه پیشرفت و عدالت، نمره مطلوبی در باب عدالت بهدست نیاوردهایم.» 1399/03/07 این عبارت رهبر انقلاب اسلامی در پیامی که بهمناسبت آغاز بهکار مجلس یازدهم صادر کردند، بهروشنی عقبماندگی در مسئله عدالت، این آرمان و ارزش مهمِ نظام اسلامی را نشان میدهد. موضوعی که پیش از این از سوی ایشان مورد تصریح قرار گرفته بود: «در مورد عدالت ما عقبمانده هستیم؛ در دهه پیشرفت و عدالت واقعاً پیشرفت کردیم [اما] در زمینه عدالت باید تلاش کنیم، باید کار کنیم. باید از خدای متعال و از مردم عزیز عذرخواهی کنیم.» 29/11/96
البته حضرت آیتالله خامنهای در بیانیه گام دوم انقلاب تأکید کردند که: «نارضایتی این حقیر از کارکرد عدالت در کشور نباید به این معنی گرفته شود که برای استقرار عدالت کار انجام نگرفته است. واقعیت آن است که دستاوردهای مبارزه با بیعدالتی در این چهار دهه با هیچ دوره دیگر گذشته قابل مقایسه نیست.» 22/11/97
در گفتار زیر حجتالاسلام محمدحسین حسینزاده بحرینی، عضو هیئتعلمی گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی و نماینده مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سؤال ما راه اساسی فقرزدایی را اشتغالآفرینی، رفع موانع تولید و بهبود فضای محیط کسبوکار دانستهاند:
رهبر انقلاب میفرمایند با وجود تلاشهایی که شده، متأسفانه در باب عدالت نمره مطلوبی بهدست نیاوردیم، این خیلی مهم است. ببینید وقتی عالیترین مقام یک جامعه و حاکمیت صراحتاً اظهار میکند که ما در باب عدالت به نمره قابل قبولی دست پیدا نکردیم، این دلالت عملیاتیاش برای ما نمایندگان و برای کسانی که در قوه مجریه و دستگاه قضائی کشور هستند، یک رهنمود عملیاتی دارد. آن رهنمود این است که اگر هم در گذشته اشتباه کردیم، حداقل از الآن به بعد باید مسیرمان را تصحیح کنیم. ما باید جهتگیری در قانونگذاری، در انتخاب مسئولین، در نظارت بر رفتار مسئولین و بازخوردهایی که از جامعه میگیریم، مثل یک خطکش خیلی شفاف مرتباً پیش رویمان باشد که آن خطکش، خطکش عدالت است. ضریب جینی 42 صدم، یعنی جامعه ما دچار نابرابری بوده و بهلحاظ توزیع درآمد کشوری هستیم که در آن متأسفانه قلههای بسیار بلند درآمد بعضاً نامشروع و غیر قانونی در کنار درههای بسیار عمیق فقر وجود دارند.
مطالبه رهبر معظم انقلاب دراینباره جدی بوده، این امر واجبی است و مجلس و دولت هر کاری میکنند، باید برآیندش ارتقای سطح عدالت باشد.
چرا فقر ایجاد میشود و نمود فقر چیست؟ نمود فقر این است که یک خانوار بهاندازه کفاف درآمد نداشته باشد. اگر جامعه به درجهای رسید که بخش قابل توجهی از خانوارها بهاندازه کفاف درآمد نداشته باشند، این جامعه دچار فقر میشود. در بعضی از کشورها این فقر ناشی از آن است که در آن کشور ثروت کم بوده و طبیعی است که در یک کشوری که ثروت وجود ندارد، فقر گسترش پیدا میکند؛ اما در کشور ما منشأ فقر، نبود ثروت نیست، بلکه ما کشور ثروتمندی بوده و جزء 20 اقتصاد برتر دنیا هستیم، منابع طبیعی در ایران کمنظیر است.
سؤال این است، کشوری که اینهمه ثروت و قدمت دارد و در مسئولینش برای برطرف کردن فقر اینهمه انگیزه هست، کجای کار اشکال دارد؟ نخستین سؤالی که باید پاسخ دهیم این است که چرا فقر ایجاد شده است؟ وقتی از فقر صحبت میکنیم، این دلالت عملیاش نباید آن باشد که برویم دست فقرا را بگیریم و به آنها کمک کنیم و یارانه بیشتری بدهیم، البته اگر نیاز است، باید این کار را هم که جزء وظایف حکومت است، انجام دهیم.
