گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:104219
مدیر گروه آموزش و ارتقای سلامت معاونت بهداشتی همدان مطرح کرد:

سواد سلامت؛ پادزهرِ نسخه‌های فضای مجازی

سواد سلامت؛ پادزهرِ نسخه‌های فضای مجازی

مدیر گروه آموزش و ارتقای سلامت معاونت بهداشتی همدان، «سواد سلامت» یا همان توانایی درک و به‌کارگیری درست اطلاعات بهداشتی را پادزهرِ توصیه‌های غیرعلمی در فضای مجازی دانست و گفت: افراد باید میان «تجربه‌ شخصی» و «مستندات علمی» تفکیک قائل شوند، ادعای بهبودی یک فرد، دلیلی برای تعمیم آن روش به دیگران نیست؛ بنابراین ضروری است پیش از هر تصمیم درمانی، صلاحیت حرفه‌ای منبع خبر را بررسی کنند تا در دامِ ادعاهای اغراق‌آمیز گرفتار نشوند.
عصرِ انفجار اطلاعات، تضاد عجیبی را برای نظام سلامت عمومی رقم زده؛ هرچه دسترسی شهروندان به محتواهای پزشکی و تغذیه‌ای ساده‌تر شده، رفتارهای پرخطر و خوددرمانی‌های کورکورانه نیز فزونی یافته است. امروز، تمایز میان «دانش انباشته‌شده» و «سواد سلامت کاربردی»، به گمشده‌ اصلی در مسیر درمان تبدیل شده است.
وقتی «خوددرمانی»،از مصرف خودسرانه‌ آنتی‌بیوتیک‌ها گرفته تا بهره‌گیری از مکمل‌های غیرضروری و داروهای لاغری، از یک انتخاب ساده به یک تهدید جدی برای سلامتِ فردی و امنیت بهداشتیِ جامعه تبدیل می‌شود، دیگر نمی‌توان تنها با توصیه‌های کلی از کنار آن عبور کرد. چالشِ بنیادینِ امروزِ ما، نه فقدان دسترسی به اطلاعات، که فقدان «مهارت‌های تصمیم‌گیری» در مواجهه با این داده‌های متناقض است؛ مهارتی که می‌تواند مرز میان یک انتخابِ آگاهانه و آسیب‌های جبران‌ناپذیرِ ارگانیک باشد.
با توجه به اهمیت موضوع در این خصوص با دکتر ملیحه طاهری، مدیر گروه آموزش و ارتقا سلامت معاونت بهداشتی استان همدان گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید:
*چرا با وجود دسترسی بیشتر مردم به پزشک و اطلاعات پزشکی، خوددرمانی و جست‌وجوی درمان در شبکه‌های اجتماعی همچنان رواج دارد؟ آیا این رفتار بیشتر ناشی از پایین‌بودن سواد سلامت است یا عواملی مانند هزینه، دسترسی، تجربه قبلی و اعتماد به اطرافیان نیز نقش جدی دارند؟
نسبت‌دادن پدیده‌ «خوددرمانی» صرفاً به پایین‌بودن سطح سواد سلامت در میان مردم، ساده‌سازی یک مسئله‌ چندوجهی و پیچیده است. خوددرمانی، رفتاری با ریشه‌های متعدد است که برآیند مداخله‌ عوامل متعددی در رفتارهای فردی و ساختارهای اجتماعی است؛ از این رو، نمی‌توان با راه‌اندازی یک جنبش ساده یا تک‌بعدی، انتظار امحا و از بین رفتن کامل این رفتار را داشت.
امروزه دستیابی جامعه به داده‌ها و اطلاعات پزشکی نسبت به گذشته به‌مراتب افزایش یافته؛ با این حال، باید میان «دسترس‌پذیری اطلاعات» و «توانایی بهره‌برداری کارآمد و درست از آن» مرز مشخصی قائل شد. به‌عنوان مثال، یک فرد ممکن است دانش نظری نسبتاً زیادی درباره‌ یک بیماری مشخص داشته باشد، اما توانایی تشخیص زمان دقیق ضرورتِ مراجعه به پزشک را نداشته باشد؛ یا نداند دارویی که موجب بهبود فرد دیگری شده، آیا از نظر بالینی برای وضعیت ارگانیک بدن خود او نیز مناسب است یا خیر؟
علاوه بر این، متغیرهای ساختاریِ تعیین‌کننده‌ای همچون هزینه‌های درمان، میزان دسترسی‌پذیری به خدمات بهداشتی، زمان انتظار در مراکز درمانی و تجربیات زیسته‌ قبلیِ فرد از مواجهه با نظام سلامت، نقش بسیار پررنگی در ترغیب افراد به رفتارهای خوددرمانگرانه دارند. در کنار این عوامل، توصیه‌های شفاهی شبکه‌ روابط نزدیک (خانواده و دوستان) و بازنویسی تجربیات شخصی آن‌ها، همچنان یکی از قوی‌ترین محرک‌های این فرایند محسوب می‌شود.
در سال‌های اخیر، گسترش فضای مجازی نیز این چالش را تشدید کرده است. بسترهای دیجیتال با ارائه‌ پاسخ‌های فوری، تسهیل‌شده و به ظاهر قاطع، مسیر میان‌بری را پیش روی فرد می‌گذارند. این پاسخ‌های سریع، در مقایسه با طی‌کردن فرآیند زمان‌بر، هزینه‌بر و گاه پیچیده‌ مراجعه به مراکز درمانی و معاینه‌ پزشکی، برای بیمار جذابیت بالاتری ایجاد می‌کنند.
از این رو، رویکرد آسیب‌شناسانه نباید بر پایه‌ منع مطلق یا توصیه‌های تجویزی سلیقه‌ای «خوددرمانی نکنید» استوار باشد؛ بلکه در گام نخست باید ریشه‌ها و انگیزه‌های سوق‌یافتن افراد به این سمت تحلیل شود و در گام بعد، به‌جای انباشت محض اطلاعات، «مهارت تصمیم‌گیری آگاهانه در حوزه سلامت» در سطح جامعه تقویت گردد.
*مردم امروز با حجم زیادی از توصیه‌های سلامت در اینستاگرام، کانال‌ها و سایت‌ها روبه‌رو هستند. یک شهروند عادی از کجا بفهمد یک توصیه پزشکی یا تغذیه‌ای معتبر است؟ چه نشانه‌هایی باید او را نسبت به یک محتوا یا مدعی درمان مشکوک کند؟
این دغدغه‌ای است که اکنون نهادهای متولی سلامت، ازجمله وزارت بهداشت را نیز درگیر کرده است. راهکار پیشنهادی در این زمینه، ترکیبی از «سواد رسانه‌ای» و «سواد سلامت» است تا مردم بتوانند در مواجهه‌ روزمره با محتوای دیجیتال، از ابزارهای شناختی خود برای ارزیابی مطالب استفاده کنند؛ البته انتظار نمی‌رود که شهروندان در نقش پزشک ظاهر شده و تمامی مطالب پزشکی را به‌طور تخصصی تحلیل کنند؛ اما رعایت چند نکته‌ کلیدی در هنگام بررسی محتوا، می‌تواند بسیار راهگشا باشد.
نخست آنکه باید نسبت به منبع خبر هوشیار بود؛ اینکه آیا فرد ارائه‌دهنده‌ مطلب، تخصص و صلاحیت حرفه‌ای مرتبط با موضوع را دارد یا خیر. دوم اینکه باید میان «تجربه‌ شخصی» و «مستندات علمی» تفکیک قائل شد. اینکه فردی ادعا کند دارویی را مصرف کرده و بهبود یافته، دلیل کافی برای تعمیم آن روش به دیگران نیست.
سومین نکته، توجه به ادعاهای اغراق‌آمیز است. عباراتی نظیر «درمان قطعی»، «بدون هیچ عارضه»، «درمان در کوتاه‌ترین زمان ممکن» و یا استفاده از ادبیات تهاجمی همچون «پزشکان این روش را از شما پنهان می‌کنند»، جملگی هشدارهای جدی هستند که باید فرد را نسبت به صحت محتوا با تردید مواجه کنند. همچنین، هنگامی که شخص توصیه‌کننده، همزمان در حال تبلیغ و فروش محصول مورد نظر است، احتمال وجود تضاد منافع بسیار بالا می‌رود و ضرورت دارد با نگاهی انتقادی‌تر به محتوا نگریست.
این ملاحظات به معنای بی‌اعتمادی مطلق به فضای مجازی نیست؛ چراکه خود تیم‌های سلامت و مراکز بهداشتی نیز از همین بستر برای آموزش عمومی بهره می‌برند. مسئله، «اعتمادسنجی» است. ما هرگز توصیه نمی‌کنیم به هیچ اطلاعاتی اعتماد نشود، بلکه تأکید بر این است که به تمام اطلاعات به یک اندازه اعتماد نکنیم و همواره اولویت را به منابع رسمی و معتبرِ نظام سلامت اختصاص دهیم.