اما راه فقرزدایی این است که «بسترهای ایجاد درآمد» را توسعه دهیم؛ یکی از ریشههای جدی فقر، «بیکاری» است. خانوادهای که در آن هیچکس شاغل نیست، درآمد ندارد و خانوادهای که درآمد ندارد، فقیر است. اگر قرار بوده فقرزدایی بشود، باید اشتغال توسعه پیدا کند تا بیکاری به حداقل ممکن برسد. اگر بیکاری کنترل نشود، فقر ریشهکن نمیشود. اینکه ما مساعده، کمک نقدی و سبد معیشتی بدهیم، راه ریشهای فقرزدایی نیست، اگر ضرورت دارد در یک مقطعی باید این کار را بکنیم.
برای بالا بردن نمره عدالت باید اشتغال ایجاد کنیم؛ اما چرا اشتغال پایین است و بیکار زیاد داریم؟ پاسخش در یک حوزه دیگری است. شغل را کسانی ایجاد میکنند که از ثروت کافی برای سرمایهگذاری و از تخصص و فناوری برخوردار هستند. اینها کارخانه و مرکز خدماتی ایجاد میکنند و مزرعه کشاورزی و دامداری راه میاندازند. ریشه اینکه در ایران شغل کم هست و بیکاری بالا بوده، این است که افراد اشتغالآفرین بهدلیل موانع بسیار زیادی که حکومت ایجاد کرده، نمیتوانند اشتغال ایجاد کنند.
در جامعهای که کارآفرینش به این نتیجه برسد که کسبوکارش را رها کند و عائله بانک بشود، یعنی از محل سپردهگذاری امورات روزمره خودش را بگذراند، این جامعه مستحق بیکاری و فقر است. از سال 1380 تا الآن که ما در ایران بانکهای خصوصی ایجاد کردیم، متأسفانه تیشه به ریشه کسبوکارهایمان زدیم. بانکهای خصوصی بر سر نرخ سود رقابت راه انداختند، بهتدریج بانکهای دولتی هم در این بازی آمدند و نرخ سود هرروز بالا و بالاتر رفت و 20 تا 30 درصد سود میدادند. در جامعهای که بتوان بدون دردسر سپرده گذاشت و گرفتار حق بیمه و کارگر نشد و 20 تا 30 درصد سود گرفت، دیگر با چه منطقی میشود پول را به سمت کسبوکار برد؟ با چه منطقی کارخانه احداث کرد؟ طبیعی است که همه عائله بانکها میشوند.
الآن ما در اقتصاد ایران مبتلا به این فاجعه شدهایم و مردممان را عائله بانکها کردهایم. وقتی مردم نانخور بانکها میشوند، دیگر رغبتی به کسبوکار ندارند. وقتی مردم کسبوکار ایجاد نکنند، نیاز به کارگر هم ندارند. آن کسی هم که پولی ندارد که سپرده بگذارد، سپرده و شغلی نخواهد داشت؛ ما الآن به این نقطه رسیدهایم. وقتی رهبر میفرمایند به معیشت مردم برسید، معنای عملیاتی آن برای نمایندگان مجلس این است که باید فضای اقتصاد را بهگونهای بازسازی کنند که مردم بتوانند کسبوکار راه بیندازند و شغل ایجاد کنند. کارآفرین رغبت کند کارخانه بسازد، مزرعه کشاورزی ایجاد کند، کسبوکار راه بیندازد و مشاغل دانشبنیان توسعه پیدا کند، همه اینها را ما باید فراهم کنیم.
بهاینترتیب مطالبه رهبر انقلاب محقق خواهد شد. چون هم اقتصاد راه میافتد، هم جهش تولید رخ میدهد و هم شغل بهوجود میآید که بهصورت پایدار فقر از جامعه ریشهکن میشود. کار اساسی بهبود فضای کسبوکار، برطرف کردن موانع تولید، تشویق و دلگرم کردن تولیدکننده و ایجاد شغل است که نتیجه آن رفع اساسی و پایداری فقر در کشور میشود.