*تفاوت میان «داشتن اطلاعات پزشکی» و «داشتن سواد سلامت» چیست؟ آیا ممکن است فردی مطالب زیادی درباره یک بیماری خوانده باشد اما همچنان تصمیم درمانی نادرستی بگیرد؟
این دو با هم متفاوت است؛ ممکن است فردی اطلاعات بسیار زیادی درباره بیماری‌هایی نظیر دیابت، پرفشاری خون یا اصول تغذیه داشته باشد، اما هنگام مواجهه با یک موقعیت واقعی و بالینی، قادر به اتخاذ تصمیم صحیح نباشد. برای نمونه، فردی با تحصیلات عالی در رشته ریاضی که دانش نظری زیادی پیرامون پرفشاری خون دارد، لزوماً هنگام ابتلا به این بیماری یا مواجهه با بیماری اطرافیانش، بر اساس آموخته‌های پیشین، بهترین تصمیم درمانی را اتخاذ نخواهد کرد.
در همین نقطه است که تفاوت بنیادین «اطلاعات» با «سواد سلامت» نمایان می‌شود. اطلاعات به معنای دانسته‌های انباشته‌شده است، در حالی که سواد سلامت، توانایی به‌کارگیری صحیح و به‌موقع این دانسته‌هاست؛ بدان معنا که فرد بتواند اعتبار منابع را تشخیص دهد، متغیرهای موقعیتی را درک کند و قدرت تصمیم‌گیری درباره‌ ضرورت استفاده یا عدم‌استفاده از آن اطلاعات را در لحظه‌ نیاز داشته باشد.
حتی گاهی مشاهده شده که انباشت اطلاعات پراکنده و حجیم، بیش از آنکه منجر به اتخاذ تصمیم درست شود، به سردرگمی فرد دامن می‌زند. بر همین اساس، هدف برنامه‌های آموزش سلامت، «بمباران اطلاعاتی» جامعه نیست؛ بلکه تمرکز بر آموزش و ارتقای «مهارت تصمیم‌گیری در سلامت» متناسب با شرایط اختصاصی هر فرد است.
*در خوددرمانی، کدام رفتارها از نظر سلامت عمومی نگران‌کننده‌ترند؛ مصرف خودسرانه آنتی‌بیوتیک، مکمل‌ها، داروهای لاغری، مسکن‌ها یا استفاده از نسخه دیگران؟ چه زمانی یک تصمیم ظاهراً ساده می‌تواند به تأخیر در تشخیص یا آسیب جدی منجر شود؟
از منظر سلامت عمومی، درجه‌بندی نگرانی‌ها درخصوص رفتارهای خوددرمانگرانه، کار ساده‌ای نیست؛ چراکه سطح خطر به متغیرهای متعددی نظیر نوع دارو، دوز مصرفی، مدت زمان استفاده و شرایط فیزیولوژیک فرد بستگی دارد. با این وجود، نمی‌توان از تبعات نگران‌کننده‌ مصرف خودسرانه‌ طیفی از داروها به‌سادگی عبور کرد.
یکی از جدی‌ترین چالش‌ها، مصرف خودسرانه‌ «آنتی‌بیوتیک‌ها» است که از دو جنبه‌ فردی و جمعی حائز اهمیت است. در سطح فردی، بیمار در معرض عوارض جانبی مستقیم قرار می‌گیرد؛ اما در سطح جمعی، این رفتار به بروز «مقاومت میکروبی» در جامعه منجر می‌شود. در چنین شرایطی، حتی اگر فرد در آینده تحت نظر پزشک و با نسخه‌ معتبر از آنتی‌بیوتیک استفاده کند، به‌دلیل گسترش سویه‌های مقاوم در سطح جامعه، ممکن است درمان به نتیجه‌ مطلوب نرسد.
در مورد «مسکن‌ها»، با اینکه ساده‌ترین داروها در سبد دارویی خانوارها محسوب می‌شوند و به‌وفور برای دردهای خفیف استفاده می‌شوند، تصورِ «بی‌خطر بودن» آن‌ها یک خطای شناختی بزرگ است. مصرف مداوم یا ناصحیح مسکن‌ها می‌تواند عوارض ارگانیک جدی و ماندگاری بر جای بگذارد.
در حوزه‌ «مکمل‌ها» نیز شاهد نوعی «سوپرمارکتی شدن» داروخانه‌ها هستیم؛ جایی که افراد بر اساس تشخیص شخصی و بدون نیاز به آزمایش‌های تشخیصی یا توصیه‌ حرفه‌ای، مکمل‌های متنوعی را انتخاب و مصرف می‌کنند. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای پیشرفته، دسترسی به مکمل‌ها ضابطه‌مند بوده و نیازمند بررسی‌های بالینی است. مصرف خودسرانه‌ این محصولات، علاوه بر تداخلات دارویی، می‌تواند فشارهای مضاعفی بر اندام‌های حیاتی بدن، به‌ویژه کبد وارد کند.
با این همه، هسته‌ اصلی بحران در خوددرمانی، لزوماً نوع داروی مصرفی نیست؛ بلکه «به تأخیر انداختن تشخیص و درمان اصلی» است. گاهی مصرف خودسرانه‌ یک داروی ساده، تنها نشانه‌های یک بیماری جدی را می‌پوشاند و مسیر تشخیص به‌موقع را مسدود می‌کند.
درخصوص «داروهای لاغری» که امروزه به‌شدت تبلیغ می‌شوند، ضرورت نظارت متخصص غدد و متابولیسم کاملاً غیرقابل‌انکار است. این داروها، ازجمله نسل جدید داروهای تزریقی لاغری، نیازمند بررسی دقیق وضعیت هورمونی و بالینی فرد هستند. در مواردی که فرد دارای بیماری‌های زمینه‌ای مانند دیابت یا فشار خون است، گاهی ریسک‌های ناشی از تداخلات یا عوارض جانبی داروهای لاغری، به‌مراتب خطرناک‌تر از وضعیت فعلی وزن بیمار است. تصمیم برای استفاده از داروهای لاغری باید توسط تیم پزشکی نه فقط یک متخصص گرفته شود.
تمامی این موارد در زمره‌ «دارو» طبقه‌بندی می‌شوند و ورود به حوزه‌ مصرف آن‌ها بدون ارزیابی تخصصی، اقدامی مخاطره‌آمیز است.
*اگر هدف این باشد که مردم همدان در مواجهه با اطلاعات سلامت تصمیم‌های مطمئن‌تری بگیرند، نظام سلامت باید چه کاری فراتر از توصیه‌های کلی انجام دهد؟ آموزش در مدارس، تولید محتوای معتبر، تقویت مشاوره داروسازان، پاسخ‌گویی برخط یا آموزش مهارت ارزیابی منابع؛ کدام‌یک اولویت بیشتری دارد؟
برنامه‌های وزارت بهداشت در این راستا، از آموزش‌های پایه در مدارس آغاز شده و اقدامات متعددی را در سطوح مختلف دربر گرفته است. رویکرد ما صرفاً ارائه اطلاعات نیست؛ بلکه نحوه انتقال این اطلاعات به گونه‌ای است که برای عموم جامعه قابل‌فهم و کاربردی باشد. نکته حیاتی، عبور از مرحله «دریافت» به مرحله «به‌کارگیری» و تحلیل دانسته‌هاست.
در واقع، فلسفه اصلی ما بر این ضرب‌المثل قدیمی استوار است: «به جای دادن ماهی، باید ماهیگیری را بیاموزیم.» هدف این است که توانمندی لازم را در افراد ایجاد کنیم تا خود بتوانند اعتبار هر پیامی را، چه از طریق شبکه‌های مجازی منتشر شده باشد و چه در تعامل با اطرافیان و دوستان، بسنجند.
در این مسیر، تمام اعضای گروه سلامت، شامل مراقبان سلامت، پزشکان و داروسازان، در حال توانمندسازی هستند تا بتوانند به‌عنوان بازوهای اصلی نظام سلامت، پاسخگوی دقیق و حرفه‌ای پرسش‌های مردم باشند. هدف این رویکرد، دور کردن مردم از فضای مجازی نیست؛ بلکه تبدیل این بستر به ابزاری در خدمت آموزش سلامت و اعتمادسازی است تا شهروندان بتوانند از ظرفیت‌های دیجیتال به شکلی ایمن و آگاهانه بهره ببرند.

ارسال نظر

سوال: پایتخت ژاپن؟ Tokyo

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار